PDA

مشاهده کامل : صداهای ماندگار



صفحه ها : [1] 2

zeus
23-01-2007, 23:34
در این تاپیک اطلاعاتی راجع به دوبله در ایران وکلاً هر آنچه که راجع به دوبلاژ و دوبلور های این حرفه میخواهید بدانید ارائه میشود همچنین اخرین اخبار صنعت دوبلاژ در ایران در این تاپیک قرار خواهد گرفت

ضمناً یادآوری میگردد کلیه مطالب این تاپیک برگرفته از مطالب مربوط به دوبله مندرج در مطبوعات، کتاب سال 84 سینما، سایتها و لینکهای مرتبط با دوبله، و قسمتی هم از آرشیو شخصی اینجانب میباشد

zeus
23-01-2007, 23:35
بیوگرافی استاد منوچهر اسماعیلی


تولد: 1318
شروع حرفه اي دوبله: 1336
ساير فعاليتها: بازي در تئاتر به صورت غيرحرفه اي, بازي در سينما از جمله شب هاي زاينده رود
ويژگي صدا: توانايي بي نظير و انعطاف پذير براي خلق تيپ ها و شخصيت هاي متفاوت
از نقش هاي شاخص:
سريال: دايي جان ناپلئون(اسدالله ميرزا), هزار دستان(جمشيد مشايخي, محمدعلي کشاورز, عزت الله انتظامي و دو نقش ديگر), کنت مونت کريستو(ژرار دپارديو), بينوايان. گوينده نقش هاي اول متعدد در سينما بجاي آنتوني کويين, گريگوري پک, چارلتن هستون, لارنس اوليويه, سيدني پوآتيه, راد استايگر, مارچلو ماستروياني, فرانک سيناترا, ايو مونتان, ويليام هولدن, بهروز وثوقي, احمد نجفي, داريوش ارجمند, جهانبخش سلطاني, جمشيد هاشم پور و...
خالق تيپ مشهور پيتر فالک و رضا بيک ايمانوردي


سينما:
آخرين غروب(کرک داگلاس)
پاپيون(استيو مک کوئين)
بيليارد باز(جکي گيلسون)
دايره سرخ(ايو مونتان)
سزار و رزالي(ايو مونتان)
آيا برامس را دوست داريد(ايومونتان)
جاسوسه اي که مرا دوست داشت(راجر مور)
دکتر استرنجلاو(در سه نقش به جاي پيتر سلرز)
هنرپيشه ها:
جيمز کاگني(کرد هزار چهره, هر سپيده دم مي ميريم)
مارچلو ماستروياني(گل آفتابگردان, هشت و نيم, تودو مودو, معشوقه گانگستر)
کرک داگلاس(آخرين غروب, سازش)
جک لمون(جايزه بزرگ)
پل اسکافيلد(مردي براي تمام فصول)
لارنس اوليويه(اسپارتاکوس / دوبله اول)
رابرت دنيرو(مخمصه, سلطان کمدي, خوابگردها)
الک گينس(لورنس عربستان / دوبله اول, گذري به هند, کرامول, قاتلين پيرزن)
جيمز استوارت(داستان اب بي آي, پرواز فونيکس)
آرنولد شواتزينگر(ترميناتور 3, قيام ماشين ها)
مارلون براندو(جوليوس سزار, کوئيمادا)
ژرار دپارديو(دانتون, ساکت شو, طعم جنايت, تشريفات ساده)
لي ماروين(کت بالو)
ليو جاکوبي(ايرما خوشگله)
والتر ماتائو(شيريني شانس, جي اف کي)
جوزف کاتن(مرد سوم)
ديويد کارادين(بيل را بکش, جلد دوم)
ژان گابن(توهم بزرگ)
پاتريک مک گوهان(شجاع دل) و...
مادر(محمدعلي کشاورز, اکبر عبدي و جمشيد هاشم پور)
هزار دستان(محمدعلي کشاورز, جمشيد مشايخي, عزت الله انتظامي, جمشيد لايق)
سرب(جمشيد مشايخي, هادي اسلامي و جلال مقدم)
تنگنا(سعيد راد, عنايت بخشي)
قيصر(بهروز وثوقي, جمشيد مشايخي) و...


منوچهر اسماعيلي در سال 1318 متولد شد. او دوبله فيلم را از سال 1336 آغاز كرده و از سال 1342 كه دهه طلايي دوبله فيلم در ايران بود، مدير دوبلاژ بوده و گويندگي بسياري از نقش هاي اول را به عهده داشته است. «گريگوري پك»، «چارلتن هستن»، «لارنس اليويه»، «سيدني پوآتيه»، «لارنس هاروي»، «رد استايگر»، «جيمز كاگني» و «مارچلو ماستروياني» شماري از اين نقش هاي اول است. اسماعيلي نخستين بار در سال 1340 به جاي آنتوني كوئين در فيلم «سندباد بحري» (ريچارد والاس 1947) صحبت كرد. آنتوني كوئين در نقش فرعي بازي مي كرد و اسماعيلي در آن سال تحصيلات دبيرستان را به پايان رسانده بود. «ساعت بيست و پنج» (هانري ورنوي، 1967)، «راز سانتا ويتوريا» (استنلي كريمر، 1969) و «ارثيه خانواده فرامونتي» (مائورو بولوينيني، 1976) شماري از فيلم هاي است كه به جاي آنتوني كوئين دوبله كرده است. اسماعيلي به جاي ويليام هولدن در «جاسوس دوجانبه»/«خائن ساختگي» (جرج سيتون، 1962) نيز حرف زده است. در سينماي ايران نخستين بار نام او در عنوان بندي فيلم «جاده مرگ» (اسماعيل رياحي، 1342) در مقام سرپرست گويندگان ثبت شده است. او كارش را با مديريت دوبلاژ فيلم هاي «ضربت» (ساموئل خاچيكيان، 1343) و «مرد نامرد» (سياوش شاكري، 1345) ادامه داد و همزمان با محبوبيت صداي او بر چهره پيتر فالك فيلم هاي بيك ايمانوردي را نيز دوبله مي كرد. بيك ايمانوردي بازيگر فيلم هاي حادثه اي بود و پس از «گدايان تهران» (‍محمد علي فردين، 1345) كه اسماعيلي به جاي او حرف زد در نتيجه استقبال عمومي از او در چنين نقشي، موفق شد در فيلم هاي ديگري با ارائه همان تيپ با همان دوبله به ايفاي نقش بپردازد. اسماعيلي در سال هاي پس از انقلاب به عنوان بازيگر در فيلم «سردار جنگل» و «ميرزا كوچك خان» (امير قويدل، 1363) و «شبهاي زاينده رود» (محسن مخملباف، 1369) بازي كرد، كه در اين كار خلاقيت چشمگيري هم ارز دوبله از خود نشان نداد

zeus
23-01-2007, 23:57
بیوگرافی استاد چنگیز جلیلوند

http://iricap.com/images/mag/entry/magentry-small-041117074337-V-44-k.gif


تولد: 1315, شيراز
ساير فعاليت ها: بازي در تئاتر از 1336, بازي در سه فيلم سينمائي از 1338 تا 1357, مديريت دوبلاژ از 1341
سال 1357 به آمريکا رفت و از سال 1382 به عنوان گوينده و مدير دوبلاژ در موسسه فرهنگي هنري قرن 21 شروع بکار کرد.
نقش هاي شاخص:
گوينده ي نقش هاي اول به جاي پل نيومن, مارلون براندو, ريچارد برتن, کلينت ايستوود, برت لنکستر, پيتر اوتول, يول برينر, دين مارتين, فردين, ناصر ملک مطيعي, بهروز وثوقي, منوچهر وثوق و....


از نقش هاي شاخص:
پل نيومن(بيليارد باز, گربه روي شيرواني داغ, پول توجيبي, برنده, لوک خوش دست, پرده پاره)
مارلون براندو(اتوبوسي بنام هوس, زنده باد زاپاتا, در بارانداز)
ريچارد برتن(چه کسي از ويرجينيا ولف مي ترسد, رام کردن زن سرکش, قلعه عقابها)
پيتر اوتول(لورنس عربستان / نسخه 35 م م)
کلينت ايستوود(هنگ جانبازان)
سيلوستر استالونه(راکي)
از نقش هاي شاخص بعد از بازگشت به ايران:
پالپ فيکشن(بروس ويليس), ساعت ها(اد هريس), ويل هانتينگ خوب(بن افک), جاسوس بازي(رابرت ردفورد), کلاه(ژان پل بلموندو), نشانه ها(مل گيبسون)
و بازيگرهاي هندي مانند: سلمان خان, ساني دئول, هرتيک لاشن, آبي ديوگان و کبير بديع

zeus
23-01-2007, 23:59
استاد هوشنگ لطیف پور

http://i7.tinypic.com/219sbx1.jpg

فعاليت در سينما را با دوبلاژ آغاز كرد و در سال 1337 با مشاركت فرخ زاد استوديوي دوبلاژ «سايه» را تأسيس كرد كه تا سال 1340 فعال بود. وي در حال حاضرمقيم كشور كانادا مي باشد.

> ۱۳۱۱: تولد در تهران
> ۱۳۳۲: به پايان رساندن دوره هنرستان هنرپيشگى
> ۱۳۳۴: به پايان رساندن دوره آموزشى تئاتر زيرنظر پروفسور «ديويد سن» و «كوئين بى» در دانشگاه تهران
> شروع فعاليت در دوبله با فيلم «شنل» و دوبله فيلم «اتللو» و ... تا سال هاى دهه ۵۰
> ۱۳۴۳: كناره گيرى از دوبله و ورود به دانشكده هنرهاى زيبا
> ۱۳۴۵: تأسيس واحد دوبلاژ تلويزيون ملى ايران
> وى مديريت دوبلاژ بسيارى از فيلم هاى سينمايى و مجموعه هاى تلويزيونى را به عهده داشته است. صداى هوشنگ لطيف پور به عنوان راوى سريال هاى «دليران تنگستان»، «دايى جان ناپلئون» و «مستند راز بقا» و ... در خاطره هاى بسيارى از افراد مانده است.
مريم منصورى: «نگاه كن آندرى! يه ستاره ديگه هم افتاد!»
اين اولين جمله اى است كه «فهيمه راستكار» در يك فيلم لهستانى ـ و نخستين كار دوبله اش با مديريت «هوشنگ لطيف پور» ـ مى گويد. اسم فيلم را هيچ كدام شان به ياد نمى آورند، نه «لطيف پور»، نه «راستكار» فقط يادشان مى آيد كه جنگ جهانى دوم بود و برف مدام . كه : «... يه ستاره ديگه هم افتاد.»
البته مى فهمم كه الآن و در اين شيوه مكتوب قطعاً جنس صداى «راستكار» حس نمى شود و چه خوب بود اگر ميسر مى شد در مطلبى براى اهالى دوبله، صدايشان هم همراه مى شد و نه خاطره صدايشان! اما پيش از هرچيز، به خاطر تئاترى بودن «هوشنگ لطيف پور» به سراغش رفتيم.
كه او هم متعلق به نسل پرورش يافته در هنرستان هنرپيشگى است. نسلى كه شايد ديگر خاطراتشان براى خوانندگان صفحه مهرگان آشنا باشد. نسل عباس جوانمرد، على نصيريان، جعفر والى و...


«هوشنگ لطيف پور» از چهار سالگى به خاطر شغل پدر، سفر را تجربه كرد.
پدر رئيس اداره ثبت احوال شهرستان هاى مختلف بود و اين سفرها، همراه با تغيير مكان مأموريت هاى پدر ادامه پيدا كرد تا سالهاى اول متوسطه، «هوشنگ لطيف پور» كلاس دهم بود كه دوباره به تهران بازگشتند و در همان دوران در دبيرستان دارالفنون، در اولين كار تئاترى شركت كرد. در آنجا با افرادى نظير «جعفر والى» آشنا شد و به اين ترتيب پاى او هم به هنرستان هنرپيشگى بازشد. البته صبح تا ساعت چهار بعد از ظهر دبيرستان بود و پس از آن از خيابان ناصر خسرو تا چهار راه بهرامى را مى دويدند با سر پرشور جوانى كه باد بر موهايشان دست مى كشيد تا به هنرستان هنرپيشگى برسند و اين آغاز فعاليت هاى هنرى بود.
«لطيف پور» مى گويد: «البته در هنرستان ها هميشه يك عده مى آيند براى اينكه به اين كار علاقه دارند و عده اى هم فقط براى گرفتن مدرك مى آيند تا در وضعيت استخدامى شان مؤثرباشد. كارمندهايى كه در جست وجوى ترقى رتبه هستند.»
و طبيعى است كه وى از اين دسته نبود، اگر نه الآن هم مى توانست با ريتم تند و گاهى بى مسؤوليت سيستم دوبله فعلى كشور كار كند. ولى «لطيف پور» نتوانست.
در آن زمان مدير هنرستان هنرپيشگى دكتر «نامدار» بود كه از طرف دولت براى تحصيل به فرانسه رفته بود. او دكتراى داروسازى داشت و چون به تئاتر علاقه مند بود، تئاتر هم خوانده بود و در هنرستان، فن بيان تدريس مى كرد و «مطيع الدوله حجازى» معلم ادبيات بود، «خان ملك ساسانى» معلم تاريخ تئاتر، «دكتر كنى» معلم انگليسى، «معزالديوان فكرى» معلم سولفژ، «مهرتاش» مدرس موسيقى ايرانى و «مادام اسكمپى» مدرس باله.
هنرجويان هنرستان هنرپيشگى از جمله «هوشنگ لطيف پور» در سال ،۱۳۳۱ زير نظر «مادام اسكمپى» باله نفت را در تئاتر تهران ـ نصر ـ به روى صحنه آوردند. اين باله به فشار انگليسى ها، انقلاب كارگران و ملى شدن صنعت نفت ايران مى پرداخت و اولين باله اى بود كه در ايران اجرا مى شد كه البته به خاطر استقبال بسيار خوب مردم، يك ماه روى صحنه ماند.
پس از پايان يافتن دوره هنرستان، افرادى با دغدغه هاى مشترك گردهم آمدند. البته در آن زمان هيچ امكانى براى روى صحنه آمدن تئاتر جوان ترها وجود نداشت. فقط تئاترهاى لاله زار بودند كه آنها هم كار خودشان را مى كردند و گروهى با حضور «هوشنگ لطيف پور» ، «فهيمه راستكار» ، «على نصيريان»، زنده ياد «بيژن مفيد» و ... كه تئاتر موجود آن زمان را قبول نداشتند، اما در كنار هم مى توانستند، متنى بخوانند و گاهى اتود بزنند. تا اينكه به وسيله «فهيمه راستكار» به «شاهين سركيسيان» معرفى شدند و شايد بهتر است بگوييم كه «سركيسيان» را پيدا كردند.
خانه «سركيسيان» براى رشد و ترقى ما خيلى مفيد واقع شد. او موجودى عاشق بود. عاشق تئاتر و مثل همه عاشق ها، كارهاى غير عادى هم مى كرد. گاهى اوقات به ما مى گفت كه به او قول داده اند، فلان سالن تئاتر را براى اجراى تئاتر در اختيارش قرار دهند ولى من فكر مى كنم او هميشه اين اميد را داشت كه به وصال معشوق برسد.»
در منزل «سركيسيان» اين گروه به ترجمه و خوانش آثار «استانيسلاوسكى» و اتود زدن نمايشنامه هايى از جمله «همه پسران من» اثر «آرتور ميلر» مى پرداختند. اما نكته قابل توجه اين بود كه همه هنرمندان و هنر دوستان آن زمان به خانه سركيسيان مى آمدند. از جمله «خجسته كيا»، «فرخ غفارى» و «جلال آل احمد» و... «لطيف پور» مى گويد: «آل احمد بود كه به ما پيشنهاد كاركردن روى نمايشنامه هاى ايرانى را داد. البته آن موقع چيزى به نام نمايشنامه ايرانى نداشتيم. فقط پيس هاى خارجى بود كه به فارسى آداپته شده بود.»


اما پس از آن «جوانمرد» و «نصيريان» به سوى اقتباس نمايش از داستان هاى «صادق هدايت» رفتند. در همين زمان «هوشنگ لطيف پور» جذب عالم نوپاى دوبلاژ مى شود و البته از حضور دوستان ديگر و هم دوره اى هاى هنرستان هنر پيشگى هم در اين حرفه بهره مى برد. «پرويز بهرام»، «جعفر والى»، «فهيمه راستكار» ، «بيژن مفيد» و...
در همان زمان «امير قهارى»، سفير اول ايران در رم، يك فيلم ايتاليايى را به ايران آورده و تصميم گرفته بود كه آن را دوبله كند.
تا آن زمان تنها يك يا دو فيلم دوبله شده و در ايران به نمايش در آمده بود. فيلم «شنل» بود كه براساس يكى از آثار «گوگول» ساخته شده بود و سه ماهى براى دوبله آن وقت گذاشتند. پس از آن فيلم، بلافاصله پيشنهاد مديريت دوبلاژ كار بعدى به «هوشنگ لطيف پور» داده شد. آن زمان، اصلاً آموزشى در اين زمينه وجود نداشت و «لطيف پور» جزو اولين كسانى بود كه اين كار را شروع كرد. پيش از من يك استوديو «ايران نو فيلم» بود كه عده اى در آنجا مشغول دوبله فيلم بودند و ما به فاصله چند فيلم، پس از آنها شروع به كار كرديم. آقاى «امير قهارى» هم كه آن فيلم را به ايران آوردند، نديده بود اما شنيده بود كه چگونه فيلم را دوبله مى كنند.
به جز او فرد ديگرى به نام «ابوالقاسم رضايى» هم بود كه تكنيك دوبله را مى دانست و در هندوستان ديده بود كه چگونه كارهاى صداى فيلم را انجام مى دهند و به همين دليل توانست مقدارى به ما كمك كند. البته فقط راه و روش را به ما نشان مى داد چون خودش تكنسين بود و آن سوى كار را گرفته بود.» همزمان با كار دوبله، «لطيف پور» در كلاس هاى تئاتر «ديويدسن» در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران هم حضور يافت و دانشگاه حقوق را به خاطر همين قضيه رها كرد و به دانشكده ادبيات رفت و يك سال بعد در كلاس هاى «كوئين بى» شركت كرد. چند تئاتر هم زير نظر اين اساتيد آمريكايى كار كردند كه از آن جمله مى توان به «باغ وحش شيشه اى» با كارگردانى «ديويدسن» اشاره كرد. اما در يكى از اين اجراها، اتفاق عجيبى افتاد. در حالى كه هيأت وزيران و عده اى از آدم بزرگ هاى مملكت براى ديدن نمايش دعوت شده بودند، «هوشنگ لطيف پور» به شكل كاملاً طبيعى تب كرد. اما اين حالت طبيعى، به شكل ديگرى جلوه كرد. آنقدر كه فكر كردند وى تمارض كرده و سر اجراى «مرد دوم» به كارگردانى «كوئين بى» نيامده است. پس عده اى به سراغ «لطيف پور» مى روند و او را با تب شديد و در پتو پيچيده به سالن مى آورند. پس از آن اتفاق اين گروه، عطاى دانشكده ادبيات را به لقايش بخشيدند و از آن دانشكده بيرون آمدند. البته پس از آن هم نمايش «بيل باد» را به كارگردانى «كوئين بى» در تالار مدرسه دخترانه نوربخش، در خيابان حافظ به روى صحنه آوردند.
پس از آن حدود سال هاى ۴۴ ـ ۴۵ بود كه به دعوت اعضاى گروه، «كوئين بى» دوباره به ايران آمد و نمايش «سير دراز روز در دل شب» اثر «يوجين اونيل» را با بازى «فهيمه راستكار»، «هوشنگ لطيف پور» و «پرويز بهرام» به روى صحنه آورد. مدير صحنه و مترجم كارگردان هم «بيژن مفيد» بود و اين، آخرين كار تئاترى «لطيف پور» بود و پس از آن بيشتر به عنوان مدير دوبلاژ فعاليت مى كرد. «فاصله من با دوستانى كه با من همكارى مى كردند، فقط يك فيلم بود. من هم آموزش خاصى نديده بودم و در حين همين كاركردن ها، تجربه كسب كردم. البته مترجم همه فيلم هاى انگليسى من، نابغه عجيبى به نام «بيژن مفيد» بود. كسى كه با خمير نان، مجسمه هاى عجيبى مى ساخت، بدون هيچ تعليمى، سه تار مى زد و خودش زبان انگليسى را بدون كلاس، يادگرفته بود و از بهترين مترجم ها بود و كارهاى نمايشش هم كه ديگر گفتن ندارد.»
امكانات دوبله ايران در آن زمان بسيار ابتدايى بود اما «هوشنگ لطيف پور» تنها ۴۵ روز را صرف نوشتن ديالوگ هاى فيلم «اتللو» كرد. يعنى جملات ترجمه را با لب و دهان گوينده ها ميزان مى كرد.
البته ابتدا اصلاً نمى خواستند زير بار دوبله بروند، حتى نامه اى به سفارت شوروى سابق نوشتند كه اين ها مى خواهند، فيلم شما را خراب كنند. در پاسخ، نامه اى از سفارت آمد كه صاحب فيلم تصميم گرفته اين فيلم دوبله شود. يا خودتان آن را دوبله كنيد يا كار را به ديگران بسپاريد. پس از آن بود كه اين گروه دوباره به سراغ يكى از اساتيد هنرستان هنرپيشگى به نام «هايك كاراكاش» رفتند تا با او مشورت كنند و «كاراكاش» گفت: «حالا كه دلتان مى سوزد، دست كم خودتان اين كار را انجام دهيد.» «آن زمان فكر مى كرديم دوبله اصالت فيلم را از بين مى برد. در واقع دوبله، كارى شبيه به ترجمه يك اثر است كه قطعاً قدرت خود آن اثر را ندارد. همان طور كه شعر حافظ را نمى شود ترجمه كرد، آثار «شكسپير» را هم نمى توانستيم به درستى ترجمه كنيم و البته تئاتر براى ما مقدس بود و آثار شكسپير از چنان الوهيتى برخوردار بود كه مى ترسيديم با اين كار خراب شود.»
البته پس از كودتاى سال ،۳۲ روابط ايران و شوروى به هم خورد و پيرو آن تمام فيلم هاى روسى را توقيف كردند. پس از سه، چهارسال اين فيلم اجازه اكران گرفت. در اين مدت دوبله در ايران بسيار پيشرفت كرده بود و با اين وجود باز هم دوبله «اتللو» از بهترين كارها بود و به تدريج كار به جايى رسيد كه دوبله ايران در سال هاى ۴۰ و ۵۰ در دنيا مطرح شد.
در فيلم «اتللو»، «لطيف پور» نقش خوان «ياگو» بود و «پرويز بهرام» به جاى «اتللو» و «فهيمه راستكار» به جاى «دزدمونا» حرف مى زد.
«آن كار يكى از رل هاى استثنايى بود كه من مى گفتم. معمولاً در كارهاى خودم حرف نمى زنم. چون بايد مديريت كار را انجام دهم. منتها در مورد آن نقش فكر كردم بهتر از هر كسى مى توانم آن را بگويم. چون تعداد آدم هايى كه با ما كار مى كردند، محدود بود و كسى در آن ميان نبود كه بهتر از من، از عهده آن نقش بربيايد.»
«لطيف پور» معتقد است: «مدير دوبلاژ نبايد رل بگويد. چون همه چيز در لحظه اتفاق مى افتد و مدير دوبلاژ در آن لحظه بايد حواسش باشد كه ديالوگ خوب گفته شود، حركت لب ها و ديالوگ با هم تطبيق پيدا كند و احساس هنرپيشه به اندازه كافى باشد. براى بازنويسى ديالوگ هاى اين فيلم، «لطيف پور» از هفت ترجمه فارسى استفاده كرد. دو ترجمه از زبان روسى به فارسى، يكى ترجمه اى با چاپ سنگى از دوره قاجار و ....»
«من همه ترجمه ها را پيش رويم گذاشته بودم كه ببينم كدام يك از اين كلمات، بهتر در دهان دوبلورها مى نشيند. آن موقع دوبله يك فيلم ۱۰ تا ۱۲ روز طول مى كشيد. اما اين كار ۴۰ روز طول كشيد و مدير دوبلاژ بايد ساعت ها مى نشست و صداى هنرپيشه ها را با حركت لب تطبيق مى داد.»
البته پس از آن، در دوره اى از كار دوبله كناره گيرى كرد و از روى بيكارى، به دانشكده هنرهاى زيبا رفت تا تئاتر بخواند. دوره اى كه با سنديكاى دوبلورها دچار مشكل شدند و اعتصاب كردند. اما عده اى از همكارانشان اين اعتصاب را شكستند و حاضر شدند در ازاى مبلغ ماهيانه ناچيزى به سرعت و با كيفيتى بد، فيلم ها را دوبله كنند. در يك زيرزمين متعفن و بدبو كه براى واحد دوبلاژ درست كرده بودند و اين گونه بود كه «لطيف پور» به حالت قهر از اين كار بيرون آمد. تا دوسال بعد كه غفارى براى تأسيس واحد دوبلاژ تلويزيون ملى ايران به سراغ «لطيف پور» آمد و اين شروع دوباره كارهاى او بود.
فيلم هاى سينمايى، مستند و ...
«الآن تلويزيون سرى كامل فيلم هاى «برگمن» را به صورت دوبله شده دارد. البته آن موقع هم كه ما اين كارها را دوبله كرديم، اين شرط را گذاشتيم كه روى آنتن نرود. چون براى جامعه آن زمان، زود بود و فقط «توت فرهنگى هاى وحشى» از تلويزيون پخش شد.» علاوه بر اين «لطيف پور» در آموزش دوبلورهاى بسيارى مؤثر بوده است. مدير دوبلاژهاى امروز كه وقتى آمدند آنقدر كوچك بودند كه هنوز نمى توانستند، روى صندلى بنشينند. اما سال ۱۳۵۶ درست زمانى كه شرط ماندن و ادامه دادن در ايران، عضويت در حزب رستاخيز بود، «لطيف پور» تصميم به مهاجرت گرفت. دوسالى در لندن بود و پس از آن عازم كانادا شد. ولى پس از آن ديگر در ديار غريب نتوانست به كار دل بپردازد. اما در سفرهايى كه به ايران داشت، براى ماندن در آن ديار، انرژى مى گرفت و حالا هم مدتى است كه همراه با همسرش براى ادامه زندگى به ايران آمده است. اما ديگر كار دوبله نمى كند.
«با اين سرعتى كه اينها كار مى كنند، من نمى توانم كار كنم. ديگر صاحبان كار، به آن معنا ارزش كار را نمى دانند. فقط مى خواهند برنامه هاى ۶ كانال تلويزيونى را پر كنند. البته گاهى كارهاى خوب هم در اين ميان ديده مى شود، اما من ديگر كار نمى كنم.»
اما چه حيف كه «هوشنگ لطيف پور» نام هيچ كدام از فيلم هايش را يادداشت نكرده است. مرحوم «ژاله كاظمى» پيش از رفتنش گفته بود دفترچه اى دارد كه نام تمام فيلم هايى را كه دوبله كرده اند، از همان آغاز كار، يادداشت كرده است، گفته بود: اگر موقعى ليست فيلم هايت را خواستى من دارم و «هوشنگ لطيف پور» آن دفترچه را نديد يا شايد نخواست تا «ژاله كاظمى» هم رفت...

zeus
24-01-2007, 00:39
مریم شیرزاد



متولد:1338،تهران.
تحصیلات:نیمه تمام در دانشکده ی جهانگردی.
شروع حرفه ای دوبله:1359
سایر فعالیتها:رادیو از 1348تا 1359 در برنامه ی کودک .

صدای مهربان ایشان را بسیار شنیده ایم ...چه در کارهای انیمیشن و چه فیلمهای سینمایی و سریال .کارتون جزیره ی ناشناخته مجمع خوبان فعال در عرصه ی گویندگی بود ، نوشابه امیری (کنا)، مریم شیرزاد(سرندی پیتی)، فریبا شاهین مقدم (پیلا پیلا همان پرنده ی وراج و فضول !)، احمد آقالو (ماهی پرنده که مدام خبرهایی تازه داشت !)و بسیاری دیگر ...اما به جرات می گویم که انتخاب خانوم شیرزاد برای گویندگی سرندی پیتی با آن عطوفت خاص بهترین بود ...در خاطره ها ماند و جاودانه شد .
همان دوران بود که سریال سالهای دور ازخانه (اوشین)هم وارد خانه ها شد و چه بسیار مردمی را که پای تلویزیون نشاند و نگرانی مسن ترها در پیگیری حوادث زندگی اوشین ...و بخش جوانی ایشان را خانوم شیرزاد گفتند و خوب هم گفتند . گذشت و گذشت تا آن کودک حساس (آن شرلی )که اینبار شاهد بخش متفاوتی از صدای خانوم شیرزاد بودیم ...کودکانه تر و شاداب تر از قبل.کارنامه ی ایشان بسیار مفصل است ...از مریم مقدس گرفته تا آن فیلم پر زد و خورد ژاپنی (کلید قدرت)! اما نکته در این است که تنها این صدا نیست که مهربان است ...انگار محبت و عاطفه بخشی است از وجود ایشان که نمونه ی این مهربانی درونی در جمع آوری امضای هنرمندان دوبلاژ کشور برای بازگشت مجدد مرحومه ژاله ی کاظمی به عرصه ی دوبلاژ متجلی گشت .زمانی خواندم که آن نامه و امضای هنرمندان اتفاقی بسیار خوشایند بوده در زندگی بانو کاظمی که خود جای گفتن بسیار دارد ....اما در اینجا پاسخ مرحومه کاظمی را به ایشان به عنوان برگی زرین از افتخارات این هنرمند نمونه ی کشور مان چه در دوبلاژ و چه اخلاق می آورم

سرکارخانم مريم شيرزاد


نهالي که سه سال پيش کاشتم، امروزبه بارنشسته است : انسجام همکاران.هرچندخيلي دير، وبه خاطر موضوعي بسيارکم اهميت، يعني غيبت من .به عنوان يک فرد«ملي» ديگرازجهان چه بخواهم؟! دستتان دردنکند.شماباعث شديد که اين آرزو بامن به گورنرود.درزمانه اي که چه دراين سو، وچه درآنسوي جهان، همه به جان هم افتاده اند تالقمه ناني ويک جونام رابه هرقيمتي که شده، هرقيمتي، ازچنگ هم بربايند ودراين راه يکديگرراميسايند، ميجوند،وميخورند،شماکارآسا ني نکرده ايدخانم شيرزاد، اصلاً کارآساني نکرده ايد.دست مريزاد! به نظرمن حتي خطرهم کرده ايد.شماباعث شديد،که من يک دريا اشک شوق بريزم ودرعين حال دچاراندوهي بسيارسنگين شوم. اندوهي که برايش پاياني نمي بينم .
چرا شما؟! که کمترين سالهاي عمرکارييم رادرکنارتان گذرانده ام؟! که شاهدتجربيات خوش وناخوش روزگارپرتلاشم نبوده ايد؟! که هرگزازشانه هايم براي بالاتر ايستادن خودتان استفاده نکرده ايد؟!چراهم نسلانم نه ؟! چرانه ياران بسيارديرين ؟! چرانه انجمن ؟!چرانه سازمانم؟! ونه .......دستتان هزاربارديگر دردنکندکه امکان تجربه اي بسياربعيدرابرايم فراهم کرديد.اما؛ خانم مريم شيرزاد «خانة» من پرازاغيار است و«صدايم» دراين ازدحام ديگر«نعمت»
نيست.ازهمة همکاران عزيزي که باشوق ومحبت وبزرگواري وعشق اين دست نوشتة شماراامضاء کرده اند، بسياربسيارسپاسگزارم.حتي ازآنهايي که احتمالاً باترديدواکراه وچه کنم چه نکنم نام خودرا براين «طومارچه» نهاده اند.ازخداوندهم بسياربسيارسپاسگزارم .براي همة نعماتي که برمن ارزاني داشته است،(مثل شانس دريافت يادداشت زيباي شما).وهمة صفات ناپسندي که به من نداده است ،مانندحرص وحسد و.....
احترام وستايش من نثارتان باد.

هميشه بامهر-ژاله کاظمي ٢٢ آبان ٨١<!-- / message --><!-- attachments -->

zeus
24-01-2007, 01:05
مرحومه بانو ژاله کاظمی

http://i7.tinypic.com/214xiyq.jpg

داستان دوبلور شدن ژاله کاظمی به روایت خودش:

درست یادم نیست که اواخر پاییز یا اوایل زمستان 1337 بود.دختر 15 ساله ای با موهای بلند بافته شده با روبان و کفش کتانی سفید هیجان زده اما با ظاهری آرام همراه برادرش شد تا در خیابان هدایت به استودیو شهاب بروند. این استودیو در آن زمان بسیار فعال و پرکار بود و فیلمهای همه کشورها را به فارسی بر می گرداند.
این دختر کلاس نهمش را تمام کرده بود و تازه در مدرسه شبانه کلاس دهم را شروع کرده بود. چون مجبور بود حتما" در آمدی داشته باشد باید کار می کرد. او از خانواده مرفهی نبود پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و زندگی اش باید به نحوی اداره می شد.
هوشنگ کاظمی برادر این دختر در کار دوبلاژ بود. البته آن زمان گوینده بود اما بعدها مدیر دوبلاژ شد.او گوینده ثابت پری میسون و سریال های معروف تلویزیونی بود.
به هر حال برادرش او را به استودیو شهاب برد.آن روز آقای عطااله کاملی در این استودیو مدیر دوبلاژ بود.دختر وارد اتاق تنگ و تاریکی شد و به سختی عده ای را دید که آنجا نشسته اند و بعدا" فهمید که ادمهای مهمی مثل مهین کسمایی سعید شرافت(که حالا زیر خاک خفته) و مهین معاون زاده(که حالا دیگر در ایران نیست) آن جا مشغول دوبله فیلمی هستند که احتمالا" پل خونین یا آخرین پل نام داشت و مهین کسمایی هم به جای ماریا شل صحبت می کرد.
دخترک مات و حیران مانده بود و برادرش با آب و تاب شروع کرد درباره خواهرش صحبت کردن و البته هبچ دروغ هم نمی گفت: خواهر من تجربه های زیادی در تئاتر مدرسه دارد و در جشنهای مدرسه آواز می خواند. دختر با خجالت اما هیجان زیادی به حرفهای برادرش گوش می داد و لحظه هایی در برابرش رژه می رفتند که او با ساز هم شاگردیهایش در مدرسه آواز می خواند و نمایش های زیادی هم اجرا کرده بودند. البته این مال دوره ای بود که دخترک به خاطر شغل یکی دیگر از برادرهایش که کارمند شرکت نفت بود در آبادان زندگی می کرد.
پس از صحبتهای برادر همه با خوشرویی و مهربانی از دخترک استقبال کردند و به قول معروف او به دوبله خوش آمده بود!
آقای کاملی جمله ای به او دادند تا در صحنه بعدی فیلم به جای یک زندان بان بگوید(از اینجا برید بیرون). او هم با تکیه بر تجربه های تئاتر و آوازهای مدرسه با اعتماد به نفس بسیار جمله را گرفت و نشست میان گویندگانی که هر کدام بتی بودند. فیلم را پخش کردند و تا او آمد جمله اش را بگوید رد شده بود. دوباره فیلم را برگرداندند اول صحنه.
آن زمان فیلمهای 35 میلی متری را قسمت قسمت میکردند و می گذاشتند توی آپارات. مثل حالا ویدیو نبود که حتی یک کلمه و یک جمله را بشود توی صحنه تصحیح کرد. باید یک سکانس ده دقیقه ای یا یک ربعی را پشت سر هم یک ضرب دوبله می کردند. در آن صحنه همه گویندگان یکی دو صفحه دیالوگ طولانی و سخت داشتند و دخترک فقط یک جمله (از اینجا برید بیرون) را باید می گفت. این قسمت از فیلم بارها و بارها پخش شد و او هرگز نتوانست آن جمله را بگوید. نه توانست درست بگوید نه توانست مطابق حرکت لبهای بازیگر بگوید. نه با صدای درست گفت نه با اجرای درست. گوینده های قدیمی هم که دیدند تمرین دارد طولانی می شود به بهانه استراحت اتاق را ترک کردند چون حوصله اشان سر رفته بود و به قول معروف جوش آورده بودند.
دخترک تنها ماند باز فیلم نمایش داده شد و باز او نتوانست بگوید. بالاخره عاصی شد و زد زیر گریه .اعتماد به نفسش نابود شده بود . اولین برخوردش با کار اجتماعی یک شکست بود و احتمالا"در آن لحظه داشت از شدت حقارت و سرشکستگی سرنگون می شد. ار آن اتاق تنگ و تاریک آمد به اتاق انتظار و با همان مو های بافته و کتانی های سفیدش فریاد زد(من هرگز نمی تونم گوینده فیلم بشم)
با برادرش به خانه رفت و در حالی که زار می زد برادرش هم مدام سرزنشش می کرد که تو آبروی مرا بردی. پس از آن دخترک یک ماه بی قرار و بی تاب شد و شب ها بی اطلاع اهل خانه بیدار می ماند و فکر می کرد و گریه می کرد. ضربه آن قدر برایش مهلک بود که غذای درست و حسابی هم نمی توانست بخورد و مدام نا آرام و بی قرار بود. این دوره انگار باعث استحاله و پختگی او شد چون یک ماه بعد به برادرش التماس کرد که او را دوباره به استودیو دوبله ببردو گرچه برادرش قبول نمی کرد اما به هر حال دخترک موفق شد او را راضی کند. دختر روزها را خالی گذاشته بود تا کار کند و شب ها می رفت مدرسه خزائلی و درس می خواند. هوشنگ این بار او را به استودیوی دی سی آی DCI برد که در کوچه ملی خیابان لاله زار بود. در این کوچه تعدادی سینما با چند کافه وجود داشت و او مجبور بود زیک زاک راه برود که از روی ادرار مشتریان شب قبل کافه رد نشود تا کفش های سفیدش کثیف نشود.استودیو هم اتاق کوچکی بود که تعداد زیادی آدم اعم از گوینده واقوامشان که برای تماشای کار آمده بودند آن جا نشسته بودند. داشتند فیلم مهمانی قیصر را دوبله می کردند و مدیر دوبلاژش آقایی بود به اسم تقوی که شغل اصلیش تجارت برنج بود و کارش در دوبله دیری نپایید. یکی از گویندگان که قرار بود به جای پرنسس هفتاد ساله ای حرف بزند مریض شده بود و نیامده بود. فیلم هم باید زودتر دوبله و اکران می شد. مانده بودند که چه کنند دخترک شروع کرد با برادرش پچ پچ کردن که (تو رو خدا بگو این رل را من بگویم) این نقش دو سه صفحه دیالوگ داشت ودیگر مسئله یک خط و (از این جا برید بیرون) نبود. برادر به هیچ وجه راضی نمی شد. دخترک گفت لااقل حالا که گوینده شان نیامده و کسی را هم پیدا نکرده اند بگذارند من آن را تمرین کنم. بالاخره این اجازه به او داده شد و دو صفحه دیالوگ مفصل جلویش گذاشتند. دخترک صداسازی کرد و جای پیرزنی هفتاد ساله حرف زد طوری که همه و حتی خودش متعجب شده بودند.شش ماه بعد دخترک نقش اول گوی دوبله شده بود. وبعد ها به جای بازیگران بزرگی مثل الیزابت تیلر در چه کسی از ویرحینیا وولف می ترسد و گربه روی شیروانی داغ مونیکا ویتی در کسوف و شب میا فارو در گتسبی بزرگ ویون لی در اتوبوسی به نام هوس جولی کریستی در دکتر ژیواگو جولی اندروز در اشکها و لبخند ها و سوفیا لورن در همه فیلمهایش صحبت کرد.
من هنوز هم گرفتار آن دختر بچه ام. هنوز هم وقتی پشت میز می نشینم مخصوصا" اگر نقش ها خیلی مهم و سخت باشند مثل آن دختر بجه فکر می کنم که کار بلد نیستم.

http://img.villagephotos.com/p/2005-7/1041893/ghale.jpg



نسل های بسياری از قبل و بعد از انقلاب صدای زيبا و تسلط ژاله کاظمی در اجرای برنامه های تلويزيونی را به ياد دارند. ژاله کاظمی که قبل از انقلاب اسلامی 1357 (1979) يکی از شناخته شده ترين گويندگان و مجريان برنامه های تلويزيونی بود، وقتی در دهه هشتاد به ايران بازگشت، به کاری که خود از پيشروان آن بود يعنی دوبله فيلم های خارجی ادامه داد.
بسياری از هنرپيشه های سينما مانند سوفيالورن و اليزابت تايلور، محبوبيت خود در ايران را مديون صدای خاص و دوست داشتنی ژاله کاظمی هستند. از هنرپيشه های ايرانی که خانم کاظمی صدای آنها بود، می توان از فروزان و گوگوش نام برد. او، تا يک ماه و نيم قبل از فوتش که به آمریکا رفت ، در ايران همچنان به کار گويندگی فيلم و وام دادن صدای خود به نيکول کيدمن مشغول بود.
خانم کاظمی همچنين نقاشی حرفه ای به شمار می آيد که سال ها بود نقاشی می کرد و نمايشگاه هايی در ايران و خارج برپا کرده بود.
زنده ياد ژاله کاظمی برای اقامت دائم به واشنگتن رفته بود و در سن 61 سالگی به بيماری سرطان در بيمارستانی در ويرجينيا در حومه واشنگتن درگذشت
<!-- / message --><!-- edit note -->

روحش شاد وقرین رحمت باد

http://img.villagephotos.com/p/2005-7/1041893/WJYJK-1.jpg<BLOGEXTENDEDPOST>

zeus
24-01-2007, 01:06
تابلويي از نقاشيهاي ژاله كاظمي بر ديوار اتاق كارم است كه در نگاه اول اثري انتزاعي به چشم مي آيد اما، با دقت در آن، مي شود نيزاري را در پيش زمينه تشخيص داد و رنگهايي آميخته از سبز و قهوه اي و زرد و قرمز در پس زمينه كه چند درخت پاييزي و شايد شعلة آتشي افروخته در جايي آن ميان را تداعي مي كند. تركيب اين رنگها، حسي از گرمايي مبهم پديد مي آورد و برايم يادآور رمز و راز روحيه اي است كه از ژاله كاظمي مي شناختم؛ تا آنجا كه او را شناختم. اين روحيه در نحوة پيدا شدن اين تابلو بر اين ديوار هم ظاهر شد: روز افتتاح آخرين نمايشگاهش در نمي دانم كدام روز از سال 1381 در نمي دانم كدام گالري بود كه پس از دو دور تماشاي تابلوهايش، پرسيد: «كدامها را پسنديدي؟» شمارة تابلوهايي را كه دوست داشتم يادداشت كرد، بدون هيچ توضيحي. و چند هفته بعد تماس گرفت و نشاني دقيق دفتر را گرفت و ساعتي بعد، يكي از آن تابلوها را به عنوان يادگاري فرستاد با نوشته اي در پشتش ـ همين تابلو را. اسمش هست «نجواها»، كه عنوان گويايي است ـ به همان مبهمي احساسي كه مي آفريند.
در آثار ديگرش نيز همين ابهام رازآميز وجود داشت. برخي از آنها، كه در نگاه اول انتزاعي به نظر مي رسيدند، چيزي براي كشف شدن داشتند. در يكي از آنها، دو خط كوچك قوس دار، كه ابرو و چشم بسته اي را مي ساخت، كمك مي كرد تا دريابيم زني با گيسوان بلند سياه، نيمي از رخسار خود را از پس رنگها نشان مي دهد (يا نيم ديگر را پنهان كرده است). در يكي ديگر كه قرمز تند خون رنگي سراسر بوم را با شكلهاي انتزاعي پوشانده، يك پر ناخن رنگ زرد در گودي لانه مانندي توي چشم مي خورد و انگار مرغي جادويي به قول شاملو «به بيضه نشسته» يا آنجا لانة شعله اي است در كمين. يا در تابلويي ديگر، خطهايي با رنگهاي خاكستري تا قهوه اي، تصويري شبه انتزاعي ساخته كه هم مي تواند نقشي از يك درخت عاصي باشد و هم پاي و تنة يك گردباد. حتي در انتزاعي ترين آنها، خطها و رنگهايي آميخته از قرمز و زرد و آبي، گوشه اي از كهكشان را تداعي مي كند.
آثار غيرانتزاعي اش هم آميخته با مهي رازآميز بود. در كمتر تابلوي او، خطها و شكلهاي تيز و شفاف به ياد مي آورم. آنهايي كه با قلم موهاي زمخت نقاشي كرده كه اين ويژگي در طبيعتش هست، مثل تابلويي از نيلوفرهاي مرداب بر سطح بركه اي. اما در تابلوهاي ظريفش هم انگار هر منظره در مهي رقيق پوشيده شده، مثل عكسي كه با فيلتر «فاگ» گرفته شده باشد؛ از جمله منظره اي از دامنة تپه اي كه در جلو تصوير، دهانة سنگچين شدة چاهي بيش از همه خود را به چشم مي كشد كه انگار رازي را در خود پنهان كرده است.

همين چند ماه پيش، در پاييز سال 82 كه در افتتاح نمايشگاهي در گالري گلستان ديدمش، گفت: «باهات تماس مي گيرم، يك كار اساسي دارم.» يادم نيست كلماتش دقيقاً همين ها بود يا نه، اما گفت كار مهمي دارد كه بايد تماس بگيرد و قراري بگذاريم براي موضوعي كه انگار از نظر او مهم بود. چند هفته بعد تماس گرفت و خبر فعاليتهايش در زمينة دوبله را داد (استيون دالدري) و گويندگي به جاي نيكول كيدمن در اين فيلم، و همچنين گويندگي به جاي كتي جورادو در دوبلة مجدد (فرد زينه مان) با مديريت دوبلاژ ابوالحسن تهامي بود. كاظمي سال پيش از آن هم، پس از مدتها كمكاري در زمينة دوبله، در پي موفقيت نمايش نسخة زيرنويس دار (آلخاندرو آمنابار) در سينماهاي تهران، در دوبلة اين فيلم به جاي نيكول كيدمن حرف زد.
باري، آن روز پس از اعلام اين خبر گفت: «اما كاري كه داشتم گفتن اين خبر نبود. براي آن كار، يك روز ديگر زنگ مي زنم تا قرار بگذاريم.» و گذشت و در گرداب زمستانيِ هرساله ام غرق شدم تا دوازدهم فروردين آن خبر سهمگين آمد كه اولش آدم فكر مي كرد كسي قصد شوخي دارد. يا خودش شوخي كرده تا همچنان زني رازآميز باقي بماند. اين جوري شد كه آخرش هم نفهميدم چه مي خواست بگويد و چرا اين قضيه را تبديل به يك راز كرده بود. معمولاً آدمها كه مي گويند بعداً در مورد «فلان موضوع» با هم حرف مي زنيم، لااقل تيترش را مي گويند. اما شايد ژاله كاظمي رازورزي را دوست مي داشت. شايد دوست داشت هر موضوع ساده اي را، همچون يك بازي، تبديل به يك معماي كوچك كند. شايد بازي غافلگيري را دوست مي داشت. حالا تنها حدسي كه مي زنم اين است كه احتمالاً از بيماري مرگبارش (سرطان لوزالمعده، كه نمي دانم اين عضو لعنتي، با اسمي كه رياضيات و زيست شناسي را به ياد مي آورد، در كجاي بدن آدميزاد است) خبر داشته و مي خواسته اين موضوع را با من، به عنوان يك مطبوعاتي باسابقه كه چند بار از او تقاضاي مصاحبه كرده و او هربار نپذيرفته، در ميان بگذارد و مثلاً براي ثبت در تاريخ، اين بار خودش پيشنهاد يك مصاحبة به اصطلاح «عمري» را بدهد. هنوز يادش بود در تابستان 72 كه براي در تدارك شمارة ويژة دوبله بوديم، روزي در نمايشگاه بين المللي تهران كه يك نمايشگاه نقاشي گروهي برپا بود، چقدر براي مصاحبه اصرار كردم و گفتم كه اين شماره بدون حضور او ناقص است (و بود)، اما با خوشرويي و قاطعيت نپذيرفت؛ حتي وقتي او را «بانوي دوبلة ايران» خطاب كردم كه ديدم آشكارا حالتش تغيير كرد و چهره اش باز شد (بعدها هم شنيدم كه اين عنوان را با غرور، از قول من براي ديگران نقل كرده است). پرهيز از مصاحبه هم گمان مي كنم، علاوه بر دلايلي كه مي گفت، در عمقش از همان گرايش او به رازورزي ريشه مي گرفت. عكسش را هم دوست نداشت در مطبوعات چاپ شود. به مناسبتهايي كه خبرهايي از او در چاپ كرديم، حاضر نشد عكسهاي جديدش را براي چاپ بدهد؛ عكسهاي قديمي اش را هم كه نمي شد چاپ كرد.
يك بار كه بالاخره تن به گفت وگويي كوتاه براي شرح فعاليتهايش در زمينة دوبله و گويندگي براي شمارة ويژة صدسالگي سينماي ايران داد، و از چاپ عكسش گريزي نبود، ناچار شديم يكي از عكسهاي قديمي اش را كه به شكل «هاي كنتراست»، گويا در اوايل دهة 1350 در چاپ شده بود، با بريدن اطرافش به شكل قابل چاپ دربياوريم و در قطع 4×3 چاپ كنيم. با وجود دليلي كه خودش براي اين پرهيز عنوان مي كرد، حتي اگر آن را خيلي سرراست به پرهيز زني تعبير كنيم كه در جواني چنان تصويري از خود در ذهنها ثبت كرده كه اينك در ميانسالي و آستانة سني كه بنا بر عرف «سن پيري» شناخته مي شود نمي خواهد آن تصوير را مخدوش كند، به هرحال نتيجه اش افزودن به غلظت همان ابهام بود.
روز پنجشنبه 27 فروردين در تالار بتهوون خانة هنرمندان ايران، كه مراسم يادبود ژاله كاظمي به همت جمشيد گرگين (و با استقبال و ازدحام قابل پيش بيني علاقه مندان) برگزار شد، در دو طرف صحنه دو زن سراپا سفيدپوش با دستكش و سرپوش و روبندة سفيد، همچون دو شمايل سرتاپا سفيد ايستاده بودند كه در نگاه اول كاملاً بي حركت و مجسمه وار به نظر مي رسيدند؛ اما بعد معلوم مي شد كه با مكثهاي طولاني، حركتهايي بسيار بسيار آرام به سرها و دستان خود مي دادند. اين دو شمايل شبحگون شايد كنايه اي از حضور روح آن بانوي پركشيده در آن جمع بود و كنايه اي از زنده بودنش. نمي دانم هدف طراح اين ايده دقيقاً چه بوده اما براي من، اين شمايلهاي سراپا سفيد بي چهره نشانه اي از همان رازورزي ژاله كاظمي بود كه پس از خاموشي اش نيز ـ شايد ناخودآگاه ـ چنين تداوم يافت؛ بخصوص پنهان بودن اين چهره ها يادآور رخ پنهان كردن رازآميز اين سالهايش بود.
ژاله كاظمي در دوازده فروردين 1322 در تهران متولد شد و در دوازده فروردين 1383 درگذشت. آيا در اين تقارن هم رازي بود؟ آنها كه سر در كشف رمز نشانه ها و صور فلكي و معناي روزها و ماهها و سالها و مفهوم تقارن و تركيب اين نشانه ها با يكديگر دارند، قطعاً معنايي براي اين تقارن مي شناسند يا مي سازند. اما حتي من كه سر در اين چيزها ندارم، و علاقه و اعتقادي هم، تصور مي كنم رازي در اين تقارن هست كه از آن سردرنمي آورم و ابزار و دانش كشفش را هم ندارم. اما اين هم برايم تداوم همان احساسي است كه از سي چهل سال پيش با شنيدن صدايش، تماشاي برنامه هايش، ديدن آثارش، و انزواي اين بيست و چند سالش داشته ام: يك زن غيرمتعارف، دور از دسترس، و البته آميخته با راز. آخر مگر آدمي با آن پيشينه و كارنامه و مشخصات، كه درست در سالروز تولدش مي ميرد، مي تواند آدمي معمولي باشد؟
ژاله كاظمي سالهايي از كودكي و نوجواني را در آبادان گذراند. مادرش گيلك و پدرش اهل قفقاز بود. برادرش هوشنگ در سالهاي آغاز رواج دوبلة فيلم در ايران وارد اين حرفه شده بود و خودش در تئاترها و برنامه هاي نمايشي مدرسه فعال بود. اندكي پس از آنكه در سال 1337 به تهران نقل مكان كردند، روزي برادر بزرگ دست خواهر نوجوانش را گرفت و او را به استوديو شهاب برد كه از فعالترين استوديوهاي (1954، هلموت كوتنر) با شركت ماريا شل و برنهارد ويكي در دست دوبله بود و عطاالله كاملي، كه مديريت دوبلاژ را بر عهده داشت، از ژاله كاظمي خواست با گفتن يك جمله به جاي يك زن زندانبان، كار دوبله را آغاز كند: «فيلم را پخش كردند و تا او آمد جمله اش را بگويد رد شده بود. دوباره فيلم را برگرداندند اول صحنه. آن زمان فيلمهاي 35 ميليمتري را قسمت قسمت مي كردند و مي گذاشتند توي آپارات. مثل حالا ويدئو نبود كه حتي يك كلمه و يك جمله را بشود توي يك صحنه تصحيح كرد. بايد يك سكانس ده دقيقه اي يا يك ربعي را پشت سرهم و يكضرب دوبله مي كردند. در آن صحنه همة گويندگان يكي دو صفحه ديالوگ طولاني و سخت داشتند و دخترك فقط يك جملة "از اينجا بريد بيرون" را بايد مي گفت. اين قسمت از فيلم بارها و بارها پخش شد و او هرگز نتوانست آن جمله را بگويد. نه توانست به موقع بگويد، نه توانست مطابق حركت لبهاي بازيگر بگويد، نه با صداي درست گفت و نه با اجراي درست. گوينده هاي قديمي هم كه ديدند تمرينها دارد طولاني مي شود، به بهانة استراحت اتاق را ترك كردند، چون حوصله شان سر رفته بود و به قول معروف جوش آورده بودند. دخترك تنها ماند، باز فيلم نمايش داده شد و باز او نتوانست بگويد. بالاخره عاصي شد و زد زير گريه. اعتمادبه نفسش نابود شده بود، اولين برخوردش با كار اجتماعي يك شكست بود و احتمالاً در آن لحظه داشت از شدت حقارت و سرشكستگي سرنگون مي شد. از آن اتاق تنگ و تاريك آمد به اتاق انتظار و با همان موهاي بافته و كتاني هاي سفيدش گريان فرياد زد: "من هرگز نمي تونم گويندة فيلم بشم! "»1
و ژاله كاظمي آن روز نتوانست وارد دنياي دوبلاژ شود: «دخترك يك ماه بيقرار و بيتاب شد و شبها بي اطلاع اهل خانه بيدار مي ماند و فكر مي كرد و گريه مي كرد. ضربه آنقدر برايش مهلك بود كه غذاي درست و حسابي هم نمي توانست بخورد و مدام ناآرام و بيقرار بود. اين دوره، انگار باعث استحاله و پختگي او شد، چون يك ماه بعد، به برادرش التماس كرد كه او را دوباره به استوديوي دوبله ببرد و گرچه برادرش قبول نمي كرد، اما به هرحال دخترك موفق شد او را راضي كند. دختر روزها را خالي گذاشته بود تا كار كند و شبها مي رفت مدرسة خزائلي و درس مي خواند. هوشنگ اين بار او را به استوديوي دي سي آي (DCI) برد كه در كوچة ملي خيابان لاله زار بود.» در دست دوبله بود و اتفاقاً گويندة نقش پرنسس هفتادساله نيامده بود: «مانده بودند كه چه كنند. دخترك شروع كرد با برادرش پچ پچ كردن كه "تو رو خدا بگو اين رل رو من بگم." اين نقش دو سه صفحه ديالوگ داشت و برادر به هيچ وجه راضي نمي شد. دخترك گفت لااقل حالا كه گوينده شان نيامده و كسي را هم پيدا نكرده اند، بگذارند من آن را تمرين كنم. بالاخره اين اجازه به او داده شد و دو صفحه ديالوگ مفصل جلويش گذاشتند. دخترك صداسازي كرد و جاي پيرزني هفتادساله حرف زد، طوري كه همه و حتي خودش متعجب شده بودند. شش ماه بعد دخترك نقش اول گوي دوبله شده بود. و بعدها به جاي بازيگران بزرگي مثل ... و سوفيا لورن در همة فيلمهايش صحبت كرد.»
در هجده سالگي سفري به رم كرد، جايي كه دوبلة حرفهاي فيلم به زبان فارسي توسط عده اي از ايرانيان مقيم ايتاليا از اوايل دهة 1330 آغاز شده بود. ژاله كاظمي طي شش ماه اقامت در آنجا، در كنار نام آوراني مانند منوچهر زماني، الكس آقابابيان، نصرت كريمي، مرحوم حسين سرشار و كامران در زمينة دوبله فعاليت كرد و تجربه اندوخت. در دهة 1340، كه دوران طلايي دوبله در ايران خوانده مي شود، بر قلة اين حرفه ايستاد و معتبرترين زن گويندة فيلم و يكي از چند دوبلور درجة اول بود كه علاوه بر گويندگي، در زمينة مديريت دوبلاژ هم فعاليت مي كرد.
ژاله كاظمي همزمان با كار به تحصيل هم ادامه داد؛ از دانشگاه ملي در رشتة علوم سياسي ليسانس گرفت و از دانشگاه كاليفرنياي جنوبي (با بورس تلويزيون) فوق ليسانس تعليم و تربيت: «علوم سياسي را شبانه مي خواندم و با كمال تعجب شاگرد اول شدم. تحصيل در رشتة علوم سياسي اشتباه بود. فكر مي كردم رشتة جذاب و شيريني است اما در سال دوم متوجه شدم كه لااقل من براي اين رشته ساخته نشده ام. به نظرم سياست يك بازي ماهرانه و البته گاهي هولناك است، و من اين بازي را دوست نداشتم.»
صداي كاظمي بر لبان بزرگترين ستاره هاي سينماي جهان آمد و در فيلمهاي ايراني نيز به جاي بازيگران مشهوري صحبت كرد. صداي مخملي و آرامبخش او، وقار و اعتمادبه نفسي را تداعي مي كرد كه درعين حال سرشار از احساس بود. او معمولاً صداسازي نمي كرد و افزودن چاشنيهاي اندك به همان صداي هميشگي اش، هم بر چهرة سوفيا لورن مي نشست، هم اليزابت تيلر، هم جولي اندروز. بااين حال يكي از شاهكارهاي او دوبلة اليزابت تيلر در فيلم (1966، مايك نيكولز) در نقش زني عصبي و پرخاشگر و الكلي بود. يك درام پرتنش خانوادگي كه تيلر و ريچارد برتن، در زماني كه هنوز زن و شوهر بودند، شايد يك موقعيت شخصي را به نمايش مي گذاشتند. ژاله كاظمي زماني كه پرخاش مي كرد و فرياد مي زد، اقتدار و اعتمادبه نفس و تحكم بيمارگونة نقش را بازتاب مي داد و هنگامي كه آرام حرف مي زد، با درك درست نقش، لحني پركنايه و نيشدار داشت. در دوبلة جاودانة فيلم (1965، رابرت وايز) هم به جاي جولي اندروز سنگ تمام گذاشت و متناسب با فضاي عمومي فيلم، شيرين و دوست داشتني و دلپذير بود. وقتي مارياي خيس شده در برابر اعتراضهاي كاپيتان فون تراپ با او بگومگو مي كند، شيريني نقش را با قاطعيت مي آميزد و هنگامي كه پس از ترك موقت خانة كاپيتان، در اوج نااميدي بچه ها بازمي گردد و بچه ها شادمانه با او همسرايي مي كنند، آه كشدار ژاله كاظمي، پس از دهها بار تماشاي فيلم، هنوز تنم را مي لرزاند.
گويندگي هاي ژاله كاظمي در كنار دوبله هاي مهين كسمايي به جاي آدري هپبرن، مرحوم تاجي احمدي به جاي جين فاندا و ناتالي وود، رفعت هاشمپور به جاي سوزان هيوارد و اينگريد برگمن، و برخي از دوبله هاي شهلا ناظريان، نيكو خردمند، فهيمه راستكار و... جزو بهترين هنرنمايي هاي زنان دوبلور ايراني است.
ژاله كاظمي از سال 1348 كار در تلويزيون را هم آغاز كرد و مشهورترين برنامه اي كه بود كه به معرفي برنامه ها و گفت وگو با برنامه سازان مي پرداخت: هم به كارهايم اضافه شد. چند سالي با تهيه كننده كار كردم و بعد خودم تهيه كنندة كارهايم شدم. از آن به بعد، هم تهيه كننده و هم مجري بودم. تا اينكه سازمان تصميم گرفت مسئوليتهاي بيشتري به من بدهد. در سالهاي آخر مدير اجرايي سيزده برنامة تلويزيوني بودم كه از شبكة يك پخش ميشد. در واقع، مدير گروه اجتماعي شبكة يك بودم كه هر ماه سيزده برنامه توليد ميكرد.»
صداي زيباي ژاله كاظمي و شركت او با آن چهرة دلپذيرش در دوبلة بسياري از فيلمهاي ايراني، همراه با شهرتي كه از طريق برنامه هاي تلويزيوني به دست آورده بود، باعث شد بارها با پيشنهادهايي براي بازي در فيلم روبه رو شود؛ اما او كه زني كمال طلب و نخبه گرا بود، در برابر اين پيشنهادها مقاومت كرد ضمن آنكه: «مادرم هيچوقت اجازه نداد. مي گفت: يا بازيگري سينما يا من! يك بار هم (بهمن فرمان آرا) را پذيرفته بودم تا فخرالنسا را بازي كنم، شب كه به خانه آمدم، مادرم چمدانهايش را بسته بود. البته از اينكه بازي نكردم پشيمان هم نيستم، چون فكر ميكنم لااقل در آن زمان مادرم درست فكر مي كرد. با را در سال 1355 كه هرگز پخش نشد با داريوش مهرجويي كار كردم. گروهي بوديم كه به قلعه صعود كرديم و كار هم كاملاً بداهه سازي بود. من در فيلم به جاي خودم بودم اما آنجايي كه به داستان مي پرداختند، من نقش مادر حسن صباح را بازي مي كردم. هنوز هم دوستاني كه دركار سينما هستند هرازگاهي به ياد من مي افتند و از سر لطف مرا دعوت به بازي مي كنند.»
ژاله كاظمي در سالهاي نوجواني، سه سال هم نقاشي مي كرد اما بعدها به دليل مشغلة فراوان، نقاشي را رها كرد تا اينكه پس از انقلاب، بار ديگر نقاشي را از سر گرفت. او كه در سالهاي پس از انقلاب، بيشتر ساكن امريكا بود، در سال 1362 نخستين نمايشگاه آثارش را برگزار كرد و از آن پس آثارش در چندين نمايشگاه گروهي و انفرادي در ايران و امريكا به نمايش در مقاله اي با عنوان "تعويض اسبها" نوشت آدمي كه گويندة فيلم و مجري تلويزيون بوده حالا رنگ و بو و عطر صدايش را به بوم نقاشي منتقل كرده است.»
نامهرباني با اهل دوبله در اين سالها شامل ژاله كاظمي هم شد؛ به علاوه كه او، به عنوان يكي از چهره هاي شاخص و محبوب تلويزيون پيش از انقلاب، در سيماي جمهوري اسلامي ايران هم جايي نداشت. جدا از وجه سياسي اين طرد و انزوا، همچون ساير عرصه ها، او هم مانند عده اي ديگر از همكارانش، با دو دهه موفقيت، مورد حسد برخي از كوتولـه هاي اهل حرفه نيز بود و خيلي ها خوش مي داشتند براي مهيا شدن ميدان، آدمهاي درجه يك طرد و منزوي شوند. ژاله كاظمي با روحيه اي كه داشت، اين فضا را تاب نمي آورد و حتي زمانهايي كه در وطن بود، خود را با بوم و رنگ مشغول مي كرد. البته با عوض شدن فضا در دوره هايي، جسته وگريخته در خارج از تلويزيون به گويندگي مي پرداخت كه البته برخي از اين آثار براي پخش در تلويزيون بود. گفتار متن برخي از برنامه ها دربارة سينما را مي خواند؛ گويندة چند آنونس و تيزر و فيلم مستند بود؛ تا پيش از رواج صدابرداري سر صحنه، در چند فيلم به جاي بازيگران ايراني (از جمله فريماه فرجامي و هما روستا) حرف زد و البته در دوبلة چند فيلم و سريال خارجي هم شركت كرد. ولي موارد حضورش به عنوان مدير دوبلاژ در اين سالها اندك، و آخرينشان همين مديريت دوبلاژ و گويندگي بود.
در مورد اينكه آيا ژاله كاظمي از بيماري مرگبارش خبر داشته يا نه، چيزهاي متناقضي شنيده ام. اما اگر هم خبردار شده باشد، در همين هفته هاي آخر بوده. زني چون او حيف بود كه مدت طولاني بستري و زمينگير باشد و شاهد نگاههاي ترحم انگيز و حسرتخوار عيادت كنندگان. حسرتي هم اگر هست، كه هست و مداوم هم هست، يك بار با اين شوك بيشتر زيبندة اوست.

پي نوشت
1) همة نقل قولها از: «همه بريد بيرون»، ژاله كاظمي، ماهنامه فيلم ، شمارة 315، ارديبهشت 1383.


به ياد ژاله كاظمي، گوينده و نقاش 1322-1383
‎هوشنگ گلمكاني

napoleon
24-01-2007, 06:52
با درود وسپاس فراوان از ايجاد اين بخش
واقعا جاي اين بخش خالي بود ولي به مرحمتتان ايجاد شد.
در آغاز سوالي داشتم و آن اينكه:
1) آيا ما هم مي توانيم مطالبمان را در اينجا قرار دهيم يا اين كار مختص مديران است؟ (مي پرسم چون يكوقت اين آقاي Bamzi سرو كله اش پيدا نشود و بيخود گير الكي بدهد!)
2) آيا فقط بايد بحث راجع به دوبلورها باشد يا راجع به دوبله فيلمها هم مي توان بحث كرد (البته فيلمهاي ماندگار و صد البته دوبلورهاي آن فيلمها)

دستتان را صميمانه مي فشارم و آرزوي موفقيت شما را دارم.

zeus
24-01-2007, 12:25
با درود وسپاس فراوان از ايجاد اين بخش
واقعا جاي اين بخش خالي بود ولي به مرحمتتان ايجاد شد.
در آغاز سوالي داشتم و آن اينكه:
1) آيا ما هم مي توانيم مطالبمان را در اينجا قرار دهيم يا اين كار مختص مديران است؟ (مي پرسم چون يكوقت اين آقاي Bamzi سرو كله اش پيدا نشود و بيخود گير الكي بدهد!)
2) آيا فقط بايد بحث راجع به دوبلورها باشد يا راجع به دوبله فيلمها هم مي توان بحث كرد (البته فيلمهاي ماندگار و صد البته دوبلورهاي آن فيلمها)

دستتان را صميمانه مي فشارم و آرزوي موفقيت شما را دارم.

ممنون از ابراز لطفتان و خوشحال میشوم شما و بقیه دوستان هر نوع اطلاعاتی راجع به دوبله و عوامل آن و کلاً هر نوع مطلبی راجع به دوبلاژ دارید در اینجا قرار دهید و تاپیک را با حضور خودتان رونق بخشید

ممنون

zeus
24-01-2007, 12:38
مرحوم منوچهر نوذری


تولد:1315 قزوین

وفات :1384

شروع حرفه ای دوبله : 1333 ومدیریت دوبلاژ 1341

سایر فعالیتها : گویندگی در رادیو وبازی در سینما از 1325، اجرای برنامه ها و مسایقه های تلویزیونی از 1337 ، اجرای برنامه رادیوئی صبح جمعه با شما و طولانی ترین و محبوبترین مسابقه هفتگی تلویزیونی : مسابقه هفته


نقش های شاخص :
فیلم: ایرما خوشگله ، آپارتمان ، شیرینی شانس، روزهای شراب و گل سرخ ، چه کسی لیبرتی والانس را کشت سرگیجه ( جیمز استوارت ) ، بچه سین سیناتی ( استیو مک کوئین )
گوینده اولین نقش جیمز باند در ایران ( دکتر نو)

و....
http://i3.tinypic.com/117clg8.jpgچهره و صداي او نيازي يه معرفي ندارد . جداي از كار دوبله ، صداي او د راديو نيز همراه مردم بوده است . سالها با صبح جمعه با شما مردم را خنداند . برنامه اي كه بنظر من پيوند ميان مردم و راديو بود. كاراكترهايي كه او در اين برنامه خلق كرد هنوز هم از ياد مردم نرفته است .

تاريخ شفاهي دوبله، راديو، سينما و تئاتر از زبان منوچهر نوذري

ودرسخن اول بنابه قانون دوست وحكم احترام دوست دارم ازمنوچهرنوذري يادي كنم كه چندي پيش غريبانه رفت.همچون برادرش محمود نوذري كه زماني درسمت صدابرداري درحيطه دوبله فعاليت مي كرد وچون استاد ش ايرج دوستداركه به انصاف خوش تربيت كرد چنين شاگردخلفي راوچون يارديرين وآشنايش كنعان كياني، زرگنده اش ...

مرحوم منوچهرنوذري متولد10 ارديبهشت 1315 درقزوين بود. اصلاً كاشاني بود . هنگامي كه تنها3 ماه داشت خانواده اش به تهران نقل مكان كردند . پس ازآن مدتي نيزدركاشان زيست ومابقي رادرتهران ماند مگر يكي _ دوسفري كه به هواي فيلمسازي به مصرو...رفت.
درسال1332زماني كه 16 سال داشت ازطريق هوشنگ لطيف پوركه ازدوستان خانوادگيشان بود به مرحوم ايرج دوستداركه درآن زمان مديريت يكي ازدوشعب استوديومولنروژرابه عهده داشت معرفي شدوشروع به كار آموزي كرد . پس ازآن به پيشنهاد ژاله علووبااجازه نامه اي كه به سختي ازپدرگرفت واردراديو شد. وي از نخستين چهره هايي بود كه درتلويزيون مشاهده شد. درسالهاي پس ازانقلاب نوذري را بابرنامه هايي چون مسابقه هفته، طنزجدي نگيريد، سريال كوچه اقاقيا( وي قبلاً نيزدرفيلمهايي بازي كرده بود) ويك سري ازبرنامه صندلي داغ مي شناسيم. منوچهرنوذري در18آذر1384براثرعارضه كليوي چهره درنقاب خاك كشيد.همچنان كه دقيقاً چهل سال پيش كاووس دوستدار برادرناكام ايرج دوستدارازدنيارفت.
يكي ازشاخص ترين فيلمهايي كه پس ازانقلاب باصداي نوذري دوبله شد فيلم چهارشنبه هاباموري وبا بازي جك لمون بود. اين فيلم وباالخص ديالوگهاي نوذري سرشارازشورزندگي بودند...
روحش شاد.

<!-- / message -->“مسابقه‌ي هفته” سالها، جزو موفق‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني بود تا اينكه آقاي پورنجاتي قائم مقام وقت سازمان گفت كه سوال‌هاي مذهبي آن را زياد كنيد و زنها نباشند. بعد دوباره تغيير كرد تا اينكه گفتند نمي‌خواهيم
منوچهر نوذري متولد 10 ارديبهشت 1315 ، بيش از 51 سال است كه در راديو، تلويزيون، دوبله، سينما و تئاتر ايران فعال است.

منوچهر نوذري، در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگاران گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از بيش از نيم قرن فعاليت خود در رشته‌هاي مختلف هنري سخن گفت .

17 سالم بود كه كار دوبله را شروع كردم، استادم آقاي لطيف پور دوست برادرم مرحوم محمود نوذري بود و به خانه ما رفت و آمد داشت. يك روز من را ديد و گفت كه تو در دوبله استعداد داري و من را براي كار به پيش خودش برد. نشستم و نگاه كردم، ديدم مي‌توانم.

اولين فيلمي كه صحبت كردم دختر نمكزار محصول ايتاليا بود. در آن فيلم فريدن سقفي به جاي مارچلو ماسترياني صحبت مي‌كرد و مرحوم ايرج دوستدار نقش منفي فيلم را مي‌گفت. در هر فيلمي يك كمدين كوچكي بود همراه با رل اول فيلم كه به آن جيمي مي‌گفتند كه آنرا به من دادند و در اولين روز كارم من جاي نقش دوم فيلم صحبت كردم.
آن موقع مثل الان نبود كه گوشي داشته باشيم. تكرار هم نداشتيم و همه تكه‌ها سريع ضبط مي‌شد. كار خوب درآمد و تشويقم كردند من هم در دوبله ماندم و رسيدم در حد مدير دوبلاژ و رل‌هاي سنگين را دوبله كردم.

وي به ايسنا گفت: قديم، وضعيت دوبله خيلي خوب بود. دوبله هم فن است و هم هنر. به غير از اينكه حالت هنرپيشه را حفظ مي‌كني بايد مواظب لب و دهن هم باشي و دو تا كار را در يك زمان انجام دهي. اينكه الان بعضي از دوبله‌ها خوب نمي‌شود طرف مي‌ايد لب و دهن را ميزان كند حال از بين مي‌رود و مياد حال را درست كند لب و دهن از بين مي‌رود!. تا قبل از فيلم اشك‌ها و لبخندها دوبله ما در دنيا دوم بود. ايتاليايي‌ها موسيقي هم دوبله مي‌كردند بعد از اينكه ما هم شروع به اين كار كردم يك شديم و واقعا كارمان سبك بود ولي الان اينطور نيستيم و خراب شديم.

اول اينكه يك مقدار از آن گوينده‌ها نيستند. بعد هم كار بي‌ارزش شده و برايشان مهم نيست مثل آنوقت‌ها حالت داشته باشند فقط مي‌خواهند صدا فارسي بشود تا مشتري بفهمد. الان 70، 80 درصد فيلمهايمان خوب دوبله نمي‌شوند.

وي افزود: همزمان با دوبله، وارد راديو شدم و اجراي برنامه‌ها را از جمله داستان شب به عهده داشتم. 21 سالم بود كه با شروع كار تلويزيون در ايران و آن موقع كه هنوز كسي نمي‌دانست تلويزيون چي است من به همراه مرحوم تابش، متوجه و مرحوم مبشر شب در تلويزيون ظاهر شديم و به مردم گفتيم تلويزيون چي است و بعد يواش يواش برنامه گذاشتيم.

بعد از سال 40 در چند فيلم سينمايي مثل لاله آتشين (مرحوم محمود نوذري) افق روشن (مهدي امير قاسم خاني) بازي كردم. اين كارها را دوست نداشتم. پارس فيلم پيش دكتر كوشان مي‌رفتم و در آنجا كه مرتب فيلم تهيه مي‌شد كار ياد مي‌گرفتم و يكي هم كه نمي‌آمد من نقش آن را مي‌گرفتم.وي به ايسنا گفت:دو سه تا سناريو هم نوشتم در واقع آنجا من طرح كاد بودم. چهار فيلم هم براي دكتر اسماعيل كوشان بازي كردم فيلم‌هاي حسين كرد و امير ارسلان نامدار 1345، گوهر شب چراغ 1346، غروب بت پرستان 1347.

كار بازيگري را دوست نداشتم و فهميدم اين طرف دوربين بيشتر به درد مي‌خورم. سال 50 فيلم “ايوالله” را ساختم كه با آن بليط هجده زار و دو تومان در همان هفته اول 700 هزار تومان فروخت و هنوز هم جزو ده فيلم پرفروش سينماي ايران است. آنموقع اگر يك فيلم در سه هفته 400 هزار تومان در 10 سينما مي‌فروخت همه به هم تبريك مي‌گفتند.

من كاشف “آغاسي” بودم و براي اولين بار او را وارد راديو و سينما كردم. وقتي نقش اول ايوالله را به او دادم تمام مدت تا وقتي كه فيلم اكران شد هر كسي كه من را ديد ايراد گرفت كه چرا نقش اول فيلمم را به او دادم من هم در جواب مي‌گفتم يك فكرهايي كردم. همه فكر مي‌كنند آغاسي نفت فروش بوده در حاليكه اين نبود هنگامي كه انگليسي‌ها در خوزستان لوله كشي نفت مي‌كردند آغاسي دنبال آنها مي‌رفته و با گوني شيشه‌هاي آبجوي آنها را جمع مي‌كرده و در شهر مي‌فروخت. اين را هم نمي‌شد در فيلم نشان داد. من برايش داستان ديگري ساختم نعمت نفتي هم از آن وقتيكه فكر مي‌كردند اين نفت فروش است و رويش ماند.

من دو فيلم از آغاسي ساختم كه او نقش خود را داشت. در فيلم‌هاي بعدي آمدند و به او نقش دادند نگرفت تا اينكه ايرج صادقپور فراش باشي را ساخت كه آن هم موفق بود.

دو فيلم ديگري هم كه ساختم (خيلي هم ممنون و خيالاتي) پرفروش شد اما مثل اولي نبود. بعد از “خيالاتي” ديدم كارفرمايشي شد و تهيه كننده مي‌گويد سناريو خوب است ولي اين آدمها را بگذار و اينجا را اينجوري كن كارها را به اين شكل شده بود كه سينما را ول كردم.

بعد از سينما در دوبله و راديو بودم و در تلويزيون هم برنامه چهره‌ها را داشتم كه برنامه خيلي موفقي بود.
از بعد از انقلاب تا سال 59 بيكار بودم ممنوع‌الكار نبودم ولي من را خبر نكردند. من از اول تا به حال كارمند قراردادي صدا و سيما بودم و چون رسمي نبودم هنگام كار از من دعوت مي‌كردند تا اينكه براي صبح جمعه با شما توسط احمد شيشه‌گران دعوت به كار شدم.

اين برنامه تا سه چهار سال پيش كه جلويش را گرفتند پخش مي‌شد پنج شش ماه هم تكرار برنامه‌هاي گذشته را پخش مي‌كردند تا اينكه كاردان، همان برنامه 5 شنبه‌ها را به جمعه منتقل كرد كه موفق هم نبود.

اخيرا هم برنامه را به سعيد توكل دادند كه در واقع ته مانده و عكس برگردان صبح جمعه با شما با همان عوامل قبلي به جز من و خانم بهروان و احمد شيشه‌گران است و اصلا ما را خبر نكردند.

برنامه‌اي با نام برگ سياه تاريخ براي تلويزيون تهيه مي‌شد و به من گفتند چون تو از نوشته نمي‌خواني دلمان مي‌خواهد تو صحبت كني كه من به عنوان خبرنگار با سيزده خونخوار تاريخ مصاحبه مي‌كردم و در برنامه كودك پخش مي‌شد. تهيه كننده اين برنامه پول ما را خورد و به ‌آمريكا رفت. مدتي، زده شده بودم كه بعد از اين همه سال، پول ما را هم مثل اين جوان‌ها بخورند مدتي كار نكردم تا اينكه “مسابقه‌ي هفته” به من پيشنهاد شد.

“مسابقه‌ي هفته” سالها، جزو موفق‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني بود تا اينكه آقاي پورنجاتي قائم مقام وقت سازمان گفت كه سوال‌هاي مذهبي آن را زياد كنيد و زنها نباشند. بعد دوباره تغيير كرد تا اينكه گفتند نمي‌خواهيم البته الان به جاي 10 نفر 9 نفره آنرا گذاشتند كه جالب نيست.

مجموعه طنزي به اسم “جدي نگيريد“ هم توسط عبدالهي و توكلي ساخته مي‌شد كه من گوينده‌اش بودم و بيشتر همان بچه‌هاي صبح جمعه بودند كه به تلويزيون آمده بودند.

منوچهر نوذري در ادامه‌ي گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران، اظهار داشت: از سال 72 تا 77 در تئاتر گلريز 5 نمايش طنز به روي صحنه برديم كه از نظر تماشاگر هنوز ركورد آن شكسته نشده است. گاهي وقت‌ها آنقدر تماشاگر زياد بود كه تا 6 اجرا در روز مي‌گذاشتيم اين نمايش‌ها را من مي‌نوشتم و مجيد جعفري كارگرداني مي‌كرد.

آن زمان كه تئاتر كار مي‌كردم شخصي پيش من آمد و پيشنهاد داد تا لطيفه‌هايم را جمع كنم تا يك كتاب درست كنيم كه خيلي هم استقبال شد. لطيفه‌هاي جيبي 6 سال است كه پشت سر هم با ده هزار تيراژ تجديد چاپ مي‌شود.

افزود: دو سال و نيم به خاطر ناراحتي قلبي در بيمارستان و دو سال و نيم هم به خاطر بدهي كه بابت يكي از دوستانم پيش آمد و امضا بالاش دادم زندان بودم.

در زندان هم براي زنداني‌ها برنامه مي‌گذاشتم و همچنين طرح سه سريال و فيلم و يك راه شب براي راديو نوشتم.
آن موقع هم اولين كسيكه راه شب را تكان داد و سبك آن را عوض كرد من بودم كه البته الان خرابش كردند.

اولين سريالي كه در عمرم بازي كردم كوچه اقاقيا بود. كار سريال به من خيلي پيشنهاد مي‌شد يا داستانش را نمي‌پسنديدم و يا كارگردانش مورد طبعم نبود.

در برنامه جدي نگيريد يك مسابقه 5 دقيقه‌اي داشتيم كه عطاران مي‌آمد و پانتوميم بازي مي‌كرد من آنجا از او خوشم آمد. بعد هم كه سري اول زير آسمان شهر را نوشت كه كار موفقي بود.

يك روز مجيد جعفري به من زنگ زد و گفت عطاران يك سريال دارد و مي‌خواهد يك نقش را به تو بدهد ولي چون تا به حال براي كسي بازي نكردي مي‌ترسد قبول نكني. من به جعفري خيلي عقيده دارم گفتم به نظرم بچه خوبي است چكار كنم؟ گفت آره سوژه‌اش هم خوب است قبول كن. قرار گذاشتيم و صحبت كرديم و كار را پسنديدم.

حسن عطاران اين است كه بازيگر را آزاد مي‌گذارد و حرف و توصيه آدم را گوش مي‌كند.

بعداز كوچه اقاقيا، دو سه تا پيشنهاد شده كه همه شكل آن است و قبول نكردم. گفتم خيلي پول احتياج دارم اما خودم را خراب نمي‌كنم. همه يك چيزهايي مثل هم نوشته‌اند. حالا يك چيز جديد درست كنيد.

من ديگر عشق دوربين كه ندارم بايد حواسم را جمع كنم كه اعتبار اين 50 ساله را خراب نكنم در عين اينكه به خاطر بدهي به پول هم احتياج دارم اما نبايد به خاطر پول، كارم را خراب كنم، به خاطر همين، پيشنهادات را به راحتي قبول نمي‌كنم.

وي به ايسنا گفت: در اين مدت كار من هم مثل همه‌ي كارها افت و خيز داشته، منتهي سعي كردم روالم ادامه پيدا كند من دنبال سياست و دسته بندي نبودم و هميشه دنبال همان كار هميشگي كه طنز و دل خوش كردن مردم است بودم.

الان، 5شنبه‌ها در راديو سراسري برنامه 5شنبه شنيدني را به تهيه‌كنندگي خانم معصوم زاده دارم. يك مسابقه جمع و جور است كه فعلا خوب گرفته.

يك سال و نيم پيش هم در مرخصي زندان دو تا فيلم از كارهاي آخر جك لمون را دوبله كردم كه چند جا نوشتند بعد از مدت‌ها يك دوبله خوب ديديم.

الان اگر اسم طنز برده مي‌شود خيلي‌ها طنز نيستند و دلقك بازي و شكلك درآوردن است، طنز اين چيزها نيست. بايد سوژه و عكس‌العمل من باعث خنده مخاطب شود يك تبسم كافي است. قهقه خنديدن مال جك است طنز بايد سالها ياد طرف بماند اما فكاهي و مسخره بازي همان لحظه است و شخص بعدا يادش مي‌رود. من دنبال آن كار هستم و تا حدي هم موفق بوديم.

zeus
24-01-2007, 12:41
فهيمه راستكار ـ


http://i2.tinypic.com/117chvn.jpg

بازيگر تئاتر و تلويزيون، سينما و دوبلور معروف ـ در سال ۱۳۱۲ در تهران زاده شد. تحصيلاتش در زبان فرانسه تا ليسانس است. از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۴۲ را در ايتاليا به دوبله فيلم گذراند. در بازگشت به ايران مدتي را به فعاليت هاي تلويزيوني و دوبله گذراند و از سال ۱۳۵۲ با هنرنمايي در فيلم «مغول ها» بازي در فيلم هاي سينمايي را در پيش گرفت. از او كه اينك در كنار نجف دريابندري، مترجم پركار، زندگي را مي گذراند، افزون بر نوزده فيلم كوتاه و بلند سينمايي به بازار فيلم آمده. «خط پايان» (۱۳۶۴)، «اشتباه بزرگ» (۱۳۶۴)، «ترنج» (۱۳۶۵)، «مرغ همسايه» (۱۳۶۷)، «شير سنگي» (۱۳۶۵)، «جهيزيه براي رباب» (۱۳۶۶)، «محموله» (۱۳۶۶)، «عشق و مرگ» (۱۳۶۹)، «الو الو، من جوجوام» (۱۳۷۳)، «رواني» (۱۳۷۶)/، «زن شرقي» (۱۳۷۶) و ... وي در نهمين و شانزدهمين جشنواره فيلم فجر، نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش دوم زن بود.

«در قديم محله معني داشت. ما بقال، بزاز و روضه خوان محله خودمان را داشتيم. محله و همسايه مفهوم داشت. در محله اگر كسي آش رشته مي پخت، حتماً براي همسايه ها و ديگران مي فرستاد. همان طور كه در تهران مرسوم بود كه كسي كه نان تازه مي خريد يا مثلاً خيارپوست مي كند به همه تعارف مي كرد، نان تازه گندم چون بويي داشت كه ممكن بود كسي دلش بخواهد يا مبادا زن آبستني بوي خيار و نان را بشنود. شما ممكن نبود از كنار كسي بگذريد و چيزي بخورد و بسم الله نگويد و تعارف نكند.»

اين جملات را كسي مي گويد كه نزديك به ۷۰ سال در تهران زندگي كرده است؛ محله، كوچه و همسايه را خوب مي شناسد؛ ارتباط عاطفي عميق با همه اينها دارد و الان در عمق صدا و نگاهش دردي را كه با از دست رفتن اين مفاهيم برايش ايجاد شده مي تواني حس كني. اين جملات را فهيمه راستكار، دو بلور و هنرپيشه باسابقه سينما، تئاتر و تلويزيون، مي گويد: كسي كه روحيه هنرمند و ذوق لطيفش به او كمك مي كند كه به مردم و محله با ديدي حساس و نكته سنج نگاه كند.



تولد : 1312، تهران

تحصیلات : فارغ التحصیل مدرسه هنرپیشگی و فارغ التحصیل زبان فرانسه از دانشگاه تهران در سال 1346.

شروع دوبله از : 1335

مدیریت دوبلاژاز:1338




<O:p

او که همسر "نجف دریابندری" از نویسندگان و مترجمان مطرح است، هنر دوبله را از سال 1335 به دعوت "هوشنگ لطیف پور" آغاز نمود. اودر زمره گویندگانی است که ازسال 1336 تا 1341 ،درایتالیا با گروه دوبله "آلکس آقابابیان" همکاری نموده وضمنا از بازیگران بسیار موفق است که ازسال 1330 بازیگری تئاتررا آغاز نمود و بازی‌ در نمایش‌های‌ "آنتیگونه"، "روِیا"، "باغ‌ آلبالو"، "خانه‌ برنارد آلبا" و... در کارنامه‌ او به‌ چشم‌ می‌خورد. همچنین او از 1350 بازیگری در سینما را(با بازیگری در فیلم "مغول ها " ساخته "پرویز کیمیایی") شروع کرده است و در فیلمهای دیگری نیز ایفای نقش نموده است از جمله ستاره ها (1384فریدون جیرانی) ،رازها (1383محمدرضا اعلامی ) ،دختری به نام تندر (1379 حمیدرضا آشتیانی پور )، روانی ( 1376داریوش فرهنگ ) ، زن شرقی(1376 رامبد لطفی) ، الو! الو! من جوجو ام( 1372مرضیه برومند) ،عشق و مرگ( 1369محمدرضا اعلامی ) ، جهیزیه برای رباب( 1366سیامک شایقی ) ، محموله (1366 سیروس الوند ) ، ترنج( 1365محمدرضا اعلامی) ، شیر سنگی ( 1365مسعود جعفری جوزانی) ، خط پایان( 1364محمد علی طالبی) ، آقای هیروگلیف(1359 غلامعلی عرفان ) . او از سال 1343 به فعالیت در رادیو پرداخت و از 1359 کار در تلویزیون را آغاز کرد. او به جای هنرپیشگان زن بسیاری از جمله "سوفیا لورن" ،" اینگرید برگمن" ،" دوریس دی" و" بتی دیویس "گویندگی کرده است.<O:pاز فیلمهای دوبله شده توسط او می توان به گوزن ها ( نصرت پرتوی) ، آیا برامس را دوست دارید ( اینگرید برگمن) ، زیبای میلیونر( سوفیا لورن) ، پنج مایل به نیمه شب ( سوفیا لورن) ، بالش سنگی ( دوریس دی) ، بن هور( مارتا اسکات) ، زنگ ها برای که به صدا در می آید (کاتینا پاکسینو) ، گذرگاه کاساندرا(اینگرید تولین) ، فدرا ( ملینا مرکوری) ، توت فرنگی های وحشی ( اینگرید تولین) ، گوشه گیران آلتونا ( فرانسوازپرهوو) ، ظرف عسل ( کاپوسین) و روانی ( جنت لی) نام برد.<O:p


بهترین نقشها از نظر خود او ، از بین فیلمهای ایرانی عبارتند از: قیصر( مادر) ، گوزنها ( فاطی) ، علی کوچولو (همه نقشها)و در بین فیلمهای خارجی: کاترین هپرن ( شیرهای جوان ) ، اینگرید برگمن (آیا برامس را دوست دارید) ، ملینا مرکوری ( یکشنبه ها هرگز) ، جنت لی ( روانی ) ، سوفیا لورن ( دوزن و زن میلیونر).<O:p
</O:p<BLOGEXTENDEDPOST>

zeus
24-01-2007, 12:45
متن مصاحبه چنگیز جلیلوند با ایسنا که فکر کنم در سال 84 انجام شده بود


چنگيز جليوند” يكي از صداهاي جاودانه در هنر - صنعت دوبلاژ ايران و از پيشكسوتان اين عرصه است كه تاكنون به جاي بازيگران مطرح بسياري در سينماي ايران و جهان صحبت كرده است.
جليلوند در گفت‌وگويي با خبرنگاران گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از وضعيت دوبله، زندگي و خاطرات خود سخن گفت .

او گفت: آن زمان وقتي فيلمي را دوبله‌ مي‌كرديم يك ارتباطي بين من و كارگران بود و اصلا هنرپيشه‌ نمي‌آمد ببيند كه ما چكار مي‌كنيم و اصلا وقت اينكه بيايند سردوبلاژ را نداشتند و شايد هم فكر مي‌كردند بيايند برايشان افت دارد! چراكه نمي‌توانند به جاي خودشان صحبت كنند ولي مرحوم فردين معمولا در فيلم‌هايي كه خودش كارگردان بود مي‌آمد و يك نگاهي مي‌كرد.

وي اظهار داشت: فكر مي‌كنم يكي از قشنگ‌ترين كارهايي كه در سينما دوبله كردم فيلم طوقي ساخته علي حاتمي بود كه به جاي وثوقي و ملك مطيعي صحبت مي‌كردم و هر دو، صداهايي كاملا متفاوت داشتند. وقتي چيزي را به جاي وثوقي ‌گفتم حالتي بين براندو و نيومن داشتيم كه كاملا روي صورت او مي‌نشست. تقريبا 70 درصد فيلم‌هاي وثوقي را من صحبت كردم و بقيه را هم افرادي مثل منوچهر اسماعيلي و منوچهر زماني دوبله كردند
وي يادآور شد وثوقي فقط در گوزنها و تنگسير بود كه به جاي خودش حرف زد.

وي تصريح كرد: بهروز وثوقي،مرحوم محمد علي فردين و ناصر ملك‌مطيعي سه تيپ مختلف بودند كه هر سه را دوست داشتيم، ولي جاي فردين خيلي راحت و حساس بودم و هميشه سعي مي‌كردم كار او متفاوت باشد. در آمريكا وقتي خبر فوتش را شنيدم گريه‌ام گرفت. اما در حاليكه تمام تلويزيون‌هاي ايراني در اروپا و آمريكا من را دعوت كردند تا درباره‌ي صحبت كنم من جواب رد دادم و گفتم اگر فردين مرده من هم مرده‌ام.

جليلوند به ايسنا گفت: سفر سنگ ساخته مسعود كيميائي آخرين فيلم تقريبا همزمان با انقلاب اسلامي بود كه مدير دوبلاژ بودم و به جاي سعيد راد صحبت كرد. غازهاي وحشي و شعله هم آخرين فيلم‌هاي خارجي بودند. يك فيلم هم از سيلوستر استالونه بود كه حتي آنونسش را گرفتيم اما فرصت نشد آنرا دوبله كنيم و ايران را ترك كردم.

وي علت ترك ايران را تحصيل فرزندانش خواند و گفت: بچه‌هايم بيش از انقلاب در انگلستان درس مي‌خواندند و بايد برايشان پول مي‌فرستادم كه مشكل بود با مادرشان صحبت كردم و ديديم خودمان هم بايد بالاسرشان باشيم و اگر برگرديم به تحصيلشان لطمه مي‌خورد. همگي به آمريكا رفييم در آنجا مقيم شديم تا بچه‌ها به سرانجامي برسند كه خوشبختانه الان هر سه فرزندم به وضعيت خيلي خوبي رسيده‌اند.

در اين 24 سالي هم كه در خارج از كشور بودم حرفه‌اي داشتم كه اصلا ارتباطي با هنر نداشت.

جليلوند معتقد است: من عاشق كار دوبله بودم و عاشقانه اين كار را دوست داشتم و ترك كردنش هم مثل اين بود كه يك چيزي را كه به آن اعتقاد داشتم از بين رفته باشد و خيلي ناراحت بودم، يك وقت شغل، آدم را كنار مي‌گذارد و يك وقت خود آدم، شغل را كنار مي‌گذارد، من موقعي كه كنار رفتم هيچ عيب و ايراد و مسئله خاصي نداشتم و خودم شغلم را مجبور شدم كنار بگذارم.

وي اظهار داشت: با بازگشت به اينجا با فيلم “عصر روح” شروع كردم كه به جاي ليام نيسن حرف زدم، حتي فكر مي‌كردم نتوانم اين كار را انجام دهم ولي خوشبختانه گفتيم در فيلم بعدي هم به جاي جت لي صحبت كردم كه دست گرمي بود و چون ديالوگ كم داشت فقط مي‌خواستم راه بيافتم. الان حتي اگر يك ميليون هم بدهند اين كار را نمي‌كنم. يك يا دو فيلمي كه مجبور شدم كار كنم فقط دليلش اين بود كه مجددا با حركات لب و دهن آشنا شوم. بعضي‌ها مي‌گويند دوبله هنر نيست در صورتي كه اگر نبود همه مي‌توانستند دوبله كنند. بعضي‌ها هم مي‌گويند دوبله جنايت و خيانت است!. شما كه الان از “بيلياردباز پل نيومن خاطره داريد به راستي آيا اگر اين فيلم دوبله نمي‌شد و شما آنرا مي‌ديديد اينقدر از آن خاطره داشتيد؟ از هر كسي مي‌پرسيم مي‌گويند، مي‌گويند پل نيومن را به خاطر صدا و ديالوگي كه رويش بود دوست داريم همينطور مارلون برانو.

وي تصريح كرد: خيلي‌ها هم آمدند دوبله كردند رفتند ولي هيچ اسمي از آنها نيست.

وي درباره موسسه قرن 21 گفت: جعفري مدير اين موسسه واقعا عاشق سينما است اگر سينما 5 نفر مثل او را داشت متحول مي‌شد. به قول بعضي‌ها او فقط دوست دارد هزينه كند تا فيلم‌ها را به زبان فارسي ببيند!. من در اين موسسه مديريت داخلي استوديو را به عهده دارم و با اختيارتام كليه كارهاي يك فيلم به مسئوليت من انجام مي‌شود.
وي در پايان با مثبت ارزيابي كردن وضعيت فعلي دوبله در ايران گفت: الان وضعيت بد نيست و فكر مي‌كنم دارد بهتر مي‌شود.

وي در عين حال معتقد است: ديگر در ايران، از آن دوبله‌هاي درخشان و ماندگار خبري نيست. چون سينماي ما به لحاظ اكران و نمايش فيلم‌هاي مطرح خارجي درهاي خود را بر روي جهان خارج بسته است و اين اكران محدود فيلم‌هاي خارجي جوابگوي دوبله نيست.

وي افزود: زماني بهترين فيلم‌هاي جهان همزمان در سينماهاي ايران اكران مي‌شد. صدابرداري سرصحنه نيز در آن زمان رايج نبود اما الان وضعيت 180 درجه فرق كرده است.

جليلوند اظهار داشت: اما با تمامي اين شرايط از زمانيكه به ايران بازگشته‌ام برخلاف بسياري از دوستان و همكاران به آينده اين حرفه بسيار اميدوارم. جوان‌هاي بسيار مشتاق و مستعدي را ديده‌ام كه با اندكي مديريت و با گذشت مدت زماني مي‌توانند بارقه‌هايي از آن گذشته درخشان را تكرار كنند. اين جوان‌هاي مشتاق و بسيار مستعد احتياج به پشتيباني و حمايت دارند و با راه‌اندازي واحدهاي دوبله‌ي جديد مي‌توان به آينده‌اي كه به آن اشاره كردم نزديك شد.
اين دوبلور باسابقه ورود فيلم‌هاي مطرح خارجي به شبكه‌ي ويديويي كشور و دوبله آنها را مثبت ارزيابي كرد و افزود: هر فيلم سينمايي فقط بر روي پرده سينماست كه معني مي‌دهد، اما براي جان بخشيدن دوباره به دوبله همين فيلم‌هاي ويديويي نيز آغاز مناسبي مي‌توانند محسوب شوند. به عنوان مثال خود من هرچند كه بيش از 24 سال از ايران دور بوده‌ام اما انگيزه و شوق فراواني براي فعاليت مجدد و احياي دوبله دارم.

وي در اشاره به كارهاي قابل توجه در اين زمينه به ايسنا گفت: يكي، فيلم بيمار انگليسي (آنتوني منگولا) است كه به جاي ويلم دافو صحبت كرده‌ام و از آن هم بسيار راضي و خشنودم و ديگري فيلم كي پكس است كه به جاي كوين اسپيسي صحبت كرده‌ام. فيلم فضاي بسيار خوبي دارد و جان مي‌داد براي دوبله!. از كارهاي آينده هم مي‌توانم به فيلم‌هاي ترميناتور 3 (جاناتان ماستو - محصول 2003 آمريكا) و score امتياز اشاره كنم كه در اين آخري به احتمال فراوان به جاي مارلون براندو و رابرت دنيرو صحبت خواهم كرد.

جليلوند كه صدايش در طول سال‌هاي متمادي معرف و يادآور بسياري از ستارگان سينماي ايران و جهان بوده است تصريح كرد: من در آن زمان هميشه از صحبت كردن به جاي ريچارد برتون لذت مي‌بردم نمونه كامل كارم با برتون در فيلم چه كسي از ويرجينياوولف مي‌ترسد؟ (مايك نيكولز) است.

وي يادآور شد: من حتي زمانيكه در آمريكا بودم در لحظات تنهايي صدا و نوار ريچارد برتون در اين فيلم را براي خودم مي‌گذاشتم و بارها به آن گوش مي‌دادم. به برت لنكستر نيز بسيار علاقه داشتم هم به خودش به عنوان يك بازيگر و شخصيتش. از ميان فيلم‌هاي لنكستر به حرفه‌اي‌ها (ريچارد بروكس) بسيار علاقه‌مندم به صورتي كه در زمان دوبله‌ي فيلم خانواده‌ام را نيز به استوديو بردم تا كارم را از نزديك ببينند.

چنگيز جليلوند كه به جاي بازيگران مطرح ديگري همچون پل نيومن و مارلون براندو صحبت كرده است گفت: من صحبت كردن به جاي پل نيومن را از فيلم كسي آن بالا مرا دوست دارد (رابرت وايز) شروع كردم و تا زمانيكه در سال 1358 از ايران رفتم تمامي فيلم‌هاي پل نيومن را دوبله كردم.

وي به ذكر خاطره‌اي از يكي از كارهاي خود پرداخت و به ايسنا گفت: در آن‌ زمان رايج بود كه نماينده‌اي از سوي كمپاني سازنده هنگام دوبله فيلم معروفي به استوديوي دوبله مي‌فرستادند در هنگام دوبله‌ي پدر خوانده (فرانسيس فورد كاپولا) نماينده كمپاني نيز حضور داشت و زمانيكه من ديالوگهايي از براندو را در فيلم گفتم وي تا مدتي خيره به پرده نگاه كرد و آنگاه رييس استوديو را خطاب قرار داد و با صداي بلند گفت: اين فلان فلان شده كه خود براندوست، با براندو اصلا مو نمي‌زند! و من كه از بد دهاني وي ناراحت شده بودم ديگر كار را قبول نكردم اما او زمانيكه از در استوديو خارج مي‌شد رو به من كرد و گفت: good like mr brando .

پس از رفتن وي، مدير استوديو كه امتناع مرا ديد خواست دستمزد مرا به دلار بدهم اما من نپذيرفتم. آنها بالاجبار از افراد بسياري تست گرفتند تا آقاي نوربخش با تاييد من به جاي مارلون براندو در نقش دون كورلئونه صحبت كرد.
چنگيز جليلوند گفت: در اين سالها هميشه دلم اينجا بود و دوست داشتم بيايم و حتي فقط يك رل كوچك بگويم. ريشه من در ايران است و هر چقدر آنجا در رفاه باشم غم دوري از وطن در دل من مي‌گذرد.
تا موقعيت پيدا شد برگشتم. حتي اگر سال قبل هم اين موقعيت پيش مي‌آمد برمي‌گشتم. از طرف مديريت موسسه قرن 21 از من دعوت شد و خودم هم ديدم ديگر بچه‌ها به من احتياجي ندارند الان هم مرتب در رفت و آمد هستم و به بچه‌هايم سرمي‌زنم

zeus
24-01-2007, 13:01
مرحوم عزت الله مقبلی

تولد : 1311 تهران

مرگ : 1367

شروع حرفه ای دوبله : 1335 ( همزمان در سینما هم بازی کرد)

سایر فعالیتها :
فعالیت در تئاتر در سال 1324.
فعالیت در دوبله فیلم در سال 1335.
فعالیت در رادیو تهران در سال 1346.
فعالیت در تلویزیون ملی ایران در سال 1350

گوینده بسیاری از نقش های کمدی مانند اولیور هاردی ، لوئی دوفونس ، همایون ، والتر برنان

سریال : دائی جان ناپلئون ( اسماعیل داورفر) ، هزار دستان ( جهانگیر فروهر)

فیلم: ریوبراوو ، داشتن ونداشتن ( والتر برنان ) ، این گروه خشن ( ادموند اوبراین )


ودر پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم

دانلود (http://www.4shared.com/file/46458920/1d420531/Hezar_dastan.html)

zeus
24-01-2007, 13:43
جلال مقامی

http://i3.tinypic.com/ziq44j.jpg

تولد : 1320 ، تهران . سایر فعالیتها : ازی درتئاترو تلویزیون دراواخردهه1330، بازی درسینما از1344 ( آلونک ، رازگل شب بو) و گویندگی و اجرا درتلویزیون ( برنامه دیدنیها) از1361. شروع حرفه ای دوبله : 1337 و مدیریت دوبلاژاز1345. نقش ها : گویندگی به جای بسیاری از جوانهای نقش اول مانند رابرت ردفورد، عمرشریف ، وارن بیتی ، رابین ویلیامزو بازیگران هندی مثل گویندا ، راجندرا کومارو... . فیلم: فرشتگان آلوده صورت ( جیمزکانگی) ، وداع با اسلحه ( آلبرتو سوردی) ، پا برهنه درپارک ( رابرت ردفورد) ، شهرپسران ( اسپنسرتریسی) ، شکوه علفزار، بانی و کلاید( وارن بیتی) ، نیش ، بوچ کسیدی و ساندس کید ، سه روزکندر ( رابرت ردفورد) ، مردی که می خواست سلطان باشد ( مایکل کین) ، لورنس عربستان ، طلای مک کنا ، دکترژیواگو ( عمرشریف) ، فراربزرگ ( جیمزگاردنر) ، انجمن شاعران مرده ( رابین ویلیامز) و... . سریال : لبه تاریکی ( ران کریون ) ، پوآرو ( هستینگز) ، گروه امداد ( میکی) ، ارتش سری ( اروین برانت) ، خانواده رابینسون ( آقای رابینسون)


يكي از اساتيد دوبله ، كه چهره و صداي ايشان براي هيچكس ناشناخته نيست . وي مدتها مجري برنامه ديدنيها بود ، و به همين خاطر چهره شناخته شده تري نسبت به ساير پيشكسوتان دوبله دارد .

وي به جاي كاراكترهاي بسياري سخن گفته و روزي نيست كه صداي او از تلويزيون به گوش نرسد ، ولي باز هم براي يادآوري ؛ در مجموعه هشدار براي كبري 11 صداي سمير ، صداي مقامي است .

( مطالب زير نقل از فروم گفتمان است )

ذكر چند نكته نيز در خصوص فعاليتهاي ايشان براي دوستان جالب خواهد بود:

۱-به نقل از خود ايشان : هوشنگ لطيف پور بيشترين سهم را در آموزش ايشان در عرصه دوبلاژ عهده دار بوده اند.

۲-اولين جملاتي كه ايشان در يك فيلم ادا كرده اند بجاي جوانكي بوده است كه چمدانهاي مسافرين را جابجا ميكرده: متشكرم. من وظفيه ام را انجام دادم. امر ديگري بود در خدمت شما خواهم بود.

۳-اولين گويش مهم ايشان در فيلم عروس فرانسوي بود كه در كنار مرحوم كاووس دوستدار(كه بجاي روبر حسين) صحبت ميكرد بجاي رقيب وي صحبت كرد. قابل ذكر است مديريت دوبلاژ اين فيلم بر عهده مرحوم هوشنگ بهشتي بوده است كه منصور علاقه خاصي به شخصيت و كارهاي ايشان دارد(روبر حسين بدجوري مرا بياد سريالي كه اين ايراني الاصل در فرانسه ساخت و بارها و بارها از تلوزيون ما پخش شد مي اندازد. سريال بينوايان با بازي لينو ونتورا و گويندگي خيره كننده اسماعيلي بجاي وي در نقش ژان وال ژان - شايد بهترين اقتباسي كه از اثر ويكتور هوگو صورت گرفته باشد)

۴-مشهورترين نقشهايي كه ايشان گفته اند عبارتند از :

جرج چاكريس در هلن قهرمان تروا
لزلي هاوارد در نسخه سينمايي(و نه ويديويي و عام) بر باد رفته
آل پاچينو در دوبله دوم پدرخوانده( كه مرحوم ايرج ناظريان بجاي براندو صحبت كرد)
آلن بيتس در دور از اجتماع خشمگين
داستين هافمن در دوبله دوم كابوي نيمه شب و فارغ التحصيل
ريچارد هريس در شورش در كشتي بونتي
اسكار ورنر در فارنهايت ۴۵۲
جرمي برت در سري دوم سريال شرلوك هلمز (پخش از شبكه دوم)-(سريهاي اول و سوم با گويندگي زند پخش گرديد)
و بي شمار نقش بجاي بازيگراني چون : رابرت ردفورد/عمر شريف/مايكل كين/ژان پل بلموندو/جرج سيگال/فرانكو نرو/راجندرا كومار/فرانسيس كاس/مارچلو ماسترياني و ....
نكته جالب آنكه در فيلمي چون شكست كه هم عمر شريف حضور داشت و هم بلوندو ايشان بجاي شريف و منوچهر زماني بجاي بلموندو صحبت كردند

۵- گويندگي ايشان در فيلمهايي چون دكتر ژيواگو و كابوي نيمه شب و باني و كلايد و غزل(ايراني) و چشمه عشاق(ايراني و بجاي ويگن) و در اپيزود سوم دستفروش(ايراني) و همينطور فيلم برنج خونين در حد بسيار خوبي است

۶-مقامي علاوه بر دوبله در بازيگري نيز فعاليت داشته است. اولين فيلمي كه وي بازي كرد با عنوان من مادرم ساخته فرج اله نسيميان در سال ۴۴(اگر اشتباه نكنم) بوده است. فيلمهاي بعدي وي عبارت بودند از : ايستگاه ترن و آلونك و گردباد زندگي و زنگ اول و راز گل شب بو و ...

۷- ايشان يك سريال با عنوان شبهاي اندلس نيز در در اواخر دهه ۱۳۳۰ بازي كرده اند

zeus
24-01-2007, 13:49
خسرو خسرو شاهی

http://i12.tinypic.com/35jfpye.jpg


تولد : 1320، تهران. شروع حرفه ای دوبله : 1340، ویژگی صدا: صدای منحصربه فرد برای ستاره های جوان و خوش سیما. نقشهای شاخص : گوینده نقشهای اول به جای آلن دلون (یوزپلنگ ، عقرب ، موجی ازاسکناس، دسته سیسیلی ها، استخر ، آفتاب سوزان ، اسلحه بزرگ ، سامورایی، پلیس ، دایره سرخ) ، آل پاچینو( پدر خوانده ، بعدازظهرنحس، مترسک ، مخمصه ، بی خوابی ، نفوذی) ، کوین کاستنر( با گرگها می رقصد، جی اف کی)، استیو مک کویین (نوادا اسمیت)‌، داستین هافمن( کریمرعلیه کریمر ، کابوی نیمه شب ، لنی) ، رابرت ردفورد( سرقت الماس)، فرزان دلجو، آمیتاب بچن ، شاهرخ خان ، آرجون رامپال ، جان آبراهام ، عامرخان و... مدیریت دوبلاژ بسیاری از آثارارزشمند تاریخ دوبله ایران مانند مردی برای تمام فصول، جن گیر، پاپیون، گلهای آفتاب گردان ، گتسبی بزرگ، تمام مردان رئیس جمهور، شبکه ، جی اف کی ، آمارکورد، آینه ، استاکر، نوستالگیا، پدرخوانده 2و3و...

http://i10.tinypic.com/2je5ldv.jpg

صداي او بعنوان نقش آلن دلون ، يك صداي كاملا شناخته شده و معروف در سطح اجتماع است . صدايي كه آنقدر اثر گذار و زيبا است كه خيلي ها تلاش كرد تا گويشي مشابه وي داشته باشند و كار او را تقليد كنند .

مطمئنا محبوبيت آلن دلون در ايران مديون صدا و گويش اين مدير دوبلاژ تواناي سينماي ايران است .

zeus
24-01-2007, 14:02
استاد احمد رسول زاده

http://i1.tinypic.com/4chnaqr.jpg

تولد : 1309 ، تبریز. شروع حرفه ای دوبله : 1332. سایرفعالیتها : بازی درتئاتراز1326 و وسینما ( دردوفیلم) از1330. ویژگی صدا: صدای پیرمردهای مهربان اما جدی و مصمم و شخصیتهای مذهبی. نقشهای شاخص : عمرمختار(آنتونی کویین) ، تابستان گرم و طولانی ( اورسن ولز) ، مردی برای تمام فصول ( ارسن ولز) ، جدال درآفتاب(لایونل باریمور) ، دکترژیواگو ( رالف ریچاردسن). مدیریت دوبلاژ: پدرخوانده ، بن هور، تابستان گرم و طولانی ، جدال درآفتاب ، وداع با اسلحه ، فراربزرگ و...

ایشان در سال 1385 به پاس یک عمر تلاش هنری و سازنده به عنوان چهره ماندگار شناخته شدند

ودر پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم

دانلود (http://www.4shared.com/file/46458945/3b725638/rasolzadeh.html?dirPwdVerified=123ea831)

zeus
24-01-2007, 14:10
بهرام زند

http://i11.tinypic.com/2cdk65i.jpg

تولد:1323، شروع حرفه ای دوبله: 1344و مدیریت دوبلاژ از1358. فیلم پدرخوانده( جیمزکان) ، شجاع دل ( مل گیبسن) ، گتسبی بزرگ(بروس درن) ، تسخیرناپذیران(رابرت دنیرو) ، رونین(رابرت دنیرو) ، این را تحلیل کن و آن را تحلیل کن ( رابرت دنیرو) ، قطارافسارگسیخته(جان وویت) ، مظنونین همیشگی(استیون بالدوین) . سریال : شرلوک هلمز( شرلوک هلمز) ، ناوارو( ناوارو) ، جنگجویان کوهستان( لین چان) ، 1-99( لسلی گراندهام). مدیردوبلاژ بسیاری از آثارموفق تلویزیون و سینما مثل سریال شرلوک هلمز ، ناوارو، سریال امام علی (ع).

بهرام زند مدير دوبلاژ و دوبلور قديمي فيلم‌هاي مطرح سينماي جهان است كه تلويزيون بسياري از آنها را به نمايش گذاشته است. او پيش از سال 1350 فعاليت خود را در عرصه دوبله آغاز كرد و اكنون بيش از 30 سال از آغاز به كار خود در اين حرفه، نسبت به افت كيفيت دوبله و نبود حس لازم در كارهاي انجام شده، گله دارد.
او به جاي هنرپيشگان مطرحي چون رابرت دنيرو، ژان رنو، بروس ويليس، جرمي برد، مل گيبسون همچنين شخصيت‌هاي محبوب تلويزيوني همچون «ناوارو» و «شرلوك هلمز» صحبت كرده است.
بهرام زند درباره‌ كيفيت ترجمه و دوبله‌ فيلم‌ها، معيار‌هاي يك دوبله خوب و خاطرات خود روز گذشته ، صحبت‏های بسیاری داشت.
او قبل از هر چیز اظهار داشت: در هيچكدام از كارهايم بهرام زند نبودم. در سريال ناوارو، ناوارو شدم. آدمي كه غر مي‌زند. پايين و خفه حرف مي‌زند، حتي در هنگام شوخي هم خيلي جدي است.
بهرام زند فعاليت خود را در عرصه‌ دوبله از سال 1350 شروع كرد که تاكنون نيز ادامه يافته است. وی از نحوه ورودش به عرصه دوبله می‏گوید: ‌گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب مي‌دادم، همه ساكت مي‌شدند و صداي مرا گوش مي‌دادند. از همان دوره نوجواني حس ‌كردم در زمينه‌ گويندگي حرفي براي گفتن دارم. <BLOGEXTENDEDPOST>

البته اصلاً فكر نمي‌كردم صداي خوبي دارم تنها اين حسن را ازرفتار ديگران متوجه شدم كه اگر سوالي مي‌شد و من جواب مي‌دادم، همه طرف من بر مي‌گشتند و نگاه مي‌كردند. آن زمان با دوبلور خاصي آشنا نبودم.
بعدها به انجمن گويندگان رفتم و آنها گفتند ورود تو به اين عرصه خيلي طول مي‌كشد . از طريق يكي از دوستانمان در تلويزيون به آقاي ماني معرفي شدم و در آنجا كار‌آموزي را شروع كردم و يك سال فقط طرز كار گوينده‌ها را نگاه كردم.

zeus
25-01-2007, 02:22
حسین باغی

http://i11.tinypic.com/2heftbl.jpg

تولد:1329، تهران. تحصیلات: فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه. شروع حرفه ای دوبله : 1355. ویژگی صدا : گوینده آنونس و فیلمهای تبلیغاتی و گفتارفیلمهای مستند. سایرفعالیتها : گویندگی فیلمهای تبلیغاتی از سال 1346، گویندگی آنونس از1350، اجرای رادیویی ازسال1363. نقشهای شاخص‌: سریال : کارآگاه کاستر، ارتش سری ، راه قدس(امپراطوررم).کارتون : فوتبالیستها ( گزارشگر)، نیکو(چهاردست). فیلم : غازهای وحشی( راجرمور).



مرد تيزرهاي تبليغاتي ،‌روزي نيست كه صداي او را از تلويزيون يا راديو نشنويم . روي بخش عمده اي از تبليغات صداي او را مي شنويم و هر يك متفاوت تر از ديگري .

يك نفر پشت اين همه شخصيت


او مرد تيزرهاست. از صبح تا شب صدايش را مي شنويد. بهانه اين گزارش البته اين بود كه مردي با اين همه مشغله چقدر درآمد دارد

اگر يك نفر « نامبر وان» مي شود بي دليل نيست. با چشم خودمان ديديم كه ۲ دقيقه بيشتر طول نكشيد، گويندگي روي تبليغ نمايشگاه خريد بهاره و دريافت دستمزد


هميشه مي گفتيم آنها معجزه مي كنند، تكيه كلام هايشان را با صداي خودشان تكرار مي كرديم و تا سالها سرگرمي حلقه دوستانه، تكرار آن تكيه كلام ها و اداهاي آنها بود. تكرار صداي مورچه خوار و مورچه اي كه هميشه دنبال هم بودند و بالاخره معلوم نمي شد كدام يك طعمه است و كدام يك شكارچي، صداي سرد شخصيت هاي شرور و صداي گرم لورل و هاردي، نورمن و جري لوييس، صداي صاف و محبت آميز پيرمردان نصيحت گر و صداي رسا و مبارزه طلبانه جنگجوها و قهرمان ها.

هرچه بيشتر سعي مي كرديم ادايشان را دربياوريم بيشتر به نبوغ آنها پي مي برديم، بيشتر به عمق هنري پي مي برديم كه مي توانست شرارت، نجابت، مهرباني، نفرت يا بلاهت را به قابل لمس ترين لحن ممكن ادا كند. شايد به همين خاطر هم هست كه هميشه دوست داشتيم بدانيم چه چهره اي پشت صداي اين شخصيت هاست.

حسين باغي مي گويد: «معجزه اي در كار نيست. در جواني فقط عشق و علاقه بود كه ما را به تمرين تقليد صدا وا مي داشت و حاصل اين تمرين هم آن صداها بود.» باغي يكي از صاحبان صداهاي ماندگار است. يكي از دوبلورهايي است كه به چهره هاي بازيگران سريال ها و كارتون ها شخصيت مي دهد. شخصيت هايي كه به واسطه صدايشان گاه به آنها علاقه مند و گاه از آنها متنفر مي شوي.

او مي گويد: «از همان دوران تحصيل وقتي وارد مدرسه مي شدم بچه ها را دور خودم جمع مي كردم و برايشان تقليد صدا و ادابازي و تيپ سازي مي كردم. آن وقت ها بعضي از افراد فاميل ما، در برنامه هاي هنري و تئاتر و سينما فعاليت داشتند و وقتي من وارد كار هنري شدم آنها نقش استاد و پيشكسوت را برايم داشتند. » اما اين كار فقط به علاقه و تمرين نياز ندارد، كار دوبلور با صدا و كلمات است و هر چيزي كه با اينها ارتباط دارد بايد دوباره آموخته شود. باغي در نوجواني و بعد از آن به سراغ موسيقي رفت و دوره رديف خواني موسيقي كلاسيك را ديد. مدتي هم موسيقي پاپ را دنبال كرد.

مي گويد: «يادم هست كه نوجوانان و جوانان، آن موقع از پدر و مادرشان دوچرخه مي خواستند اما من از پدرم ضبط صوت خواستم. پدرم برايم خريد و من با خوشحالي با آن صداي اساتيد بزرگي مثل مرحوم سارنگ و محتشم، اسطوره هاي بزرگ صدا و سينما را ضبط و بارها گوش مي كردم. به تكنيك و فن بيانشان دقت مي كردم و از آنها الگوبرداري مي كردم. حالا هم از پدرم ممنونم كه آرزوي آن روزهاي مرا برآورده كرد.»

آن روزهايي كه مي گويد، روزهاي نوجواني اوست، روزهايي در سالهاي دهه چهل، روزهايي كه براي بسياري شايد خيلي دور باشد.

باغي سال ۱۳۲۹ به دنيا آمده و بچه محلات خاني آباد و قنات آباد تهران است.

باغي دوره ابتدايي را در دبستان شريعت گذراند، بعد به دبيرستان رازي رفت. بعد از ديپلم هم زبان فرانسه را در يك كالج زبان ياد گرفت.

باغي با نت و موسيقي آشنا شد و زير و بم صدا را شناخت، اما جملاتي كه ادا مي كرد از كلمات و حروفي تشكيل شده بود كه اداي هركدام تكنيك خاصي داشت. به نظر او براي رسيدن به فن بيان و گويندگي بايد به ظرافت هاي احساس گوينده اي اصلي و تكنيك اش توجه كرد و تلفيق اين دو است كه به نتيجه خوشايندي مي رسد. مي گويد كسي كه مي خواهد گويندگي كند، بايد تلفظ الفبا را دوباره بياموزد و نحوه اداي حروف را اصلاح كند، لهجه اش را هنگام اداي حروف دخالت ندهد و آنقدر تمرين كند تا بداند كه چه حالت هاي خاصي موقع تلفظ حروف در مخرج است و در كجاي دهان و بيني مي پيچد. با اين توجه به حروف به كلمه مي رسيم و بعد هم به جمله. بايد بعد از تلفيق تكنيك بيان و احساس به متن هم توجه شود. گوينده بايد دقت كند كه اين متن كمدي است يا سياسي، موزيكال است يا تاريخي و با حس و حال همان موضوع، متن را بخواند.»

با همين تمرين هاست كه دوبلوري مثل باغي هم براي فيلم هايي مثل بن هور و تاراس بولبا گويندگي كرده است و هم جاي چهاردست در كارتون نيك و نيكو، هم در سريال شينگن صحبت كرده است و هم در كارتون دور دنيا در هشتاد روز، در هركدام با حس و حال و جذابيت هاي خودشان؛ گويندگي تيزرهاي تبليغاتي هم كه جاي خودشان را داشته است.

او كارش را با وسواس عجيبي دنبال مي كرده است و به قول خودش بعد از اجراي هر كار، واكنش بيننده ها را در صحنه هاي مختلف زيرنظر مي گرفته است. مي گويد در تبليغ يك نوع مارك ساعت به تيپ افراد مختلف دقت مي كردم كه چطور ساعت را به دست خود مي بندند. دقت مي كردم كه يك دكتر، يك كاسب يا يك شهروند عادي چطور ساعت را به دست خود مي بندد و با اين روان شناسي ساعت را تبليغ مي كردم.»

دوبلورها و گوينده هاي موفق هم مثل صاحبان مشاغل ديگر كه با اهميت دادن به مسووليت شان در حرفه شان موفق مي شوند، بار مسووليت را روي دوش خود احساس مي كنند. باغي چه در گويندگي براي تبليغ كالاها و چه در پيش پرده خواني فيلم ها، بار اين مسووليت را روي دوش خود حس مي كرده است. او در پيش پرده خواني يا خواندن ماجراي فيلم هاي بزرگي چون بن هور و تاراس بولبا در همان فضايي قرار مي گرفت كه كارگردان و نويسنده و عوامل فيلم براي ايجادش تلاش كرده بودند. مي گويد: «من بايد براي محصولي گويندگي مي كردم كه شايد توليدش ۳ تا ۷ سال طول كشيده بود، واقعاً مسووليت سنگيني بود. او از حسن بيان پيش پرده يك اثر تاريخي كه بار اديبانه اي دارد صحبت مي كند و سنگيني مسووليت كار وقتي كه مي فهمي پيش پرده را فقط بايد پيش از اكران اول بخواند، بيشتر لمس مي شود. او هنوز با خاطرات اسپارتاكوس، بن هور و سپيددندان زندگي مي كند.

از اين احساس مسووليت كه بگذريم تنوع گويندگي براي شخصيت هاي متفاوت هم براي خودش جذاب و گاهي شگفت انگيز است. باغي پيشتر آنونس هاي سينمايي و پيش پرده آثار ادبي و تاريخي را مي خوانده و تاريخ مردم و ايران باستان را. بعدها وارد گويندگي كارهاي انيميشن و كارتون شده و در كارتون هايي مثل دور دنيا در هشتاد روز به جاي ريگودون و در كارتون نيكو به جاي چهاردست گويندگي كرده است. در كارتون فوتباليست ها، گزارشگر فوتبال بوده و در فيلم هاي حلال و حرام و كنت مونت كريستو و جان ساكسون و دهها فيلم ديگر هم صحبت كرده است. سريال هاي جنگجويان كوهستان و شينگن هم از كارهاي ديگر اوست.

اما حالا كار متفاوتي را دنبال مي كند. مي گويد: «به كار قبلي ام برگشته ام يعني گويندگي تيزرهاي تبليغاتي.»

شگفتي كار گويندگي و دوبله وقتي به وضوح حس مي شود كه بداني گاهي يك گوينده در آن واحد به جاي چند شخصيت صحبت مي كند. باغي در تيزرهاي انيميشن راهنمايي و رانندگي به جاي «سيا»، «داوود خطر» و «هومن» صحبت مي كند و در آخر هم در نقش پليس وظيفه شناس كاراكترهاي خلافكار را نصيحت مي كند.

او كه درحال حاضر كارش را روي تيزرهاي تبليغاتي متمركز كرده است، يادش مي آيد گويندگي اش در نقش بابا برقي، آقاي ايمني گاز و شخصيت «پاك يادت نره» خيلي ها را به تقليد صدايش وا داشته بود.

باغي مي گويد كه وقتي گوينده از پشت آن ديوار شيشه اي گويندگي مي كند و متن را بارها به طور آزمايشي اجرا مي كند، چهره اش ديدني است. او مثل بازيگر بارها حس مي گيرد و با بياني متفاوت گويندگي مي كند تا به صداي اصلي و موردنظر برسند و آن وقت است كه صدابردار ضبط اصلي را شروع مي كند. اين شيوه همه دوبلورها و گوينده ها بوده است، حتي گوينده هايي كه باغي از آنها به عنوان اسطوره هاي گويندگي ياد مي كند، گوينده هايي مثل منوچهر اسماعيلي يا جليلوند. او صداهاي آنها را جاودانه مي داند و وقتي اين صفت را براي صداي او هم صادق مي دانيم با فروتني مي گويد من در اين حد نيستم. در آن حد بودن را چه كسي بايد تشخيص دهد؟ چه كسي بايد عشق او پشت اين كار را حس كند؟ اين عشق و احساس براي تمام بيننده ها و شنونده ها قابل حس و درك است.

http://i18.tinypic.com/2v3fqu1.jpg


ودر پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم

دانلود (http://www.4shared.com/file/46458917/a80bc351/baghei.html?dirPwdVerified=123ea831)

zeus
25-01-2007, 02:39
معاون کلانتر


http://i4.tinypic.com/10fwfuu.jpg

کارتون معاون کلانتر قبل و بعد از انقلاب پخش می شد و خیلی از بچه های اوایل انقلاب آن را کاملا به یاد دارند. نقش معاون کلانتر با صدای ایرج رضایی از تیپ های معروفی شد که هنوز هم در حافظه خیلی ها باقی مانده، یک معاون بی دست و پا که مرتب از ماسکی و یک موش کور رودست می خورد. نقش ماسکی را مینو غزنوی می گفت و مهدی آژیر به جای موش کور حرف می زد.

http://i4.tinypic.com/10fx10p.jpg

به جای کلانتر هم عباس سعیدی حرف می زد. مدیریت دوبلاژ معاون کلانتر را ناصر ممدوح انجام داد و عنوان بندی پایانی این کارتون را هم که یادتون هست چه طور ماسکی معاون کلانتر را سرکار می گذاشت و پرده نمایش را وقتی او داشت خودش را معرفی می کرد می کشید. معاون کلانتر هم جلوی همه تماشاچیان کنف می شد و بعد صدایش از پشت پرده می آمد که: «خدا لعنتت کنه ماسکی» و...

منبع: کتاب سال سینمای ایران. اسفند ۸۴

zeus
25-01-2007, 02:44
گربه های اشرافی



http://i4.tinypic.com/10r0aid.jpg

تنها دوبله ای که از ژاله علو برای کارتون والت دیزنی به یادگار مانده، نسخه ی گربه های اشرافی است. این کارتون در سال 1970 ساخته شد و در نسخه ی اصلی، فیل هریس در نقش موسیو اومالی و اواگابور در نقش دوشس حرف می زنند. سال هاست که گربه های اشرافی فقط به شکب ویدئوئی یا اخیرا سی دی موجود است. متاسفانه خانم علو جزئیات دوبله را فراموش کرده و به یاد نمی آورد که این دوبله را کی و کجا انجام داده است. با این که نسخه به جا مانده از کارتون قدیمی است و صداها تا اندازه ای نامفهوم شده، اما معلوم است که دوبله ای شایسته و جذاب دارد و صدای زهره شکوفنده به جای دوشس(مادر گربه ها) و نصرالله مدقالچی جای ماسیو اومالی به یاد ماندنی است. ژاله علو به جای خانم صاحب گربه ها حرف می زند که یک وکیل پیر دارد که عاشق موسیقی کلاسیک است و مرتب با آن


http://i4.tinypic.com/10r0bi1.jpg


می رقصد نقش این وکیل برعهده اکبر منانی بود. فیلم فصل های جذاب زیادی دارد. مثل جایی که موسیو اومالی گربه های اشرافی را به خانه اش می برد و گربه های آوازه خوان دوست اومالی آن جا هستند و موسیقی جاز می زنند و آن قدر می خوانند و پای کوبی می کنند که طبقه های خانه یکی یکی زیر پای شان خراب می شود. آخر سر هم که به طبقه پایین می رسند با سازهای درب و داغان باز هم موسیقی شان را متوقف نمی کنند. نقش یکی دو تا از گربه های ولگرد را اکبر منانی با تیپ های مختلف می گوید.


منبع: کتاب سال سینمای ایران. اسفند ۸۴

zeus
25-01-2007, 03:06
ابوالحسن تهامی نژاد



http://i3.tinypic.com/2ms1n9h.jpg



تولد: 1316 ، مدیریت دوبلاژ از1344، گوینده آنونس و نقشهای اول. نقشهای شاخص : فیلم : بانوی زیبای من ( رکس هریسن) ، آخرین غروب ( جوزف کاتن) ، ظرف عسل ( رکس هریسن) دکترژیواگو( آلک گینس ) ، آوای موسیقی( کریستوفرپلامر)، ال سید ( خوزه فرر) ، حرفه ای ها ( جک پالانس) ، وداع با اسلحه ( ویتوریو دسیکا) ، گوینده تیپ روستایی لاندوبوزانکا و...مدیریت دوبلاژ: این گروه خشن ، این فرارمرگبار، تعقیب ، حرفه ای ها ، چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟ و...



يكي از صداهاي بسيار شاخص ، يك روح و انرژي خاصي هميشه در صداي وي نهفته . براي يادآوري صداي ايشان بهترين مثال صداي كاپيتان در فيلم آوای موسیقی که در ایران با نام اشکها ولبخندها اکران و به نمایش گذاشته شد و اين مصاحبه اي از ايشان ( نقل از فروم گفتمان )


دبيرستان من دارالفنون بود، در ميدان توپخانه مدرسه اي كه ما در آن مدام نمايش اجرا مي كرديم. پله اول همين جا بود. چيزي كه باعث شد مسير زندگي ام تغيير كند. من به طور حرفه اي با عشقي زياد نمايش را دنبال مي كردم و به زودي به عضويت گروه هاي آماتور درآمدم. حتي انگيزه من بعد از اتمام سال پنجم دوران متوسطه براي ادامه تحصيل در سال ششم و انتخاب رشته همين بود. من دنبال رشته ادبي رفتم و ديپلم ادبي گرفتم.
درباره صدا حرف نزديد.
مي رسيم به آنجا.

در حين آشنايي با گروه هاي نمايش آماتور در اواخر دهه 30 من دبيرستان را تمام كردم. من رفيق نزديك آقاي پرويز والي زاده برادر همين منوچهر والي زاده دوبلور بودم. ايشان شاعر بود، فعاليت هنرپيشگي هم داشت. بعد از اينكه با گروه ايشان چند نمايش را به طور حرفه اي اجرا كرديم اوضاع جدي شد. اگر به روزنامه اطلاعات آن سال ها مراجعه كنيد، دو يا سه گزارش تمجيد آميز درباره نمايشنامه هاي ما در آن نوشته شده.

سابقه آشنايي و كار با گروه تئاتر تهران چه زماني پيش آمد؟

در همان سال ها در آزمون پذيرش هنرجو براي تئاتر تهران شركت كردم. آقايي به نام دكتر فتح الله والا، تازه كار تحقيق و تحصيل خود در رشته تئاتر را در كشورهاي فرانسه و انگليس تمام كرده بود و مي خواست در تئاتر تهران كار آموزش باهنرجويان تازه كار را شروع كند. در آزمون ورودي، خود دكتر والا با چند بازيگر صاحبنام مسوول برگزاري امتحان بودند و بايد يا يك شعر را دكلمه مي كردي يا يك قطعه را به صورت پانتوميم اجرا مي كردي. من به همراه دوست عزيزم چنگيز جليلوند با بهترين نمره قبول و وارد گروه شديم، منتهي چنگيز چون چهره بهتري داشت نقش هاي جوان را اجرا مي كرد و من به خاطر فيزيك چهره ام، نقش هاي ميانسال و آدم هاي پير را بازي مي كردم. تمام اين بازي ها در تئاتر تهران اجرا مي شد.

بالاخره رسيديم به صداي شما. لابد به همين دليل بودكه انتخاب شديد.

به هر حال بي تاثير نبود. اما گفتم كه من از همان اول پيرمرد شدم!

خانواده راضي بودند؟

اكثر خانواده ها در آن زمان با سينما و تئاتر مشكل داشتند، مثل پدر من كه شديدا با سينما مخالف بود. من به صورت پنهاني آن را دنبال مي كردم وبا توجه به دوري مسير دبيرستان دارالفنون و عدم ارتباط با بچه محل ها هيچ كس متوجه من نبود و من با خيال راحت به كارم ادامه مي دادم، در آن موقع فقط من از محلمان به دارالفنون مي رفتم، بقيه بچه محل ها در همان حوالي تحصيل مي كردند و از اين بابت كسي مزاحم نبود تا راپرت ما را به خانواده ام بدهد.

چه عاملي باعث شد شما از سمت نمايش و تئاتر به سوي دوبله كشيده شويد؟

هميشه به اتفاق چنگيز جليلوند به سينما مي رفتيم. همان زمان ها هر دوي مامتوجه شده بوديم كه صداي خوبي داريم و مي دانستيم كه براي دوبله فيلم هاي جديد امكانات دوبله وارد ايران شده و كار دوبله آن فيلم ها در داخل انجام مي شود. بنابراين چند بار از كنعان كياني خدا بيامرز درخواست كرديم كه ما را با خود به استوديو دوبله ببرد چون متوجه شده بوديم او در زمينه دوبله فعاليت دارد ولي او هم دايم قول مي داد و اجرا نمي كرد.

چرا؟

شايد دلش نمي خواست... تا اينكه يك روز يكي از بازيگران مشهور فيلم هاي فارسي به شوخي به ما گفت كه كنعان دودستي ميز دوبله را چسبيده و مي ترسد شما را ببرد آنجا و رقيبش بشويد! بعد هم به ما آدرس استوديو آژير فيلم را داد و گفت فردا راس ساعت 10 آنجا باشيد. اين موضوع مربوط به سال 1337 مي شود. فرداي آن روز به استوديو رفتيم و بعد از صحبت با ژوزف واعظيان مدير استوديو آژير فيلم با ماهي 250 تومان حقوق قرارداد بستيم تا در قسمت دوبلاژ آنجا فعاليت كنيم. همان لحظه بعد از قرارداد حسين مدني، مدير دوبلاژ را صدا كرد و ما را به او معرفي كرد تا با او همكاري كنيم.

منظورتان حسين مدني طنزنويس معروف است؟

بله، حسين مدني نويسنده را مي گويم كه در آن زمان با كتاب هاي اسمال در نيويورك و شب نشيني در جهنم معروف بود. او در آن زمان در فيلم قاصد بهشت بازي كرده بود و ضمنا مدير دوبلاژ استوديو هم بود. مدني ما را به معاونش هوشنگ مرادي معرفي كرد و كار ما شروع شد. استوديو دوبله در قسمت زيرزمين آژير فيلم بود. در واقع در قسمت بالا كارهاي فيلمسازي را انجام مي دادند و در مواقع بيكاري از زيرزمين به عنوان استوديو صدا استفاده و فيلم دوبله مي كردند.

اولين فيلمي كه دوبله كرديد يادتان هست؟

زياد يادم نيست، ولي الان كه دقيق تر فكر مي كنم اولين فيلم يك فيلم هندي بود كه نمي دانم جاي چه كسي حرف زدم، ولي نقش كوچكي بود ولي چنگيز نقش بيشتري داشت و نقش يك پليس را صحبت كرد؛ به هر حال اولين كار ما بود.

پس باز هم به نفع آقاي جليلوند؟

بله.

از اين دوره كاري در دوبله چه برداشتي داشتيد؟

كار دوبله يك شاخه از هنرپيشگي است و شما بايد خصيصه اصلي يعني هنرپيشه بودن را در وجود خود داشته باشيد تا در كار دوبله موفق شويد. صدا آنچنان براي دوبله ملاك نيست، بايد جوهره هنري و ذاتي را براي ارايه و از عهده برآمدن نقش ها داشته باشيد و بتوانيد با فرو رفتن در حس و جلد بازيگر فيلم لحظه هاي شادي و غم و هيجان را به بهترين نحو ارايه دهيد و ما از همان روز اول كار شروع كرديم به نظر دادن و عوض كردن ديالوگ ها، طوري كه بعد از 2 سال سابقه كار و تجربه اندوزي، چنگيز جزو گويندگان درجه يك شد و من هم مدير دوبلاژ شدم.

چطور به اين سرعت به مديريت دوبلاژ رسيديد؟

استعداد و علاقه زيادي داشتم. شما اگر هر كاري را با عشق شروع كنيد 100 درصد در آن كار به موفقيت هاي بزرگي مي رسيد و براي من هم همين اتفاق افتاد.

اولين فيلمي كه مديريت دوبلاژ آن را به عهده داشتيد كدام فيلم بود؟

اولين فيلمي كه مديريت دوبلاژ را به عهده داشتم فيلمي به نام تپه عشق از ساخته هاي ساموئل خاچيكيان بود. البته بعدها ياد آن مرحوم نماند كه من اين فيلم را دوبله كردم و مديريت دوبلاژ اين فيلم در كتاب تاريخ سينماي ايران به نام آقاي هوشنگ مرادي نوشته شده است. كاردوم من هم فيلم در جست وجوي داماد بود كه در استوديوي آژير فيلم ساخته شد كه آنونس آن فيلم نيز از اولين آنونس هاي من بود.

خيلي جالب است كه از تئاتر و نمايش و دوبله به گويندگي آنونس مي رسيم. انگار كه شما در اين مسير كه مي آمديد به تمام رشته ها سرمي زديد تا به هدف خود برسيد.

البته علاقه به گويندگي آنونس ازدوره دبيرستان در وجود من بود. سينما كه مي رفتم وقتي آنونس فيلم ها را به زبان انگليسي مي ديدم بعضي ازآنها از لحاظ جذابيت آنقدر روي من تاثير داشت كه بعضي از كلمات انگليسي آن را حفظ و دايم با خودم تكرار مي كردم. البته آنونس ها و تبليغات به زبان هاي مختلف ارايه مي شد، يكي هندي بود، آن ديگري ايتاليايي و اكثرا هم انگليسي. از همان زمان حس مي كردم كه من اين كار را مي توانم به صورت حرفه اي انجام دهم و بعدها كه وارد استوديو آژير فيلم شدم وبه دانشكده زبان و ادبيات انگليسي رفتم، از سال دوم دانشكده كار آنونس را به صورت حرفه اي شروع كردم.

در آن زمان كه گويندگي آنونس را شروع كرديد آيا شخص ديگري به طور حرفه اي آن كار را انجام مي داد؟

به صورت حرفه اي كه نبود اما كساني بودند كه مي گفتند مثلا مرحوم ياسمي فيلم هاي خودش را مي گفت. آقاي عطا الله كاملي بودند، منوچهر نوذري نيز بود و چند دوست ديگر، ولي هنوز راهي يا روشي به صورت حرفه اي براي گفتن آنونس پيدا نشده بود.

براي گفتن آنونس از چه روشي استفاده مي كرديد؟

با توجه به آشنايي ام با زبان انگليسي يا متن آنونس ها را ترجمه مي كردم و مي گفتم يا خودم متن آنونس را مي نوشتم. سعي مي كردم از متن هاي جذاب و هيجان آوري كه با داستان فيلم ارتباط داشته باشد استفاده كنم و با آب و تاب آن را مي خواندم، طوري كه در كوتاه ترين زمان بزرگترين پيام را برساند و همين طور ادامه دادم. ظرف يك سال ديگر بيشتر آنونس ها را من مي گفتم و صاحبان فيلم و سينما از استوديوهاي مختلف دنبال من مي آمدندو از صدايم در آنونس فيلم هايشان استفاده مي كردند، به قول معروف ديگر كار ما گرفته بود!

بيشتر كار آنونس مي كرديد يا دوبله؟

من آنونس و دوبله رابا هم دنبال مي كردم. علاوه بر آنونس در بيشتر فيلم هاي معروف آن دوره دوبله كار كردم و نقش هاي مهمي را حرف زدم.

مي شود به بعضي از اين نقش ها اشاره كنيد؟

خب، بيشتر جاي هنر پيشه هاي معروف نقش اول ايتاليايي و فرانسوي حرف زده ام.در فيلم معما به جاي گاري گرانت، 55 روز در پكن به جاي ديويد نيون، در كازينو رويال به جاي جيمزباند، در چندين فيلم معروف ويتوريودسيكاو همچنين تمام فيلم هاي لاندابوزانكا و در فيلم هاي اوليه شون كانري و فيلم هاي بن هور والسيد و اكثر فيلم هاي ايراني كه مي شود به جاي نقش هاي بهمن مفيد و حسين سرشار اشاره كرد. در فيلم بانوي من به جاي ركس هريسون حرف زدم و در اشك ها و لبخندهاي معروف جاي آن نقش كاپيتان صحبت مي كردم.

نوع و لحن صداي شما يك طنز بخصوص به همراه دارد، آيا مخصوصا با اين لحن صحبت مي كنيد؟

فيلم كمدي باشد طنز را رعايت مي كنم، ولي توجه داشته باشيد در كار تئاتر و سينما از جدي ترين كار شايد بشود به عامل طنز به چشم يك نجات دهنده نگاه كرد. طنز يكي از عوامل موثر نجات كار دراماتيك است، شما سنگين ترين كارهاي شكسپير را هم كه ببينيد در گوشه اي از آن طنزي گنجانده شده است كه يا به صورت دلقك است يا در صحبت و ديالوگ با لهجه خاصي است و اين نكته دقيقا به خاطر تماشاگر رعايت شده است، چراكه خود شكسپير هم هنرمند تئاتر بود و مي دانست تماشاگر نمي تواند دو ساعت مداوم يك كار دراماتيك را تحمل كند و اين نكته را رعايت مي كرد. من به خاطر آشنايي با زبان انگليسي در تمام متون ترجمه دنبال اين رگه طنز بودم و آن را در متن مي گنجاندم، حالا چه در آنونس چه در دوبله.

در آن زمان با كدام استوديوهاي دوبله فعاليت داشتيد و امكانات آنها در چه حدي بود؟

در اول كار همان طور كه اشاره شد با استوديو آژير فيلم شروع كرديم كه متاسفانه اين استوديو بعدها به علت اختلاف مالكان آن تعطيل شد و به استوديو دماوند رفتم كه از نامدارترين استوديوهاي دوبله بود و در اين استوديو با استاداني چون ايرج دوستدار، عطا كاملي و دوستاني چون احمد رسول زاده و پرويز بهرام كار مي كردم كه البته امكانات آن زمان دوبله خيلي بد و پيش پا افتاده بود. خريدن دستگاه هاي خارجي هزينه بالايي داشت، بنابراين در اكثر استوديوها از ابزار و دستگاه هاي ايراني استفاده مي شد. البته در استوديو دماوند اوضاع فرق مي كرد و تمام دستگاه ها آلماني و از نوع بهترين بود. البته بايد به استوديو شهاب هم اشاره كنم كه دستگاه هاي خوبي داشت. خود من بعدها صاحب دو استوديو شدم و فعاليتم را در استوديوي خودم انجام مي دادم.

منظورتان كدام استوديوهاست؟

بعدها در استوديو البرز با آقايان هوشنگ كاوه و مرتضي عسگراوقلي شريك شدم. بعد هم بعد از گذشت مدتي از آنها جدا شدم و در استوديو پاسارگاد با حسين رحيمي شريك شدم. در همان زمان با دوست عزيزم ايرج گل افشان سينما چرخ فلك را به صورت شريكي خريديم و يك مدتي هم كار سينماداري را دنبال كردم و در كار واردات فيلم از كشورهاي لبنان و ايتاليا و هنگ كنگ بودم تا اينكه در سال 1352 ماجراي مهاجرت خانواده ام پيش آمد و آنها را به استراليا انتقال دادم و بعد خودم نيز به آنها پيوستم.

اين بحث مهاجرت به استراليا چگونه پيش آمد؟

در سال 1352 خانواده ام را به استراليا، انتقال دادم تا علاوه بر زندگي در آنجا بچه هايم بتوانند در آنجا تحصيل كنند. البته در آن اوايل خودم در تهران ماندم و به كارم ادامه دادم و در طول سال 2 يا 3 بار براي خريد فيلم به بيروت و لبنان و هنگ كنگ يا هندوستان مي رفتم و از آنجا نيز سفري به استراليا مي كردم و به خانواده سر مي زدم و در راه برگشت سفارش فيلم هايي را تحويل مي گرفتم تا اينكه جريان انقلاب پيش آمد و بعداز انقلاب وضعيت خريد و فروش فيلم تغيير كرد و شرايط نمايش فيلم عوض شد و من ديگر نتوانستم فعاليتي در اين زمينه داشته باشم و با شروع جنگ، سينماها از رونق افتادند و من كم كار شدم و به خاطر سن پايين بچه ها و ادامه تحصيلشان ناچار شدم به استراليا بروم و پيش آنها بمانم. طي سال هاي اقامت در شهر ملبورن چندين شغل عوض كردم و كارهاي سختي داشتم. مثلا از ساعت 4 صبح تا 8 شب در كتابفروشي خودم كار مي كردم مدتي هم در اداره پست ملبورن مشغول خدمت شدم و به سرپرستي رسيدم... اما بالاخره برگشتم.

چه جرياني باعث شد كه به فكر بازگشت بيفتيد؟

بعد از 2 سال كار در اداره پست شهر ملبورن به سرپرستي اداره رسيده بودم ولي بحث مديريت مثل اينجا نبود. بايد كار مي كردي و بسته هاي 10 كيلويي و 5 كيلويي را تمبر مي زدي. يك روز با خودم فكر مي كردم و ياد خاطرات قديم افتاده بودم و با خودم مي گفتم تو كه مي خواستي پستچي بشي يا تمبرفروش، خب تو همان مملكت خودت پستچي مي شدي! با توجه به اينكه در همان اوايل جواني صاحب درآمد خوبي شده بودم نتوانستم طاقت بياورم و با ايرج گل افشان كه براي ديدار برادرش به استراليا آمده بود در سال 1372 به ايران بازگشتم و كار اصلي خودم را شروع كردم.

وقتي به ايران بازگشتيد و كار خود را شروع كرديد، چه حسي داشتيد؟

وقتي برگشتم مستقيم به همان استوديو پاسارگاد رفتم و با شريك سابقم حسين رحيمي شروع كردم. يك روز در همان اوايل در استوديو نشسته بودم و تلويزيون روشن بود. آنونسي در حال پخش بود كه خودم از شنيدن صداي گوينده آن بهت زده شدم و از يكي ازدوستانم پرسيدم: حسن من اين آنونس را كي گفتم؟ جواب داد: اينكه تو نيستي، جواني است به نام حسين باغي. چنان مات و مبهوت بودم تارحيمي جريان را تعريف كرد.

كدام ماجرا؟

بله در تمام سال هاي گذشته كه من در استوديو پاسارگاد فعاليت آنونس داشتم هر آنونس را در يك كتابچه يادداشت مي كردم و اين كتابچه ها بعد از تكميل شدن در استوديو به صورت آرشيو نگهداري مي شدند تا مثل يك مرجع از آنها استفاده شود. بعدها كه من سهم خودم را از استوديو به حسين رحيمي - شريكم- واگذار كردم و به استراليا رفتم، يك روز جواني به رحيمي در استوديو مراجعه مي كند تا آنونس بگويد و رحيمي نيز اين كتابچه ها را به آن جوان مي دهد و بيشتر آنونس ها با صداي من را روي ريل ضبط مي كند و به ايشان مي دهد تا در خانه تمرين كند و آن جوان آنقدر تمرين مي كند تا بتواند مثل من و با تقليد صداي من آنونس بگويد كه ظاهرا هم موفق مي شود. چنان تقليد كرده بود كه من خودم هم متوجه نشدم!

يعني هيچ اعتراضي به او نكرديد؟

نه، به هيچ عنوان. باغي جوان با استعدادي است و هوش بالايي دارد، ضمن اينكه مي توانست اين استعداد را در وجود خودش به كار بگيرد و خودش باشد، اگرچه اين روزها همين كار را مي كند ودر مسير خودش افتاده است.
براي آخرين سوال مي خواهم از مقوله هنر و كار شما بيرون بيايم و از زندگي خصوصي و فرزندانتان بپرسم.

تحصيلات آنها در چه حدي است؟

من داراي دو دختر و يك پسر هستم. پسرم ليسانس الكترونيك گرفته و در رشته خود مشغول است. دخترانم نيز در رشته ارتباطات و روزنامه نگاري تحصيل كرده اند. ضمن اينكه دختر بزرگم مدير يكي از بخش هاي راديو استرالياست و هفته اي يك ساعت نيز برنامه اجرا مي كند.



در يكي از روزهاي پاييزي 1993 ملبورن گوشه اداره پست نشسته بودم و رفته بودم توي فكر، در فكر قله هاي برفي البرز كه هميشه از پنجره به من خيره بودند.
پيش خودم گفتم اين كه مي گويند جهان بي مرز مي شود، چه حرف مزخرفي است. مگر نه اينكه مرزها پابرجاست و من تهامي نژاد كه در ايران براي خودم كسي بودم، اينجا هيچ چيز نيستم؟ حس كردم صدايي از آن سوي مرزها مرا مي خواند. مثل فيلم آواي وحش جك لندن كه يك صداي نامرئي گرگ را به سوي خودش مي خواند. جرقه بازگشت من به ايران از همين جا زده شد؛ سال 1372.

اواخر دهه 30 بعد از عضويت در گروه هاي مختلف تئاتر و نمايش و تروپ هاي آن زمان و آموزش و تمرين با گروه والي زاده قرار شد اولين كار حرفه اي را با يك نمايش به نام ابومسلم خراساني اجرا كنيم كه نقش من احتياج به گريم داشت. آن زمان بيژن محتشم هم شاگرد گريمور بود و قرار بود اولين گريم حرفه اي خود را در نمايش شروع كند كه آن گريم هم روي من اجرا شد. اگر از خاطرات دوران كودكي او سوال شود، مي گويد من اولين گريم حرفه اي خود را روي ابوالحسن تهامي انجام دادم.

۵۰ سال گويندگي آنونس

در معرفي فيلم هايش چنان با حرارت حرف مي زند كه ويرتان مي گيرد حتما فيلم را ببينيد، همان كاري كه در جديدترين كارش نابودگر۳ و البته قديمي ترين كارش بن هور انجام داده: ببينيد آن سان كه نديده ايد يا اينكه اين فيلم را هم به عجايب هفتگانه اضافه كنيد يا جدالي كه غرب وحشي هرگز فراموش نخواهد كرد و در آخر هم آماده باشيد براي ديدن اين فيلم جذاب.

تهامي نژاد اين اواخر در ميان برنامه ليگ برتر به نمايندگي از يك شركت لوازم خانگي شما را دعوت به ديدن برنامه مي كند و بعد از پايان برنامه هم با اميدواري به رضايت، ساعات خوشي را براي شما آرزو مي كند. درباره او مي گويند: انگار نه انگار نزديك به 50 سال است كه گويندگي آنونس و دوبله انجام مي دهد. لامصب صدايش اصلا تكان نخورده!

بهترين دوبله من

اين اتفاق در سراسر گفت وگو بارها و بارها پيش آمد. صداي او ذهن را مي كشاند و مي برد به دنياي تصاوير. هر كلمه و هر عبارت وقتي از حنجره او مي گذشت انگار تبديل مي شد به چند تصوير سينمايي. لااقل براي من اين طور بود. توي استوديو قرن بيست و يكم، وسط مصاحبه غرق شنيدن حرف هاي او بودم، از 50 سال كار طاقت فرساي دوبله و هجوم تصاوير. فاصله به فاصله برش هاي كوتاهي از فيلم ها به تلنگر هر لحن و حالت كلامي مي آمدند و مي رفتند. السيد، بن هور، رومئو و ژوليت، چه كسي از ويرجينيا ولف مي ترسد، اين گروه خشن و ...

اما او گاهي وقت ها نام فيلم يا هنرپيشه اي را كه به جايش حرف زده بود فراموش مي كرد. 50 سال كار دوبله، 50 سال صدا و لحن، 50 سال كار مدام در حال و هواي ديالوگ هاي فيلم آنقدر زور و ضرب دارد كه بتواند بخش هايي از خاطرات را دست كم در حافظه دور به زير سايه ببرد و عجالتا پنهان كند. اين جور وقت ها يك دوست مي تواند كمك خوبي به حساب بيايد. او از دوست و يار جدانشدني اش، چنگيز جليلوند سوال مي كرد. دراين بين اما بن هور استثنا بود. كار به يادماندني ابوالحسن تهامي نژاد كه او هنوز لحظه لحظه اش را در ذهن دارد

zeus
25-01-2007, 03:30
پرویز بهرام


http://i10.tinypic.com/2d1mwpl.jpg

نام و نام خانوادگی : پرویز بهرام-

متولد:1312-

محل تولد:بابل-

تحصیلات: کارشناس حقوق قضائی


او فعالیت خود را از سال 1328 یعنی زمان شروع کار دوبله در ایران آغاز نمود . او یکی از کسانی است که در پایه ریزی دوبله ایران نقش به سزایی داشته است .<O:pاو همزمان با گویندگان بزرگی چون هوشنگ لطیف پور ،ایرج دوستدار، فریدون ثقفی ، مهین معاون زاده ، فهیمه راستگار ، مهین دیهیم و تاجی احمدی ،گویندگی را شروع کرد
اولین فیلمی که او در گویندگی آن شرکت داشت ، فیلم ایتالیایی "هنرپیشه" بود. یکی از برجسته ترین فیلم هایی که در همان اوایل، مدیریت دوبلاژ آن را بر عهده گرفت ، فیلم برجسته "ابله"( اثر نویسنده معروف داستایوفسکی")است .
آثار برجسته ای از او بر جای مانده که برخی از آنها حقیقتاً تا نسل ها در ذهن شنوندگان صدای اوباقی خواهد ماند ، هم چون گویندگی در نقش "ژان وال ژان" در سریال" بینوایان" ، گویندگی به جای نقش "آنتونی" (با بازی جیمز مِیسون) در فیلم سینمایی "آنتونی کلوپاترا" ، گویندگی نقش "اُتلو" در فیلمی به همین نام (با بازی "سِر گِی باندارچُک" ) ، گویندگی به جای بازیگر مشهور "لارنس الویه" در فیلم "هانری هشتم" ، گویندگی در فیلم "مادام بوآری" اثر معروف "گوستاو فلوبر" ، گویندگی نقش ناپلئون ، به جای بازیگر معروف " هربرت لوم" در فیلم "جنگ و صلح" اثر نویسنده معروف تولستوی ، به کارگردانی "کینگ ویدور" و گویندگی به جای بازیگر معروف ،"اُرسون وِلز" در فیلم "مرد سوم"و بسیاری آثار ارزنده دیگر که ما از ذکر تمامی آنها عاجزیم.

او در گویندگی و مدیریت دوبلاژ فیلم های مستند نیز بسیار زبردست است و فیلم مستند "جاده ابریشم" با صدای او ماندگار شده است.
او مدیریت دوبلاژ فیلم ها و سریالهای داستانی بسیاری را نیز بر عهده داشته است ؛ از جمله فیلم مطرح "مهر هفتم" اثر "اینگمار برگمان" که در سال 1341 در استودیو گلستان توسط او دوبله شد و همینطور سریال دیدنی و به یاد ماندنی "شعبده باز" .از جمله سریالهای تلویزیونی که او در آنها گویندگی نموده و انصافاً هم جلوه خاصی به آنها بخشیده ، سریال "مارکوپولو"،"کرس" ، " بازرس" ، "فراری" و هزاران سریال دیگر است.صدای او در پرفروش ترین و برجسته ترین فیلم ها شنیده شده و می شود. او در دوبله اکثر فیلم های ساخت فرانسه که از نوشته های "گی دو مُو پاسان" ساخته شده اند ، یا به عنوان گوینده و یا مدیر دوبلاژ شرکت داشته است.او زمانی یکی از بزرگترین بازیگران تئاتر کشور نیز بوده است و در تئاترهایی چون "بیلی باد" ، " امپراطور جونز"، "شهر ما" ، "اتلو" ، "نادر پسر شمشیر" ، " نگاهی از پُل" ، "تله " وهمچنین در بزرگترین نمایشنامه های دنیا که به صورت رادیویی درآمده بودند گویندگی کرده است

این هنرمند گرانقدر در سال 1384 مفتخر به دریافت عنوان چهره ماندگار گردید .



منبع : انجمن گویندگان


و در پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم

دانلود (http://www.4shared.com/file/46458935/7433c0ff/parviz_bahram.html?dirPwdVerified=123ea831)

zeus
26-01-2007, 03:53
مصاحبه ای دیگر با چنگيز جليلوند

http://i18.tinypic.com/2d9eceu.jpg

• تهران تيرماه ۱۳۸۳- استوديو قرن بيست و يكم

وقتى ديدمش به زارى نشسته بود در ميان فيلم ها و خاطراتش، مرگ مارلون براندو را باور نكرده بود، همان طور كه خيلى وقت پيش ها مرگ «برت لنكستر» و «ريچارد برتن» را نپذيرفته بود، هميشه با خودش فكر مى كرد مگر مى شود مرگ به سراغ برت لنكستر با آن صورت و دندان هاى زيبايش بيايد. ولى وقتى خبر مرگش را شنيد، نصف روز گريان بوده، به قول خودش با آنها زندگى مى كرده مى گويد: وقتى قرار بود جاى ريچارد برتن صحبت كنم فيلم را خوب نگاه مى كردم و مثل او لباس مى پوشيدم جورى كه بچه هاى همكار وقتى مرا در استوديو با تيپ او مى ديدند به شوخى مى گفتند بفرماييد آقاى برتن! يا مثل مارلون براندو دنبال كاپشن هاى چرم مى افتادم و تا نمى خريدم آرام نمى شدم.

من عاشق حالت هاى پل نيومن در فيلم بيلياردباز بودم، چه خاطراتى كه نداشتم ولى سال ها گذشت و من به خاطر بچه ها يم و خانواده ام به مهاجرت رفتم و از سينما دور افتادم ديگر اينها را نديدم تا اين اواخر كه فيلم هاى جديد براندو را ديدم كه به چه روزى افتاده بود آن براندوى بارانداز تبديل به يك مرد چاق و بى حركت شده، اين مرد به كجا رسيد. از نظر خانواده به قول ما ايرانى ها عاقبت به خير نشد. دخترش خودكشى كرد. پسرش گرفتار شد. خودش هم گرفتار دادگاه هاى مالى. اين اواخر خيلى بد آورد كه حاضر شد در نقش هاى درجه دو بازى كند، مگر مى شد باور كنى مارلون براندو در فيلم امتياز زيردست رابرت دنيرو بازى كند. آن براندوى اتوبوسى به نام هوس، آن جوان عاصى و ناآرام و حالا با آرامش و نگاهى نافذ زيرسايه دنيرو بود، من نمى توانستم باور كنم.

فردين، بهروز وثوقى و ناصر ملك مطيعى را با صداى او خوب به خاطر سپرده اند و خود او نيز عقيده دارد تمام اين شخصيت ها قسمتى از وجود او هستند و با از دست رفتن هر يك از آنها انگار كه تكه اى از وجود او كنده مى شود. درباره مرگ مارلون براندو پرسيدم:

چند شب پيش داشتم فيلم امتياز را نگاه مى كردم و هر بار كه براندو را با آن تيپ عجيب و غريبش مى ديدم افسوس مى خوردم اينها هم از بازى روزگار است. روز بعد صبح داشتم وارد استوديو مى شدم ديدم دو نفر خبرنگار دم در استوديو ايستاده اند، پرسيدم چه فرمايشى داريد؟ گفتند مارلون براندو ديشب فوت كرده آمده ايم نظر شما را جويا شويم. ديگر چيزى نفهميدم، بدنم از كار افتاد واى براندو مرد انگار يك قسمت از بدنم جدا شد. تمام فيلم هاى بارانداز، دزيره، زنده باد زاپاتا از جلوى چشمانم رژه مى رفت.

از آن دو خبرنگار عذرخواهى كردم؛ حال درستى نداشتم به روزى بعد وعده دادم. آمدم دفترم روى صندلى ولو شدم، يكى ديگر از افسانه هايم گرفتار مرگ شده بود. چشمان نافذ او زير آن ابروان پرپشت جلوى چشمم بود. ياد زنده باد زاپاتا افتادم، آن جايى كه با كشاورزان مكزيكى به ديدن رئيس جمهور رفته بود و از او تقاضاى زمين مى كردند و رئيس جمهور قبول نمى كرد.

براندو با چشم هايش مى گفت، اين زمين ها را در آينده از تو خواهيم گرفت. اين از خصوصيات بازيگرى او بود با چشمانش انگار صد جمله ديالوگ مى گفت. ياد اين اواخر افتادم كه قرار بود فيلم زندگى اش براندو و براندو ساخته شود. نمى دانم تكميل شد يا نصفه كاره ماند. جليلوند چشمانش را بست ديگر نتوانست ادامه بدهد، مى خواستم بگويم كه اين فيلم ساخته شد و در يكى از صحنه ها براندو روى نوك قله هاى راكى ايستاده و دست هايش را به علامت پرواز باز كرده و عاقبت هم پريد ولى يادم رفت كه بگويم؛ جليلوند ادامه داد كه اين آخرى ها خيلى انتقاد مى كرد او صريح و بى پرده بود، حتى در مصاحبه اى با «لارى كينگ» معروف او را گرفتار كرد، از كليمى ها خيلى شاكى بود.

مى گفت اينها هاليوود و سينماى آمريكا را تسخير كرده اند و تمام اسكار ها را به هم قبيله اى هاى خود مى دهند. به قول معروف با آنها سرشاخ شد. با تمام اينها سينماى جهان يكى از غول هايش را از دست داد انگار همان لحظه آخر فيلم دزيره كه براندو مى خواست به سفرى نامعلوم برود و همه چيز برايش تمام شده بود.

• چنگيز جليلوند به روايت چنگيز جليلوند

اين چند خط را كه خوانديد بخشى از خواب زندگى اوست كه با صداست، انگار كه جاودانه شده يك بار كه صدايش را بشنوى گرفتار خاطرات نوستالژيك فيلمى مى شوى. در اين سن و سال هنوز صدايش باقى مانده، هنوز لحن صدايش روى نوار حافظه ها شنيده مى شود و تصوير تمام ستاره هاى تمام نشدنى سينما جلوى چشمانت رژه مى رود. بچه هاى هموطن وقتى در مهاجرت به او مى رسيدند تمام ديالوگ هايش را از حفظ مى گفتند طورى كه اشكش را درمى آوردند. و اين اواخر وقتى كه به كشور برگشت به دعوت بچه هاى دانشگاه پزشكى شيراز به آنجا رفت تا در برنامه مرورى بر آثار پل نيومن ميهمانشان باشد و با شنيدن ديالوگ هاى حفظ شده اش از زبان جوانان شيرازى بهت زده مانده بود.

كه فراموشش نكرده اند؛ چنگيز جليلوند از خودش مى گويد:

«من در سال ۱۳۱۶ در شيراز به دنيا آمدم و در سن ۷ سالگى به خاطر شغل پدرم كه مهندس اداره راه بود به تهران نقل مكان كرديم و در حوالى خيابان رى ساكن شديم. دوران مدرسه و دبيرستان را در همان منطقه بودم، يادم هست ناصر ملك مطيعى هم در همان دبيرستان كه من مى رفتم، درس خوانده بود. از همان دوران تحصيل در دبيرستان به تئاتر علاقه داشتم و چند نمايش هم اجرا كرديم.

و بعد ها توانستم به تئاتر باربد راه پيدا كنم. عاشق صحبت كردن بودم طورى كه ساعت ها براى يك جمع يا همان دانش آموزان صحبت مى كردم، براى همين دوست داشتم، دبير شوم و در بين دروس علاقه خاصى به تاريخ و جغرافيا داشتم و آرزو مى كردم روزى دبير تاريخ يا جغرافى بشوم، ولى قسمت چيز ديگرى بود.

جليلوند از رو ز هاى پايان دوره دبيرستان و ديپلم گرفتنش گفت، از شركت در كنكور دانشگاه و از قبولى اش در دو رشته كشاورزى و دبيرى هم گفت.

در همان رشته دبيرى مشغول به تحصيل مى شود به اميد اينكه در آينده دبير آموزش و پرورش شود، ولى هنوز از كشف صدايش و استعداد دوبله اش هيچى نگفته بود. وقتى اين را پرسيدم گفت: داستان از زمانى شروع شد كه در دوران تحصيل سال اول دانشگاه با عده اى از بچه هاى تئاتر تهران دوست شدم و پايم به محافل هنرى باز شد و روزى همان دوستان به من پيشنهاد كردند كه بيا در يك فيلم عربى كه در حال دوبله است يك نقشى را حرف بزن.

من اصلاً با استوديو دوبله آشنا نبودم و فيلم ها قبلاً در ايتاليا دوبله مى شد. كنجكاو شدم بروم استوديو دوبله را ببينم. استوديو را ديدم، ميكروفن ها و استوديوى ضبط و فيلم هاى هندى و عربى كه فارسى مى شدند همه چيز برايم جالب بود و در آن فيلم عربى نقش كوتاهى را حرف زدم و با همان دوستان به ديگر استوديو ها نيز سرك كشيدم تا اينكه شش ماه گذشت و من دوبلور شده بودم و همين باعث شد در سال دوم دانشگاه را رها كنم و به دوبله بچسبم. در عين اين يادآورى ها و گفت وگو ها فاش گفت كه پدرش با اين قضيه خيلى مخالف بود و خيلى سعى كرده جلوى او را بگيرد و منصرفش كند ولى نتوانسته بود. پدر هم ماشين كادوى قبولى دانشگاهش را از او گرفته بود. وقتى اولين دستمزد ۹۰۰ تومانى كه براى فيلم رودخانه ولگا، گرفت شيرين ترين پايان براى لحظات اضطراب بود.

در آن فيلم جاى دو نقش صحبت كرده بود ۶۰۰ تومان براى نقش اول و ۳۰۰ تومان براى نقش دوم. او در اين فيلم فقط كمى تن صدايش را تغيير داده بود و بابت غيبت هوشنگ كاظمى نقش دوم را گفته بود و باور نمى كرد اين مبلغ را در عرض سه، چهار روز حرف زدن بگيرد و به قول خودش با چند ديالوگ كوتاه شروع شد و تا جايى پيش رفت كه يكهو شد ريچارد برتن، پل نيومن، مارلون براندو، پيتر اتول.

از اساتيد دوران كاريش سئوال مى كنم با نيكى و فروتنى از مرحوم كسمايى، لطيف پور، رسول زاده، محمدعلى زرندى و خسروانى ياد مى كند و در ميان آنها به كار كسمايى خيلى احترام مى گذارد و در ادامه مى گويد: كسمايى از مديران دلسوز دوبله بود، خيلى سروكله مى زد تا از يك گوينده چندصدا و شخصيت بسازد و اين دلسوزى و پيگيريش هميشه براى من قابل احترام بوده و هست. چنگيز جليلوند دوبلور جوان و خوش صدا به دوران اوج پختگى رسيده بود، حالا ديگر مديريت دوبلاژ هم مى كرد و تمام رل هاى اول را صحبت مى كرد، با فيلم هاى مارلون براندو به اوج مى رسد و در بيليارد باز پل نيومن تا مرز انفجار پيش مى رود. تهيه كنندگان فيلمفارسى به دنبال او مى گشتند تا نقش اول فيلم هايشان را صحبت كند و همين باعث مى شود به جاى فردين در آقاى قرن بيستم صحبت كند و در گنج قارون به اوج برسد حالا ديگر همه چهره فردين را با صداى او مى شناختند.

اگر چه در اين ميان هم آواز هاى ايرج با آن عجين شده بود و نمى شد اين سه نفر را كه يك كاراكتر ساخته بودند از هم جدا كرد. او بعد ها به جاى بهروز وثوقى و ناصر ملك مطيعى نيز حرف زد گاهى هم ميهمان بهترين هاى ايرج قادرى شد. در باز و بسته مى شود يكى از كاركنان استوديو چاى مى آورد و مى رود از او درباره امكانات آن زمان استوديو هاى دوبله مى پرسم، مى گويد: امكانات دوبله فيلم در دهه ۴۰ ناچيز بود، من خودم بيشتر اوقات در استوديو دماوند بودم و شاهد بودم كه فيلم هاى مثلاً ۱۰۰ دقيقه اى در ۱۰ حلقه ۱۰ دقيقه اى براى دوبله مى آمد و مدير دوبلاژ اين حلقه ها را پشت موويلا مى گذاشت و تماشا مى كرد و متن آن را درمى آورد و براى ترجمه آماده مى كرد و بعد هم جمله بندى مى كرد و ديالوگ مى گذاشت كه با حركت لب ها هماهنگ باشد.

بعد هم نسبت به نقش ها دوبلور انتخاب مى شد و تمرين پشت تمرين تا زمان ضبط برسد و صدا را مى گرفتند و با افكت و ديگر صدا ها روى فيلم ميكس مى كردند و اين امكانات روز به روز بهتر شده و تا به امروز رسيده. آن زمان كار زياد بود و ما همزمان با هاليوود در اينجا فيلم اكران مى كرديم. يادم هست كه آن قدر گرفتار كار و دوبله بوديم و متن هاى سنگين دكتر فاستوس و آثار شكسپير كه دوستان مى گفتند جليلوند در فك هايش سوپاپ بسته، فك ها آن قدر بالا و پايين مى شد كه كسى لب و دهن ما را نمى ديد و سعى مى كرديم فيلم ها را سريع به اكران برسانيم، آن موقع فيلم ها مشترى دو بار يا سه بار برو داشتند، كل تهران ۵۰۰ هزار نفر جمعيت سينماروى دائمى داشت و تمام سينما چى ها سعى مى كردند به مرز يك ميليون تومان به بالا برسند و شايد در ظرف يك ماه با يك فيلم يا دو فيلم به اين مرز مى رسيدند.

حالا ديگر همه با صداى او آشنا بودند اين صدا در هر شكل و قيافه جذابيت خاص خودش را داشت همه آن را تعقيب مى كردند، وقتى از ميان بهترين نقش هايش پرسيدم همه را دوست داشت و همين دوباره باعث شد تا به مارلون براندو و پدر خوانده برسيم كه چرا اين فيلم را حرف نزده، ولى قبل از آن با يادآورى خاطره اى درباره اين فيلم علت حرف نزدن را مى گويد: يادم هست كه استوديو سازنده فيلم يك نماينده فرستاده بود تا دوبلور را انتخاب كند و دليل مى آورد كه لحن مارلون براندو در اين فيلم با تمام فيلم هايش فرق مى كند همان طور كه انتخاب اين هنرپيشه براى فيلم پدرخوانده نيز غير منتظره بوده چرا كه كارگردان دنبال بازيگر مى گشته و به توصيه مدير تهيه كه براندو را پيشنهاد داده بود، اعتنا نمى كرده و از آ ژانس هاى بازيگرى درخواست عكس هنرپيشه كرده بود. مارلون براندو نيز مانند نقش فيلم خودش را گريم مى كند و عكس مى گيرد و به صورت گمنام براى كارگردان ارسال مى كند. كاپولا با ديدن آن عكس در ميان عكس ها مى گويد اين همان پدر خوانده است و وقتى براندو را در حضورش مى بيند از تعجب جا مى خورد و ايمان مى آورد كه او چه قدرتى است.

به هر حال وقتى فيلم به ايران با نماينده آمد، قرار تست صدا گذاشتند كه من قبول نكردم و آخر سر مرحوم نوربخش حرف زد و من هم جاى جيمز كان در نقش سانى كورلئونه حرف زدم و بعد هم با وسوسه روبيك از عوامل فنى، ۱۰ دقيقه جاى براندو به طور آزمايشى در تنهايى خودم حرف زدم كه در آن موقع با حالتى عصبى و خش دار ديالوگ ها را با قدرت گفتم كه خود نماينده كمپانى پارامونت سازنده فيلم وقتى آن تكه ۱۰ دقيقه اى را ديد افسوس خورد و مرا به ناهار در رستورانى دعوت كرد و همان جا به من گفت تو صدايت هم رديف يول براينر و ريچارد برتن است. مى دانى كه اين صداها جزء ۱۰ صداى برتر دنيا هستند. اين حرف ها دردى را دوا نمى كرد چرا كه پدرخوانده از دست رفته بود و منى كه تمام نقش هاى براندو را حرف زده بودم در بهترين كارش محروم مانده بودم و شايد هم بعد از ديدن آن تكه توسط نماينده در دوبله مجدد حرف نمى زدم حتى اگر صد هزار دلار هم مى دادند.

جليلوند از صدايى مى گفت كه خلق شده تا تحسين شود و شايسته غرور بود و به فيلم هايى اشاره مى كرد كه نسبت به هر هنرپيشه احساس خاصى داشته و سر صحبت كردن هر كدام چه حسى مى گرفته و عجيب است كه اين حس را تا به اين سن هنوز حفظ كرده و صدا همان صدا است يا به قول دوستانش چنگيز جليلوند همان چنگيز جليلوند است، اگر چه سن و سالى از او گذشته باشد. از غيبت ۲۵ ساله و مهاجرتش مى گويد كه به خاطر بچه هايش كه در اروپا تحصيل مى كرده اند مجبور به ترك وطن شده تا آنها را سرپرستى كند و عجيب كه توانسته بود از عشق و حرفه اش دل بكند. بعد ها مسافر ينگه دنيا مى شود و در آن ديار به هر كارى دست مى زند تا بچه ها به سروسامان برسند. بعد از اين احساس مى كند كه بايد برگردد و به دل خودش و دوبله برسد.

zeus
26-01-2007, 03:59
زهره شكوفنده


http://i16.tinypic.com/43o1c1f.jpg




تولد : 1329، تهران. فرزند حشمت الله شکوفنده. شروع حرفه ای دوبله : 1335. سایرفعالیتها : یکبارحضوردرصحنه تئاتر. ویژگی صدا : گویندگی نقشهای جوان و بچه ، تقلید تیپها و گویشهای مختلف. فیلم : سوته دلان( فخری خوروش با لهجه شیرازی) ، مادر(فریماه فرجامی)، سرب ( فریماه فرجامی) ، قاتلین (آنجی دیکنسن) ، بابا لنگ دراز( لسلی کارون) ، تقلید زندگی ( سوزان کوهنر) ، خرقه ( جین سیمونز) ، خارش هفت ساله ( مرلین مونرو) ، نقاب زورو ( کاترین زتاجونز) ، بیلیارد باز ( پایپرلوری) ، راکی ( تالیا شر) ، فرودگاه ( ژاکلین بیسه) ، رونین ( ناتاشا مکالهون ) ، با گرگها میرقصد ( ایستاده با مشت). سریال : ارتش سری ( مونیک) ، دربرابر باد ( نقش اول زن ) ، شوییجی و....کارتون : سیندرلا ( سیندرلا) ، سفید برفی و هفت کوتوله ( سفید برفی) ، جودی آبوت ( جودی / مدیردوبلاژ) و...




زهره شکوفنده که بين همکارانش به خانم زهره مشهور است ، از خردسالي وارد کار دوبله شده و تاکنون آن را ادامه داده است.


در حقيقت او با دوبله رشد کرده و بزرگ شده و از اين نظر جزو استثنائات است.


در طول 45سال کار، بيش از 2هزار اثر را گويندگي کرده است و خودش و صدايش همواره از تواناترين و محبوب ترين ها بوده اند. البته نقشهايي که گوينده آنها بوده ، در اين امر بسيار تاثير داشته اند؛ ژوليت در فيلم «رومئو و ژوليت» ، مري در «در برابر باد» ، مونيک در «ارتش سري» ، هيساکو در «معلم جزيره» ، جودي در «بابا لنگ دراز» ، جوليا در «مزرعه پام فيلد» و بسياري نقش هاي ديگر. او مدير دوبلاژ تعدادي از اين آثار نيز بوده است.

zeus
26-01-2007, 04:04
عبدالله بوتیمار

http://i14.tinypic.com/4g7vnk9.jpg


تولد : 1311، بادکوبه ( جمهوری آذربایجان) . شروع حرفه ای دوبله : 1335تا1342. سایرفعالیتها : بازی درتئاتراز1330 و سینما از1339. از1360 مقیم آلمان شد و 1384 به ایران بازگشت. فیلم : نابخشوده ( برت لنکستر) ، توپهای ناوارون ( گریگوری پک / دوبله اول) .



عبداله بوتيمار نامي آشنا براي علاقمندان به دوبله، سينما و فيلم هاي فارسي دهه ٤٠ و ٥٠ كشورمان است. مردي با موهاي بلوند و چشم هاي رنگي كه بيش از يك مرد شرقي به يك مرد غربي و يا اروپايي شباهت دارد بوتيمار كه سالها پيش كشورمان را ترك كرده بود به تازگي به كشورمان بازگشته و در حال حاضر در خاك وطن خود زندگي مي كند. بوتيمار تصميم گرفته تا در ايران بار ديگر شروع به فعاليت هنري كرده و باز هم در خدمت مردم كشورش باشد. بلافاصله پس از ورود به كشورمان ترتيب گفت و گويي با او داريم. مردي جا افتاده با موهاي سپيد و چشماني سبز رنگ، شلوار مشكي، كتي مخملي به رنگ قهوه اي با سيگاري در لاي انگشت پاسخگوي مسئولان بود.

من هرگز از عشقم دور نبودم و در آلمان هر گاه در كوچه و خيابان مي ديديم كه در گوشه اي از شهر پروژكتوري روشن است و عده اي مشغول ضبط تصوير هستند بلافاصله به نزديكي آنها مي رفتم و شيوه كاري كار گردان ها و هنرپيشه ها را زير نظر مي گرفتيم.

بطور دقيق چند سال بود كه از ايران رفته بوديد؟
در حدود ٢٢ سال پيش بود كه به منظور ملاقات با فرزندانم به كشور آلمان سفر كردم وبه اصرار آنها در همان كشور ماندگار شدم.

در تمام اين مدت در آلمان بوديد؟
خير! گاهي به كشور فرانسه هم سفر مي كردم و مدتي البته كوتاه هم در آن كشور بودم.

فعاليت هنري تان را از چه سالي آغاز كرديد؟
من متولد سال ١٣١٢ در باد كوبه هستم و از سال ١٣٣٠ فعاليت هنري ام را در «تاتر پارس» با آقايان منوچهر قاسمي، كامل حلمي و ديگر دوستان شروع كردم. به خاطر دارم كه در آن زمان چيزي در حدود ٣ يا ٤ ماه يك تاتر را تمرين مي كرديم تا در يك صبح جمعه آن را اجرا كنيم.

چه شد كه به عالم سينما وارد شديد؟
از طريق روابطي كه با كارگردانان تاتر و هنرپيشه ها داشتم كم كم با بازي در يكي دو فيلم وارد عرصه سينما شدم و در طول مدت زمان فعاليت هنري ام در ٥٠ فيلم بلند سينمايي بازي كردم.

نام تعدادي از آنها را به خاطر داريد؟
دلهره، ضربت، يك قدم تا مرگ، اضطراب، دزد سياهپوش، كردي از جنوب شهر، بي عشق هرگز، ميخك سفيد، ميخك نقره اي و بسياري ديگر كه در حال حاظر حضور ذهن ندارم.

از چه سالي فعاليت خود را به عنوان يك دوبلور آغاز كرديد؟
سال ١٣٣٨ بود كه در تاتر آناهيتا كار مي كردم و از همان زمان وارد دنياي دوبله شدم .

در اين مدت كه در ايران نبوديد فعاليت هنري داشتيد؟
بله! من در آلمان عضو انجمن فرهنگي آن كشور بودم.

زبان آلماني را در كشور خودمان فرا گرفته بوديد؟
خير! وقتي به آلمان رفتم سال ١٣٦٠ بود. فرزندانم پس از اين كه به ديدارشان رفتم از من خواستند تا در آلمان بمانم و من هم كه تصميم به اقامت در آن كشور داشتم بلافاصله به فرا گرفتن زبان آلماني مشغول شدم و اولين فعاليتهاي هنري ام را با تاتر در آلمان شروع كردم.

نمايشنامه هاي ايراني هم كار مي كرديد؟
بله! چندين اثر از آثار آقايان بيضايي و بهرنگي را به زبان ايراني و آلماني در آنجا كار كرديم تا اين كه بار ديگر به كار دوبله در آن كشور مشغول شدم.

شرايط دوبله در آلمان به چه صورت است؟
آنجا به ازاي هر يك كلمه،٤ يورو حق الزحمه پرداخت مي كنند. هر فيلمي يا برنامه اي را هم كه دوبله كني بلافاصله پس از خروج از استوديو دستمزدت را نقد مي پردازند.

چه كسي شما را براي دوبله انتخاب مي كرد؟
مديران دوبلاژ با من در تماس بودند و هر گاه قرار بود در فيلمي حرف بزنم از ١٥ روز قبل قرار كاري متن دوبله فيلم كه مربوط به خودم مي شد به دستم مي رسيد تا بر روي آن كار كنم.

خاطره اي از فعاليت گويندگان در آلمان نداريد؟
روزي در اتاق ضبط صدا بين دو گوينده نشسته بودم و خب آنها هم اصلا خبر نداشتند كه من آلماني نيستم. چون ظاهر من هم شبيه به خود آنها بود تصور مي كردند كه من يك دوبلور غريبه آلماني هستم. وقتي كار دوبله شروع شد چيزي در حدود ٥ بار در يك قطعه نسبتا طولاني را تكرار كرديم دليل اصلي آن هم اشتباه گويندگان آلماني بود و من در هر ٥ مرتبه بدون اشكال متن خودم را گقتم. تا اين كه صداي اتاق صدابردار به داخل وصل شد و به دو گوينده اي كه در رو طرف من نشسته بودند گفت: « خجالت نمي كشيد اين مرد (بوتيمار) يك خارجي است و آنوقت شما دوباره اشتباه مي كنيد.» اينجا بود كه آنها به من نگاه مي كردند و پرسيدند شما كجايي هستيد. من هم گفتم ايراني هستم .

دليل اين تفاوت را در چه مي دانيد؟
در دقت و وسواس كه دوبله ايران نسبت به اين امر خطير بكار گرفته مي شد و خب من نيز در همين دستگاه كار كرده بودم و بقولي سطح كاري ام در حد دوبله قدرتمند ايران بود.


نقل از هفته نامه سینما

zeus
26-01-2007, 04:08
مهین بزرگی




http://i12.tinypic.com/3y3sbgg.jpg



تولد:1314.شروع حرفه ای دوبله: 1335.سایرفعالیتها: گویندگی حرفه ای رادیو.نقشهای شاخص: تیپ زنان با وقارو پیرزنها، پروین سلیمانی.







گفت وگو با اولين دوبلور زن ايران؛ مهين بزرگى


دوبله تو سرش خورده است




•از پله هاى سالن اول به سمت زيرزمين برويد. انتهاى راهرو مى توانيد ايشان را ببينيد.براى ديدن اولين زن دوبلور ايران و تهيه مصاحبه به واحد دوبله صداوسيما رفتم .ذهنيت قبلى درست بود؛ اتاق هاى كوچك چوبى و رنگ هاى قهوه اى، منتظر زنى با سن و سال خود دوبله بودم و درست هم بود.زمانى كه مهين بزرگى را ديدم براى من اولين زن دوبلور در ايران كاملاً معنا و مفهوم پيدا كرد. سن و سال و سادگى و مهربانى كه در هر صحبت و هر مادرم گفتن ها هويدا بود. زنى كه مادر نبود اما از زبان تك تك فرزندانش در دوبله صحبت كرد. زنى كه با دوبله زندگى كرد و با دوبله ازدواج، زنى كه عاشق شغل و حرفه اش بود. زنى كه از ندارى هاى دوبله با آه و فغان و بعضاً فرياد صحبت مى كرد: «دوبله ما خيلى خورد تو سرش، اين دوبله، دوبله قديم نيست، يه موقعى دوبله ايران تو كل جهان حرف اول را مى زد.» دوبله مهين بزرگى در فيلم هايى چون اشك ها و لبخند ها، ملكه افريقا ،معجزه سيب و... در ذهن بسيارى از ما مانده است.



•لطفا در مورد سال هاى شروع كار خودتان توضيح دهيد و تفاوت هايى را كه در كار احساس كرديد از قديم تا حالا بگوييد؟

سال ،۱۳۲۷ اولين كار دوبله ام را انجام دادم. در آن زمان از لحاظ موقعيت هاى پيشرفته تكنولوژى خبرى از امكانات حال نبود. اصلاً وسيله اى نداشتيم. قديم ها دوبله فيلم هاى خارجى بهتر از فارسى بود. چرا كه فيلم خارجى صدا روى كار بود و از صدا الهام مى گرفتيم، اما وقتى كه فيلم فارسى به دستمان مى رسيد، خوب سر صحنه صدا ضبط نمى شد و كار دوبله سنگين تر بود، به ما ديالوگى مى دادند و تكه به تكه صحنه برايمان توضيح داده مى شد و خودمان بايد همزمان با لب هنرپيشه حرف مى زديم. روى كار هاى فارسى معمولاً گوينده هاى قوى كار مى كنند و بچه هاى پرقدرت كار را در دست دارند و تفاوت هاى گوينده هاى ۴ ساله با قديمى ترين اين حرفه اينجا است كه نمايانگر مى شود و حالا بايد گفت كه يك گوينده ۴ ساله يا ۴ ماهه هرگز نمى تواند كارى مشابه يا در رده كار آقاى طهماسب يا اسماعيلى اجرا كند.


فردى مثل آقاى اسماعيلى در كار دوبله و گويندگى آن قدر صاحب قدرت و سبك هست كه حتى زمانى كه فيلم خارجى را مى بيند خوب مى تواند تشخيص دهد كه چه صدايى روى شخصيت ها بايد بگذارند و يا اينكه نه بايد صدا بسازند.مثلاً در فيلمى از على حاتمى (هزاردستان) آقاى اسماعيلى در ۳ نقش رل گفتند يكى جاى آقاى انتظامى، ديگرى آقاى مرحوم فروهر، و شعبان جعفرى اما هيچ وقت بيننده اى نتوانست تشخيص دهد كه اين سه رل كار يك گوينده است و اين كار يعنى قدرت در گويندگى.ليكن در حال حاضر متاسفانه بهايى به اين توانايى در خيلى موارد داده نشده و اين توانايى كشمكش مالى هم سطح شده و از دوبلور هايى استفاده شده كه با مبلغ كم حاضر به اتمام كار بودند و در اين سال جاى قدرت و توانايى هاى فردى با وجود صاحب سبك بودن و قدمت ديرينه داشتن با پول عوض شده. كار زياد و پول كم! آيا انصاف است؟!

•خودتان امروز به مقوله دوبله چه نگاهى داريد؟

دوبله يعنى دميدن روح بعد از مرگ، يعنى اينكه صدا را از فيلم مى گيريد و بعد با هنر دوبلور دوباره به فيلم جان مى دهيد. در خط هنرى اين مملكت دوبله يكى از مشكل ترين كار هاى هنرى است.
مثل اين است كه من صداى شما را از شما بگيرم بعد دوباره به جاى شما صداى خودم را در قالب آن تصوير بگذارم. در صورتى كه صداى شما صداى دختر جوان است و من زنى پير هستم. نبايد صرفاً به خاطر هزينه كم دست به چنين كارى زد تا كار دچار افت و خيز شود.
مشكل حاضر اين است كه به خاطر صرفاً هزينه، خيلى راحت دست به چنين كارى مى زنيم و كسى نيست بپرسد چرا؟...
•از آقاى اسماعيلى صحبت شد كه جاى سه رل در هزاردستان حرف زده اند. آيا اين توانايى خاص هست يا اينكه با گذشت زمان و تمرين و ممارست هم مى توان به اين وجه از صدا سازى رسيد؟
نه! آقاى اسماعيلى صدا را مى سازند. ايشان يك هستند و تنها . ما يك آقاى اسماعيلى داريم، اسماعيلى كه همزمان سه صدا براى فروهر، انتظامى و شعبان مى سازد و بيننده هيچ وقت متوجه نمى شود. اين هنر است.
•پس وظيفه مدير دوبلاژ در انتخاب دوبلور، انتخاب نقش و استعداد يابى و صداسازى كجا خودش را نشان مى دهد؟
اين وظيفه يك مدير دوبله است كه بعد از بازى دوبلور تشخيص دهد كه اين صدا براى كدام نقش مناسب است و به همين دليل هم هست كه از قديم گفته اند دوبله ايران بهترين دوبله است. ولى در حال حاضر متاسفانه اين قضيه كمرنگ تر شده و كيفيت دوبله افت كرده است.
•اين وضعيت را از جانب مديران دوبلاژ مى دانيد؟
نه! يك مدير دوبلاژ بايد با هزينه پايين و كم فيلم را يك شبه تمام كند. فردى كه بايد به دوبله ضعيف معترض باشد، مدير دوبلاژ نيست، بلكه مقامات بالاتر هستند كه كار دوبله ضعيف فيلم را مى بينند و متاسفانه اقدامى نمى شود.
•براى تشخيص نوع صدا و استفاده از صدا روى نقش ها ملاك ارزيابى چيست؟
توناليته صدا كاملاً مشخص است و در يك ديالوگ كوتاه حتى سلام و احوالپرسى اين توناليته گويا است. ما قديمى ها صدا را امتحان مى كرديم كه اين توناليته بايد صريح و شفاف باشد و بدون هيچ لكنت زبان و يا گرفتگى.
•مشكل حال حاضر در انتخاب دوبلور چيست؟
به انتخاب صدا براى نقش هيچ بهايى داده نمى شود. دوبله حال حاضر قابل قياس با قديم نيست. در انتخاب دوبلور براى هنرپيشه هيچ وقتى صرف نمى شود. يك دوبله قديم را با دوبله جديد قياس كنيد. دوبله حال حاضر خيلى تو سرش خورده است.
اگر در فيلم پيتر فالك كسى كه كلمبو را بازى مى كرد سه نقش داشته باشد و قرار در بيان و هنرنمايى اسماعيلى باشد، اسماعيلى حاضر به بيان هست اما با هزينه ويژه خودش اما چه بسا نقش به جوان تر ها داده مى شود كه با هزينه كمترى اين كار را انجام دهند، اما تفاوت فاحشى ميان كيفيت كار ديده مى شود.
•نظر شما در رابطه با دوبله فيلم هاى فارسى چيست؟ خيلى ها معتقدند كه صدا بايد صداى هنرپيشه باشد و نبايد عوض شود شما چه نظرى داريد؟
خب اين براى فيلم هايى است كه قرار است در جشنواره ها به نمايش دربيايند و براى همين هم در برخى موارد ما داشته ايم هنرپيشه خوب انتخاب شده است اما صدا با نقش هم خوانى ندارد.
مثلاً، در فيلمى آقاى انتظامى براى نقش شاه انتخاب مى شوند. شايد ايشان بسيار زيبا آن نقش را ايفا كنند، اما صداى آقاى انتظامى به خوبى بازى ايشان نقش يك شاه را نشان نخواهد داد، اين نقش صداى بم، همچون صداى آقاى اسماعيلى را خواهان است كه آنچنان را آنچنان تر نشان دهد كه اگر هم بازى آقاى انتظامى ضعيف بود، اين گويندگى كار را قوى تر مى كند.
•آيا مشابه چنين موردى در فيلمى در خاطرتان هست؟
بله! خاطرم هست، سريالى كار مى كرديم با نام چراغ خانه يا چراغ شب كه آقاى مشايخى بازى مى كردند و من هم به همراه خانم گيتى فروهر حرف مى زدم، من بعد از اتمام كار به لندن رفتم كه گويا قرار شد جاى آقاى مشايخى هم آقاى اسماعيلى حرف بزند با مبلغ ۵۰ هزار تومان كه قبول نكردند و كسى هم حاضر نشد به جاى آقاى اسماعيلى نقش را بردارد بنابراين آقاى مشايخى قبول كردند و جاى خودشان صحبت كردند بعد از مدتى كه آمدم به مشايخى گفتم: خسته نباشى كار تمام شد؟
برگشت گفت: «نه چه خسته نباشى هر محفلى كه بودم انتقاد شده كه چرا خودتان جاى نقش صحبت نكرديد و كار را فرد ديگرى انجام داد كه حاصل خراب شده، حال غافل از آنكه اين بار خودم رل را گفته بودم.»
و اين تعادل بين لب خوانى و حالت است كه مى خواست لب خوانى را حفظ كند تعادل را از دست مى دهد ولى يك دوبلور قوى اين مشكل را ندارد.
•شما خودتان چه نقش هايى را براى دوبله انتخاب مى كنيد؟
زن هاى ديكتاتور و بداخلاق و پا به سن گذاشته مثل خانم پروين سليمانى و البته مسئله قابل ذكر اين است كه معمولاً دوبله قوى در قيمت بازى يك هنرپيشه هم بى تاثير نيست. خانم سليمانى در يكى از مصاحبه هاى خودشان به اين قضيه اشاره كرده بودند و چقدر براى آ دم اين گونه قدردانى ها دلنشين است و اينكه من خودم هم از جوانى به ياد دارم از صحبت كردن جاى خانم هاى سن و سال دار لذت مى بردم.
در سال ۱۳۲۷ به خاطر دارم جاى مرحومه معصومه خاكيار صحبت كردم در فيلمى به نام مستى عشق و خانم كسايى هم جاى دختر جوان مسيحى صحبت مى كردند.


سال ۱۳۲۷ استوديو تخت جمشيد مرحوم دكتر كوشان بودند و مرحوم سيامك ياسمى كارگردانى كرده بودند و مرحوم على اكبر كسمايى هم مدير دوبله بودند.

•دوبله بخش عظيمى از هنر است و بعضى ها معتقدند سخت تر از هنرپيشگى، آيا شما با اين نظر موافق هستيد؟

بله! در فيلمى مثل محمد رسول الله كه رل آنتونى كوئين را آقاى اسماعيلى صحبت مى كردند و رل مقابل را هم خدا رحمت كند آقاى حسين معمار زاده صحبت مى كردند نقش در فضايى باز آن هم در بيابان بازى مى شد. اما آقاى اسماعيلى در اتاق كوچك (دوبله) آنچنان در بيان على را به تصوير مى كشيدند كه با گفتن «على» مو به تن بيننده سيخ مى شد خب اين فن بيان و اين شيد ايى كلام هنر كمى نيست! اين قدرت گوينده است فيلمى كه صدا را از آن گرفته و حال از دوباره به زبان عاميانه به نقش جان مى دهد. آ قاى اسماعيلى در اتاق دوبله در آن فضاى كم كنار يك ميز چهار نفره بعضاً هم بيشتر كنار هم. ۳ الى ۴ نفر هم بالاى سر آماده براى گفتن نقش بودند.آقاى اسماعيلى بايد در اين شرايط اين نقش (حمزه) را زنده مى كرد بايد ببينيد نقش آنچنانى مى شود كه بعد از گفتن نام (على) همه گوينده ها گريه مى كنند.اين كار يعنى دوبله. اين هنر قياس بين هنر هنرپيشه و هنر دوبلور است.
•و الان آقاى اسماعيلى مشغول چه كارى هستند؟
ايشان ۴ سال است كه خانه نشين شده اند سر بحث هزينه و اين جاى تاسف دارد اين هنرمند با اين قدرت و توانايى ۴ سال خانه نشين شده باشد نه ايشان بلكه خانم خردمند (نيكو خردمند) چه دوبلور خوبى بودند و ژاله كاظمى عزيز كه خدايش بيامرزد در منزل ماند و دق كرد و مرد. اين هنر، صرفاً هنر نيست عشق است ما همگى عاشق كارمان هستيم.
•سخت ترين دوبله اى كه انجام داده ايد؟
يكى از كارهاى سختى كه داشتيم خاطرم هست يك فيلمى دوبله مى كرديم من و آقاى منوچهر زمانى، كه من نقش كاترين بورن را مى گفتم و آقاى زمانى نقش همفرى بوگارت را صحبت مى كردند و نام فيلم هم ملكه آفريقا بود تمام بازى توى يك قايق بود كه در وسط آب گير كرده بود و تا آخر فيلم هم همانجا بود. ما رفتيم براى دوبله. وسط دوبله برق رفت، گفتند تا شب هم برق نمى آيد ما شب با دو تا شمع كار را تمام كرديم و اين فيلم در نهايت فيلم سينماهاى بالاى شهر و ركس و... شد.
الان از اضافه كارى بابت دلگرمى بچه ها براى تمام كردن فيلم خبرى نيست، اگر فيلم تمام شد پخش مى شود وگرنه قطعاً فيلم تكرارى و يا فيلم با دوبله هاى ضعيف برنامه پركن خوبى است، كسى هم شكايت نمى كند!!!
•مشكل را جايى هم انعكاس داده ايد؟
بله! خود من به آقاى ضرغامى و لاريجانى نيز از نزديك گفته ام. صداوسيما مجهز به ۷ تا كانال است اگر بخش ۱ _ خبر ۲ _ آگهى ها ۳_ اتفاق و يا سخنرانى آن را كنار بگذاريد و مابقى را تماشا كنيد پوشش كليه برنامه از طريق دوبله كاملاً گويا است اگر آگهى در حال پخش است باز كار دوبلور و دوبله است. اگر كار فيلم و يا مستندى در حال پخش است باز هم دوبله است اگر سريال و يا كارتونى مدنظر باشد باز هم دوبله است. پس نتيجه گيرى راحت است اغراق نيست اگر بگوييم ۷۰ درصد كل برنامه هاى آنتن را دوبله مى چرخاند اما در عوض هيچ خبرى از دوبلور نيست بهايى به حق و حقوق دوبلور و دوبله داده نمى شود.
حتى جشنى هم برگزار شده و تقديرى از دوبلور نشده زحمت دوبلورها و دوبله ناديده گرفته شده است.
•افرادى كه دنبال كار صدا هستند و تعداد اين جوانان نيز كم نيست قطعاً به شما مراجعه كرده اند. شما معمولاً از چه صداهايى استقبال كرده ايد و آيا براى دوبله تحصيلات خاصى هم لازم است؟
بله! به شدت استقبال زياد است. هنگامى كه به ما مراجعه مى كنند همان ديالوگ اول سلام و احوالپرسى، توناليته صدا كاملاً مشخص است. معمولاً صداهايى كه كاملاً واضح و شفاف است و كلمات را به هنگام صدا كامل ادا مى كند و دچار لكنت زبان و يا گرفتگى نيست معمولاً به راحتى جذب اين قسمت مى شوند.
•پس در آن صورت همه افرادى كه صداى گيرا و شفاف دارند مى توانند در اين عرصه حضور داشته باشند؟
نه! ما نمى توانيم فيلم را با دوبلور تازه وارد شروع كنيم. نمى توانيم به همين راحتى هم اجازه كار بدهيم. خيلى از فيلم ها برنده جايزه اسكار هستند يك دوبلور مبتدى نمى تواند در آن به راحتى ايفاى نقش كند.
يك فرد تازه كار ۶ الى ۷ ماه نزد افراد با تجربه در حال يادگيرى است اول رل هاى كوچك و بعد ده تا خط و به ترتيب ۵ خط و... و اگر خوب بود براى انجمن نامه مى نويسيم كه مى توانيم از اين فرد تازه وارد استفاده كنيم.
•آيا شما در فيلم اشك ها و لبخندها هم صحبت كرده ايد؟
بله! من نقش راهبه كليسا بودم.
•و فيلمى ديگر از كارهاى قديم كه در حال حاضر حضور ذهن داشته باشيد؟
خوب به خاطر دارم. فيلمى بود به نام معجزه سيب من به جاى «بت ديويس» كه يك سيب فروش بود صحبت كردم. يادش به خير خاطرم هست فيلمى به يادماندنى شد همه مردم گريه كردند.
•آيا قبل از شروع دوبله يك فيلم سعى مى كنيد ديالوگ را مرور كنيد و خوب جاى نقش حس بگيريد؟
بله! حتماً بايد جاى نقش حس گرفت و صحبت كرد.
•در راديو هم حضور داشته ايد؟
بله! اوايل كار قديم ها همزمان با دوبله در راديو نيز فعاليت مى كردم.
•كدام يك برايتان شيرين تر بود؟
دوبله! دوبله انسان را پخته تر مى كند باعث مى شود انسان با موسيقى و هنر و كارگردان هاى موفق از ممالك مختلف آشنا شود. دوبله تماماً تجربه است و تجربه انسان را نيز زياد مى كند.






روزنامه ی شرق




در پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند را برایتان میگذارم


دانلود (http://www.4shared.com/file/46459494/49bfecd5/mahin_bozorgi.html)

zeus
28-01-2007, 16:36
عباس نباتی<O:p</O:p
<O:p

تولد : 1321 ، اهواز‌. تحصیلات : لیسانس زبان انگلیسی . شروع حرفه ای دوبله : 1341، مدیریت دوبلاژاز1352. سایرفعالیتها : بازی دریک نمایش در1351. سریال : سرزمین گمشده ( پسر) ، شزم ( نقش اول و مدیر دوبلاژ) . کارتون : ای کیو سان ( ژنرال ) ، ساندانس کیدز( سرپرست گروه موسیقی) ، افسانه دوقلوها ( مارتین) . مدیردوبلاژ کارتونهای گربه سگ ، افسانه دوقلوها ، باخانمان ، دوردنیا درهشتاد روز( دوبله1352) ، اسپیدو فانتازیو و فیلمهای سالوادور، مرد فیل نما و...


<O:p
شروع حرفه ای دوبله از تیرماه 1341 نزد استاد علی کسمائی در استودیو مولن ژور: گویندگی : نقش اصلی جوان فیلم " پسران کتی الدر" به سرپرستی ایرج دوستدار، رل اول سریال " بل و سباستین" به سرپرستی خانم تاجی احمدی ، رل اول سریال " ویرجینای" دوک مک کلوربه سرپرستی اکبرمنانی ، رل اول سریال " شزم" به سرپرستی خودم ، رل اول سریال " خانواده ویال" به سرپرستی خودم ، رل اول سریال " نامزد" تونی کوئین به سرپرستی خودم ، رل اصلی سریال " سوینی" دنیس واترمن به سرپرستی خانم ژاله علو، رل اصلی سریال " ای کیو سان " ژنرال به سرپرستی پرویزنارنجیها ، رل اول سریال " بازیهای محلی" به سرپرستی خودم، رل اول سریال " آنچه شما خواسته اید" به سرپرستی حسین باغی، رل اول سریال " بدلکاران" . <O:p></O:p>
آغازمدیردوبلاژی ازتیرماه 1352 درتلویزیون 1- سینمایی بورسلینو ، 2- سینمایی روز بخیر، شب ، 3- سینمایی رابین هود ، 4- سینمایی مرد فیل نما ، 5- سینمایی کیم ، 6- سینمایی نلسون ماندلا ، 7- سریال انتقام ، 8- سریال بسوی جنوب ، 9- سریال بوژست ، 10- سریال هفت حامی ( هفت دلاور) .

zeus
28-01-2007, 16:42
ژرژ پطرسی

تولد : 1323 – تهران

تحصیلات : لیسانس تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا سال 1350

شروع حرفه ای دوبله : 1346

از سال 1382 مقیم آلمان است .

ویژگی صدا : شاخص تیپ جوان های با شخصیت و با فرهنگ

نقش های شاخص :

سریال : تنها ترین سردار(ابوالفضل پورعرب/حرث) - هفت سنگ(اصغر همت/شریف) – مادر پرتوقع – بازی با مرگ(شکیبا) ، هزار دستان

فیلم : ناخدا خورشید(علی نصیریان) – شوکران(صدای پشت خط تلفن که در یک هتل با مهندس تماس می گیرد) – جهان پهلوان تختی(گوینده متنی که روی تصاویر تختی خوانده می شود / که در این فیلم خود پطرسی را هم در استودیو نشان می دهد)

کارتون : رابین هود/دوبله دوم – ماسک(نقش ماسک - با تکیه کلام : یکی جلو منو بیگیره


ودر انتها یک فایل صوتی از این هنرمند نازنین

دانلود (http://www.4shared.com/file/46458928/13998d03/jorj_petrosi.html?dirPwdVerified=123ea831)

zeus
29-01-2007, 04:24
حمید قنبری

http://i3.tinypic.com/4cxcbxk.jpg
بي شك صداي جري لوييس را همه به خاطر داريم با لحني مفرح ، خنده آور و پر شور ، اين صداي مشهور و محبوب متعلق به دوبلور كهنه كار سينما ، حميد قنبري است .

دوبلور كهنه كار ما و صاحب صداى مشهور جرى لوئيس نيز كه بيش از چهل پيس، حدود ده تيپ متفاوت راديويى و نزديك به شانزده اثر سينمايى را در كارنامه هنرى خود ثبت كرده همچنان راست و خدنگ گام برمى دارد! و اگر اين فراموشى كه تازگى ها به سراغش آمده، دست از سرش بردارد، به راحتى تو را رهنمون مى شود به نيم قرن پيش! سال هاى دهه ۲۰!

•كارتان را چگونه شروع كرديد؟

وقتى آدم كار خودش را شروع مى كند، ذوقى در آدم به وجود مى آيد كه يك دفعه مى بيند فاصله اى ندارد تا حرفه اى شدن! واقعاً آن روز ها خودم فكر نمى كردم، يك روزى وارد گود شوم!در مدرسه هنرپيشگى كه درس مى خواندم، زنده ياد فضل الله بايگان، ما را دسته جمعى به راديو برد.بيست و چند نفر بوديم. پيسى بود كه هر كدام چند كلمه در آن حرف زديم. اولين بار بود كه راديو مى رفتم...

•پرويز خطيبى هم با شما بود؟

بله، پرويز خطيبى با راديو صحبت كرده بود تا برويم آنجا و برنامه اجرا كنيم. كار را با اركستر آماده مى كرديم. برنامه فكاهى انتقادى كه خطيبى نوشته بود را اجرا مى كرديم.من هنوز كوچك بودم و سرى در سرها در نياورده بودم، اما مردم عادت كرده بودند، ساعت يازده صبح بنشينند و از راديو برنامه ها را گوش كنند...

•ضبطى كه در كار نبود؟ اجرا ها زنده بود و...

نه خير، آن وقت ها اصلاً ضبط نبود، ما به طور زنده اجرا مى كرديم. همين ضبط نداشتن كلى براى ما ايجاد ناراحتى و دردسر مى كرد.

•زنده بودن برنامه ها كار را حساس مى كرد؟

بله، واقعاً همين طور بود. ما بايد روى گفتار و كردارمان خيلى فكر مى كرديم، مكث مى كرديم. بايد حواسمان را جمع مى كرديم، يك وقت چيزى از دهانمان درنيايد كه باعث آبروريزى شود! اين زنده بودن برنامه ها واقعاً براى ما مشكل بود و بعد كه نوار و اين ها آمد وضع فرق كرد.

•و امكانات پخش؟

اصلاً با امروز قابل مقايسه نيست. يك اتاقى بود، يك ميكروفن آنجا بود كه بايد هم اركستر را مى پذيرفت، هم خواننده، هم گوينده و هم... اگر اركستر آن چنانى بود يك ميكروفن هم براى آنها مى آوردند.

•شنيدم برنامه اصلى شما روز هاى جمعه بوده، سوژه هاى روز جمعه چه طور بود؟

سوژه هاى روز جمعه با ساير روز ها فرق داشت.
سوژه هاى جمعه مربوط به اتفاقاتى بود كه در طول هفته روى مى داد.

•اوضاع تهيه كنندگى چطور؟

آن زمان مثل امروز نبود كه تهيه كننده مشخص باشد. ما به كسى تهيه كننده مى گفتيم كه مسائل مربوط به ضبط و اين ها را ميزان كند.

•از اولين افرادى بوديد كه در ايران پاپ خوانديد! شروع كار چطور بود؟

ما مى خواستيم در راديو شروع كنيم و اين سبك را رونق بدهيم. جلوه بدهيم.اولاً به شما بگويم، آهنگى نداشتيم، موزيسينى نداشتيم كه آهنگ پاپ براى ما بسازد.در به در مى گشتيم، آهنگ هايى را گير مى آورديم كه مردم ملودى آن را بپسندند.

•دنبال چه نوع ملودى بوديد؟

دنبال ملودى نيمه شرقى بوديم! يك روز، وقتى خواستيم برنامه را شروع كنيم، خطيبى گفت من يك چيزى به نظرم آمده، نوار يا صفحه اى را آورد. آهنگ لاپالو ما (دو كبوتر) بود.

•ويگن هم اين ترانه را خوانده...

بله، يك آهنگ مشهور اسپانيولى بود.پرويز خطيبى روى اين آهنگ شعر ساخت. ما آمديم و اين ترانه را در راديو خوانديم.

•و مخاطبين شما بيشتر جوان ها بودند؟

بله، مخاطبين ما همه جوان ها بودند.هفده، هجده، نوزده و بيست ساله! اولين ترانه اى كه خواندم، همان «دو كبوتر» بود.بسيار، بسيار مورد توجه مردم واقع شد.خيلى استقبال كردند. به خصوص جوان ها، بقيه مردم خيلى تو اين خط ها نبودند! نمى توان با امروز مقايسه كرد، پنجاه، شصت سال پيش بود!

•اولين آهنگ دو نفره زن و مرد را شما خوانديد؟

بله، شروع آهنگ هاى دو نفرى را ما از همان وقت پى ريزى كرديم. گفتيم، اگر يك دختر و پسر بخواهند با هم بخوانند، بايد چه كار كنند! دخترى كه حاضر به خواندن شود در آن دوران بسيار كم بود. جز خانمى كه در بخش هاى آگهى راديو با من مى خواند. خانم شاهين! من و خانم ناهيد سرفراز شروع كرديم به خواندن آهنگ هاى دو نفره پاپ. بعد، مجيد وفادار كه مى گفتند «مرا ببوس» را ساخته. فرصتى نشد از او بپرسم، كى اين كار را كرد؟ براى چه اين كار را كرد؟ كار به دست «حسن گلنراقى» افتاد و او هم واقعاً هنگامه كرد! چهل سال است مردم اين آهنگ را زمزمه مى كنند. مى خوانند. متن شعرش را آنقدر دوست دارند و به چيز هاى مختلف تشبيه مى كنند.

•پيش از ديدار با شما، دنبال شنيدن كار هاى سال هاى دورتان بودم! اما چيزى پيدا نكردم... خودتان چيزى داريد؟

خير، ندارم! شايد كسانى كه كلكسيون دار هستند، چيزى داشته باشند. من خودم چيزى ندارم اما بدون شك وجود دارد.

•شما در هنرستان هنرپيشگى تهران هم بوديد؟

من و جعفرى مى ديديم، نصرت كريمى چهار بعدازظهر كه مى شود، مى گذارد، مى رود بيرون! گفتيم، اى بابا، اين كجا مى ره؟ تازه با اجازه هم مى رفت! من و جعفرى، خدا رحمتش كند، راه افتاديم پشت نصرت كريمى، زاغ سياهش رو چوب زديم! رفتيم، رفتيم، رفتيم، خيابان ثبت را تمام كرديم. ديديم رفت توى يك كوچه باريك كه برود لاله زار. ما تا حالا تو اين كوچه نرفته بوديم!ديديم باغ علاءالدوله است.وارد باغ علاءالدوله شديم، ديديم درى آن روبه روست. تابلويى داشت. روى آن نوشته بود: «هنرستان هنرپيشگى» گفتيم، اِه! مگه همچنين مدرسه اى هم هست؟گفتيم، برويم جلوتر.رفتيم تو حياط، زنگ زدند و همه رفتند سر كلاس. من و جعفرى از آن پشت نگاه مى كرديم! ديديم، اِه! نصرت كريمى رفته روى نيمكت نشسته... (مى خندد) خيلى خوشحال شديم، گفتيم، خب!نخش دست ما آمد! صبح روبه روى هنرستان صنعتى ايستاديم. نصرت رسيد. گفتيم سلام عليكم آقا! گفت چيه؟ گفتيم تو عصر كجا مى روى؟ گفت من يك دفعه گفتم مى رم مغازه عمويم، داداشم و اينها!... گفتم، پدرسوخته ! ما ديديم تو ديروز روى نيمكت هنرستان هنرپيشگى نشستى! گفت، خب حالا كه چى؟ گفتم، هيچى ما را هم بايد ببرى، گفت نمى توانم، دو ماه از سال گذشته و... گفتيم، هر چى شد بادابا!...

•و خلاصه رفتيد سيدعلى خان نصر مدير آن و پدر خواننده مشهور «سيمين برى»، «جمشيد شيبانى» ناظم بود!...
بله، بالاخره مجبور شد ما را ببرد!

ناظم گفت، دير شده، دو ماه دير آمديد.گفتيم نمى شود، ما بايد بياييم!... گفتند، خيلى خب، اما ما اميدى به قبولى
شما نداريم. بياييد بنشينيد مستمع آزاد! اما ما قبول شديم، من و جعفرى سال دوم را هم با نمره خوب طى كرديم.

•پس از فارغ التحصيلى، اولين نمايشنامه اى كه با آن روى صحنه رفتيد، چه بود؟

دختر شاه پريون.

•و لابد با اپرت!

بله، آن وقت ها كار ها اپرت داشت. من بايد مى خواندم. حالا با كى؟ با بدرى هوافر كه ستاره روز بود! خب، اين هم از
شانس هايى بود كه آوردم و مرا چند سال جلو انداخت.

•نصرت كريمى هم فارغ التحصيل شد و آمد؟

بله، او هم آمد. كريمى به گريم خيلى علاقه داشت. شب ها ما را پاى آينه مى نشاند و هر كدام ما را به يك صورت درمى آورد!

•پيش پرده خوانى هم مى كرديد؟

بله، خب مى دانيد ديگر آن وقت ها مد بود.اگر تئاترى پيش پرده نمى گذاشت، مردم نمى رفتند! يك پيش فشرده انتقادى بود. آهنگين با حركات موزون. مردم خوششان مى آمد.

•من شنيدم كه اين پيس ها را اغلب با يك لباس اجرا مى كرديد! يعنى مثلاً...

ابداً! ما اگر چاقوكش بوديم، لباس چاقو كشى مى پوشيديم كه الان دم دستم نيست به شما نشان دهم. براى نقش چاقوكشى، پيژامه مى پوشيديم. بعد روى بازو ها خال مى كوبيديم. مچ بند مى بستيم. موهايمان هم زياد بود، مى آورديم روى پيشانى مى گردانديم، يك سيبل نازك هم مى گذاشتيم. اين مى شد بچه چاقوكش!اتفاقاً من هم يك جا خواندم يكى از همكاران ما مى گفت: اينها هر شعرى را با همان لباس خودشان مى خواندند يا لباس فراگ مى پوشيدند. تعجب كردم كسى كه خودم او را پرورش داده ام اين را بگويد. مگر ممكن است؟مثلاً شما فكر كنيد، ما مى خواهيم راجع به لبوى داغ حرف بزنيم بعد با لباس فراگ، لباس اسموكينگ بياييم روى صحنه.

•مى دانم يكى از پيس هاى مشهورى كه كار كرديد، «نادر و فتح هندوستان» است، چه نقشى در اين پيس داشتيد؟

نقش من نصرالله ميرزا، وليعهد بود.

•خب! بياييد جلوتر، از روزگار حضور زنده ياد عبدالحسين نوشين بگوييد. دورانى كه در كلاس درس نوشين از او آموختيد!

بله، در آن زمان، يك روز رفيع با حالتى آمد سر كلاس ما، گفت براى شما يك فكرى كردم. او هميشه دوست داشت بهترين استاد ها را براى درس دادن بياورد، خودش آدم پرى بود و هيچ عقده اى نداشت. به ما گفت من رفتم، نوشين را پيدا كردم، مى خواهم بياورم سركلاس شما. او براى اولين بار سركلاس هاى ما آمد. يك سال بود و رفت!

•از حضور نوشين، از منش او و از سلوك او بيشتر بگوييد.

خب، آن زمان شروع كار هاى قشنگ نوشين بود. «توپاز» را روى صحنه برده بود. مردم خيلى استقبال كردند. در كلاس ما يك سال آمد، اى كاش همه دوره ها نوشين مى آمد و همه او را مى ديدند!باور كنيد، نوشين وقتى راه مى رفت حظ مى كرديد! يك روز پاشنه كفش اش را به ما نشان داد، گفت ببينيد وقتى اين طورى راه رفتيد و پاشنه كفش تان ساييده نبود بدانيد قشنگ راه مى رويد. عين طاووس راه مى رفت! بسيار برازنده بود! ما واقعاً شانس آورديم، آن دوره را ديديم و با ايشان كار كرديم.

•تدريس نوشين چه بود؟

چيز هايى را براى تمرين مى داد كه همه معلم هاى طرز بيان مى دهند، اما خب نوشين يك جور ديگر با آدم تمرين مى كرد! مثلاً «قلب مادر» را همه ياد دادند اما «قلب مادر» نوشين چيز ديگرى بود.براى تمرين متونى را هم از شاهنامه انتخاب مى كرد. بسيار بسيار تميز و قشنگ! اى كاش نوشين سال هاى سال در مدرسه تئاتر درس مى داد ولى به واسطه گرايش سياسى كه داشت همان يك سال كلاس ما آمد و بعد به شوروى رفت و...آنقدر رنگ سياسى نوشين قوى بود كه مسئولين تئاتر اصلاً پذيراى نوشين نبودند! زير فشار بودند كه حالا رفته اند يكى از سران حزب توده را آورده اند و معلم ما كرده اند.

•نصرت كريمى، ايرج ساويز، محمدعلى جعفرى و مصطفى اسكويى به حزب جذب شدند، شما چطور؟

نوشين علاقه داشت بچه ها را ببرد در حزب توده. من در آن سن و سال خودم را آدم زرنگى مى دانستم و از كار سياسى هم خوشم نمى آمد. اصلاً دوست نداشتم. حزب ايرانى ها هم بودند، چند بار كوشش كردند ولى گفتم، نه! دوست ندارم.نوشين يك روز مرا به كلوپ حزب توده دعوت كرد. مراسمى بود. من در كنار ايرج ساويز، محمدعلى جعفرى، مصطفى اسكويى، رضا رخشانى و نصرت كريمى جزء شاگرد هاى خوب نوشين بودم. نوشين در كلوپ حزب توده به من گفت، تو چرا حزب نمى آيى؟ گفتم من دوست ندارم. گفت، آخه دوست ندارم چيه؟! حزب كه چيزى نيست... گفتم، چرا، شما به حزب توده وابستگى داريد. گفت، خب! درس حزب توده را كه نمى دهيم!گفتم، نه نمى دهيد، ولى اگر من بيايم، نمى توانم از شما دست بكشم! و من مى دانم سر از كجا در مى آورم! من اصلاً سياست را دوست ندارم! به خصوص حزب توده كه رنگ و بويى داشت و من بايد مى رفتم به آنجا كه نبايد مى رفتم.كلاس نوشين، كلاس پايه ما بود. او نقشه را كشيده بود و مى خواست فونداسيون ساختمان را بريزد! از چه جور نشستن روى صندلى تا بقيه كار هاى عملى را ما از او درس گرفتيم.

•در كل چند تا نمايشنامه كار كرديد؟

گمان كنم بيست و پنج تا. خوب يادم نيست.

•به كارنامه تئاترى شما كه نگاه مى كردم، بيش از چهل نمايشنامه در كارنامه هنرى شما ثبت شده!

بله درست است.
! شما كه حالا يادتان نمى آيد! ولى من برخى از آنها را نام مى برم!
«دختر شاه پريان»، «يوسف و زليخا»، «مريض خيالى»، «شاه عباس كبير»، «بازرس»، «در سايه حرم»، «ميشل استروگف»، «اشك شيطان»، «خسيس»، «محمدعلى بيك»، «آغا محمد قاجار»، «نادر و فتح هندوستان»، «انقلاب مشروطيت»، «رومئو و ژوليت»، «كين»، «مادام كامليا» و...

•حالا به خاطر داريد چند تيپ راديويى ارائه داديد؟

بله، حدود ده تيپ.

•چقدر تقليد در كار بود و چقدر خلاقيت؟

تيپ هاى راديويى كه بازى مى كردم، هيچ كدام تقليد نبود، همه خودساخته بود! مثلاً من نشان مى دادم كسى كه روغن تقلبى در بازار درست مى كند، مى شود ميرزعبدالغنى!

•اين پرسوناژ راديويى را چه كسى بازى مى كرد؟

اكبر مشگين نقش او را بازى مى كرد. ما نشان مى داديم او نمى گذارد بچه اش درس بخواند. من براى اين بچه صدايى انتخاب كردم به نام «آقا كوچول».

•اولين تيپى بود كه اجرا كرديد؟

بله، اولين تيپ بود. قبول كنيد اين تيپ ده سال به من آ ذوقه مى داد! سوژه هاى مختلفى مى شد روى آن كار كرد. صدايى كه روى آن انتخاب كردم هم صداى جالبى بود. هر تكه كلامى كه جمعه ها مى گفتم، در دهان مردم مى افتاد.

•سوژه هاى انتقادى هم كار مى كرديد؟

بله، سوژه هاى خيلى عميق! سوژه ها جنبه انتقادى داشت و فقط براى خنده نبود! مى گفتيم، مثلاً اگر «كوچول» بشويد، اين طورى مى شويد.

•بعد از «آقا كوچول»؟

بعد از «آقا كوچول»، «فوفول» بود.فوفولى پسر يك خانواده ثروتمند بود در حالى كه «آقاكوچول» خانواده بازارى روغن تقلبى ساز! داشت. فوفول، عزيز دردانه بود. يك عزيز جونى داشت كه خانم كاشانى نقش آن را بازى مى كرد. مى گفت: عزيز جون به من پول بده، اگر ندى الان با اين تيغ ژيلت خودم را مى كشم!عزيز جون هم مى گفت، نه قربونت برم. الان مى رم!...اين تيپ ها همگى در جامعه حضور بيرونى داشتند و... مثل ميرز جعفرخان كه يك شخصيت ادارى بود اما كار هاى ادارى را انجام نمى داد! فقط مى آمد در اداره تلفن مى كرد براى مهمانى هاى آينده اش! يك رفيقى هم داشت به نام «خان باباخان» مجيد [محسنى] نقش او را بازى مى كرد. يا مثلاً «آقاى بى حال» بود، مى گفتند، بى حال بلندشو! مى گفت، كى حالش رو داره بلند شه! رفته بود بالاى درخت، گيلاس بچينه، گيلاس ها را خورد، تمام شد. مادرش آمد گفت، قربونت برم بيا پايين. گفت، آخه چرا بيام؟ اين هشت ماه ديگه گيلاس مى ده، كى حالش رو داره بياد بالا.

•از بنيانگذاران سنديكاى هنرمندان ايران بوديد، سنديكا چطور پا گرفت و...

در دوره اى همه كار هايم متمركز شد در سنديكا. همه كار هاى ديگرم را رها كردم و آرزو داشتم سنديكايى تشكيل شود براى حمايت از هنرمندان در اين كشور!

•و بالاخره سنديكا تاسيس شد؟

سنديكا در شهريور ۴۷ تاسيس شد. آن دوران هركسى كارش گير مى كرد مى آمد سنديكا. كافى بود سنديكا يك تذكر به تهيه كننده بدهد.

•از خانم سرفراز، اولين زنى كه با او روخوانى كرديد چه خبر؟

والله، سى _ چهل سال است از ناهيد هيچ خبرى ندارم!
(مكث مى كند) نه! به هيچ وجه! هيچ خبرى!...

•چند تا كار سينمايى داشتيد؟

شانزده تا. آخريش «عمو نوروز» بود به كارگردانى سيامك ياسمى.

• چه خبر از آقاى جرى لوئيس؟

جرى لوئيس! ديشب يك عكس جديد از او ديدم. يك آقايى اين عكس را به من نشان داد. صورت، قرمز «اين طورى!.» (سكوت _ مكث و آهسته ادامه مى دهد)واى! چه وحشتناك! واقعاً دلم سوخت. آن جوان رعناى باريك خوش تيپ قشنگ! من اصلاً پشيمان شدم كه چرا جاى «جرى لوئيس» حرف زدم! مثل اينكه مريضه، صورتش باد كرده و...

•شما فى البداهه هاى جالبى روى كار هاى جرى لوئيس مى گذاشتيد، حتى بعضى از اين فى البداهه ها يك جورى بوهاى تند و تيز هم مى دهد.

بله، همين طور است. ديگر شما حتماً خبر داريد فيلم هاى او كه مى آمد، اول مى آمدند سراغ من! من آن صداى خاص را روى شخصيت «جرى لوئيس» گذاشتم. حرف هاى فى البداهه هم آن وسط ها مى گفتم كه مردم مى خنديدند! هر فيلمى را كه مى آوردند من يكى دو تا يادگارى، خودم روى آن مى گذاشتم!

•و از سد سانسور هم مى گذشت!

بله، مى گذشت. بدون اينكه مامورين سانسور، سانسورش كنند. الان تكه ها خاطرم نيست كه براى شما بگويم. نمى دانم! چيز هاى ظريفى مى گفتم. من آن وقت ها، وقتى اين تكه ها به ذهنم مى رسيد، آنها را يادداشت مى كردم و جايگزين حرف هايى مى كردم كه خود فيلم داشت.طورى اين تكه ها را مى گفتم كه زهر آن كشيده شود و بتوانم آن جمله را تحويل مردم بدهم.
مدير دوبلاژ آن زمان مرحوم دوستدار بود.

•بيش از ربع قرن خانه نشينى حرف و حديث خود را دارد! اما خيلى ها با شما بودند و بعد از انقلاب ۵۷ باز هم حضور دارند. نقش پيشگان و هنرمندان قدرى كه خيلى هم معروفند.

خب! ببينيد اين آدم هايى كه امروز معروفند، يك روز معروف نبودند! من آن زمان كمتر ديدم كسى با پارتى بازى و اين حرف ها جلو بيايد و پيشرفت كند. همين عزت الله انتظامى، آن زمان مودى مى گفت. مى دانيد مودى چيست؟ببينيد ديالوگ يك خطى را «مودى» مى گويند. مثلاً من و شما داريم ديالوگ مى گوييم، يكى مى آيد مى گويد: «آقا! چايى بياورم برايتان؟» به اين يك كلمه حرف مى گفتند، «مودى».آن زمان در استوديو ميثاقيه بوديم. ايشان هم تازه آمده بود و بايد همين «مودى»ها را مى گفت.

•خب! داشتيد از آن فى البداهه ها در دوبله جرى لوئيس مى گفتيد.

بعضى اوقات، سر تمرين ديالوگى را با بچه ها كار مى كرديم، بعد ضبط كه شروع مى شد، يك دفعه به ذهن من الهام مى شد كه بايد يك چيز خوش مزه بگويم!تا مى گفتم، سر ضبط بچه ها مى زدند زير خنده! ضبط خراب مى شد! مى آمدند مى گفتند، آقا! اين را يك خرده زودتر مى گفتى! مى گفتم، آخر من همين الان به ذهنم آمد. دوباره ضبط مى كرديم و من آن تكه را مى گفتم. براى مردم خيلى جالب بود و جالب تر آنكه من اين تكه ها را طورى مى گفتم كه قيچى سانسور به آنها نخورد و به گوش مردم برسد. به هر حال سانسور هميشه بوده.

•و همه اين كارها ماندند!

بله، همين طور شد. نمى خواهم بگويم حالا جاودانى! ولى ماندند! همه اين كارهايى كه ماندند با عشق بود

zeus
29-01-2007, 04:27
خانواده دوبلور : حسين عرفاني ، شهلا ناظريان ، مهسا عرفاني






http://i14.tinypic.com/4dyg7qo.jpg


http://i18.tinypic.com/2jajocm.jpg



فكر نمي كنم نيازي به معرفي اين عزيزان باشد . در برنامه هاي طنزي مثل تهران ساعت 20 كه حدود 6 سال پيش پخش مي شدو برنامه هاي نظير اون اكثرا با صدا و چهره اين دوبلورهاي تواناي ايرا ن آشنا هستند .



حسين عرفاني كه اونقدر جاي كاراكترهاي متفاوت صحبت كرده ، كه ادم نمي دونه كدوم رو بگه ، او هم يكي از دوبلورهايي است كه تن صدايش را براحتي عوض مي كند و به جاي كاراكترهاي مختلف صحبت مي كند . فكر كنم بهتر كارهاي اون رو به بخش هاي مختلفي تقسيم كنيم :


چهره هاي شاخص و مطرح سينماي جهان : همفري بوگارت ، اينقدر قوي و توانا به جاي اين هنر پيشه بزرگ تاريخ سينما حرف زده است ، كه صدايي غير از صداي او نمي توان براي بوگارت تصور كرد . كلارك گيبل در بردبادرفته ( رد باتلر ) : بنظر من كه گويش و تن صداي عرفاني واقعا فراتر از لحن و صداي خود گيبل مي باشد . صداي آرنولد و.....


چهره هاي كميك و طنز : ديدي ،‌ در فيلم ديدي و ارثيه فاميلي (بيش از صد بار از تلويزيون پخش شده است ) بجاي هفت كاراكتر فيلم ايفاي نقش كرده و هر هفت كاراكتر رو عرفاني با صداي خودش صحبت كرده و البته در بقيه فيلم هاي ديدي نيز با همين دوبلور توانا بجاي وي سخن گفته . و باز هم گويش قوي و طنز گونه عرفاني رو بجاي كاراكتر ارنست در سالهاي اخير ديده ايم ، كه همين امر باعث جذابيت فيلمهاي ارنست در ايران گرديده است .


آنونس و تبليغات : صداي عرفاني روي تبليغ پنير كالبر هر روز شنيده مي شود و....


صداي اين زوج هنرمند در يكي از شاهكارهاي تاريخ سينما براي هميشه ثبت شده و براي همه سينما دوستان شناخته شده است ؛‌كازابلانكا ،‌ ناظريان به زيبايي هر چه تمام تر به جاي اينگريد برگمن و عرفاني هم با صلابت فوق العاده صدايش به جاي بوگارت سخن گفته است .


چند ديالوگ با حسين عرفاني


صداي همفري بوگارت




اگر همفري بوگارت را بشناسيد و فيلم هاي معروف او مثل كازابلانكا را ديده باشيد، با صداي او آشنا هستيد. البته صداي خودش كه نه. صداي دوبلوري كه چنان باقيافه و نوع حرف زدن بوگارت جور است كه تصور بوگارت بدون اين صداي هميشگي ممكن نيست. دوبلور همفري بوگارت را مي شناسيد و چهره او را در برنامه هاي زيادي ديده ايد. همسرش هم در كار دوبله است و يك راهنمايي ديگر: نام همسر او شهلا ناظريان است. درست حدس زديد، حسين عرفاني.


حسين عرفاني در سال ۱۳۲۱ در محله سلسبيل تهران به دنيا آمده و در دوران دبيرستان هم كار تئاتر مي كرده. كار دوبله را هم از سال ۱۳۴۰ شروع كرده يعني در سن ۱۹ سالگي و در استوديو دماوند. دوراني كه به قول عرفاني هر كسي وارد كار هنر شد ماندگار شد: «در دهه چهل و پنجاه در تمام زمينه هاي هنري چه موسيقي چه نقاشي و چه دوبله هر كسي وارد شد ماندگار شد.»


اولين نقش ها را هم در «شبي در رم» و «پرفسور كم حافظه» گفته و البته نقش هاي كوچكي بودند تا اين كه كم كم عرفاني جاي خود را به عنوان يك گوينده حرفه اي باز كرد و با دوبله در فيلم هايي مثل «ويلون زن روي بام»، نقش هاي جدي تري را نصيب خود كرد. از كلارك گيبل در برباد رفته بگيريد تا همه فيلم هاي همفري بوگارت. البته او تنها در كار دوبله نماند و ديگر عرصه هاي هنري را هم تجربه كرد: «پرويزكاردان در استوديوي دوبله من را ديد و دعوت به بازيگري كرد و بعد در سريال تلخ و شيرين نقشي را به عهده گرفتم.» نقشي كه باعث شد او بازيگري را هم در كنار كار دوبله ادامه دهد و در سريال هايي مثل زيرگذر عمر و اين خانه دور است بازي كند. فعاليت او در دوبله ادامه يافت تا زمان انقلاب كه دوبله و سينما تقريبا به حالت تعطيل درآمد: «ما دوباره سراغ تئاتر رفتيم و دو سه سال كار تئاتر كرديم تا يواش يواش فيلم ساختن شروع شد و كار دوبله هم همينطور.»
عرفاني درباره فضاي آن دوران مي گويد: «بعد از انقلاب فضا تغييري نكرده بود. تلويزيون فعال شده بود و بيشتر كارها در تلويزيون انجام مي شدو منحصر به تلويزيون بوديم. البته الان وضعيت فرق كرده و با رونق فيلم هاي ويديويي فيلم هاي خوبي در حال دوبله است و دوبله دارد به جايگاه اصلي خود بر مي گردد.»
عرفاني جز دوبله و بازيگري، مجري گري را هم تجربه كرده اجراي او و شهلا ناظريان را در مسابقه تلاش يادتان هست؟ «تهيه كننده مسابقه تلاش، موسسه كلك خيال بود. آنها از من و خانم ناظريان دعوت كردند تا اجراي آن را به عهده بگيريم. البته اين مسابقه مجري هاي ديگري هم داشت (آقاي محب اهري و خانم منافي ظاهر، آقاي قصاب و خانم پوريامين) ولي مجري گري قسمت هاي آخر بر عهده ما بود.»


عرفاني درباره وضعيت دوبله در اين روزها مي گويد: «آن وقت ها آپارات ۳۵ بود و با انگشت مجبور بوديم سه دقيقه فيلم را عقب ببريم و خيلي زحمت داشت. ولي حالا كامپيوتري و ديجيتال شدن، كارها را راحت كرده و عمل سينك كردن لب ها به راحتي انجام مي شود.»


براي علاقه مندان كار دوبله هم هميشه درها باز است البته بايد: «استعداد و صداي خوبي داشته باشي تا بتواني از نردبان ترقي بالا بروي.»
به جز دوبله و بازيگري ومجري گري، عرفاني در كارهاي تبليغاتي هم گويندگي مي كند: «از اول انقلاب تك و توك كارهاي تبليغاتي را گويندگي مي كردم و الان هم به صورت حرفه اي آن را دنبال مي كنم.»


اين روزها دوبلورهايي مثل عرفاني هم سرشان خيلي شلوغ است چون هم موسسه هاي خصوصي و هم دولتي فيلم هاي خارجي زيادي را خريده اند كه بايد دوبله شود: «فيلم هايي مثل مردان سياهپوش ۲ و داستان هاي عامه پسند را در استوديوي دوبله تصوير دنياي هنر دوبله كرده ايم. بنياد فارابي هم حركت خوبي كرده و حدود ۳۰ الي ۳۵ فيلم خيلي خوب را خريده تا در سينماها پخش كند.»


حسين عرفاني كه به جاي توشيرو ميفونه در ريش قرمز، به جاي اورسن ولز در اتللو، به جاي دي دي در سري فيلم هاي كمدي دي دي، در سريال هاي مدير كل و آقاي دغل و كلي فيلم ديگر حرف زده و از آقاي علي كسمايي و احمد رسول زاده به عنوان استادان خود يادمي كند،ازآن شخصيت هايي است كه صدايش حتما جزو صداهاي ماندگار ايران باقي خواهدماند.<O:p</O:p

zeus
29-01-2007, 04:32
مصاحبه اي با يك خانواده سبز دوبلور

.

شهلا ناظريان‌


_ از چه‌ سالي‌ وارد كار گويندگي‌ فيلم‌ شديد؟

ناظريان‌: از دي‌ ماه‌ سال‌ 1341.

_ چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد و چگونه‌ با هم‌ آشناشديد؟

ناظريان‌: در سال‌ 63 ازدواج‌ كرديم‌ و چون‌ باهم‌ همكار بوديم‌، به‌ طبع‌ در محيط دوبله‌ با هم‌آشنا شديم‌.

_ حدودا چند فيلم‌ را گويندگي‌ كرده‌ايد و درچند فيلم‌ مدير دوبلاژ بوده‌ايد؟

ناظريان‌: نمي‌دانم‌، شايد واقعا قابل‌ شمارش‌نباشد; خيلي‌ زياد. اما در مورد مدير دوبلاژي‌،حدود 10 يا 15 سال‌ است‌ كه‌ در كنار گويندگي‌فيلم‌، مدير دوبلاژي‌ هم‌ مي‌كنم‌ اما دوسالي‌ هست‌كه‌ به‌ طور مداوم‌ مدير دوبلاژ هستم‌. شايد 60 يا70 فيلم‌ را مدير دوبلاژي‌ كرده‌ام‌; چه‌ براي‌سازمان‌، چه‌ براي‌ رسانه‌هاي‌ تصويري‌ و چه‌ براي‌موسسات‌ خصوصي‌.

_ در چه‌ فيلم‌هايي‌ به‌ جاي‌ شخصيت‌هايي‌صحبت‌ كرده‌ايد؟ (مكثي‌ طولاني‌ مي‌كند.چشمانش‌ را مي‌بندد و با همان‌ متانت‌ و وقار فكرمي‌كند)

ناظريان‌: وا... از گذشته‌ها... به‌ جاي‌ خيلي‌ ازشخصيت‌هاي‌ بزرگ‌ دنيا حرف‌ زده‌ام‌; مثل‌:سوفيالورن‌، راكوئل‌ ولش‌، في‌ داناوي‌، كاترين‌اسپاك‌، كاترين‌ راس‌، اليزابت‌ تيلور و از كارهاي‌جديد كه‌ هم‌ مدير دوبلاژ بوده‌ام‌ و هم‌ گويندگي‌فيلم‌ را برعهده‌ داشته‌ام‌، «به‌ خاطر عشق‌ به‌ آرون‌»و فيلم‌ «بازگشت‌ جوزي‌» و «دسته‌ زنبورها» كه‌ شماالان‌ شاهد دوبله‌ آن‌ هستيد.

_ راست‌ مي‌گويد; ما صحنه‌هايي‌ از فيلم‌ راديديم‌ و مي‌ديدم‌ كه‌ با چه‌ وسواسي‌ گويندگان‌فيلمش‌ را انتخاب‌ مي‌كند و با صبر و حوصله‌ نام‌تك‌ تك‌ گويندگان‌ هر فيلمش‌ را برايمان‌ مي‌گويدو انصافا در تمامي‌ فيلم‌هايش‌ از دوبلورهاي‌پيشكسوت‌ در كنار بعضي‌ دوبلورهاي‌ جوان‌استفاده‌ كرده‌ است‌. لبخند از چهره‌اش‌ محونمي‌شود. براي‌ همين‌ مي‌پرسم‌: شما بسيار خوشروو خوش‌ اخلاق‌ هستيد. آيا همسرتان‌ حسن‌عرفاني‌ هم‌ مانند شما خوشرو هستند؟ (با لبخند)

ناظريان‌: بله‌، ايشان‌ هم‌ خوشرو هستند اماخب‌، بعضي‌ مواقع‌ هم‌ نيستند; مانند خيلي‌ ازآقايان‌

_ به‌ چهره‌ خسته‌اش‌ نگاه‌ مي‌كنم‌ و ناخودآگاه‌مي‌پرسم‌: هم‌ شما كار مي‌كنيد هم‌ آقاي‌ عرفاني‌.وقتي‌ خسته‌ هستيد و از سركار به‌ منزل‌ مي‌رويد،آيا همسرتان‌ در كارهاي‌ منزل‌ به‌ شما كمك‌مي‌كند؟(خنده‌)

ناظريان‌: نه‌، ايشان‌ اصلا در خانه‌ كمك‌نمي‌كنند و تمامي‌ كارهاي‌ خانه‌ به‌ دوش‌ خودم‌مي‌باشد.

_ باورم‌ نمي‌شود ولي‌ از گرمي‌ صدايش‌مي‌فهمم‌ از اين‌ وضعيت‌ هم‌ راضي‌ است‌.مي‌پرسم‌: آيا كاركردن‌ شما به‌ عنوان‌ يك‌ همسر يامادر در خارج‌ از خانه‌ به‌ زندگي‌تان‌ لطمه‌اي‌ واردكرده‌ است‌؟

ناظريان‌: نه‌، اصلا; به‌ هيچ‌ عنوان‌. حتي‌ زماني‌كه‌ در منزل‌ فيلم‌هايم‌ را سينك‌ مي‌زنم‌ و درحقيقت‌ كارهاي‌ مدير دوبلاژي‌ام‌ را انجام‌مي‌دهم‌ و تمام‌ حواسم‌ به‌ اين‌ كار است‌، در عين‌حال‌ سعي‌ مي‌كنم‌ در كار منزل‌ و حتي‌ كارهاي‌مربوط به‌ افراد منزل‌ هيچ‌ خدشه‌اي‌ وارد نشود وهر دو كارم‌ را (هم‌ كار دوبله‌ و هم‌ كار منزل‌) به‌طور كامل‌ انجام‌ دهم‌. مطمئنم‌ اگر از دخترم‌ ياهمسرم‌ هم‌ بپرسيد، آنها نيز كاملا از من‌ راضي‌اند.

_ در مقام‌ يك‌ زن‌ مي‌دانم‌ كه‌ چقدر كارها وانجام‌ توامان‌ آنها سخت‌ است‌. وقتي‌ دخترتان‌كوچك‌ بود و شما هم‌ مجبور بوديد كارتان‌ راانجام‌ دهيد، چه‌ كسي‌ از او مراقبت‌ مي‌كرد؟

ناظريان‌: دخترم‌ هميشه‌ همراه‌ ما بود، مهسا درهمه‌ جا در دوبله‌، چه‌ در تائتر و چه‌ در موقع‌فيلمبرداري‌ و حتي‌ زماني‌ كه‌ تيزرهاي‌ تبليغاتي‌ رامي‌گفتيم‌، همراه‌ ما بود; چون‌ او از همان‌ كوچكي‌عاشق‌ اين‌ كار بود.

_ از دخترانتان‌ بگوييد؟

ناظريان‌: من‌ دو دختر دارم‌ رستا و مهسا. رستا به‌هيچ‌ عنوان‌ به‌ اين‌ حرفه‌ علاقه‌ نداشت‌. الان‌ هم‌دكتراي‌ تغذيه‌ دارد اما مهسا اين‌ حرفه‌ و كلا هنر رادوست‌ دارد و رشته‌ دبيرستاني‌اش‌ هم‌ هنر بوده‌است‌. پيش‌ دانشگاهي‌ را تمام‌ كرده‌ و خود رابراي‌ كنكور آماده‌ مي‌كند.

_ براي‌ آينده‌ آنها چه‌ تصميمي‌ داريد؟

ناظريان‌: دختر بزرگم‌ سال‌هاست‌ ازدواج‌كرده‌ و از پيش‌ ما رفته‌ و مهسا هم‌ در 17 سالگي‌عقد كرده‌ و الان‌ 19 سالش‌ است‌ و دو ساله‌ عقدكرده‌ است‌ ولي‌ هنوز پيش‌ ما هستند.

_ با تعجب‌ مي‌گويم‌: باورم‌ نمي‌شود كه‌ در اين‌سن‌ كم‌ ازدواج‌ كرده‌ باشد فكر مي‌كردم‌ هنوزدختر خانه‌ است‌ و فكر و ذكرش‌ كار و درس‌ است‌ولي‌ مطمئنا الان‌ ديگر خودش‌ بايد براي‌زندگي‌اش‌ برنامه‌ريزي‌ كند.(مي‌خندد)

ناظريان‌: بله‌، بسيار زود ازدواج‌ كرد. براي‌همين‌ آينده‌اش‌ نيز در دست‌ خودش‌ و همسرش‌مي‌باشد و آنچه‌ دوست‌ دارند، انجام‌ خواهندداد.

_ آيا زن‌ و شوهر دو دبلور و ديگري‌ هم‌هستند كه‌ مانند شما محفلي‌ سبز در كنار هم‌ داشته‌باشند؟

ناظريان‌: بله‌، خسرو خسروشاهي‌ و خانم‌ ايشان‌.خانم‌ كاتبي‌ كه‌ ما از ابتداي‌ ورودمان‌ به‌ دوبله‌ باهم‌ دوستان‌ صميمي‌ بوديم‌ و هستيم‌.

جلال‌ مقامي‌ و خانم‌ رفعت‌ هاشم‌پور، آقاي‌عليرضا شايگان‌ و همسر ايشان‌ مريم‌ نوري‌درخشان‌، آقاي‌ باشكندي‌ و همسرشان‌ خانم‌ رزيتايار احمدي‌.

_ به‌ غير از دوبله‌ چه‌ كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌انجام‌ مي‌دهيد؟

ناظريان‌: از زماني‌ كه‌ با آقاي‌ عرفاني‌ ازدواج‌كردم‌، كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌ غير دوبله‌ هم‌ انجام‌مي‌دهم‌ ولي‌ تا قبل‌ از آن‌ فقط كارم‌ گويندگي‌ درفيلم‌ بود. اما در مورد كارهاي‌ هنري‌... وا...راستش‌ تقريبا همه‌ كارهاي‌ اجرايي‌ را انجام‌مي‌دهم‌. در فيلم‌ سينمايي‌ «پر پرواز» بازي‌ كردم‌.با همسرم‌ در سريال‌ هم‌ بازي‌ كرده‌ايم‌ كه‌معروف‌ترين‌ آن‌ سريال‌ «اين‌ خانه‌ دوراست‌»بود.باز هم‌ با هم‌ فيلم‌سينمايي‌ بازي‌ كرده‌ايم‌. درفيلم‌هاي‌ خوش‌ خيال‌ و شمارش‌ معكوس‌. تئاترهم‌ بازي‌ كرده‌ام‌. شايد حدود 20 پيست‌داشته‌ام‌. مهسا هم‌ حدود 5 يا 6 پيست‌ داشته‌ وعرفاني‌ هم‌ كه‌ زياد تئاتر بازي‌ كرده‌ است‌.مجري‌گري‌ هم‌ كرده‌ام‌ و گوينده‌ راديويي‌ نيزبوده‌ام‌.

_ آخرين‌ كار تئاتري‌ شما چي‌ بود؟

ناظريان‌: ازدواج‌ غيابي‌; كه‌ من‌، عرفاني‌، مهسا وچند نفر ديگر در آن‌ حضور داشته‌اند. و يك‌ تئاتربا آقاي‌ نوذري‌ داشتيم‌ به‌ اسم‌ «توي‌ اين‌ خونه‌ چه‌خبره‌؟» كه‌ براي‌ اولين‌ بار 9 ماه‌ روي‌ صحنه‌ بسيارموفق‌ بود كه‌ در آن‌ آقاي‌ هرندي‌، جاويدنيا، من‌،عرفاني‌ و آقاي‌ نوذري‌ بازي‌ كرديم‌.

_ از تيزرهاي‌ تبليغاتي‌ كه‌ حرف‌ زده‌ايد،تعدادي‌ را نام‌ ببريد.

ناظريان‌: تيرزهايم‌ زياد است‌ كه‌ گاهي‌ تنهابودم‌ و گاهي‌ با عرفاني‌. يكي‌ را در حال‌ حاضر به‌خاطردارم‌ و آن‌ هم‌ براي‌ بانك‌ مسكن‌ بود كه‌ من‌و عرفاني‌ با هم‌ در آن‌ حرف‌ زده‌ايم‌.

_ كدام‌ يك‌ از نقش‌هايتان‌ را در گويندگي‌فيلم‌ها بيشتر دوست‌ داريد؟

ناظريان‌: اگر از هر دوبلور ديگري‌ هم‌ اين‌سوال‌ را بكنيد، حتما مي‌گويد همه‌ نقش‌هايش‌ را.من‌ هم‌ همه‌ نقش‌هايم‌را دوست‌ دارم‌; حتي‌ درفيلم‌هاي‌ درجه‌ سه‌ سعي‌ كرده‌ام‌ به‌ بهترين‌ شكل‌ممكن‌ حسم‌ را بگيرم‌ و نقش‌ مورد نظر را خوب‌حرف‌ بزنم‌. و در اين‌ راه‌ از جان‌ و دل‌ مايه‌مي‌گذارم‌. حتي‌ در مقام‌ مدير دوبلاژي‌ اين‌ گونه‌فيلم‌هايم‌ تمام‌ تلاشم‌ را براي‌ عالي‌ بودن‌ نتيجه‌دوبله‌ به‌ كار مي‌برم‌; زيرا انجام‌ هر كاري‌ در دوبله‌نشان‌ دهنده‌ نمودار كاري‌ من‌ است‌ و من‌ دوست‌دارم‌ تمام‌ كارهايم‌ از عالي‌ترين‌ نمودار برخوردارباشد.

_ در اوقات‌ فراغت‌تان‌ چه‌ كارهايي‌ مي‌كنيد؟

ناظريان‌: من‌ عاشق‌ فيلم‌ و عاشق‌ كارم‌ هستم‌. تاآنجا كه‌ بتوانم‌، فيلم‌ مي‌بينم‌ و تا آنجا كه‌ بتوانم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌.

_ كار شما در مقام‌ مدير دوبلاژ تا چه‌ حدسخت‌ است‌؟

به‌ طور خيلي‌ خيلي‌ خلاصه‌ تعريفي‌ از كارم‌ بايدبدهم‌. مدير دوبلاژ بايد جملات‌ متن‌ ترجمه‌ شده‌را به‌ اندازه‌ لب‌ و دهان‌ هنرپيشه‌ فيلم‌، كوتاه‌ يا بلندبكند كه‌ به‌ اصطلاح‌ به‌ آن‌ سينك‌ كردن‌ مي‌گويند;كه‌ نه‌ تنها من‌، همه‌ مدير دوبلاژها اين‌ كار را درمنزل‌ انجام‌ مي‌دهند و بعد در محيط دوبلاژ بايدحدود 20 الي‌ 30 نفر را مديريت‌ كنند. علاوه‌براينكه‌ بايد شعور و فهم‌ و سواد و تخصص‌ در اين‌كار داشته‌ باشد، بايد مديريت‌ هم‌ داشته‌ باشد و اگرمدير دوبلاژي‌ در فيلم‌ خودش‌ گويندگي‌ هم‌بكند، ديگر كار واقعا مشكل‌ مي‌شود. اين‌ افرادعلاوه‌ بر خصوصياتي‌ كه‌ ذكر كردم‌، بايد بسيار تيز وهوشيار هم‌ باشند كه‌ هم‌ بتوانند نقش‌ خودشان‌ راخوب‌ ايفا، هم‌ بتوانند مديريت‌ كنند و هم‌ متوجه‌نقش‌گويي‌ ساير همكاران‌ باشند و با توجه‌ به‌ تجربه‌من‌ در همه‌ امور اجرايي‌ هنر، بايد بگويم‌ مديردوبلاژي‌ از همه‌ سخت‌تر است‌; چون‌ هم‌ هنراست‌ و هم‌ يك‌ فن‌.

_ از مسئولين‌ چه‌ توقعي‌ داريد؟

ناظريان‌: گرچه‌ مسئولين‌ هم‌ حرف‌هايي‌ دارندكه‌ اگر پاي‌ درد دل‌ آنها بنشينيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ واقعاحق‌ دارند. آنها هم‌ بايد از جاهاي‌ ديگر تامين‌شوند تا بتوانند رسيدگي‌ بيشتري‌ به‌ ما بكنند. ولي‌به‌ هر حال‌ ما هم‌ انتظار داريم‌ تا حدي‌ كه‌ در توان‌آنهاست‌ به‌ ما رسيدگي‌ كنند. راه‌ را براي‌ ما بيشترباز كنند، امكانات‌ بيشتري‌ در اختيار ما بگذارند،كمي‌ هم‌ دست‌ مزدها را بالا ببرند. با توجه‌ به‌ تورم‌فعلي‌، بايد آنقدر مقدار كارمان‌ را اضافه‌ كنيم‌ تابتوانيم‌ يك‌ زندگي‌ معمولي‌ را بچرخانيم‌. رسيدگي‌به‌ همه‌ اين‌ امور، خواست‌ قلبي‌ همه‌دوبلورهاست‌ كه‌ انشاءا... توجه‌ كنند.

_ كلام‌ آخري‌ كه‌ دوست‌ داريد به‌ مردم‌بگوييد؟

ناظريان‌: دعا مي‌كنم‌ همه‌ مردم‌ موفق‌ باشند;مخصوصا جوان‌ها. من‌ هميشه‌ حامي‌ جوان‌هاهستم‌. خودم‌ دوتا دختر جوان‌ دارم‌ و مي‌دانم‌آينده‌ اين‌ كشور متعلق‌ به‌ جوان‌هاست‌ و آنهاهستند كه‌ بايد درست‌ شكل‌ بگيرند، موفق‌ باشند،آينده‌ ساز ايران‌ باشند و... اميدوارم‌ راه‌هاي‌درست‌ را در پيش‌ بگيرند. درست‌ است‌ كه‌ از پدرو مادرها سني‌ گذشته‌ اما خواهش‌ مي‌كنم‌،خواهش‌ مي‌كنم‌ به‌ نصايح‌ پدر و مادرها گوش‌بدهند و از تجربه‌ آنها استفاده‌ كنند تا موفق‌ باشند.آرزوي‌ من‌ سلامتي‌ همه‌، موفقيت‌ و داشتن‌كانوني‌ سبز و گرم‌ براي‌ همه‌ است‌.

حسين‌ عرفاني‌: پاك‌ يادت‌ نره‌

حسين‌ عرفاني‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ دوست‌ ندارند به‌سوالات‌ به‌ قول‌ خودشان‌ كليشه‌اي‌ پاسخ‌ دهند وهمين‌ تعداد سوال‌ را هم‌ كه‌ پاسخ‌ دادند، با عجله‌و سريع‌ بود.

_ چند سالتونه‌؟

عرفاني‌: متولد 1321 و تحصيلاتم‌ ديپلم‌ است‌.از سال‌ 40 وارد دوبله‌ شدم‌ و قبل‌ از آن‌ تئاتر كارمي‌كردم‌. اولين‌ جمله‌ام‌ در فيلم‌ «كاري‌» بود كه‌لورانس‌ الويسه‌ بازي‌ مي‌كرد. مي‌زدم‌ به‌ در ومي‌گفتم‌: «خانم‌ نمايش‌ تا دو دقيقه‌ ديگر شروع‌مي‌شود».

_ به‌ جاي‌ چه‌ شخصيت‌هاي‌ معروفي‌گويندگي‌ كرده‌ايد؟

عرفاني‌: سري‌ فيلم‌هاي‌ كمدي‌ به‌ جاي‌«دي‌دي‌» حرف‌ زده‌ام‌. تقريبا به‌ جاي‌ همه‌هنرپيشه‌ها حرف‌ زده‌ام‌; مثل‌ برباد رفته‌ به‌ جاي‌«كلارك‌ گيبل‌»، تمام‌ فيلم‌هاي‌ آرنولد را حرف‌زده‌ام‌ و در فيلم‌ «انجمن‌ نجيب‌زادگان‌ عجيب‌» به‌جاي‌ شون‌ كانري‌ حرف‌ زده‌ام‌.

_ آيا شخصيت‌ها برروي‌ رفتارتان‌ تاثيرگذاشته‌ است‌؟

عرفاني‌: نه‌، واقعا نه‌. وقتي‌ به‌ خانه‌ برمي‌گردم‌،شخصيت‌ها هم‌ برايم‌ تمام‌ مي‌شوند.

_ به‌ غير از دوبله‌، چه‌ كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌انجام‌ داده‌ايد؟

عرفاني‌: همه‌ كار تئاتر، سينما، مجري‌گري‌ دربرنامه‌ مسابقه‌ تلاش‌ به‌ اتفاق‌ هسمرم‌ و تيزرهاي‌تبليغاتي‌ كه‌ آخرينش‌ پاك‌ يادت‌ نره‌ بود.

_ آيا در سمت‌ مدير دوبلاژي‌ هم‌ كاركرده‌ايد؟

عرفاني‌: بله‌، چند تايي‌ بود.

_ در حال‌ حاضر، حرفه‌ اصلي‌ شما چيست‌؟

عرفاني‌: دوبلوري‌ حرفه‌ اصلي‌ من‌ است‌.

_ هنگام‌ فراغت‌ دوست‌ داريد چه‌ كارهايي‌انجام‌ دهيد؟

عرفاني‌: بيشتر مطالعه‌ و ورزش‌ و مسافرت‌ هم‌،كمابيش‌.

_ رابطه‌ دخترانتان‌ با شما بهتر است‌ يا بامادرشان‌؟

عرفاني‌: با مادرشان‌ بسيار رابطه‌ خوبي‌ دارند.

_ براي‌ جوان‌ها چه‌ توصيه‌اي‌ داريد؟

عرفاني‌: بيشتر جوان‌ها دوست‌ دارند به‌كارهاي‌ هنري‌ وارد شوند. حالا يا دوست‌ دارندهنرپيشه‌ با دوبلور يا مجري‌ شوند اما بايد بسنجنداگر قرار است‌ در هر كاري‌ وارد شوند به‌ نظر من‌بهتر است‌ كمي‌ فكر و انديشه‌ داشته‌ باشند و هر چه‌قدر آكادميك‌تر و با سوادتر باشند، بهتر است‌ وترجيحا تحصيلات‌ دانشگاهي‌ داشته‌ باشند.

zeus
30-01-2007, 16:11
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2>ناصر ممدوح رئیس هیئت مدیره انجمن گویندگان شد</TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>ناصر ممدوح در جلسه مجمع عمومی انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم به عنوان رئیس هیئت مدیره جدید این انجمن انتخاب شد.</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرگزاری مهر، این جلسه در سالن اجتماعات خانه سینما برگزار شد و اعضا جدید هیئت مدیره انجمن به این شرح انتخاب شدند: 1- ناصر ممدوح رئیس هیئت مدیره، 2- ناصر نظامی نائب رئیس، 3- بیژن علیمحمدی خزانه دار، 4- علیرضا باشکندی منشی، 5- شروین قطعه ای رابط خانه سینما، 6- منوچهر زنده دل، 7- علی منصوری راد.
ناهید امیریان، حسین خدادادبیگی و عباس نباتی نیز به عنوان اعضاء علی البدل انتخاب شدند. کسری کیانی، امیرعباس پیام و کورش فهیمی نیز به عنوان بازرسان انجمن انتخاب شدند.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
30-01-2007, 19:44
سرکار خانم ژاله علو



http://i13.tinypic.com/2sb3dso.jpg


خانم علو همسر سابق مرحوم نصرت اله محتشم بودند كه در سن 70 سالگي در سال 1359 چشم از جهان فرو بستند. محتشم(همسر اول علو) ديرزماني رياست اداره اي را بر عهده داشت با نام اداره نمايشات وزارت كشور (اگر اشتباه نكنم كل دهه 1330) . محتشم جزء اولين بازيگران تاريخ سينماي ايران نيز بود چنانكه اولين فيلمش فيلم شيرين و فرهاد بود كه عبدالحسين سپنتا در سال 1314 آنرا كارگرداني كرد. او كلا در 14 فيلم ظاهر شد كه تعدادي از آنها عبارتند از : عروس دجله / ماجراي زندگي / كليد / جدال در مهتاب / جاده زرين سمرقند و ... برادر ابوالحسن تهامي در اواخر دهه 1340 فيلمي مستند ساخت با نام سينماي ايران از مشروطيت تا سپنتا كه گوينده متن (يا راوي) آن نصرت اله محتشم بود. محتشم تا آنجا كه ميدانم نمايشهاي بسياري را بر صحنه برد و گاه خود نيز در آنها حضور يافت. نمايشنامه هاي همچون شاه عباس / نادر پسر شمشير / كاهن بزرگ / برزو و رستم و سهراب / حبيب و مريم / صلاح الدين ايوبي و ... محتشم علاوه بر بازيگري و كارگرداني در تئاتر و سينما يكي از گويندگان توانمند تاريخ دوبله ايران هم بود چنانكه گويندگي وي بجاي آنتوني كويين در نسخه اوليه فيلم لورنس عربستان از شاهكارهاي تاريخ دوبله است كه متاسفانه اين دوبله در دسترس نيست اما بخشهايي از آن در فيلمخانه ملي ايران موجود است( شايان ذكر است در نسخه بعد مرحوم ايرج ناظريان بجاي كويين صحبت كرد و همچون فيلم توپهاي سن سباستين اين نقش را از چنگ اسماعيلي - گوينده تقريبا ثابت كويين - بدر آورد) .

نكته جالب درخصوص مرحوم محتشم اينست كه وي براي اولين بار كه فيلمي از جان وين در ايران نمايش داده شد (فيلم فاتح ساخته ديك پاول) اين محتشم بود كه جاي جان وين صحبت كرد. براي فيلم دوم كه افسانه گمشدگان بود دست به دامنش شدند اما وي طلب چكي 5 هزار توماني طلب كرد و وقتي برادران اخوان از دادن آن امتناع كردند مرحوم ايرج دوستدار با توانمندي جاي جان وين صحبت كرد (يادي ميكنيم از مرحوم منوچهر نوذري كه در اين فيلم بجاي كلانتر صحبت كرد و جز اولين كارهاي او بود ضمن آنكه خانم مهين معاونزاده بجاي سوفيا لورن در اين فيلم گويندگي كرده بود . معاونزاده فعلا مقيم مكزيك است و عمدتا بجاي نقشهاي منفي زنان صحبت ميكرد).

و اما خانم ژاله علو ...

اين خانم باشخصيت كه هم گوينده راديو بوده است هم بازيگر تئاتر و سينما و هم گوينده اي توانمند را ميتوان قديمي ترين بازيگر زن در قيد حيات تاريخ سينماي ايران دانست چنانكه اولين فيلم علو فيلم طوفان زندگي است كه در اواخر دهه 1320(به گمانم 1327) و پشت سر آن فيلم زنداني امير و بعد 50 فيلم ديگر كه فكر ميكنم آخرين آنها مهمان مامان مهرجويي باشد حضور يافته است. ظاهرا اولين نقشي كه ژاله علو در كار دوبله دستي در آن داشته است گويندگي بجاي عصمت دلكش خواننده محبوب زمان در فيلم مادر از ساخته هاي اسماعيل كوشان در سال 1331 بوده است.
علو يكي از افتخارات تاريخ سينماي ايران است كه در نسلي لجن مال شده از هيبت زن سربلند بود و سربلند ماند اما بسيار زود در نقش مادر غلتيد. چيزي كه قدرت زمان وفا دوست ( شهلا رياحي) از هم دوره اي هاي دو سه سال بعد او چنان گشت. چيزي كه نادره آنرا در جوانی تجربه كرد. بنظر مي رسد زناني كه در آن دوره نميخواستند تن به برخي خواسته هاي كارگردانان دهند يا بايد از صحنه كنار ميرفتند و يا به نقشهاي مادرانه تسليم شوند.
مشهور ترين فيلمهايي كه علو در آنها حضور داشته و به ذهن من ميرسد عبارتند از :
داش آكل / ليلي و مجنون / پنجره / شيرين و فرهاد / بيژن و منيژه / عروس دجله (ساخته شويش) / طوقي / لوطي / قلندر / عباسه و جعفر برمكي / جنگ نفتكشها / آأم برفي / پري / روز واقعه / سلطان / مهمان مامان و ...
علو در سريالهاي تلويزيوني متعددي هم حضور داشته است كه برخي از آنها عبارتند از:
گرگ ها / امير كبير / وزير مختار / آواي فاخته / سنگ و شيشه / بخش چهار جراحي / بي بي يون / روزي روزگاري و ...
او پيش از انقلاب دستي شگرف در تئاتر هم داشته است و برخي نمايشها كه او در آنها حاضر بوده :
شعله / آغا محمد خان قاجار / تو مال مني / دزد ناشي / زواياي حرم / ماري مادلن و ...
اما در دوبله :
ژاله علو در نقش ستارگاني چون سوفيا لورن / گلوريا سوانسون / آليدا والي / جينا لولو بريجيدا و ... (بشكل پراكنده و در برخي فيلمهاي آنان) صحبت كرده است .
او مديريت دوبلاژ كارتونهايي چون گربه هاي اشرافي و زيباي خفته و سفيد برفي و هفت كوتوله و پينوكيو و سيندرلا را بر عهده داشته و الحق كه در تمامي آنها از گويندگاني توانمند بهره گرفته است چنانكه همه اين كارتونها از افتخارات تاريخ دوبله ايرانند .
علو مديريت دوبله سريالهاي بسياري را نيز بر عهده داشته است كه از آن جمله ميتوان به سريال معروف سوئيني و زن اتمي و جادوگر شهر زمرد و سريال ژاپني سالهاي دور از خانه اشاره كرد.

صداي ژاله علو صدايي رسا و در عين حال اندكي حزن انگيز با رگه هاي از بغض و صلابت است . بعدها خانم نيكو خردمند با تقليدي ماهرانه از صداي علو نقشهاي بريجيدا و كلوديو كارديناله و آوا گاردنر را گفت كه اتفاقا بسيار هم مورد توجه قرار گرفت . تقليدي مشابه آنكه خسروشاهي از صداي كاووس دوستدار كرد . صداي علو هم صلابت صداي مرحوم پروين ملكوتي را دارد و هم لطافت و شكنندگي صداي مهين كسمايي را. هم ميتواند چون تاجي احمدي خشك باشد و هم در انعطاف بپاي صداي بدري نوراللهي برسد. تركيبي از بهترين آواها كه فقط يك صداست . صداي او صداي خاطره هايي است كه بيش از 50 سال تاريخ سينما و تلويزيون ايران يدك مي كشد



http://i12.tinypic.com/4cwd7pi.jpg

zeus
30-01-2007, 19:48
فروغ فرخزاد


http://i3.tinypic.com/44b3al1.jpg


اشخاص کمی هستند که تاکنون میدانند این شاعر بلند آوازه ایران مدتی نیز در بعنوان دوبلور حضور پیدا کرده است




<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-comhttp://www.asrejavaan.com/ /><o:lock aspectratio=</o:lock>

دكتر هوشنگ كاووسي اولين بار فيلم مهر هفتم از ساخته هاي برگمان را در جشنواره كن ديد و نقدي شگرف در مجله فردوسي نوشت و ديگران را ترغيب به خريداري اين فيلم كرد. ابراهيم گلستان اين فيلم را خريداري و آنرا ابتداي امر در سوئد زيرنويس فارسي كرد و بعد از وارد كردن كردن اين فيلم به ايران آنرا در اختيار پرويز بهرام گذاشت تا ايشان مديريت دوبله اين فيلم را بر عهده گيرند.

پرويز بهرام از گويندگاني چون منوچهر اسماعيلي و ژاله كاظمي و جعفر والي و تني چند دعوت كرد در اين فيلم گويندگي كنند. فروغ فرخ زاد كه از دوستان بسيار نزديك گلستان بود به پيشنهاد ايشان در دوبله اين فيلم شركت كرد و گويندگي نقش همسر دلقك به وي محول شد. در اين فيلم خود بهرام در نقش اصلي شواليه ظاهر شد و گويش خاص فروغ كه بقول گذشتگان سين شين ميزد و كلمات خاصي را تك زباني مي گفت تحسين ساير گويندگان جمع و منجمله بهرام را در برداشت.
متاسفانه به دلايلي نامعلوم اين نسخه از فيلم مهر هفتم هرگز به نمايش درنيامد و هرگز كسي آنرا نديد.
گفتني است پيش از آن فروغ در ايتاليا در دوبله چند فيلم نقش داشته است .
نكته جالبي كه درخصوص تقابل پرويز بهرام و فروغ فرخزاد قابل ذكر است آنكه:
ابراهيم گلستان فيلمنامه اي براساس داستان چرا دريا طوفاني شده بود؟ مرحوم صادق چوبك نوشت و خود درصدد ساخت اين فيلم برآمد. از كساني چون فروغ فرخزاد و رامين فرزاد و تاجي احمدي و زكريا هاشمي و اكبر مشكين و پرويز بهرام و ... دعوت كرد تا در اين فيلم به ايفاي نقش پردازند... مدتي بعد ابراهيم گلستان به دلايل واهي ساخت اين فيلم را متوقف كرد و از صحنه هاي فيلمبرداري شده نيز ردي بجاي نماند...
مورد جالب كه در اين فيلم زبانزد است اينكه در صحنه اي بايد پرويز بهرام(كه نقش يك راننده كاميون را بازي ميكرد) بر چهره فروغ سيلي محكمي مي نواخت. سيلي اول بغايت محكم نواخته شد اما صحنه مورد توجه گلستان قرار نگرفت. سيلي دوم زده شد و بازهم تاييد نگرديد. سيلي سوم و چهارم و ... سيلي ها همينطور به فاصله زماني كوتاه از طرف بهرام بر چهره فروغ و بشكلي واقعي زده ميشد تا اينكه بقول بهرام در سيلي شانزدهم گلستان رضايت داد و از برداشت مورد نظر اظهار رضايت كرد. (عده اي اصولا هدف گلستان را از ساخت چند صحنه اي اين فيلم چشاندن مزه كتكي ميدانند كه گلستان از ابتدا آنرا نيت كرده بود

zeus
01-02-2007, 02:44
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2>نفس دوباره" ملویل دوبله شد</TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>فیلم سینمایی "نفس دوباره" به کارگردانی ژان ـ پی‌یر ملویل به مدیریت شروین قطعه‌ای برای پخش از تلویزیون دوبله شده است.</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرنگار مهر، ملویل سال 1966 فیلم سینمایی "نفس دوباره" را به مدت 144 بر مبنای فیلمنامه ای از خودش ساخت. در این فیلم بازیگرانی چون لینو ونتورا، پل موریسه، ریموند پلگرین، کریستین فابرگا و مارسل بوزوفی به ایفای نقش پرداختند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/01/246687_orig.jpg
این فیلم فرانسوی درباره گوستاو ماندا معروف به "گو"، تبهکار خطرناک، است که از زندان فرار می کند. او به پاریس می رود و به مانوش و دیگر دوستان خود ملحق می شود. به زودی کشتار اعضا باند تبهکاران دامن آنها را می گیرد. "گو" پیش از آنکه به همراه مانوش کشور را ترک کند، باید آخرین ماموریت خود را هم انجام دهد تا پول کافی داشته باشد، اما بازرس بلوت به دنبال اوست.
آثار ژان ـ پی یر ملویل تاثیر زیادی بر جنبش موج نو سینمای فرانسه در دهه 1960 داشت. فضای تراژیک و مینی مالیستی فیلم های نوآر ملویل او را خیلی زود به چهره ای شاخص در دنیای سینما تبدیل کرد. ملویل در دوران کاری خود که بیش از 20 سال طول کشید، در فیلم های "سامورایی" و "دایره سرخ" با بازیگران شاخص سینمای فرانسه مانند آلن دلون، ژان - پل بلموندو و لینو ونتورا همکاری کرد. ملویل در دوم اوت سال 1973 در 56 سالگی درگذشت. ردپادی او امروز در آثار فیلمسازانی مانند کوئنتین تارانتینو، جان وو و رینگو لم دیده می شود.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
01-02-2007, 03:11
http://imagesource.allposters.com/images/PF/PF_970914.jpg



كتاب جنگل به کارگردانی ولفگانگ رایترمن و محصول 1967 کمپانی والت دیزنی است. در ایران از این فیلم کارتونی استقبال زیادی شد. مدیریت دوبلاژ آن را ابوالحسن تهامی انجام داد و دو شخصیت بالو و دکا با صدای صادق ماهرو به جای خرس / بالو و جواد پزشکیان به جای مار / دکا از صداهای ماندگار این نسخه است که بعدها تیپ شان در رابین هود هم تکرار شد. تا جایی که یادم می آید احمد رسول زاده نقش ببر را می گفت و حسین عرفانی به جای نیل حرف می زد.



http://www.bfi.org.uk/features/ultimatefilm/chart/images/185/07_jungle_book.jpg

منبع: کتاب سال سینمای ایران. اسفند ۸۴

zeus
01-02-2007, 03:31
<O:phttp://images.amazon.com/images/P/B00004R99P.01._PE54_.Robin-Hood-Disney._SCLZZZZZZZ_.jpg</O:p
<O:p

رابین هود در سال های بعد از انقلاب چندین بار از تلویزیون پخش شد. نسخه اولیه را احمد رسول زاده دوبله کرده، اما همین کارتون را بعد از انقلاب در حدود سال 1361 خسرو خسروشاهی هم دوبله کرد . نسخه ای که مدیر دوبلاژش احمد رسول زاده است در سال 1355 دوبله شده است

رابین هود با آن شخصیت جذاب، الگوی یک ستاره و قهرمان بچه هایی به سن ما بود و صدای حسين عرفاني در نسخه اولیه و ژرژ پطرسی در نسخه دوم روی چهره آن شخصیت می نشست و با آن صدای گرم و دلنشین همه نشانه های یک قهرمان تکمیل می شد. صدای پطرسی در کارتون فراموش نشدنی رابین هود به جای همین شخصیت جزو یادگارهای دوبله کارتون است که بدون تیپ سازی مرسوم کارتون ها اجرا شد و بسیار هم موفق و درست بود. جان کوچولو خرسی که دوست رابین هود است با صدایشهروز ملک آرایی در نسخه دومماندگار شد. در نسخه اصلی پیتر یوستینف به جای پرنس جان لفظ قلم حرف می زند و با یادآوری مادرش مرتب انگشتش را می مکد. نقش او را در نسخه دوبله اولیه نصراله مدقالچي ودر نسخه دوم عباس سعیدی عالی می گوید. صدای معروف مار / سرهیس هم متعلق به منوچهر اسماعيلي در نسخه اولیه وجواد پزشکیان در نسخه دوم است و در نسخه اصلی نقش او را تری تامس می گوید. صادق ماهرو هم در هر دو نسخهبه جای داروغه ناتینگهام مثل شخصیت بالو در کتاب جنگل حرف می زند و نقش پدر تاک را هم مهدی آرین نژاد می گوید. نقش ماریان اجرای بی نظیر مينو غزنوي در نسخه اولیه و فریبا شاهین مقدم در نسخه دوم را دارد و خرگوش کوچکی که می خواهد مثل رابین هود باشد با صدای مهوش افشاری در خاطرمان مانده است.
<O:p
http://www.blogwaybaby.com/Robin%20Hood%20Disney.JPG

zeus
01-02-2007, 03:57
و این هم متن مصاحبه جدید خانم راستکار با روزنامه حیات نو روز یکشنبه 8 بهمن


<TABLE id=Detail1_tblDetail cellSpacing=1 cellPadding=1 width="98%" border=0><TBODY><TR><TD>فهيمه راستکار درگفت‌وگو با حيات‌نو
بعضى‌ها بى صدا مى‌آيند و بى‌صدا مى‌روند</TD></TR><TR><TD class=Title style="HEIGHT: 15px" height=15></TD></TR><TR><TD class=Abstract align=right><TABLE id=Detail1_tblDetail2 cellSpacing=0 cellPadding=0 width="100%" border=0><TBODY><TR><TD><TABLE borderColor=#000000 cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0><TBODY><TR vAlign=top><TD width=150 bgColor=#ffffff>http://www.hayateno.org/Images/hayateno//193303_2.jpg
</TD></TR><TR vAlign=top><TD width=150 bgColor=#ffffff> </TD></TR></TBODY></TABLE>
سعيده خدابخش -فهيمه راستكار در سال 1312 درتهران متولد شد. وي ليسانس زبان فرانسه مي‌باشد. بازي درتئاتر و فعاليت در دوبله را از نيمه دهه سال 1330 تجربه كرده است. همچنين كار در سينما را از سال 1352 با فيلم «مغول‌ها» به كارگرداني «پرويز كيمياوي» شروع كرد. اين پيرزن خوش صدا ترجيح مي‌دهد اين روزها خيلي بار خود را سنگين نكند و كمتر كار كند. حدود چهل سال پيش به ايتاليا سفر كرده است و در آنجا به كار دوبله مشغول شده است. در دوبله حس را بسيار موثر مي‌داند و در مورد پذيرفتن بازي در فيلم‌ها مي‌گويد: من به دوستانم نمي‌توانم نه بگويم. او همسر نجف دريابندري نويسنده پرآوازه ادبيات است و يك پسر نيز دارد كه مي‌گويد هرگز به او توصيه نكرده است كه كار دوبله پيشه كند. در گفتن اسامي‌و تاريخ‌ها كم حافظه است و به خاطر همين درمورد سئوال‌هايي كه مربوط به زمان و يا نام اشخاص مي‌شود با صراحت پاسخ نمي‌گويد.
او معتقد است سرعت دشمن كيفيت است.
در حال حاضر مشغول به چه كاري هستيد؟
فعلا‌ هيچ‌كاري نمي‌كنم.
كار دوبله هم نمي‌كنيد؟
خيلي كم.
در مورد دوبله بفرماييد؟ از چه سالي كار دوبله را شروع كرديد.
دوبلا‌ژ حرفه‌اي را از سال 36-35 شروع كرديم و كارمان با آقاي لطيف‌پور بود. تهيه‌كننده ما هم ابوالقاسم بود و وارد يك سيستم غير مجهز شديم كه هنوز كمك صنعت دوبلا‌ژ را نداشتيم. با وجود اين آقاي مغازه‌اي و رضايي معجزه مي‌كردند. ما گوشي نداشتيم بايد پرده پرده دوبله مي‌كرديم و يكسره مي‌رفتيم براي ضبط. براي اينكه بتوانند افكت‌ها و موسيقي را در ازخود فيلم بگيرند و ما جداگانه باند افكت نداشتيم. اينها به نظر من معجزات عشق است. وقتي يك عده جوان مي‌خواهند يك كاري را حتما به ثمر برسانند و كسي مثل آقاي رضايي از آنها حمايت كند حتما موفق مي‌شوند و من فكر مي‌كنم فيلم‌هاي خوبي با صداهاي خوب و داستان‌هاي خوب دوبله كرديم. آن موقع‌فيلم‌ها از روي داستان‌ها درست مي‌شد و فرصت حرف زدن زياد بود فيلم‌هاي اكشن كم بود و به هر حال نسل ما از پس اينكار برآمدند.
با چه كساني هم دوره بوديد؟
آقاي بهرام و رسول ‌زاده از آن زمان‌ها كارشان را شروع كردند.
آيا شما تئاتر كار كرده بوديد و مايه‌هاي تئاتري داشتيد.
بله، تقريبا همه ما مايه‌هاي تئاتري داشتيم. ممكن بود تئاترهاي همساني بازي نكرده باشيم ولي با زبان تئاتر آشنا بوديم و بعد آشنا شديم و بعد با اين مسئله آشنا شديم كه به زبان تئاتر نبايد در دوبلا‌ژ حرف بزنيم. بايد اين لحن شكسته شود و رنگ زندگي به خود بگيرد. من خيلي آرزو دارم حالا‌ جواني را ببينم كه مانند آن وقت‌هايي كه ما جوان بوديم عشق و هيجان نسبت به دوبله داشته باشد.
دوبله حال نسبت به زمان قبل چه تغييراتي كرده است؟
اين بديهي است جامعه وقتي متحول مي‌شود تمام چيزهايي كه به آن مربوط است نيز متحول مي‌شود. الا‌ن كارهاي دوبله را با كامپيوتر مي‌گيرند و مشكلا‌ت زمان ما را ندارند. به مرور گوشي آمد ولي در آن زمان اين مشكلا‌ت باعث مي‌شد كه ما به خاطر از بين بردن و يا كم رنگ كردن مشكلا‌ت به لحاظ كلا‌م بيشتر تلا‌ش و دقت كنيم. آقاي لطيف‌پور كه شاگرد آقاي رضايي بودند ياد گرفتند طوري ديالوگ‌ها را بنويسند كه انگار آدم فارسي حرف مي‌زند.اين موفقيت همان هماهنگي لب است كه مي‌گويند كه حالا‌ ديگر نه وجود دارد و نه فرصتش وجود دارد. همه چيز ماشيني شده است.
فكر مي‌كنيد وضعيت دوبلا‌ژ الا‌ن بهتر است يا قديم؟
قطعا قديم‌ها بهتر بوده است.
چرا؟ به دليل عشق به كاري كه وجود داشته؟
همه چيزش با هم هماهنگ بود. يك گروه جواني بوديم كه هيچ‌كداممان متاهل نبوديم، دغدغه خاطر، اجازه‌خانه و مشكلا‌ت امروز را نداشتيم و به جاي اينكه يك فيلم را يك روزه دوبله كنيم 10 روزه با دقت و عشق دوبله مي‌كرديم.
در آن زمان در طول روز چقدر كار مي‌كرديد؟
از يك پرده بيشتر در طول روز نمي‌توانستيم كار كنيم.
فكرمي‌كنيد بهترين فيلمي كه دوبله كرديد چه فيلمي بوده است؟ شخصيتش چه كسي بوده؟
اول‌ها. اوته‌لو بناشوك بود كه بعدها من خودم اين دوبله را ديدم.
در مورد فيلم‌ها و سريال‌هايي كه بازي كرديد براي ما بگوييد؟
چي شد كه وارد كار بازيگري شديد؟ چه سنخيتي با دوبله دارد؟
به خاطر سنخيتش با دوبله من وارد سينما نشدم به صورت كاملا‌ تصادفي وارد سينما شدم.
كار سينما را از چه فيلمي شروع كرديد؟
با فيلم مغول‌ها. من در جشن هنر شيراز با پيتر بروك كار مي‌كردم وقتي برگشتم ديدم آقاي كيمياوي دستش خالي بود و نه هنرپيشه مردش حاضر بود و نه هنرپيشه زن و به من گفت: من نقش مرد را خودم بازي مي‌كنم و تو هم بيا به من كمك كن 10 روز وقتت را براي اين كار بگذار و من قبول كردم وبه او گفتم من نه از دوربين نه از نور كلا‌ از سينما خيلي سردرنمي‌آورم او هم اين مشكلا‌ت را پذيرفت و با هم وارد كار شديم.
در مورد گيس بريده بفرماييد؟
من اصلا‌ اين فيلم را نديده‌ام ولي شنيدم فيلم بدي نشده است.
چي شد كه گيس بريده را به شما پيشنهاد كردند چي شد كه قبول كرديد؟
يكي از دوستانم به من تلفن كرد و پيشنهاد داد و من قبول كردم به نظر من كاملا‌ سوژه‌اي معمولي دارد.
شما با آقاي حيدري قبلا‌ آشنا بوديد؟
نه من در اين فيلم با ايشان آشنا شدم.
چون همه مردم شما را با دوبله مي‌شناسند از فضاي دوبله دور نشويم فضاي امروز دوبله كشورمان را چگونه ازريابي مي‌كنيد؟
با توجه به اينكه شما فرموديد الا‌ن سيستم‌ها كامپيوتري شده است ولي در عمل كيفيت كار دوبلا‌ژ در قديم بهتر بوده است؟
من فكر مي‌كنم هرچي سرعت زيادشود كيفيت كم مي‌شود . آدم بايد پيكاسو باشد كه در دو دقيقه يك چيز عالي بكشد. سرعت در تئاتر و صوت و خيلي اينها كاربرد ندارد و اگر از آن استفاده شود در بسياري از موارداز كيفيت كم مي‌كند، فرصت تاريخي لا‌زم دارد.
پس منظور شما اين است به خاطر اينكه زمان بيشتر بوده و مشكلا‌ت كمتر كيفيت بالا‌ بوده؟
بله صددرصد. و تلويزيون به همه خانه‌ها با 7و6 كانال راه نيافته بود يا يكي دو تا بيشتر كه كانال نداشت.
در راديو هم كار كرديد؟
بله در راديو كار تئاتر راديويي مي‌كرديم.
در چه سالي؟
برمي‌گردد به سال 42.
خودتان گفتيد كار تئاتر كرديد به صورت آكادميك يا ...؟
من مدرسه تئاتر رفتم و كار تئاتري‌ام را با كارگردانان آمريكايي شروع كردم.
اولين كار تئاتريتان را به خاطر مي‌آوريد؟
بله، قاب شش كار دانشجويي بود كه آقاي ديويد سنت كارگردان آن بود. البته ما در آن زمان دانشكده نمي‌رفتيم ولي ديويد سنت در دانشگاه درس مي‌داد وكلا‌س‌هاي انجمن ايران‌ آمريكا را داشت كه ما به آن كلا‌س‌هامي‌رفتيم و ايشان اين نمايشنامه را براي ما در نظر گرفتند كه در حد امتحان براي ما باشد.
در زمان قديم فيلم را ضبط مي‌كردند و بعد صداگذاري و دوبله صورت مي‌گرفت شما ترجيح مي‌داديد به جاي اين كاركترها صحبت مي‌كرديد يا نه به جاي شخصيت يك فيلم خارجي؟
درست‌ترش فيلم خارجي است و درستش اين است كه در فيلم فارسي خودهنرپيشه حرف بزند. ولي مثلا‌ فليني عاشق اين بود كه بتواند فيلم‌هايش را دوبله كند و از اينكه روي كاركترش صدايي كه دوست دارد را بگذارد لذت مي‌برد.
چرا قديم‌ها خيلي فيلم‌هاي ايراني دوبله مي‌شد ولي حالا‌ ديگر اين اتفاق نمي‌افتد و اكثر بازيگرها جاي خودشان صحبت مي‌كنند؟
به دليل اينكه هنرپيشه‌هاي كاربلد زياد شده است. در قديم بعضي هنرپيشه‌هايي آمدند كه نمي‌توانستند جاي خودشان حرف بزنند ولي بعدها هنرپيشه‌هايي بودند كه توانايي اين را داشتند كه جاي خودشان صحبت كنند. به خاطر همين اين كار از رونق افتاد.
يك دوبلور به لحاظ چهره با مردم در ارتباط نيست ممكن است سال‌ها مردم فقط صداي او را بشناسند شما قبول كرديد كه سريال و فيلم سينمايي بازي كنيد تابتوانيد از طريق چهره‌تان نيز با مردم ارتباط برقرار كنيد؟
نه اينگونه نبوده است. براي من خيلي مهم نيست. براي من مرضيه برومند مهم است كه وقتي به من پيشنهاد مي‌دهد نمي‌توانم به او نه بگويم.
اگر يك سريال يا فيلم سينمايي به شما پيشنهاد شود به صرف اينكه دوستتان معرفي كرده است مي‌پذيريد يا به ساختمان فيلم‌نامه و ... نيز توجه مي‌كنيد؟
آدميزاد يك وقت‌هايي احتياج به زنگ تفريح دارد. همه زندگي يك چيز نيست در تمام دوران من نتوانستم بگويم براي من دوبلا‌ژ، تئاتر يا زندگيم مهمتر همه اينها به موقع خود اهميت دارند.
پس شما تنوع را دوست داريد؟
بله خيلي.
سال‌ها كه مي‌گذرد صداي يك دوبلور پخته‌تر مي‌شود شايد هم فضاي دوبله ديگر برايش ناآشنا نيست چرا صدا آنقدر دقيق‌تر و پخته‌تر مي‌شود؟
به دليل اينكه من روز اولي كه دوبله كردم سه صفحه امتحاني بايد مي‌گفتم دو روز طول كشيد. روز اول اصلا‌ نتوانستم بگويم و روز دوم گفتم.
يعني به خاطر تجربه است؟
بله. صدا كه گفتيد يه كمي پخته‌تر مي‌شود و آدم وقتي سنش بالا‌ برود تيزي دوران جواني را در كار ندارد و نبايد فكر كند كه اين تيزي در دوران پيري پيش مي‌آيد نه.
همان جور كه راه رفتن آدم در دوران پيري مشكل‌تر از جواني مي‌شود ممكن است در حرف زدن هم همان گونه باشد.
يك دوبلور وقتي سال‌ها كار دوبله مي‌كند به دليل تجربه موفق‌تر از جواني است يا به دليل پختگي صدا؟
صدا آنقدر تغيير نمي‌كند. خود زندگي وقتي آدم بزرگ‌تر مي‌شود چيزهايي به انسان مي‌آموزد من وقتي دختر 18 ساله بودم حتما بايد جاي پيرزن‌ها حرف مي‌زدم. به همين دليل ناچار بودم صدا و لحن پخته را پيدا كنم و همين الا‌ن كه به جاي يك پيرزن حرف مي‌زنم صداي من پخته‌تر شده است ولي اگر الا‌ن به من بگويند يك دختر 18 ساله را حرف بزن مشخص است كه اين كار از من ساخته نيست.
در دوبله فيلم‌هاي فارسي هم شما شركت داشتيد؟
دو، سه تا.
اسم فيلم‌ها خاطرتان هست؟
اولين فيلمي كه حرف زدم قيصر (به جاي مادر) و گوزن‌ها
فيلم‌هاي خارجي در زمان‌هاي گذشته خيلي كمتر از الا‌ن دوبله مي‌شود دليلش چيست؟
به علت به وجود آمدن تلويزيون بيشتر شده است.
ملا‌ك اينكه يك آدم دوبلور شود به صرف اينكه صدا خوب باشد كفايت مي‌كند؟
نه. دوبلا‌ژ ش آدميزاد مي‌ماند كه حرف مي‌زند خيلي به آدم‌ها نزديك است اگر خود آدم بخواهد و صدايش هم خوب باشد با پشتكار مي‌تواند موفق شود.
در آن زمان‌ها تئاتر هم دوبله مي‌كرديد؟
بله زياد اين اتفاق مي‌افتاد.
ممكن است ملموس نباشد ولي باب بوده است. ولي بيشتر نمايشنامه‌هاي خارجي دوبله مي‌شد براي شبكه دو، تله تئاترهاي بسيار زيادي دوبله كرديم.
اولين خانم‌هايي كه واردكار دوبله شدند را به خاطر مي‌آوريد؟
خانم‌ها بسيار حساس هستند و من بهتر است جواب اين سئوال را ندهم ممكن است يكي دوتا از قلم بيفتند بعد ناراحت مي‌شوند.
وارد شدن به تمام عرصه‌ها هميشه براي خانم‌ها سخت‌تر از آقايان بوده است (مثل سينما، تئاتر) آيا وارد شدن به عرصه دوبله هم سخت بوده است؟
خير. درست برعكس خيلي خانم‌ها راحت‌تر وارد مي‌شدند.
چرا؟
به دليل اينكه حرف زدن براي خانم‌ها راحت‌تر از آقايان است و خانم‌ها تواناتر بودند. ترسشان كمتر بود. خجالت كمتر مي‌كشيدند و بيشتر اينها قبلا‌ كارتئاتر كرده بودند.
وارد شدن به عرصه دوبلا‌ژ چگونه است كلا‌ دوبلور شدن به ارث ربط پيدا مي‌كند مثلا‌ وقتي پدري صدايش خوب است ارثي پسرش هم صدايش خوب مي‌شود؟
خير در برخي از موارد اينگونه است ولي كسي كه پدرش دوبلور است اگر صدايش هم خوب نيست پدرش مي‌تواند او را ببرد و دوبلورش كند.
اصلا‌ صدا جزو معيار دوبله حساب مي‌شود؟
نه مثل آواز خواندن نيست. به خاطر اينكه آدم‌ها به طور طبيعي حرف مي‌زنند همه به طور طبيعي نمي‌توانند آواز بخوانند پيدا كردن دوبلورها آسان‌تر است.
پس معيار دوبلور شدن چيست چون با اين نظريه كه همه حرف مي‌زنند بايد هر كسي براي دوبله برود قبول شود. ولي اينگونه نيست؟
نه اين در حقيقت زبلي مي‌خواهد. ريتم را بايد بشناسد كه از يك جايي بايد حرف بزند و در جاي ديگر تمام كند. در حقيقت دوبله يك كار متفاوتي از سينما و تئاتر است همه فكر مي‌كنند از يك جنس است.
تفاوتشان چيست؟
تفاوت اين است كه در تئاتر ريتم و كار اول دست كارگردان است و بعد دست شما ولي در دوبلا‌ژ ريتم و كار دست كسي است كه تو قرار است به جاي آن صحبت كني دست تو نيست. من دارم به جاي يك آدم ديگر حرف مي‌زنم، حس مي‌گيرم، بايد حواسمان جمع باشد، مي‌بينيم مي‌گوييم و حس هم مي‌كنيم.
چه مي‌شود كه برخي از دوبلورها مثل شما سال‌ها مي‌آيند كار دوبله مي‌كنند و ماندگار مي‌شوند ولي بعضي‌ها مي‌آيند كار دوبله مي‌كنند و صدايشان هم به ظاهر خوب است ولي به يك باره ناپديد مي‌شوند؟
دوبلا‌ژ يك كار بسيار سخت است مخصوصا با وضعي كه ما در كار كردن داريم. من وقتي رفته بودم ايتاليا دو سطر حرف مي‌زدم تا تمام شود ولي حالا‌ بايد شش صفحه حرف بزنم تا تمام شود.
چرا؟
به دليل اينكه اينها پشت سر هم است و همه را يكجا مي‌گيرند تا يك سكانس تمام شود.
چرا بين سكانس‌ها قطع نمي‌كنند؟
به دليل اينكه رشته صدا و حس از دست نرود.
ولي نگفتيد دليل اينكه يك صدا، ماندگار مي‌شود چيست؟
به آن مي‌گويند «صداي ماندگار» و ماندگار مي‌شود. نه بعضي‌ها همانگونه كه بي‌صدا مي‌آيند بي‌صدا هم مي‌روند. در هر هنري فرق مي‌كند. اين درست فرق هنر است با صنعت. اين كارها در كنار خود فنوني دارد كه بايد اين فنون را بداني و كارت را انجام دهي ولي مسئله اين است كه يك وجه هنر خلا‌قيت است و در دوبلا‌ژ نادر هستند كساني كه مي‌توانند يك نقش رابپرورانند و يا خلق ‌كنند. در واقع بايد دوباره نقش را خلق كنند.
چرا در سال‌هاي اخير خيلي كم دوبلور اضافه شده است ما وقتي يك فيلمي كه دوبله شده است را مي‌بينيم يك سري آدم‌هاي مشخصي به جاي شخصيت‌هاي اصلي فيلم حرف مي‌زنند كه ما آنها را مي‌شناسيم و فقط چند شخصيتي كه نقششان پررنگ نيست ممكن است جديد باشند.
اينها مثلا‌ دو سال است كه كارشان را شروع كردند و ما 50 سال است. يك حجم آدمي‌مي‌توانند اين كار را بكنيد و كساني كه تازه مي‌آيند اگر كار آنهايي كه بلد هستند را عقب بيندازند اين عقب‌افتادگي به ضرر قديمي‌ها مي‌شود. مثلا‌ در بازيگري هر كسي مي‌تواند ادعا كند و بازي كند ولي در دوبلا‌ژ خلا‌قيت مهم است.
وقتي يك فيلم دوبله مي‌شود شما فكر نمي‌كنيد دست آدم براي انتقال حس‌ها بازتر است در گاهي مواقع حتي مي‌توان با دوبله كار يك بازيگري كه خوب بازي نكرده را درست جلوه داد.
بله. اين درست است. دوبله چيزي است كه مي‌تواند فيلم را بهتر و يا بدتر كند. هميشه مثبت نيست. بارها شده كه ما جاي خانم‌ها حرف زديم و گفتند من را در اين فيلم خراب كردند خوب بهتر است خودشان حرف بزنند كه حرف پيش نيايد.
خانواده چه قدر موثراست در اينكه فرزندشان وارد كار هنري و به ويژه دوبله شوند؟
خانواده نمي‌توانند كمكي بكنند ولي مي‌توانند آن را آزاد بگذارند كه كاري كه دوست دارند انجام دهند و اكثر خانواده‌ها موافق نيستند كه بچه‌هايشان كار هنري انجام دهند به دليل اينكه نمي‌شود از هنر خوب پول درآورد و اين كاملا‌ درست است.
گفتيد ايتاليا رفته بوديد در آنجا هم كار دوبله مي‌كرديد؟
بله كارهاي دوبله زيادي انجام دادم.
به زبان ايتاليايي؟
نه انگليسي هم دوبله مي‌كردم.
فضاي هنر و دوبله را در ايتاليا و كشور ما مقايسه بفرماييد؟
قابل مقايسه نيست. ما وقتي در قرن بيست و يك اينگونه قدم برمي‌داريم دوبله هم همين جوري قدم برمي‌دارد ولي وقتي من از ايتاليا برگشتم واقعا مبهوت ماندم كه چگونه آنقدر دوبله ما خوب مانده است. آن وقت درخشان‌ترين زمان دوبله ما بود.
در زمان چه كساني؟
آقاي جليلوند، اسماعيلي. خانم ژاله كاظمي. خانم نجفي، خانم احمدي.
اينكه مي‌گوييد درخشان‌ترين زمان دوبله ما بود از چه نظر؟
به لحاظ ‌اينكه ما هر صدايي مي‌خواستيم داشتيم و توانا بودند و ديگر نداريم كسي كه به جاي جان وين مثل ايرج دوستار حرف بزند. ممكن بود صداها همه گير نبود ولي حسش بسيار مهم بود.
همه صداها وجود داشته يعني اينكه يك دختر 18 ساله مجبور نبوده جاي پيرزن حرف بزند؟
بله كاملا‌ همين‌طور است.
در چه سالي بود؟
سال 43 و 42 اين صداها وجود داشت.
چرا درتمام كشورها نسبت به كشور ما بيشتر به هنر اهميت مي‌دهند؟
در كشور ايتاليا كار دست سنديكاي پويندگان بود كار دولتي نبود و هر وقت لا‌زم بود گوينده مي‌گرفت از تئاتر در واقع آنهايي را استخدام مي‌كرد كه هنرهاي دراماتيك خوانده بودند من يادم هست يك فيلم بزرگي را در ايتاليا مي‌خواستند دوبله كنند و 600 تا گوينده گرفتند كه دراين 600 تا بتوانند صداهايي كه مناسب است را پيدا كنند. واقعا مثل يك اركستر بود.
در مورد حس گفتيد. صدا اگر خوب هم نباشد ولي حس مي‌تواند صدا را خوب جلوه دهد. پس شما به عنوان يك ايراني با يك ايتاليايي هم‌زبانتان و هم‌حستان بسيار زياد فرق دارد يعني شما در ايتاليا موفق نبوديد؟
من بايد بتوانم كه به زبان‌هاي ديگر هم حسم را انتقال دهم. حس گفتاري حسي است كه در آلمان‌ها كم است ما كم‌كم عادت مي‌كنيم. نحوه گفتار فرق دارد. ما ناچار هستيم همان قدر حسي كه بازيگر دارد را داشته باشيم نه بيشتر و نه كمتر.
طبق گفته شما كساني كه كار دوبله مي‌كردند قبلا‌ كار تئاتر‌تر هم مي‌كردند فكر مي‌كنيد چه قدر موثر است؟
بسيار زياد البته بودند كساني كه كار تئاتر نكرده بودند ولي دوبلورهاي خوبي شدند.
چرا؟تئاتر يك چيزي است كه بازيگر به صورت كاملا‌ مستقيم از طريق چهره و جسم با شما در ارتباط است ولي دوبله اينگونه نيست؟
درست است ولي شما در تئاتر تمرين بيان كرديد و اين مهم است. چه قدر از آن كم كنيد و به زبان روز نزديكش كنيد وظيفه مدير دوبلا‌ژ است.
مثلا‌ اگر چهار تا دوبلور بخواهند فيلمي از مارتين اسكرسيزي را دوبله كنند كه به تازگي ساخته شده است تا يك فيلم كه هيچكاك 40 سال پيش ساخته است چه قدر بايد دخل و تصرف داشته باشند چه قدر مي‌توانند اين فضاها را به وسيله بيان با هم عوض كنيد؟
بايد بتوانند البته اين وظيفه مدير دوبلا‌ژ است.
گرفتن بيان همان زمان و همان آدم، از كارهاي مدير دوبلا‌ژ است و معمولا‌ مي‌دهند دوبله فيلم قديمي را كسي كار كند كه قبلا‌ در آن فيلم حرف زده است.
چرا؟
اين يك رسم است كه خود آن كسي كه حرف زده است باز هم در دوبله جديد خودش حرف بزند.
شما كار نوشتن هم انجام مي‌دهيد؟
در حد چاپ نه.
به يك دوبلور چه چيزي كمك مي‌كند كه بتواند كارش را خوب انجام دهد؟
ادبيات و زبان فارسي خيلي مهم است. مهم است زباني كه در كار نوشته شده است را گوينده بتواند بگويد و بداند كه چه جور بگويد.
ديالوگ‌ها را براي شما مي‌نويسند؟
بله.
براي گفتن يك ديالوگ حس را هم براي شما مي‌نويسند. مثلا‌: هيجان داشته باشي؟
براي تازه‌كارها شايد ولي براي ما كمتر پيش مي‌آيد.
يك مدير دوبلا‌ژ خوب بايد چه ويژگي داشته باشد تجربه كافي است؟
حتما بايد تجربه داشته باشد ولي كافي نيست. بايد يك زبان خارجي بداند. مديريت داشته باشد و بتواند آدم‌ها را درست براي نقش انتخاب كند.
اينكه يك صدايي به يك نقش نمي‌خورد يعني چه؟
يعني اينكه براي آن نقش ساخته نشده است. معمولا‌ فيزيك آدم‌ها يك صدايي را مي‌طلبد مثل جان وين.
شما در حال حاضر ترجيح مي‌دهيد كار دوبله بكنيد يا تلويزيون؟
من كم‌كم دارم به جايي مي‌رسم كه ترجيح مي‌دهم هيچ كاري نكنم ولي دوبلا‌ژ برايم به مراتب راحت‌تر است و به دليل اينكه الا‌ن درس هم مي‌دهم خيلي نمي‌خواهم بار خودم را سنگين كنم.
چه چيزي درس مي‌دهيد؟
فن بيان دوبله را درس مي‌دهم و شاگردان تئاتري هم دارم.
براي شما دوبلا‌ژ راحت‌تر است چون تجربه‌اش را داريد كلا‌ فكر مي‌كنيد تئاتر، سينما، دوبلا‌ژ كدام ساده‌تر است؟
اگر خوب فكر كنيم مي‌بينيم كه هيچ‌كدام راحت‌تر نيست. دوبله تمرين ندارد. ولي تئاتر يكي، دو ماه تمرين مي‌كني و مي‌روي روي صحنه. مهارت براي دوبلا‌ژ بايد بيشتر باشد به دليل اينكه وقت تمرين‌كردن نداري.
تئاتري كه دوبله مي‌شود بيان تئاتر در آن چه قدر رعايت مي‌شود.
اصلا‌ تئاتري كه دوبله مي‌شود ديگر تئاتري نيست. موقع حرف زدن كشش‌هاي بيخودي را ندارد.
چرا؟
به خاطراينكه تئاتر هم مثل سينما مثل خود زندگي است.پس چرا همين الا‌ن هم در تئاترها همانگونه زبان استعاري صحبت مي‌كنند. زبان با لحن فرق مي‌كند و اشتباه است. ما انواع تئاترها را داريم كه مي‌توان براي حرف زدن از آنها استفاده كرد ولي در تئاترو يا دوبلا‌ژهايي كه فريادهايي آنچناني مي‌زنند به نظرمن كاملا‌ غلط است.
به جاي شخصيت‌هايي كه تا حالا‌ صحبت كرديد كدام بيشتر به دل شما نشست؟
آنامانيا را خيلي دوست داشتم.
وقتي يك صدايي را دوبله مي‌كرديد بعد از تلويزيون مي‌ديديد يا مي‌بينيد چه احساسي داريد؟
من اصلا‌ نه مي‌ديدم نه الا‌ن مي‌بينم.
يعني برايتان جالب نيست ببينيد صدايي كه صحبت كرديد چگونه از آب درآمده؟
خوب آم خودش مي‌فهمد. همان لحظه كه كار دوبله انجام مي‌دهد مي‌تواند بفهمد خوب يا بد شده است. خيلي‌ها تمام كارها و نوارهاي خود را جمع مي‌كنند ولي من اين كار را نمي‌كنم.
سكانسي ضبط شدن براي شما راحت‌تر است يا تكه‌تكه؟
ما ديگر اين مهارت را داريم كه سكانسي ضبط شود و مشكلي پيش نيايد ولي در قديم اين كار را بيشتر به خاطر موسيقي مي‌كردند.
يعني به خاطر اينكه حس از دست نرود و موسيقي اين كار را مي‌كردند؟
نه اين مربوط به تكنيك كار بود مي‌خواست هم‌زمان كه صداي ما را مي‌گرفت موسيقي را هم بگيرد.

الا‌ن چگونه است؟
الا‌ن هرجا كه سكوت باشد مي‌شود ضبط كرد و اصلا‌ مثل قبل‌ها نيست.
الا‌ن كار كردن در زمينه دوبلا‌ژ ساده‌تر است با توجه به پيشرفت تكنولوژي يا در قديم؟
هر وقت مشكلا‌ت كمتر باشد آدم خوش قول‌تر، ريلكس‌تر و راحت‌تر است و تمام اينها در كار موثر است.
يعني تكنولوژي موثر نيست؟
چرا يك سهمي دارد، ولي كشور ما با استانداردهاي جهان هنوز هم بسيار زياد فاصله دارد.
در مورد كتاب مستطاب برايمان بگوييد كلا‌ اين كتابي است كه در مورد آن خيلي كم صحبت كرديد؟
من موافق اين كتاب نبودم. دريابندري ناگهان تصميم گرفت يك كتاب كوچك آشپزي بنويسيد كه قطور از آب درآمد.
چرا موافق نبوديد؟
به دليل اينكه كار او نبود كارهاي فلسفه مي‌نوشت ولي وقتي شروع كرد كار پرمعنايي به وجود آورد.
نكات بسيار ريزي درباره آشپزي در اين كتاب نوشته شده است خانمي‌كه مثل شما بيرون از خانه در حال فعاليت است چگونه از فن‌هاي ريز آشپزي باخبر است؟
اين يك هنر است. من تمام كتاب‌هايي كه راجع به آشپزي بود را مطالعه كردم و آشپزي صفويه را خواندم.
زندگي كردن با يك نويسنده فلسفه كه هيچ ربطي به دوبلوري ندارد سخت نيست؟
اتفاقا خيلي بهتر است. براي اينكه كاري به كار هم ندارند و در مورد كار هم نظر نمي‌دهند. زندگي بسيار راحت‌تر است تا كساني كه با هم همكار هستند.
در مورد مميزي‌ها صحبت كنيد چه لزومي‌دارد فيلمي كه با معيارهاي ما سازگار نيست را به نمايش بگذاريم كه مجبور شويم آنقدر اين فيلم را سانسور كنيم كه مفهوم فيلم از بين برود.
واقعا بايد از آنهايي كه پخش مي‌كنند بپرسيم.
من با شما كاملا‌ موافقم. فيلم‌هايي كه فكر مي‌كنيم با معيارهاي ما قابل پخش نيست خوب پخش نكنيم.
خاطره‌اي از دوران دوبلوري داريد؟
همه لحظاتش خاطره است ولي خاطره را نمي‌شود گفت. خاطره يك طعم است. من اگر يك غذاي ژاپني را براي شما تعريف كنم طعمش را حس نمي‌كني.
چه كسي متوجه شد صداي شما براي دوبله مناسب است؟
آقاي لطيف‌پور آمدند دنبال ما و ما هم كار كرديم و من روي صدايم كار كردم و صدايم را تعليم دادم. مثلا‌ من مي‌خواهم يك زني را حرف بزنم كه صدايش بم است بايد از يك جاي گلو درآيد تا بم شود.
مثل صداي تنور و ... طبقه‌بندي دارد؟
بله بر اثرتجربه مي‌تواني، روي صداهاي مختلف كار كني و مي‌فهمي ويبراسيون‌هاي صدا در كجا است در حلق، بيني، سر و يا هر جاي ديگر.
تجربه هم پس مهم است؟
بله علم از تجربه درآمده است. تجربه از علم در نيامده.
فكر مي‌كنيد دليل اينكه دوبله در خارج از ايران بهتر درمي‌آيد وجود نداشتن مميزي است؟.
اين يك قسمتش است ولي تكنيك هم بسيار مهم است. هنر با آزادي توام است.
مميزي در تئاتر كمتر است؟
نه بعضي وقت‌ها هم خيلي زياد است
</TD></TR></TBODY></TABLE></TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
03-02-2007, 05:05
بدون شك تعداد سريالهاي خوب و منحصر به فرد تلويزيون ايران از بدو تاسيس (يازدهم مهر 1337) تا كنون به تعداد انگشتان دست است . سريالهايي چون خانه قمر خانم و دليران تنگستان و سلطان صاحبقران و دائي جان ناپلئون و آتش بدون دود (در پيش از انقلاب) و هزار دستان و ميرزا كوچك خان و امام علی در بعد از انقلاب نه تنها رضايت عام بلكه نظر عمده منتقدين جامعه سينمايي را بخود جلب كرده است . در اين ميان سريال دائي جان ناپلئون يكي از شاهكارهاي تلويزيون است كه كارگرداني چون ناصر تقوايي بر اساس رمان دائي جان ناپلئون نوشته ايرج پزشك زاد با عده اي از بازيگران خوب ايران ساخته و در سال 54 بعد از نظارتهاي شديد ساواك و مميزي تلويزيون به نمايش درآمد. اين سختگيري چنان بود كه حتي اين سريال امكان پخش مجدد را هرگز بدست نياورد و در بايگاني تلويزيون زير خروارها خاك جا خشك كرد.
اين سريال در 18 قسمت 40 تا 85 دقيقه اي ساخته شد اما در نهايت 13 قسمت آن مجموعا در 14 الي 15ساعت و بشكل 16 ميليمتري رنگي روي آنتن رفت .
اين سريال در كنار فيلم آرامش در حضور ديگران از بهترين و وفادارترين نمونه فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است كه روح آثار ادبي را بشكلي منحصر بفرد _و جداي از جرح و تعديلهايي جزئي) در خود حفظ كرده است. اين رمان در نيمه دوم دهه 1340 و ابتدائا بصورت پاورقي در مجله فردوسي چاپ ميشده است كه در نهايت پزشك زاد آنرا در بهمن 1351 بشكل كتاب به طبع رسانيد و تا پيش از انقلاب به چاپ دهم رسيد . حكايت فيلم (و البته داستان) حكايت يك بازنشسته نظامي است كه از خوش خدمتي خود در جنگهاي كوچك ممسني و كازرون تحت لواي لياخوف براي خود عالمي در حد جنگ استرليتز ساخته و خود را ناپلئون بناپارت مي انگارد چراكه شباهتهايي عجيب به او دارد: مثل او 7 برادر دارد. مثل او روياي كشورگشايي در سر پرورانده . مثل او13 سال پس از ازدواج زنش را طلاق داده و هم سن او وارد نظام شده است.
پزشك زاد در سال 1358 اعلام كرد منظور وي از شخصيت دائي جان شخص رضا خان ميرپنج بوده است كه در نهايت بين مرگ عجيب و ماليخوليايي دائي جان و مرگ در تبعيد رضا شاه و ناپلئون شباهتهايي عجيب تر به ذهن بيننده متبادر ميشود.
قصه از زبان سعيد(با بازي سعيد كنگراني) است كه به همه جا سرك مي كشد و از همه چيز اگاه است. اين حكايت با چنين متني آغاز ميشود:
من در يك روز گرم تابستان در سيزدهم مرداد و دقيقا ساعت 3 و ربع كم (يك ربع به 3 ) عاشق شدم. من كه پسر آقاجان بودم عاشق ليلي دختر دائي جان ناپلئون شدم درست مثل اينكه پسر چرچيل عاشق دختر هيتلر شده باشه...

در اين ميان شخصيت مش قاسم غياث آبادي (با بازي مرحوم فني زاده) شخصيتي منحصر بفرد است كه شايد بي شيله پيله ترين شخص در ميان انبوه شخصيتها و بازيگران است. اگرچه او هم شخصيتي بي ريا نيست اما اين ريا در حد حرف مي ماند و بس. او كه بعدها به نوكري خانه دائي آمده خود را مصدر دايي در جنگهاي كازرون و ممسني ميداند و در تعريفهاي دائي گوي سبقت را از او ميگيرد. تكيه كلام او سه حرف بيش تر نيست:
دروغ چرا ؟ (بعد شمردن چهار انگشت و ذكر اين نكته كه: ) تا قبر آ آ آ آ
پنداري ....
يه همشهري داشتيم كه ...
فني زاده در بيان اين تكيه كلامها هنر بخرج ميدهد بعنوان مثال وقتي در يك صحنه سيني چاي در دست دارد براي شمردن چهار انگشت و ذكر دروغ چرا... سيني را اين دست و آن دست ميكند و در نهايت بالاي سر ميگذارد و كارش را ميكند. در صحنه اي ديگر وقتي سعيد قصه عاشق شدن همكلاسي اش(د رواقع خودش) را از او مي پرسد آنچنان استادانه قصه سر ميدهد كه بيننده در تجسم خود او را عاشق مي پندارد : ... آدم بزرگاش از عشق جان سالم در نمي برن چه برسه به همكلاسي تو. وقتي نمي بينيش پنداري يخ زدي و وقتي مي بينيش پنداري تو دلت آتيش روشن كردن. يه همشهري داشتيم كه عاشق شد... شيريني دختر رو كس ديگه اي خورد... اون موند و خودش . سر به بيابون گذاشت و رفت. پنداري دود شد و رفت هوا. هنوز كه هنوز بعده 20 سال كسي اونو نديده....
فني زاده كه بدون شك ميتوان او را در جايگاه اول بازيگران تاريخ سينماي ايران قرار داد(حتي در رده اي بسيار بالاتر از بهروز وثوقي) خيلي زود از اين سراي خاكي پر كشيد چنانكه به گفته خودش دود و شدو بهوا رفت ...

http://www.roshangari.net/images/mash_ghasem.jpg


غرض از ذكر كلماتي چند در خصوص اين سريال تكيه بر دوبله فوق العاده اين سريال است.
اين سريال به مديريت احمد رسول زاده و تعدادي از بهترين گويندگان دوبله شد . راوي و نريشن اين سريال كه در ابتداي هر قسمت به ذكر خلاصه اي از قسمتهاي قبل مي پرداخت را هوشنگ لطيف پور (با آن صداي جاودانه و بي همتا) انجام داد . گويش منوچهر اسماعيلي در حالت عادي و بجاي اسدالله ميرزا از شاهكارهاي تاريخ دوبله است كه خود اسماعيلي آنرا همواره در فهرست اولين كارهايش ذكر ميكند(تكيه كلام اسداله اصطلاح سانفرانسيسكوست كه در مفهوم س** است مثلا در جايي كه دوستعلي شبانه از دست زنش كه كارد به روي او كشيده فرار ميكند اسداله رو به زن دوستعلي ميگويد : شوهرت با زن شيرعلي رفته سانفرانسيسكو اون وقت تو اومدي سنبل منو ببٌري! كارد اونم رو سنبل شوهر يعني بيچارگي خودت بيچاره!) صحبت كردن ناصر طهماسب در بيش از 3 نقش نشان از قدرت تيپ سازي اين گوينده زبردست است و از همه جالب تر گويندگي اصغر افضلي بجاي پروين سليماني يكي از جذاب ترين و خاطره انگيز ترين گويشهاي تاريخ دوبلاژ در ايران است. ساير گويندگان نيز در نهايت دقت و هنر دوبله اي بي نظير ارائه ميدهند كه سالهاي سال در يادها و خاطره ها خواهد ماند.

فهرست گويندگان سريال دائي جان ناپلئون :

مرحوم غلامحسين نقشينه بجاي خودش در نقش دائي جان ناپلئون
مرحوم پرويز فني زاده بجاي خودش در نقش مش قاسم
منوچهر اسماعيلي بجاي پرويز صياد در نقش اسد اله ميرزا
ناصر طهماسب بجاي نصرت اله كريمي در نقش آقاجان
ناصر طهماسب بجاي گربل سينگ در نقش سردار مهارت خان
ناصر طهماسب بجاي آرمينه در نقش سردار اشتياق خان
مرحوم عزت اله مقبلي بجاي اسماعيل داورفر در نقش دوستعلي خان
احمد رسول زاده بجاي محمد علي كشاورز در نقش دائي جان سرهنگ
آرشاك قوكاسيان بجاي سعيد كنگراني در نقش سعيد
مرحوم حسين معمار زاده بجاي بهمن زرين پور در نقش پوري فشفشو
صادق ماهرو بجاي مرحوم محمود لطفي در نقش شيرعلي قصاب
مهدي آرين نژاد بجاي مرحوم خير اله تفرشي آزاد در نقش شمسعلي ميرزا
حسين عرفاني بجاي مرحوم جهانگير فروهر در نقش نايب تيمور خان
مينو غزنوي بجاي سوسن مقدم در نقش ليلي
مرحوم پروين ملكوتي بجاي خودش در نقش عزيزالسلطنه
مرحوم اكبر دودكار و محمد ورشوچي و روح اله مفيدي بجاي خودشان در نقشهاي نوكر و آسپيران و واعظ
اصغر افضلي بجاي پروين سليماني در نقش مادر آسپيران غياث آبادي
و ...
راوي داستان : استاد هوشنگ لطيف پور

zeus
03-02-2007, 21:55
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>محمود قنبری سه فیلم سینمایی "نفوذی"، "اسکندر" و "پرواز 911" را برای پخش از سینما و ماوراء دوبله کرده است.

</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>این دوبلور باسابقه درباره فعالیت های اخیرش به خبرنگار مهر گفت: "اخیراً سه فیلم "اسکندر"، "نفوذی" و "پرواز 911" را برای پخش از سینما و ماوراء به مدیریت خودم دوبله کردم. البته زمان این فیلم ها کوتاه و به مدت نیم ساعت است. در فیلم "اسکندر" گویندگانی چون منوچهر والی زاده، حسین عرفانی و پرویز ربیعی، در فیلم "نفوذی" خسرو خسروشاهی، امیرهوشنگ زند و حسین عرفانی و در فیلم "پرواز 911" محمدعلی دیباج و پرویز ربیعی صحبت کرده اند."
فیلم سینمایی "اسکندر" به کارگردانی الیور استون سال 2004 ساخته شده است. استون فیلمنامه این اثر را با همکاری کریستوفر کایل و لائتا کالوگریدیس نوشته است. در این فیلم کالین فارل، آنجلینا جولی، ول کیلمر، آنتونی هاپکینز، کریستوفر پلامر، جارد لتو و روساریو داوسن بازی می کنند. این فیلم محصول مشترک آلمان، آمریکا، هلند و فرانسه به مدت 175 دقیقه است. این فیلم با هزینه ای معادل 155 میلیون دلار ساخته شد. فروش داخلی آن 34 میلیون دلار بود و 133 میلیون دلار در سطح بین المللی فروش کرد.
داستان این فیلم در سده چهارم پیش از میلاد می گذرد. الکساندر فرمانروای مقدونی و پسر شاه فیلیپ در 25 سالگی، عملاً 90 درصد دنیای آن روز را فتح می کند. او و سربازانش طی هشت سال پیش از 22 هزار مایل را طی می کنند. آنها پس از فتح امپراتوری بزرگ ایران به مصر و از آنجا به هند می روند
</TD></TR></TBODY></TABLE>

napoleon
12-02-2007, 19:31
http://brantastic.de/hamlet/main.gif






فيلم هملت اثر كنت برانا كه چند ماهي است توسط موسسه قرن 21 وارد بازار ويديويي خانگي ايران شده است از معدود مواردي است كه در اين چند سال دوبله شده و دوبله آن نه تنها آزار دهنده نيست بلكه لذت بخش و تا حد زيادي يادآور دوبله هاي قديمي است.
من به جرات موگوييم كه دوبله اين كار از فرط خوب بودن از خود كار بيرون زده است (كه البته بعضي بر سوار بودن عناصر جانبي بر فيلم خرده ميگيرند و آنرا تقبيح ميكنند)
متن زير يادداشتي است از مدير دوبلاژ اين فيلم آقاي ابوالحسن تهامي كه در شماره 356 ماهنامه سينمايي فيلم منتشر شد. عنوان اين مطلب هست:




دوبله در بحر ‹‹پنج گامي››

پس از تقریبأ پنج سال کناره گیری از دوبله مداوم و حرفه ای، مدیریت استودیو قرن 21 ‏ دوبله فیلم هملت ساخته 1996 ‏ کنت برانا و با شرکت خود او را به من پیشنهاد کرد، که اگر با دوبله در قهر کامل هم بودم (که نبودم) دوبله اش را به جان می پذیرفتم: چون فرصت شنا یا تنفس در سپهر واژه ها برایم پیش آمده بود، بخت خواستگاری از لغات را داشتم و گزیدن و تراشیدن و نشاندن شان بر زیور جملاتی که زبان شخصیت های یکی از بزرگترین تراژدی های جهان شنیده می شود.
فیلم را برای ترجمه به آقای حمید راهی سپردند. حمید راهی یکی از هدایای آسمانی برای دوبله ایران است. اطلاعات عمومی به روز و گسترده ای دارد. زبان فارسی را به خوبی میداند و افزون بر انگلیسی، به ایتالیایی نیز تا حد ترجمه مسلط است. وقتی تحویل دادن ترجمه بیش از حد انتظار به طول کشید، تلفنی به او زدم و علت را پرسیدم و او گفت که وقت بیش تری صرف می کند تا جمله ها را کاملا لیپ سینک درآورد. از این سوی تلفن دلیل آوردم که آن کار جزو وظایف مترجم نیست که از خویشکاری های مدیر دوبلاژ است و حمید راهی توجیه های خود را داشت و من نتوانستم قانعش کنم که به ترجمه ای ساده و رسا بسنده کند و ظریف کاری های دوبله را به من وا گذارد. در نتیجه تصمیم گرفتم به ترجمه او کاری نداشته باشم و شخصأ ترجمه را انجام دهم. از بخت خوب در بازارچه کتاب نسخه ای از هملت را یافتم که برای درس های دانشگاهی چاپ شده بود و در یک صفحه اش متن شکسپیر و در صفحه روبه رویش رمزگشایی واژه ها و تفسیر اصطلاحات قرار داشت.
زبان شکسپیر برای انگلیسی زبان های امروزی، صد درصد قابل فهم نیست؛ چراکه بسیاری از واژه های روزگار او امروز معناهای دیگری دارند و بسیاری از اصطلاحات و واژه های آن دوران از کاربرد روزانه این روزگار به کنار به رفته اند. با کمک آن کتاب از مجموعه کتاب های New Swan Shakespeare Advanced Series ویراسته Bernard Lott M.A. PhD و از انتشارات Longman فهم کلام شکسپیر آسان شد؛ اما : شش ماه طول کشید تا تمامی آن را ترجمه کردم. ترجمه مسعود فرزاد را نیزکناردستم داشتم.
‏ برای ترجمه ام زبانی تقریبأ فخیم و قدیمی نما ´ انتخاب کردم. بیش تر واژه های امروزی و ژورنالیستی را به کار گرفتم و فقط نحو کلام را عوض کردم؛ در بسیاری موارد فعل را در اول جمله آوردم،صفت را پیش از موصوف قرار دادم، نشان مفعولی صریح را حذف کردم و از اسم، فعل جعلی ساختم، مثلا: می تندرد - از تندر. شکسپیر اکثر نمایش نامه هایش را در بحر Pentiambic ‏یا «پنج گامی‌‍›› ‏سروده است. یعنی که هر مصراع شعر بی قافیه او ده هجا (سیلاب) دارد؛ و من در فارسی با کوشش زیاد تا حدی به آن رسیدم. در زبان انگلیسی واژه های بسیاری اند که در یک هجا ادا می شونده اما معنای گسترده ای در آن ها فشرده شده و معادل فارسی آن گاه به عبارتی چندین سیلابی می رسد. مترجم کتاب برای رساندن جان کلام فضای زیادی برای قلم ورزی در اختیار دارد،اما مترجم فیلم جز فاصله زمان تلفظ هر کلام فرصتی ندارد. بی شک تماشاگر کتاب خوانده، دوبله مرا از هملت، به آسانی می فهمد: اما تماشاگر کتاب نخوانده، ممکن است بسیاری از جمله ها و عبارت ها را در نیابد، اما در پایان خط کلی داستان را گرفته است.
‏کنت برانا فیلم را چهار ساعته و از الف آغاز نمایش نامه تا یاء پایانش ساخته، ولی پخش کننده دو ساعت آن را حذف کرده و فیلمی که به دست داده نسخه ناقصی از ساخته براناست.بعضی نقش ها،مثل نقش ژرار دوپاردیو، در این نسخه حذف شده، بازی گری های زیبایی مثل ایفای نقش های چارلتن هستن و جک لمون، حقیر و کوچک می نمایند. و ما که نخست بر آن بودیم نسخه چهار ساعته را دوبله کنیم (در تهران یک نسخه چهار ساعتهNTSC موجودبود) به دلیل پیدانشدن نسخه چهار ساعته به فرمت پال، ناگزیر و برای پرهیز از سشکلات فنی، به دوبله نسخه دوساعته تن دادیم.
‏کنت برانا مکان فیلم را دانمارک گرفته ولی زمان را به قرن نوزدهم آورده است. تحرک بالای فیلم که باز تابنده پویایی زندگی قرن نوزدهم (و تمهیدی برای طولانی تر نشدن فیلم) است، در نسخه دو ساعته به فیلم لطمه زده است. جمله ها با شتاب زیاد بیان می شوند و زیبایی کلام در تعجیل ها نمود ندارند. در این اثر، نمایشی اجرا می شود که گفت و گوهای آن همه به شعر مقفاست. من نیز در فارسی کوشیده ام نظم آن را حفظ کنم. متأسفانه این صحنه زیبا را قیچی پخش کننده با برش های نا زیبا ناقص کرده است.در صحنه بازگشت هملت از تبعید، که مرگ افلیا روی داده، دو گورکن اند که چون دلقک در نمایش نامه های دیگر شکسپیر خنده انگیزی می کنند تا ذهن تماشاگر از خستگی صحنه های پیش بیرون بیاید و آماده تحمل تلخی های آینده شود. نقش یکی از گورکن ها با قیچی پخش کننده حذف شده و نقش نخستین گورکن که بیلی کریستال، کمدین شهیر، ایفایش را به عهده دارد باقی مانده است. من برای حفظ خنده انگیزی صحنه به این گورکن لهجه روستایی داده ام.
دوبلاژ این فیلم مصادف با اعتصاب انجمن و بروز اختلاف های استودیوی قرن 1 ‏2 با انجمن گویندگان شد که حدود شش ماه دوبله فیلم را به تعطیل کشاند.سپس دوبله هملت به شیوه صدابرداری جداگانه پی گرفته شد: یعنی که اکثرگویندگان،بی حضوردیگران، جداگانه نقش های شان را گفتند. بیش ترین زمان، هزینه دوبله نقش هملت شد که چنگیز جلیلوند اجرا کرد. این هملت تفاوت زمین تا آسمانی دارد با هملت اینو کنتی اسموکتونوفسکی در ساخته کوزینتسف. کنت برانا در نقش هملت مانند تيربار یا تند ترین بارش های تگرگ سخن می گوید و در عین حال می غرد، می خندد و مسخره می کند.
‏جلیلوند بیش از بیست روز برای این کار وقت گذاشت. در بسیاری روزها چیزی ضبط نمی شد و در بعضی روزها فقط یک تکه ضبط می شد. او جمله ها را بازنویسی میکرد به ذهن می سپرد و بارها و بارها تکه ای يك یا دو دقیقه ای رامی دید تا بیانش را با تمامی حرکت های دست و بدن و سر و صورت و چشم کنت برانا همراه کند.در زمان حاضر بجز جلیلوند هیچ گوینده دیگری از عهده دوبله این نقش برنمی آمد.
از آن جا که برای بقیه نقش ها نیز باید از وجود بهترین های دوبلاژ سود می بردم، و اعتصاب به بسیاری از گویندگان اجازه فعالیت در استودیوی قرن 21 ‏را نمی داد، دست به دامان انجمن شدم و خواهش کردم برای دوبله این فیلم اختلاف های گذشته فراموش شود: که هیأت مدیره انجمن با سعه صدر خواهشی مرا پذیرفت و با صدور اعلامیه ای از تمامی گویندگان خواست که برای دو بله این فیلم با من همکاری کنند. فهرست بهترین های دوبلاژ ایران نشانه شوق برای دوبله ای خوب و پاکیزه است ونشانه قلب های نيك که به فراخوان پیری پاسخ مثبت گفتند. صمیمانه ترین سپاس های من تقدیم یکایک شان و نیز سپاس از هیأت مدیره ‏انجمن و به ویژه از آقای محمود قنبری رئیس هیأت مدیره. و البته باید سپاس گزار مدیران استو دیوی قرن 21 ‏نیزباشم که وسواس های مرا برتافتد و به اندازه حدود پانزده فیلم معمولی، زمان استودیووضبط دراختیارمن گذاشتند. با این همه متأسفانه دوبله فیلم دربعضي صحنه ها میکس منابسي ندارد. در بعضي صحنه ها صداها درهم رفته و نامفهوم شده، که جز این مورد تمامی خطاها و کاستی های دیگر دوبله (ترجمه، انتخاب گوینده و لحن ها و بیان ها را) مي پذیرم و نظر نهایی را به بینندگان وامی گذارم.

napoleon
12-02-2007, 19:46
ليست گويندگان اين فيلم

هملت :............................................چنگيز جليلوند

گرترود:.............................................ز هره شكوفنده

پدر هملت :......................................نصر اله مدقالچي

شاه :.............................................ابوالحس ن تهامي نژاد

اوفليا :............................................مينو غزنوي

پدر اوفليا :.......................................تورج مهرزاديان
...

بازيگر تئاتر(چارلتون هستون):..............ناصر ممدوح

فهيمه راستكار
منوچهر والي زاده
منوچهر زنده دل
محمد عبادي
ناصر خاوري

zeus
17-02-2007, 14:37
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2></TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>نسخه دی‌وی‌دی فیلم سینمایی "حماسه‌ساز" به همت موسسه سینما هفت از سوی شبکه پخش بایا وارد شبکه نمایش خانگی کشور شد.

</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم محصول سال 1999 امریکاست. کارگردانی آن را رابرت ردفورد به عهده دارد و بازیگرانی چون شارلیز ترون، ویل اسمیت، مت دیمون و جک لمون در آن به ایفای نقش پرداخته اند. دی وی دی "حماسه ساز" (با نام اصلی "افسانه بگر ونس") به مدیریت دوبلاژ خسرو خسروشاهی با قیمت 3500 تومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/02/250158_orig.jpg

داستان فیلم درباره یکی از برجسته ترین گلف بازان کشور امریکا به نام جونو است. با شروع جنگ او به خدمت سربازی فراخوانده و با مشاهده صحنه های درگیری دچار افسردگی شدید می شود. اکنون پس از گذشت چند سال از پایان جنگ، جونو به زادگاهش بازگشته است. به زودی مسابقه گلفی با حضور قهرمانان برتر کشور برگزار می شود و مردم شهر اصرار دارند جونو به عنوان نماینده شهر در این مسابقات حضور یابد. اما وی خود را قادر به انجام این کار نمی بیند و ...
رابرت ردفورد، کارگردان متولد سال 1936 در ایالت کالیفرنیاست. او قبل از آنکه کارگردانی سینما را تجربه کند، بازیگر مشهوری بود. فعالیت هنری او از سال 1960 با بازی در مجموعه تلویزیونی "دست آهنی" آغاز شد تا اینکه در سال 1980 تصمیم گرفت اولین فیلم خود را با عنوان "مردم معمولی" کارگردانی کند. ردفورد در طول زندگی هنری خود در تمام زمینه های سینما فعالیت داشته و از جمله فیلم های او در مقام کارگردان می توان به "نجواگر اسب ها" و "رودخانه ای از میان آن می گذرد" اشاره کرد.
شارلیز ترون، بازیگر متولد سال 1975 در آفریقای جنوبی است. برای اولین بار سال 1995 با نقشی کوتاه حضور در سینما را تجربه کرد تا اینکه سال 1997 با بازی در نقش اصلی فیلم "وکیل مدافع شیطان" چهره جدیدی از خود به عنوان یک بازیگر حرفه ای به نمایش گذاشت. اوج دوران هنری او مربوط به سال 2004 است که موفق به دریافت جایزه اسکار برای فیلم "هیولا" شد. از جمله آثار او می توان "سرقت ایتالیایی"، "در میان ابرها" و "سرزمین شمالی" را نام برد.
ویل اسمیت، بازیگر متولد سال 1968 در ایالت فیلادلفیاست. برای اولین بار به طور جدی فعالیت هنری خود را در حوزه هنرهای نمایشی آغاز کرد تا اینکه سال 2001 با بازی در فیلم "علی" تحسین همگان را برانگیخت. از آثار او زمینه سینما می توان به "شرک" (صداپیشگی) و "من، ربوت" اشاره کرد.
مت دیمن، بازیگر در "پیتزا مرموز" محصول سال 1998، اولین نقش سینمایی خود را تجربه کرد. اما دلالان قدرت در هالیوود زمانی به پتانسیل او به عنوان یک بازیگر حرفه ای پی بردند که به تماشای "شجاعت زیر آتش" محصول سال 1996 نشستند. فیلمنامه "ویل هانتینگ خوب" محصول 1997 را با همکاری دوست دوران کودکی خود بن افلک نوشت و هر دو نقش هایی نیز در این فیلم بازی کردند. آنها با دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصیل به پسران طلایی هالیوود ملقب شدند. "دوازده یار اوشن" و "سیریانا" از جمله فیلم های اخیر این بازیگر است.
نسخه دی وی دی "حماسه ساز" که در ژانر درام عاطفی قرار دارد، با دو زیرنویس فارسی وانگلیسی و صدای دالبی استریو با زمان 155 دقیقه وارد بازار شده است. آنونس، بیوگرافی کارگردان و بازیگران و امکان انتخاب صحنه از ویژگی های این دی وی دی است. در دوبله این فیلم مرحوم منوچهر نوذری به جای لمون، خسرو خسروشاهی به جای دیمن، مینو غزنوی به جای ترون و منوچهر والی زاده به جای اسمیت حرف زده اند. ویژه برنامه آخرین دوبله زنده یاد نوذری هم ضمیمه این دی وی دی است.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
17-02-2007, 14:38
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>محمد خواجوی‌ها معروف به "مانی"، از هنرمندان پیشکسوت رادیو و عرصه دوبلاژ، پس از یک بیماری طولانی‌مدت صبح امروز در سن 78 سالگی چشم از جهان فروبست.


</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرنگار مهر، مرحوم مانی از اوایل دهه 1330 وارد رادیو شد و بیشتر در عرصه مدیریت دوبلاژ و گویندگی فیلم‌های مستند فعالیت داشت. از جمله مجموعه‌های معروفی که وی پیش از انقلاب مدیریت دوبلاژ آنها را بر عهده داشت می‌توان به "پلیس بین‌الملل"، "کلانتر تگزاسی" و "زندگی اشترانس" اشاره کرد.
مانی سال 1307 در لاهیجان به دنیا آمد و در رشته مترجمی زبان انگلیسی در دانشگاه تحصیل کرد. وی از سال 1328 وارد عرصه حرفه‌ای دوبله شد و همزمان دستی هم در تئاتر داشت و با هنرمندان آن دوره در اجرای نمایش‌های معروف همکاری می‌کرد. مانی سال 1360 بازنشسته رادیو شد، اما تا سال گذشته در واحد دوبلاژ فعالیت می‌کرد
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
26-02-2007, 04:23
فيلم «جاني انگليسي» با سرپرستي جلال مقامي براي شبکه ويدئويي دوبله شد. ماجراهاي اين فيلم 88 دقيقه اي از جايي آغاز مي شود که مردي فرانسوي به نام سووژ، تصميم مي گيرد پادشاه انگليس شود.
اولين قدم او در اين راه ، سرقت جواهرات سلطنتي است. جاني با بازي روان اتکينسون و گويندگي چنگيز جليلوند مامور مي شود که او را بيابد و جلوي اقدامات بعدي اش را بگيرد.
تورج صفاريان ، شيما حضرتي ، بهمن هاشمي ، حميد منوچهري و اکبر منافي نيز از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند که حدود 4 برابر هزينه توليدش در سراسر دنيا فروش کرده است.
فيلم «کابوسي در خيابان الم» نيز براي شبکه ويدئويي دوبله شد. ماجراهاي اين فيلم 92دقيقه اي درباره چند نوجوان است که در کابوس هايشان قاتلي بسيار زشت و بي رحم به نام فردني کروگر را مي بينند. کمي بعد اين نوجوانان کشته مي شوند. نانسي دختر کلانتر شهر متوجه مي شود کروگر قاتلي بوده که سالها پيش به دست والدين قربانيانش سوزانده شده است و اکنون روح او مي خواهد انتقام بگيرد. نانسي مي کوشد با او مقابله کند و...چنگيز جليلوند، مهين برزويي و شيلا آژير از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند که 14 برابر هزينه توليدش در سينماهاي امريکا فروش کرده است.

جام جم

zeus
27-02-2007, 02:08
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsUpTitle><TD colSpan=2>مدیر تولید دوبلاژ سیما در گفتگو با مهر:

</TD></TR><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2>اکثر فیلم‌های نوروزی هنوز دوبله نشده‌اند / مشکلات دوبله بیشتر از ترجمه است


</TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>سیدمحسن حسینی با اشاره به فعالیت‌های مدیریت تولید دوبلاژ سیما، وضعیت ترجمه، گویندگان، نبود برنامه‌ریزی و زمان کافی برای دوبله، ضوابط مدیر دوبلاژ، دوبله فیلم‌های نوروزی و ... را تشریح کرد.</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>* خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر: امسال واحد دوبلاژ سیما چند فیلم برای نوروز 86 دوبله کرده است؟
- سیدمحسن حسینی، مدیر تولید دوبلاژ سیما: پاسخ دقیقی نمی توانم به این سئوال بدهم، به دلیل اینکه تا الان تعداد فیلم هایی که برای نوروز دوبله کرده ایم، کم بوده و فقط شبکه یک حدود هفت تا هشت فیلم در ارتباط با نوروز برای دوبله ارائه داد، اما در صحبت های شفاهی که با مسئول اداره کل تأمین برنامه های خارجی داشتیم، مجموعاً حدود 80 تا 100 فیلم خریداری و بین شبکه های مختلف سیما توزیع شده است.
* زمان زیادی تا نوروز باقی نمانده، فکر نمی کنید با مشکل برخورد کنید؟
- زمان دیر شده و یک ماه برای این همه فیلم کم است، اما مجبوریم چند شیفت کار کنیم.
* در حال حاضر یکی از ضربه های اصلی که بر دوبله ما وارد می شود، عجله زیاد در ترجمه و دوبله است، چرا تاکنون فیلم های نوروز امسال برای دوبله ارائه نشده اند؟
- این صحبت درست است. شخصاً در جلساتی که با مدیران تامین برنامه شبکه ها داشتم، بارها این مسئله را تأکید کرده ام که گوینده ها باید وقت کافی برای دوبله داشته باشند و تنظیم وقت گوینده ها زمان لازم دارد. به عنوان نمونه اگر از تعدادی گوینده برای یک فیلم دعوت کنیم، ممکن است 15 الی 20 روز دیگر به ما وقت بدهند. از طرفی قبل از دوبله، ترجمه هر فیلم حداقل یک هفته طول می کشد و بیشتر فیلم ها چند روز تا یک هفته برای صدا گذاری وقت لازم دارد.
* یک فیلم که دوبله و ترجمه ایده آل داشته باشد به طور متوسط چقدر زمان نیاز دارد؟
- به طور متوسط یک فیلم برای داشتن دوبله خوب حدود 45 روز زمان لازم دارد. البته در واحد دوبلاژ ما همزمان ترجمه و دوبله فیلم ها را انجام می دهیم. من بارها به دوستان در شبکه این نکته را گفتم که زمان دوبله فیلم را در برنامه ریزی های خود در نظر بگیرند. البته باید بگوییم که آنها نیز مشکلات خودشان را دارند.
این مسائل باعث نمی شود ما از کیفیت بگذریم و خیلی هم بر آن تأکید داریم. در واحد دوبلاژ سیما کارشناس ترجمه بر ترجمه ها نظارت دارد و کارها را بررسی می کند. ممکن است کاری برگردد و دوباره مترجم باید آن را تصحیح کند. در قسمت صدا و دوبله هم به همین صورت کارشناسی می شود و نظارت داریم. منتهی وقتی زمان کم باشد و شبکه هم نیاز داشته باشد، در برخی مواقع دوبله فیلم ضعیف می شود.
* با وجود تاکیدی که شما دارید، اما این مشکل چرا همچنان سر جای خود باقی است و کارها با عجله ترجمه و دوبله می شود؟
- همانطور که اشاره کردم آنها نیز مشکلاتی دارند. البته برخی شبکه ها کنداکتور شناور دارند، یعنی این آمادگی را دارند که به فراخور شرایط برنامه داشته باشند، اما در ارتباط با کارهای خارجی که نیاز به دوبله دارد، فکر می کنم بسیار راحت می توان برنامه ریزی کرد، چرا که ارتباطی با مسائل داخل ندارد. باید این مطلب جا بیفتد که برنامه ریزی صحیح در کیفیت کار موثر است. از طرفی اداره کل تأمین برنامه های خارجی در برنامه های خارجی حرف اول را می زند، یعنی اگر به موقع کار تأمین شود شبکه هم می تواند برنامه ریزی کند.
البته وقتی به تأمین می پردازیم مشاهده می شود که آنها نیز یکسری مسائل و مشکلات خاص خود را دارند که خواسته یا ناخواسته موجب تاخیر در تحویل فیلم ها می شود. البته باید آنها حل شود تا کیفیت برنامه ها بهتر شود. وقتی برنامه ریزی صحیح صورت بگیرد و زمان لازم برای دوبله در اختیار باشد، کیفیت کار بهتر خواهد شد و در فضای آرامتری کار انجام می شود. دقیقا مثل جاده ای است که ابتدای آن پرپیچ و خم و سنگلاخی است و فرد مجبور است در ابتدای جاده آهسته حرکت کند. وقتی به قسمت آخر آن می رسد دوبلاژ است و می خواهد با سرعت زیاد تأخیرهای گذشته را جبران کند و این صحیح نیست، باید این پروسه از ابتدا درست طی شود که با سرعت متعادلی این جاده طی شود.
* با توجه به اینکه در صحبت هایتان اشاره کردید زمان ایده آل برای دوبله فیلم 45 روز است، فکر می کنید دوبله فیلم های نوروز با زمان کمی که برای شما باقی مانده، عجله چند درصد به کیفیت لطمه می زند؟
- درصد نمی توانم بگویم، اما تلاش خود را برای بالابردن کیفیت دوبله فیلم ها انجام می دهیم. انتخاب مدیر دوبلاژ مهم است. مدیر دوبلاژ باید فیلم را ببیند و فرصت اینکه سینک بزند، کم است و از طرفی انتخاب گوینده خیلی مهم است، ممکن است از پنج نفری که در نظر دارد سه نفر از آنها وقت نداشته باشند و باید افراد دیگری را جایگزین کند. متاسفانه این مسائل روی کیفیت دوبله تأثیر می گذارد. البته در برخی مواقع هم پیش آمده که ما ظرف سه روز کار را دوبله و ترجمه کردیم.
برخی مواقع هم پیش می آید که شبکه ها کار خود را به بخش خصوصی برای دوبله می دهند و آنها یک هفته ای یا ده روزه به آنها کار را تحویل می دهند، اما صحبت سر کیفیت است. ما هم می توانیم با سرعت زیاد کار را تحویل دهیم، اما روی کیفیت تاکید داریم. حال می توان فیلم هایی که شاخص نیستند به دوبلورهایی که کیفیت کارشان پائین تر است برای دوبله داده شود، اما فیلم های شاخص را به مدیران دوبلاژی ارائه می دهیم که کیفیت کارشان بالاست.
* واحد دوبلاژ نظارتی بر دوبله کارهایی که از سوی شبکه ها به بخش خصوصی واگذار می شود، دارد یا نه؟
- اگر کار بیرون برود، ما هیچ نظارتی بر آن نداریم. یکی از مطالبی که پیشنهاد می دهیم این است که اگر می خواهد کار بیرون برود طبق یک ضابطه ای باشد و یکی از راه حل ها می تواند این باشد که از طریق امور دوبلاژ این کار صورت پذیرد.
* الان از طریق امور دوبلاژ انجام می شود؟
- خیر، ما هیچ نظارتی به کاری که خارج از سازمان می رود، نداریم و خود شبکه نظارت و پخش هم می کند.
* پس قانونی در رابطه با ارائه فیلم برای دوبله به بخش خصوصی از سوی سازمان وجود ندارد؟
- نه، قانونی وجود ندارد، بلکه یک توافق بین شبکه ها و امور دوبلاژ سیما بوده که آثار خود را توسط این امور دوبله کنند.
* بودجه ای برای این کار به شبکه ها داده می شود؟
- بودجه ای برای دوبله به شبکه ها داده نمی شود، اما آنها از روش های مختلف می توانند بودجه را تأمین کنند.
* اگر نگاهی بر ترجمه فیلم ها داشته باشیم، یک مترجم خوب باید به زبان فارسی و زبان انگلیسی و سینمای جهان آشنایی کافی داشته باشد، اما وقتی برخی دیالوگ ها را می شنویم، احساس می شود ترجمه ها این ویژگی ها را ندارد؟
- اینکه شما می گویید یک مترجم باید این سه خصوصیت را داشته باشد ایده آل است، اما افرادی که دارای این سه خصوصیت باشند، خیلی کم هستند. بنابراین ما نمی توانیم کارهای خود را متوقف کنیم، اما در پذیرش مترجم مراحلی را با حضور کارشناسان طی می کند، کارشناسان تست می گیرند که فرد تا چه حد به هر دو زبان تسلط دارد که معمولاً تعداد زیادی رد می شوند و تعداد کمی باقی می مانند. کارشناسان ما حداقل 30 سال سابقه ترجمه فیلم دارند که افراد را ارزیابی می کنند. در مجموع آدم هایی وارد می شوند که از این کانال عبور کرده باشند.
* کارشناسان شما برای پذیرش مترجم چه معیارهایی را در نظر می گیرند؟
- همین معیارهایی که شما گفتنید تسلط به زبان مبدا و مقصد. البته آشنایی به فیلم و سینما جزو معیارهای اصلی ما نیست. فیلم را می دهیم و مترجم ترجمه کرده و کارشناس ها کار فرد را بررسی می کنند و تشخیص می دهند این فرد چقدر تسلط دارد. در مجموع ما در قسمت ترجمه نمی گویم ضعف نداریم، اما با توجه به امکانات و افرادی که داریم، ضعف نداریم. در گذشته مدیران دوبلاژ از وضعیت ترجمه ها گلایه داشتند و اعتراض می کردند که ترجمه ضعیف است، اما الان خیلی کم شده و نشان می دهد که ترجمه ها بهتر شده است.
* فکر نمی کنید مترجمی که آشنا با سینمای جهان نباشد روی کاری که انجام می دهد، تاثیر می گذارد؟
- فکر می کنم مترجم هایی که وارد این کار می شوند، زمینه دارند. معمولاً آدم هایی هستند که آشنا و علاقمند به سینما هستند. البته در تستی که از آنها گرفته می شود، سئوال خاصی در این باره نمی کنیم و آنها بر مبنای علاقه ای که داشتند، آشنا به این مقوله هستند. البته باید به نکته ای اشاره کنم که وقتی فیلم دیده می شود و ایرادی در دیالوگ هم می شنوید، باید دید این را مترجم نوشته یا مدیر دوبلاژ قرار داده است، چرا که صد در صد آنچه مترجم نوشته به کار نمی آید، بلکه مدیر دوبلاژ روی آن به لحاظ سینک بررسی می کند. برخی مواقع ناچار است کلمات را به لحاظ سیلاب ها جا به جا کند.
* شما خودتان این نکات را پیگیری می کنید یا نه؟
- من خیلی از فیلم ها را می بینم و تا جایی که بتوانم و مواردی که مشکل دارد را پیگیری می کنم، چرا که متن هم اینجا موجود است. مجموعاً راجع به ترجمه می توانم بگویم تمام فیلم هایی که دیدم، می توانم بگویم ترجمه شرایط مطلوب ندارد، ولی خوب است و ضعف کمی دارد. اگر به ترجمه نمره بدهیم از 100 حدود 70 می گیرد. به نظرم این مشکلات بیشتر به دوبله برمی گردد.
* مترجم کارهای کودک، سینما و مستند از هم جدا هستند؟
- ترجمه فیلم های مستند برای ما خیلی مهم است. معمولاً افرادی را انتخاب می کنیم که متخصص و دارای مدرک تخصصی رشته مورد نظر هستند. درباره کودک هم از افرادی استفاده می کنیم که در این زمینه علاقمند هستند و کارهای خوبی انجام داده اند. کارهای سینمایی هم طبقه بندی می شود و کارهای خیلی ارزشمند از نظر جهانی را در اختیار مترجم های قوی تر و با سابقه تر قرار می دهیم و آثاری که آنچنان بازتاب جهانی ندارد، در اختیار افرادی که سابقه و تجربه شان کمتر است، می گذاریم. برخی افراد هستند که با سابقه ای که داشتند امتحان شان را پس داده اند و برخی افراد هستند که سابقه کمتری دارند و تازه وارد هستند. در مجموع کار مترجم ها مثل گوینده ها طبقه بندی ندارند و ما بر مبنای شناخت مترجم ها و اهمیت آن طبقه بندی می کنیم.
* این تقسیم بندی چگونه انجام می شود، آیا در شورا تصمیم گیری می شود یا خودتان شخصاً این مسئله را بررسی می کنید؟
- آخرین نفری که انتخاب می کند، خودم هستم، اما قبل از آن پروسه ای را طی می کند. وقتی فیلم می آید کار به کارشناس داده می شود و یک فرمی در نرم افزار ما وجود دارد که خلاصه ای از شرایط فیلم نوشته می شود. موضوع فیلم و نکته هایی که لازم است، عنوان می شود. این فرم به همراه فیلم آورده می شود و ما فیلم را می بینیم و مشخصات فیلم و نظر کارشناس را با توجه به موقعیت مترجم های خود تقسیم بندی می کنیم.
* کارشناسان ثابت در بخش ترجمه چه کسانی هستند؟
-آقای حسین شایگان و آقای جمشیدیان هستند که جزء مترجمین ما نیز هستند.
* اگر واحد دوبلاژ را ارزیابی کنید، فکر می کنید مشکلات دوبله بیشتر است یا ترجمه؟
- بیشتر در دوبله مشکل داریم تا ترجمه. البته نه اینکه ما گویندگان قوی نداشته باشیم، بلکه این مشکل به مدیر دوبلاژ برمی گردد. او انتخاب می کند و هم قبلش متن را تنظیم می کند. ما در زمینه مدیر دوبلاژ که بار سنگینی هم بر دوشش است، ضعف داریم، چرا که نقش مدیر دوبلاژ در این هنر همانند کارگردان فیلم است. او باید فرصت و وقت کافی داشته باشد تا فیلم را سینک بزند. گاهی اوقات مدیران دوبلاژ این فرصت را ندارند.
* چه تمهیداتی برای رفع این مشکلات در نظر گرفتید؟
- در حال حاضر به اندازه کافی شناخت لازم را نسبت به مدیران دوبله داریم. اگر بخواهیم محدود به کسانی باشیم که کیفیت کارشان عالی است، عملاً نمی توانیم پاسخگوی شبکه ها باشیم. بنابراین مجبوریم از همه استفاده کنیم، ولی مرتب از کار کسانی که ضعیف است را کنترل می کنیم. خودشان هم متوجه اشکالات می شوند. البته بعد از توضیح، ولی نمی توانیم در این شرایط به آن عده که کارشان ضعیف است، کار ندهیم.
فیلم ها طبقه بندی می شوند و آثار ضعیف تر به مدیر دوبله های ضعیف تر ارائه می شود. البته با انجمن گویندگان صحبت کردیم تا ضوابطی برای مدیر دوبلاژ تدوین کنیم. این ضوابط در حال حاضر وجود ندارد، اما قصد داریم با همکاری انجمن ضوابط را مدون کنیم.
* فکر می کنید چه زمانی این ضوابط عملی شوند؟
- خودمان می توانیم این ضوابط را تعیین کنیم، اما خیلی دوست داشتیم این ضوابط را با تعامل انجمن گویندگان انجام دهیم. انجمن باید کمیته ای فنی تشکیل دهد. در دوره قبل این کار را انجام ندادند، اما امیدوارم تا سال آینده این کار انجام شود.
* ضوابط گویندگان چه طور؟
- طبق توافقی که با انجمن گویندگان داشتیم، پذیرش گوینده جدید فقط از طریق امور دوبلاژ سیما انجام می شود. انجمن هم استقبال کرده است. در مجموع گوینده باید چند مرحله را سپری کند. البته طبق توافق و تعاملی که با انجمن گویندگان داریم. آزمون ها زیر نظر کارشناس انجمن گویندگان انجام می شود.
* در پایان ارزیابی درباره کارهای امسال بفرمایید؟
- در شش ماهه اول امسال ما یک رشد دو درصدی نسبت به سال گذشته داشتیم. البته اگر با فیلم هایی که تا آخر سال پخش می شود، ارزیابی کنیم، قطعاً رشد بیشتری خواهیم داشت
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
27-02-2007, 02:09
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>فیلم سینمایی "شلیک به سگ‌ها" به مدیریت دوبلاژ افشین زینوری برای پخش از شبکه تهران دوبله شده است.

</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرنگار مهر، "شلیک به سگ ها" محصول مشترک بریتانیا و آلمان در سال 2005 ساخته شد. این فیلم 115 دقیقه ای را مایکل کیتن ـ جونز، فیلمساز 49 ساله اسکاتلندی ساخته و در آن جان هرت و هیو دنسی نقش آفرینی می کنند. "شلیک به سگ ها" بر مبنای تجربیات دیوید بلتن تهیه کننده بخش خبر شبکه بی بی سی ساخته شده که سال 1994 در جریان نسل کشی رواندا در آنجا کار می کرد و یکی از نویسندگان و تهیه کنندگان فیلم است. هرت نقش یک کشیش کاتولیک را بازی می کند و دنسی در نقش یک معلم بریتانیایی ظاهر شده اند، هر دو اروپایی هایی هستند که گرفتار درگیری های داخلی شده اند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/02/251807_orig.jpg
بر خلاف فیلم معروف "هتل رواندا" که در آفریقای جنوبی با حضور بازیگرانی از همین کشور ساخته شد، این فیلم در همان لوکیشن هایی که داستان در آن اتفاق می افتد، فیلمبرداری شد. در عین حال، بسیاری از بازماندگان قتل عام آن سال ها به عنوان گروه تولید با بازیگران فرعی به کار گرفته شدند.
عنوان فیلم به رفتار نیروهای سازمان ملل اشاره دارد. آنها به سگ های ولگردی که جنازه های قربانیان را می خوردند، شلیک می کردند. از آنجا که سربازان اجازه تیراندازی به هوتوها، عاملان قتل عام را نداشتند، شلیک به سگ ها نمادی از جنون آمیز بودن موقعیتی است که فیلم می کوشد به تصویر بکشد. کیتن جونز سازنده فیلم های "دکتر هالیوود" (1991)، "زندگی این پسر" (1993)، "راب روی" (1995)، "شغال" (1997) و "غریزه اصلی 2" (2006) است.
فیلم سینمایی "شلیک به سگ ها" به مدیریت دوبلاژ افشین زینوری برای پخش از شبکه تهران دوبله شده است. اکبر منانی، مهین برزویی، مریم صفی خانی، ناصر خویشتن دار، علیرضا شایگان، کامبیز شکوفنده، شایان شام بیاتی، سعید شیخ زاده، زویا خلیل آذر، شایسته تاج بخش، کسری کیانی، رضا الماسی، شهروز ملک آرایی، علی همت مومیوند، آبتین ممدوح و سمیه رهنمون به عنوان گوینده در دوبله آن حضور داشتند.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

napoleon
27-02-2007, 04:00
حسین سرشار
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد. (ویرایش از Napoleon)

http://i15.tinypic.com/2co0rqx.jpg

حسین سرشار دوبلور , خواننده و هنرپیشه ایرانی.

حسین سرشار در سال 1310 در تهران متولد و در اوخر فروردین 1374 در جاده اهواز بر اثر تصادف جان سپرد.
او تحصیلات موسیقی خود را در ایتالیا انجام داد. در دوره دانشجوئی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلم‌های ایتالیائی شرکت داشت. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینما دوستان مترادف است.

در تهران چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد.

در اوائل دهه ۱۳۷۰ پس از اینکه بدلیل اختلال حواس مدتی گم شده بود و به نحو مرموزی در گذشت. مرحوم حسین سرشار در تهران متولد شد. ازهنرستان عالی موسیقی در رشته آواز دیپلم گرفت و سپس دوره نهایی کنسرواتوار سانتاچی چیلیای رم را با درجه اول به پایان رسانید.در کنکور بین المللی اپرای لافنی چه در ونیز شرکت نمود و یکی ازهفت برنده جایزه آواز آن مسابقه شد.درنهایت ازطرف همان اپرا بعنوان سولیست درکنسرتی با ارکستر میلان شرکت نمود. همچنین دراجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. در شهر رم نقش اول اپرای کویرینو -برداشتی از: آن که گفت آری ان که گفت نه اثر برشت - را بازی کرد. پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بعنوان سولیست اول مشغول بکار شد. درکنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و فرهادمشکات شرکت نمود. مرحوم نقش اول اپراهای:کوزی فانتوته و دون ژوان اثرموتسارت - و کاوالریا روستیکانا اثر ماسکانیوریگولتو - ایلتراواتور - لاتراویاتا - قدرت سرنوشت و فالستاف اثر وردی و توسکا- لابوهوم و مادام باترفلای از پوچینی را برعهده داشت. اخرین کار زنده یاد سرشار اجرای توانمند و ماهرانه قطعه ای ایران میباشد.این قطعه که درتیرماه سال 1367 در تالار وحدت اجراگردید یادآور دلاوریهای مردم ایران زمین میباشد. قابل به ذکراست که اجرای یادشده با استقبال فراوانی روبرو گردید.
در مورد مرگ او شایعاتی در جریان است مبنی بر اینکه وی یکی از قربانیان قتل های زنجیره ای است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

فیلم‌شناسی :

اجاره‌نشین‌ها
هامون
جعفرخان از فرنگ برگشته
رنو تهران 29
ای ایران


http://i15.tinypic.com/4i1qnir.jpg

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفت و گوی هوشنگ گلمکانی با زنده یاد حسین سرشار

دوبله در ایتالیا, فقط به عشق اپرا


گ: آقای سرشار, شما را به عنوان یکی از کسانی می شناسیم که علاوه بر خوانندگی اپرا در ایتالیای در زمینه ی دوبله ی فیلم نیز فعّالیت داشتید. این کار را از کی شروع کردید؟

س: سال 1337 ‏برای تحصیل اپرابه ایتالیا رفتم. آقای پورنگ بهارلو دبیر دوم سفارت ایران در رم بود و در زمینه ی دوبله هم فعالیت داشت و من از طریق یکی از آشنایانم در وزارت امور خارجه به ایشان معرفی شده بودم تا برای مسائل مربوط به اقامتم در ایتالیا، از ایشان کمک بگیرم. همان روزهای اول به سراغ ایشان رفتم. پس از چند جمله صحبت، بهارلو از من خواست که آن روز ناهار را با هم بخوریم. پس از صرف ناهار در یک رستوران درجه یک , بهارلو که مرد بسیار مهربان و ‏«آقا»یی بود،از صدایم تعریف کرد و مرا به یک استودیوی دوبله برد که سرعت در کار و بالابردن کیفیت صدای دوبله درایتالیا کارمیکردند. درآن جا آلکس آقابابیان مشغول کاربود. او یکی از غول های دوبله به فارسی بود و به طور عمده در ایتالیا کار میکرد.
بهار لو رفت و در گوش آقابابیان چیزی گفت. گوینده ای در حال صحبت به جای بازیگر اول فیلمی بود. آقابابیان به طرف من آمد و گفت یکی دو جمله بگویم، و گفتم. آقابابیان با خوشحالی گفت: برو بنشین پشت میز، برای نقش اول! هر چند در آن فیلم حرف نزدم، اما این جوری شد که از همان اول، شدم دوبلور حرفه ای. روزها می رفتم کنسرواتوار برای تحصیل اپرا، و از چهار تا هشت بعدازظهر دوبله کار می کردم.

‏گ: منوچهر زمانی هم همان موقع در ایتالیا کار می کرد؟

‏س: نه، او و گروهش(ازجمله همسرش و خانم فهیمه راستکار)،بعدها آمدند و جدا از گروه آقابابیان کار می کردند.

گ: با آلکس آقابابیان چه کسانی کار می کردند؟

س: آقابابیان چند گروه داشت و اغلب، دانشجویان ایرانی مقیم ایتالیا با او همکاری می کردند که حدود چهل نفر بودند. اسم های زیادی به خاطرم نمی آید، یکی مهدی کوثر- آرشیتکت - بود. مرحوم حنّانه بود. دوبلور حرفه ای نبودند و بیشتر به عنوان یک منبع درآمد برای گذران دوران تحصیل در ین زمینه فعالیت میکردند.

گ: دیگر چه خاطراتی از آن دوره دارید؟

س: از کار دوبله خاطره ی زیادی ندارم، چون عشقم اپرا بود و برای این کار رفته بودم. من پانزده سال در اروپا تحصیل کردم و ایران هم که برگشتم، به اپرا ادامه دادم. روی صحنه , یک خواننده ی فرانسوی در یک طرفم بود، یک خواننده ی آلمانی در طرف دیگر. اصلا به دوبله فکر نمیکردم.

گ: شیوه ی خاصی که شما سوردی, ویتوریو گاسمن و چند کمدین دیگر ایتالیایی حرف میزدید, چطور پیدا شد؟

س: از همان اول استعدادش را داشتم. صدای آن ها را که شنیدم، برگردان فارسی اش را هم پیدا کردم. شیوه ی صحبت کردن من، برداشتی از صدای خود آن ها بود.کاملأ شبیه بود. البته جمله ها را عوض می کردم. اوایل مدیران دوبلاژ مخالفت میکردند.

گ: مدیران دوبلاژ چه کسانی بودند؟

س: خیلی ها بودند. آقایان شرکت، زرینه، خضرایی، . .. و خود آقابابیان.

گ: اصلا چرا آن جا دوبله می کردند؟

س: چون دستگاه های مجهزی که در ایتالیا بود، در ایران نبود. برای سرعت در کار و بالا بردن کیفیت صدای دوبله در ایتالیا کار میکردند. البته غیر از فیلمهای ایتالیایی، معدودی فیلم آمریکایی و اروپایی هم دوبله می کردند که من درآنها فعالیتی نداشتم.

گ: خب, کی پرونده ی دوبله در ایتالیا بسته شد؟

س: ‏یادم نیست. وقتی دستگاه های مجهز به ایران وارد شد، دوبله ی فارسی در ایتالیا هم برچیده شد.

گ: یعنی واقعا یادتان نیست چند سال کار دوبله می کردید؟

س: ‏نه، شاید حدود ده سال.

گ: یعنی تا سال 1347 ؟ مطمئن هستید؟

س: بله، شاید. بعد آمدند که با من قراردادهای کلان ببندند تا برای دوبله به ایران بروم، اما به عشق اپرا نرفتم.

گ: پس از پانزده سال تحصیل اپرا وقتی که در سال 1352 به ایران برگشتید, دیگر به کار دوبله ادامه ندادید؟

س: ‏نه، فقط اپرا! البته یک بار- پنج شش سال پس ازانقلاب - ازمن دعوت کردند در دوبله ی مجدد فیلم ژنرال دلارووره به جای ویتوریو دسیکا صحبت کنم. این فیلم را یک بار در ایتالیا دوبله کرده بودم و پس از انقلاب، می خواستند دوبله ی آن را تغییر بدهند که پس از اصرار فراوان، بالاخره پذیرفتم و یک بار دیگر به جای دسیکا, حرف زدم.

گ: خب , اطلاعات زیادی که نتوانستیم از شما به دست بیاوریم. ‏لااقل یک خاطره از آن دوران برایمان بگویید!

_ ‏آن موقع هرسه چهار روز یک بار به پاریس می رفتم تا ازکلاس یکی از اساتید استفاده کنم و درس اپرا بگیرم. یک بار موقع رفتن به پاریس، مرحوم حنانه در یکی از میدان های رم مرا دید و گفت «اگر این دفعه به پا ریس بروی و کار ما را لنگ بگذاری و دیگر از نقش ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی خبری نیست». گفتم: «خب، ندهند، من رفتم.» وقتی برگشتم، به سراغ آن ها نرفتم اما مدیران دوبلاژ مدام تلفن می زدند و پیغام می فرستادند که بیا، معطلیم. و رفتم!


نقل از شماره 351 ماهنامه سینمایی فیلم.

zeus
28-02-2007, 19:07
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2></TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2>فیلم سینمایی "صدا خفه کن" به مدیریت افشین زینوری برای پخش از سیمای استان‌ها دوبله شد.


</TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "صدا خفه کن" به کارگردانی رابرت لی سال 2001 ساخته شد و داستان آن درباره جوانی به نام جیسن ولز است که مامور ترور سناتور می شود. جیسن بعد از آشنایی با رهبر گروه اورسکی و آدمکش حرفه ای گروه کوئین قرار است به او آموزش دهد، اما ...
این فیلم به مدیریت افشین زینوری و با حضور گویندگانی چون بهرام زند، محمود قنبری، شروین قطعه ای، ناصر نظامی، کسری کیانی، فریبا رمضانپور، محمود فاطمی، بهمن هاشمی، سیامک اطلسی و مهرخ فضلی برای پخش از سیمای استان ها دوبله شده است.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
28-02-2007, 19:08
<TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width="100%" border=0><TBODY><TR id=trNewsTitle><TD colSpan=2>"فرشته نجات من" برای شبکه یک دوبله شد

</TD></TR><TR id=trNewsLead><TD colSpan=2></TD></TR><TR id=trNewsBody><TD colSpan=2>به گزارش خبرنگار مهر، "فرشته نجات من" ساخته فیلمساز نیوزیلندی و سازنده فیلم هایی مانند "پیانو" (1993)، "تصویری از یک بانو" (1996)، "دود مقدس" (1999) و In the Cut است. فیلم روایت زندگینامه ای از زندگی جنت فریم نویسنده و شاعر نیوزیلندی است. "فرشته نجات من" به سه بخش تقسیم شده و سه مقطع از زندگی او را دربر می گیرد که در هر سه مقطع یک بازیگر نقش او را بازی می کند: کارن فرگوسن (کودکی)، الکسیا کو (نوجوانی) و کری فاکس (بزرگسالی).

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/02/251815_orig.jpg
جنت فریم در خانواده ای فقیر در کنار تعداد زیادی برادر و خواهر بزرگ می شود. او از همان دوران کودکی با بقیه بچه ها متفاوت است. جنت برای اینکه معلم شود آموزش می بیند، اما از آنجا که رفتاری غیرطبیعی دارد هشت سال در یک درمانگاه مخصوص بیماران ذهنی محبوس می شود. موفقیت زمانی به او رو می آورد که شروع به نوشتن کتاب می کند. فیلمنامه این فیلم 158 دقیقه ای که تولید مشترک بریتانیا، استرالیا و نیوزلند است، لورا جونز بر مبنای کتاب زندگینامه شخصی "فرشته نجات من" و "فرستاده ای از شهر آینه" نوشته است.
"فرشته نجات من" جوایز زیادی کسب کرده است، از جمله جایزه بهترین فیلم خارجی از جوایز روح مستقل، شش جایزه شامل جایزه بهترین فیلم و کارگردانی از جوایز سینما و تلویزیون نیوزیلند؛ جایزه فیپرشی و جایزه ویژه هئیت داوران و جایزه ocic جشنواره فیلم ونیز.
کمپیون 53 ساله در 1993 برای فیلم "پیانو" برنده نخل طلا کن شد و 1994 برای این فیلم اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد. در شصت و ششمین دوره اسکار، او دومین زن تاریخ اسکار بود که نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد. فیلم سینمایی "فرشته نجات من" به مدیریت دوبلاژ افشین زینوری برای پخش از شبکه یک سیما دوبله شده است. مهوش افشاری، اکبر منانی، مینا شجاع، مهین بزرگی، شایسته تاجبخش، رزیتا یاراحمدی، شیلا آژیر، بهروز علی محمدی، رضا آفتابی و جواد بازیاران به عنوان گوینده حضور داشتند.
</TD></TR></TBODY></TABLE>

zeus
12-03-2007, 00:52
خسرو شایگان، مدیر دوبلاژ باسابقه فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی، ساعتی پیش در اثر سرطان دار فانی را وداع گفت.





خسرو شایگان متولد سال 1317 تهران بود. در رشته ادبیات فارسی تحصیل و به صورت حرفه‌ای بازی در تئاتر را از 1334، کار دوبله را از سال 1336 و مدیریت دوبلاژ را از 1341 آغاز کرد و از 1358 تا 1372 رئیس هیئت مدیره انجمن گویندگان بود.
مرحوم شایگان در فیلم‌های "بیلیاردباز" ( مایرون مک کورمک)، "کازابلانکا" (پل هنرید)، "بدنام" (لویی کلهرن)، "هفت دلاور" (چارلز برانسن)، "قصر یخ" (رابرت برایان) و در سریال‌های "گرگ‌ها" (میرشب) و "سال‌های دور از خانه" (پسر اوشین) صحبت کرد. او مدیر دوبلاژ سری فیلم‌های "دی دی و یک قتل کوچک"، مجموعه‌های "کارآگاه درک"، "گروه ویژه"، کارتون "فوتبالیست‌ها" و ... بوده است.


گروه مدیریتی تالار هنر هفتم درگذشت این گوینده و دوبلور باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده مرحوم شایگان تسلیت می‌گوید

zeus
12-03-2007, 21:34
فيلم سينمايي«ديوار آتش» با مديريت محمود قنبري جهت پخش از شبکه تهران دوبله مي شود.


با فرارسيدن نوروز 86 دوبله فيلم سينمايي «ديوارآتش»به واحد دوبلاژ سيما سپرده شده است. داستان اين فيلم که ريچارد لانکرين کارگرداني آن را به عهده دارد، درباره مردي به نام جک است که وي رئيس بخش امنيتي بانک پاسيفيک لندراک است و 20 سال است که صادقانه در اين بانک کار مي‌کند. ماجرا از اينجا آغاز مي شود که بيل کاکس و يک گروه از همدستانش تصميم مي گيرند براي سرقت از بانک از جک استفاده کنند و براي جلب رضايت او خانواده اش را گروگان مي‌گيرند تا برنامه هاي حفاظتي بانک را هک کند تا بتوانند از حسابهاي بانکي تعداد زيادي از مشتريان پول برداشت کنند و... بر اساس اين خبر، وينا برهمن ترجمه اين فيلم سينمايي 101 دقيقه اي را از زبان انگليسي به فارسي برعهده داشته است.

zeus
12-03-2007, 21:34
فيلم سينمايي«يکشنبه طولاني نامزدي» با سرپرستي ناصرطهماسب براي سينما چهار دوبله مي شود.

داستان فيلم درباره دختري به نام ماتيله است که در سن سه سالگي پدر و مادرش را در يک تصادف رانندگي از دست داده و عمه و عمويش او را بزرگ مي کنند.ماتيله در دوران کودکي با پسربچه اي به نام مانک آشنا مي شود و اين دوستي تا دوران نوجواني ادامه پيدا مي کند، تا اينکه جنگ جهاني اول آغاز شده و مانک به خط اول جبهه اعزام مي شودو ظاهراً در جنگ جان خود را از دست مي دهد. ماتيله بنا به حس دروني اش معتقد است نامزدش زنده است و براي پيداکردن او تحقيقاتي را انجام مي دهد.ژان پيرژنه در سال 2004 يکشنبه طولاني نامزدي را کارگرداني کرده است.

ایسنا

zeus
12-03-2007, 21:35
فيلم سينمايي«ماجراي جامائيکا» به مديريت شهلا ناظـريان براي پخش از شبکه اول سيما در ايام نوروز دوبله مي شود.

ناصر زرين پنجه،اين فيلم 102 دقيقه اي را از زبان انگليسي به فارسي ترجمه کرده است.داستان اين فيلم از آنجا شروع مي شود که يک کشتي انگليسي از جامائيکا عازم انگلستان مي شود اما درحين سفر شماري از مسافران آن از جمله شش کودک ، به وسيله دزدان دريايي مورد حمله قرار مي گيرند و اين بچه ها به طور اتفاقي وارد کشتي دزدان دريايي مي شوند و دزدان نيز به طرز غافلگير کننده اي از حضور بچه ها در کشتي اطلاع پيدا مي کنند. ماجراي بچه ها،کاپيتان چاوز سرکرده دزدان دريايي موضوع اصلي اين فيلم مي باشد.شهلا ناظريان دربـاره گويندگان اين اثـرگفت:حسين عرفـاني(آنتــوني کوئــين)،منوچهر والي‌زاده، پرويز ربيعي،ناصرنظامي،مرضيه صفي خاني،معصومه آقا جاني، مهسا شرافت ،شهرزاد ثابتي و ... در اين فيلم صحبت مي کنند.


ایسنا

zeus
12-03-2007, 21:35
خسرو شايگان، پيشكسوت دوبله، يكشنبه (20 اسفند ماه) دارفاني را وداع گفت. سه تن از سه نسل دوبله‌ ايران به بيان نظراتي درخصوص آن هنرمند فقيد پرداختند.
محمود قنبري مدير دوبلاژ از عشق مرحوم شايگان به دوبله مي‌گويد. مهين شعشعاني، سرپرست گفتار، نيز معتقد است كه فقدان اين مرحوم لطمه زيادي به دوبله مي‌زند. مهرداد رييسي نيز از احترامي كه شادروان شايگان براي جوانان قايل بود،سخن مي‌گويد.



محمود قنبري، سرپرست گفتار و رييس پيشين انجمن گويندگان مي‌گويد: خسرو شايگان به كارش عشق مي‌ورزيد و به كيفيت آثاري كه دوبله مي‌كرد يا در آن گويندگي مي‌كرد، اهميت زياد مي‌داد. او همچنين چندين سال رييس انجمن گويندگان بود و از نسل قديمي دوبله‌ي ايران به شمار مي‌آمد.
وي مي‌افزايد: شايگان روحيه بسيار بالايي داشت و به همين علت توانست چندين سال با بيماري مبارزه كند.
بر همين اساس، مهين شعشعاني از مديران زن دوبلاژ نيز معتقد است كه نبود خسرو شايگان لطمه‌ي زيادي به دوبلاژ مي‌زند و با وجود آنكه پسر او، عليرضا شايگان وعروسش، مريم نوري درخشان، در عرصه‌ي دوبله فعال هستند، ولي هيچ‌كس نمي‌تواند فقدان خسرو شايگان را پر كند.
اين سرپرست گفتار اضافه مي‌كند: خسرو شايگان مدير دوبلاژ بسيار خوب و دقيقي بود و در زمان فعاليت خود از سرپرستان گفتار و گويندگان پر كار به شمار مي‌رفت و صداي بم خاصي داشت.
مهرداد رييسي، رييس انجمن گويندگان جوان تهران هم از مرحوم شايگان به عنوان يكي از حاميان پيشكسوت مجموعه‌ي جوان دوبله ياد ‌مي‌كند و مي‌افزايد: آقاي شايگان از معدود پيشكسوتاني بود كه به جوانان احترام زيادي مي‌گذاشت و در جلسه‌اي كه در خدمتشان بوديم، ما را از الطاف خود بي‌نصيب نگذاشت.
وي اضافه مي‌كند: آقاي شايگان در بين دوبلورها يك استاد مسلم بود و مثل صداي او را در دوبله نداشته و نداريم. هنگام بيماري و حتي اكنون كه در بين ما نيستند، فقدان صدا و هنر زيباي ايشان در دوبله حس مي‌شود. از نظر اخلاقي نيز آقاي شايگان، يك مرد واقعي بود


ایسنا

zeus
12-03-2007, 21:36
فيلم سينمايي «وقتي كه آسمان فرو مي‌ريزد» با سرپرستي مرضيه صفي‌خاني جهت پخش از شبكه دو سيما دوبله مي‌شود


اين فيلم مروري بر زندگي حرفه‌اي روزنامه‌نگار زن ايرلندي به نام هميلتون است كه زندگي خود را وقف كشف حقيقت به‌ويژه مساله‌ي قاچاق مواد مخدر، افشاي هويت اصلي عاملين پخش مواد، عوامل ذي‌نفع و ... مي‌كند. اين فيلم سينمايي به كارگرداني جان مكنزي در سال 2000 در ايرلند ساخته شده است. سيمين‌دخت سيدفتاح مترجم اين اثر 104 دقيقه‌اي از زبان انگليسي (لهجه ايرلندي) به فارسي است.

ایسنا

napoleon
25-03-2007, 16:40
فرشید فرزان هنرپیشه و دوبلور فیلم‌های سینمایی در گذشت



فرشید فرزان (1385-1323)، هنرپیشه و دوبلور موفق سینما و تلویزیون، روز سه شنبه 11 دی در بیمارستان شهر کلن بدور از دیار خود در سن ۶۲سالگی درگذشت. او مدت بیش از دو سال از سرطان معده رنج می برد.

http://i5.tinypic.com/2mqlun9.jpg
فرشید فرزان

فرشید فرزان را نه تنها علاقه‌مندان به سینما و تاتر خوب می شناسند بلکه ایرانیان شهر کلن از او به عنوان چهره ای علاقه‌مند به فرهنگ و هنر ایران یاد می کنند. او در طی این سالیان در مهاجرت همواره کوشش و تلاش در جهت رشد و اشاعه فرهنگ و هنر ایران را وظیفه خود می دانست. او با برگزاری تاتر و کنسرت به زندگی ایرانیان ساکن آلمان شادی می بخشید.

زندگی هنری فرشید فرزان با شرکت در فیلم "عصیان" اثر "ساموئل خاچیکیان" آغاز نوینی برای فعالیت های هنری او شد. فرشید فرزان در بیش از ۱۵ فیلم سینمایی همانند "کشتی نوح" اثری از خسرو پرویزی، "پاپوش" اسماعیل پورسعید، "سالار مردان" از نظام فاطمی،"فراری" از عباس کسائی و "مطرب" از نوری علا ایفای نقش کرد. فیلم "رعد و برق" از آثار و تهیه کنندگی خود اوست.

فرزان در سال ۱۳۵۲ با هنرپیشه و دوبلور رادیو، خانم فرخنده، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های تائیس ، دوریس و کندیس و یک نوه ۷ ساله است.

فرزان در سال ۱۹۸۳ با خانواده خود به ترکیه مهاجرت کرد که بعد از ۶سال اقامت در ترکیه، کشور آلمان را به عنوان محل اقامت خود انتخاب کرد و به آلمان آمد. فرزان در مدت اقامت خود در آلمان چندین فیلم تبلیغاتی تهیه و کارگردانی کرد.

مرحوم فرزان هیچگاه بجای نقش های اول صحبت نکرد و صدای او بیشتر بجای بازیگران نقش مکمل شنیده میشد.

از کارهای شاخص او در زمینه دوبله میتوان از صحبت کردن به جای رابرت رایان در فیلم این گروه خشن و همچنین لی وان کلیف در خوب ، بد ، زشت یاد کرد.

مراسمی به یاد او روز یکشنبه ۱۴ ژانویه، در محل آرکاداش تآتر، در شهر کلن از برگزار شد.

درگذشت او را به همه جامعه سینمایی ایران و بخصوص خانواده گرامی تسلیت می گویم. یادش گرامی باد.

zeus
22-04-2007, 02:54
مدیر دوبلاژ پیشکسوت به رادیو گفتگو می‌آید


به گزارش خبرنگار مهر، برنامه "چای برای دو نفر" که به سردبیری و تهیه کنندگی وحید رستگاری و اجرای محمدرضا شهیدی‌فر از رادیو گفتگو پخش می‌شود، امروز میزبان زهره شکوفنده است. او در این برنامه درباره زندگی و سوابق حرفه‌ای خود صحبت و وضعیت دوبلاژ در سینما و تلویزیون در سال های اخیر را ارزیابی می‌کند.
برنامه "چای برای دو نفر" هر هفته یکشنبه ها ساعت 22 میزبان یکی از مطرح ترین چهره های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری کشور است و درباره مهمترین فرازهای حرفه ای و دیدگاهها و تجارب میهمانان گفتگو می‌کند.
زهره شکوفنده سال 1329 در تهران متولد شده و شروع کار حرفه‌ای او در دوبله به سال 1335 برمی‌گردد. او یکبار در صحنه تئاتر حضور داشته است. از مطرح ترین فیلم های او می توان به "سوته دلان" (فخری خوروش با لهجه شیرازی)، "مادر" و "سرب" (فریماه فرجامی)، "خارش هفت ساله" (مریلین مونرو)، "نقاب زورو" (کاترین زتا جونز)، "با گرگ‌ها می‌رقصد" (ایستاده با مشت) و مجموعه‌های "ارتش سری" و ... اشاره کرد.

zeus
19-06-2007, 11:53
انیمیشن سینمایی "سفر به دریا" برای پخش از گروه کودک و نوجوان شبکه دو در انجمن گویندگان جوان دوبله شد.

انیمیشن سینمایی "سفر به دریا" محصول مشترک آلمان، دانمارک و ایرلند است و سال 2000 به کارگردانی میشائل هگنر و اشتفن فلدمارک ساخته شده است. فیلمنامه این انیمیشن را ترسی. جی. برون و اشتفن فلدمارک نوشته‌اند. این انیمیشن در ژانرهای ماجراجویانه و خانوادگی به مدت 80 دقیقه شش اکتبر سال 2000 در دانمارک اکران شد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/06/271498_orig.jpg
نیس بانک میکلسن، آلن ریکمن، تری جونز، مورتن کرین نیسن و پیل نیجا به عنوان صداپیشگان حضور داشتند. داستان این انیمیشن درباره فلای است که همراه خواهرش استلا و پسرخاله اش چاک به ماهیگیری می رود. آنها در آنجا با دانشمندی به نام مک کریل آشنا می شوند. مک کریل معجونی جادویی اختراع کرده که انسان ها را به ماهی تبدیل می کند.
انیمیشن سینمایی "سفر به دریا" به مدیریت دوبلاژ محمدرضا صولتی در انجمن گویندگان جوان برای پخش از شبکه دو سیما در تابستان دوبله شده است. فرید درویش مترجم این انیمیشن بوده و گویندگانی چون آرزو آفری، احسان مهدی، حامد عزیزی، آزاده باندرولی، محمدرضا صولتی، وحید رونقی، کیوان صادقی، لیلا سودبخش، ندا مقصودی و مجید حبیبی برای دوبله انیمیشن "سفر به دریا" همکاری داشته‌اند.


مهر

zeus
24-06-2007, 04:24
خرس‌های مهربون در سفر به شهر خنده" دوبله شد

انیمیشن "خرس‌های مهربون در سفر به شهر خنده" به سفارش گروه کودک و نوجوان شبکه تهران در انجمن گویندگان جوان دوبله شد.

انیمیشن سه بعدی "خرس مهربون در سفر به شهر خنده" به مدیریت احسان مهدی به سفارش گروه کودک و نوجوان شبکه تهران در انجمن گویندگان جوان دوبله شده و گروه سنی مخاطبان آن خردسالان است. این انیمیشن به کارگردانی مایک فالوز به مدت 80 دقیقه ساخته شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/06/272781_orig.jpg
مجموعه "خرس های مهربون" تاکنون از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده است. این اثر بلند سینمایی برای اولین بار به صورت سه بعدی ساخته شده و در تابستان امسال از برنامه تماشاخانه شبکه تهران روی آنتن می‌رود. این فیلم نیز یکی از ماجراهای خرس های مهربان است. خرس بامزه با شوخی بیش از اندازه باعث ناراحتی خرس غرغرو می شود. بعد از این کدورت خرس بامزه شهر مهربونی را ترک می کند تا جایی را بیابد که در آنجا بتواند همیشه شوخی کند و بخندد ...
کتایون واثقی مترجم این انیمیشن بوده و گویندگانی چون هومن حاجی عبداللهی، آرزو آفری، شهره روحی، آزاده باندرولی، محمدرضا علیمردانی، محمدرضا صولتی، احسان مهدی، مجید حبیبی، حامد مدرس، حامد عزیزی و ... برای دوبله آن همکاری داشته‌اند. مهرداد رئیسی ناظر کیفی دوبله "خرس مهربون در سفر به شهر خنده" بوده است.

zeus
02-07-2007, 12:28
فیلم سینمایی "بیگانه" به کارگردانی ریدلی اسکات به مدیریت دوبلاژ ناصر نظامی برای پخش از یکی از شبکه‌های تلویزیون دوبله شده است.

فیلم‌های "زندگی و آثار استنلی کوبریک" و "بیگانه" به مدیریت ناصر نظامی برای پخش از یکی از شبکه‌های تلویزیون دوبله شده و به زودی فیلم سینمایی "هفت شمشیرزن" به مدیریت وی دوبله می‌شود.

http://mehrnews.com/mehr_media/image/2007/07/275126_orig.jpg
"بیگانه" محصول انگلستان است و بر اساس فیلمنامه دان اوبانن و داستانی نوشته اوبانن و رانلد شوست ساخته شده و جری گلداسمیت سازنده موسیقی متن آن بوده است. در این فیلم 117 دقیقه‌ای تام اسکریت، سیگورنی ویور، جان هرت، ورونیکا کارترایت، هری دین استنتن، یان هولم و یافت کوتو به ایفای نقش پرداختند.
داستان "بیگانه" در آینده می‌گذرد. زندگی انسان‌ها تحت کنترل شرکتی است که تنها از طریق خرید سهام آن می‌توان عنوان شهروند را به دست آورد. سفینه نوسترومو برای انجام پژوهش‌های فضایی به کهکشان فرستاده و یکی از سرنشینان آن ناخواسته باعث ورود موجودی ناشناخته به درون سفینه می‌شود. موجودی که به جای خون مایعی اسیدگونه در رگ‌هایش جاری است


مهر

zeus
11-07-2007, 13:47
فیلم "شبح قصر" دوبله شد

فیلم سینمایی کمدی "شبح قصر" برای پخش از شبکه تهران در انجمن گویندگان جوان دوبله شد.

فیلم سینمایی "شبح قصر" به مدیریت دوبلاژ آروز آفری به سفارش شبکه تهران در انجمن گویندگان جوان دوبله شد و در دوبله آن اثر محمدرضا صولتی، مهرداد رئیسی، حامد عزیزی، اعظم چوبدار، سلیمه قطبی، علی میلانی، محمدرضا علیمردانی، حامد مدرس و ... همکاری کرده‌اند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/07/277380_orig.jpg
فیلم سینمایی "شبح قصر" سال 2006 به مدت 103 دقیقه به کارگردانی سباستین نویمان و بر مبنای فیلمنامه‌ای از درک آنر ساخته شده و 20 ژوئیه سال 2006 در ژانر فانتزی، ماجراجویانه، کمدی و وحشت در آلمان اکران شده است. در این فیلم میشائیل هربیگ، کریستوف ماریا هربست، نیک بریمبل، هانس کارین و ریک کاوانیان حضور دارند.
فرید درویش مترجم فیلم انیمیشنی "شبح قصر" و آرش امیدی پور و مهدی میرزازاده صدابرداران آن هستند


مهر

zeus
19-07-2007, 14:31
امیریان سه فیلم دوبله کرد

فیلم‌های "مبارزه‌گر"، "کلک" و "بیداری" به مدیریت دوبلاژ ناهید امیریان برای موسسه ویدئورسانه ایرانیان دوبله شده است.

در دوبله فیلم آمریکایی "مبارزه‌گر" ناصر نظامی، کیکاووس یاکیده، فریبا رمضانپور، افسانه آریابقا، امیر منوچهری، محمدعلی جان پناه، کریم بیانی و کورش فهیمی حضور داشتند. در این فیلم دایان ام تیلر بازی کرده است.
فیلم "کلک" (سه حرفه‌ای) محصول هندوستان هم به مدیریت امیریان و همکاری گویندگانی چون مینو غزنوی، منوچهر والی‌زاده، فریبا رمضانپور، امیرهوشنگ قطعه‌ای، مریم رازپور، شهاب عسگری، افسانه آریابقا، کریم بیانی، مینو شجاع، ابراهیم شفیعی، آبتین ممدوح، مجید صیادی، محمدعلی جان پناه و مجتبی فتح‌اللهی دوبله شده است.
برای دوبله فیلم هندی "بیداری" سعید مظفری، مینو غزنوی، حسین عرفانی، شهاب عسگری، افسانه آریابقا، رضا آفتابی، کریم بیانی، حسین نورعلی، ابراهیم شفیعی، آبتین ممدوح، محمدعلی جان پناه، مجید صیادی و نادر کی‌مرام با ناهید امیریان همکاری کرده‌اند


مهر

zeus
22-07-2007, 12:45
فیلم "نابودگر 2" دوبله شد

فیلم سینمایی "نابودگر 2" به کارگردانی جیمز کامرون برای موسسه ویدئو رسانه ایرانیان دوبله شد.

فیلم "نابودگر 2" به مدیریت دوبلاژ ناهید امیریان با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، فریبا رمضانپور، بهرام زاهدی، همت مومیوند، رضا آفتابی، کریم بیانی، مجید صیادی، افسانه آریابقا و محمدعلی جان پناه دوبله شده است.
فیلم سینمایی "نابودگر 2" را جیمز کامرون سال 1991 بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش و ویلیام ویشر جلو دوربین برد. براد فیدل موسیقی متن این فیلم 135 دقیقه ای را ساخته و در آن آرنولد شوارتزنگر، لیندا همیلتن، رابرات پاتریک، ادوارد فرلانگ، ارل بون، جو مورتن و ... بازی کرده اند.
داستان این فیلم درباره دو روبات با ظاهری انسانی است که از آینده می‌آیند، یکی برای مراقبت از پسربچه‌ای به نام جان کانر که در آینده رهبری مبارزه انسان علیه رایانه را به عهده خواهد گرفت و دیگری نابودگر تی هزار که بسیار پیشرفته‌تر است و می‌تواند به هر شکلی دربیاید.



مهر

zeus
22-07-2007, 12:46
سری جدید "مستند پنج" دوبله می‌شود

داود نماینده سری جدید مجموعه "مستند پنج" را برای پخش از شبکه تهران دوبله می‌کند.

نماینده درباره کارهای تازه گفت: "مجموعه "دانش و موانع پیش ‌رو" را برای شبکه دو سیما دوبله کردم. محوریت این مستند مدیریت صحیح است. برای دوبله این فیلم گویندگانی چون ناصر خویشتن دار، ابوالقاسم محمدطاهر، محمدعلی دیباج، علیرضا دیباج، سیامک اطلسی‌فر، محمد عبادی و ... حضور داشتند."
وی در ادامه افزود: "این مستند در 32 قسمت 30 دقیقه ای آماده پخش از شبکه دو سیماست. همچنین سری جدید "مستند پنج" را با گویندگان قبلی دوبله می‌کنم. مجموعه سیاره زمین و افق اندیشه عناوین اپیزودهای مستند پنج است."


مهر

zeus
22-07-2007, 12:46
مجموعه "امپراتور دریا" دوبله می‌شود

سریال خارجی "امپراتور دریا" به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده برای شبکه سه سیما دوبله می‌شود.

شکوفنده اخیراً دوبله مجموعه خارجی "امپراتور دریا" را برای تامین برنامه شبکه سه سیما شروع کرده که این مجموعه محصول کره جنوبی است. مجتبی فتح‌اللهی، افشین زینوری، رضا الماسی و ... به عنوان گویندگان دوره کودکی امپراتور هستند.
در دوره بزرگسالی هم گویندگانی چون منوچهر والیزاده، حسین عرفانی، شهروز ملک آرایی، شروین قطعه‌ای، منوچهر زنده‌دل، میثم نیکنام، کامبیز شکوفنده، ظفرگرایی، محمدعلی دیباج، شهاب عسگری، ابراهیم شفیعی، شام بیاتی، حکیمی و ... همکاری می‌کنند. مترجم این مجموعه پری سیما طاهباز و داستان آن درباره کارگرانی است که زیر فشار زیادی کار می‌کنند و بزرگ می‌شوند ...
فیلم سینمایی "قلب مقدس" هم به مدیریت دوبلاژ شکوفنده برای پخش از سینما و ماوراء دوبله شده است. برای دوبله این فیلم فهیمه راستکار، پری هاشمی، مریم رادپور، بزرگی، شراره حضرتی، ابراهیم شفیعی، حکیمی، مریم سیکارودی، کامبیز شکوفنده و ... همکاری کرده‌اند.


مهر

zeus
22-07-2007, 13:09
فيلم سينمايي «فرزندان بشر» براي سينما يك دوبله شد

فيلم سينمايي «فرزندان بشر» در انجمن گويندگان جوان، براي پخش از برنامه سينما يك دوبله شد.


http://media.farsnews.com/Media/8604/Images/jpg/A0314/A0314804.jpg

فيلم سينمايي «فرزندان بشر» محصول مشترك كشورهاي آمريكا و انگليس در سال 2006 است كه با نام «children of men» ساخته شده است.
بنابر اين گزارش، اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني «آلفونسو كوآرون» ساخته شده و در سال 2007 نامزد سه جايزه اسكار در بخشهاي فيلمبرداري، مونتاژ و فيلمنامه اقتباسي شد و تا به حال موفق به كسب 13 جايزه بين المللي در بخشهاي مختلف شده است.
اين فيلم كه 109 دقيقه زمان دارد روايتگر زندگي انسانها در سال 2027 است. زماني كه ديگر انسانها توليد مثل نمي‌كنند و زنان قدرت باروري ندارند.
در اين زمان يك فعال سياسي در جريان انتقال دختري سياهپوست قرار مي‌گيرد كه به طور ناباورانه‌اي باردار است و در جهت حفظ نوزاد او درگير ماجراهايي مرگبار مي شود.
دردوبله اين فيلم كه به مديريت دوبلاژ «مهرداد رئيسي» دوبله شده گويندگاني چون كلايو اوان و جولين مور بازي كرده‌اند و گويندگاني چون حامد عزيزي، آرزو آفري، اعظم چوبدار، محمد رضا عليمرداني، ندا آسماني، كرامت دود ساز و مهرداد رئيسي حضور دارند


فارس

mojo76
08-08-2007, 02:20
خسته نباشی واقعا عالی بود

zeus
14-08-2007, 11:48
فیلم "به این می‌گن زندگی" دوبله شد

فیلم سینمایی "به این می‌گن زندگی" به مدیریت دوبلاژ حسین خدادادبیگی برای شبکه ویدئو خانگی دوبله شد.

فیلم سینمایی "به این می‌گن زندگی" به مدیریت دوبلاژ حسین خدادادبیگی و باهمکاری گویندگانی چون خسرو خسروشاهی، فریبا رمضانپور، غلامرضا صادقی، آبتین ممدوح، امیر عطرچی، مریم سیکارودی، کریم بیانی، ابراهیم شفیعی، مجید صیادی، مجتبی فتح‌اللهی، محمدعلی جان‌پناه و محبت دارآفرین برای شبکه ویدئو خانگی دوبله شده است.
فیلم سینمایی "به این می‌گن زندگی" محصول هندوستان به کارگردانی کالی داس سال 1992 به مدت 140 دقیقه در ژانر خانوادگی، کمدی و درام ساخته شده است. در این فیلم امیرخان، فرهان ناز، پرن، راجیش پوری و بینا به ایفای نقش پرداختند


مهر

zeus
19-08-2007, 12:13
انیمیشن سینمایی "شیرشاه 2" به مدیریت دوبلاژ آرزو آفری برای پخش از شبکه تهران دوبله شده است.

انیمیشن "شیر شاه 2" به مدیریت دوبلاژ آرزو آفری در انجمن گویندگان جوان دوبله شده است. حامد عزیزی، ندا آسمانی، محمدرضا علیمردانی، محمدرضا صولتی، مینا مومنی، اعظم چوبدار و مهرداد رئیسی برای دوبله این انیمیشن همکاری داشتند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/08/286447_orig.jpg
"شیر شاه 2" به کارگردانی دارل رونی و راب لادوکا سال 1998 بر مبنای فیلمنامه‌ای از جاناتان کوبا، فیلیپ کوبلیر و سیندی مارکوس ساخته شده است. این انیمیشن در ژانر اکشن، ماجراجویانه، کمدی، درام، خانودادگی، موزیکال و رومانتیک 27 اکتبر سال 1998 برای نخستین بار در آمریکا اکران شده است. ماتیو برادریک، مویرا کلی، نیو کمپبل، لیز کالاوی صداپیشگان "شیر شاه 2" هستند.
این انیمیشن محصول مشترک آمریکا و استرالیا به مدت 81 دقیقه است. داستان "شیر شاه 2" درباره سیمبا و نالا است که دختری به نام کیارا دارند. تیمون و پومبا به عنوان پرستار بچه به کار گرفته می‌شوند، اما کیارا از دست آنها فرار می‌کند و وارد سرزمین‌های ممنوع می‌شود. او در آنجا با شیری جوان با نام کووا دوست می‌شود، اما نه او و نه پدر و مادرش نمی‌دانند که کووا پسر زیرا، یکی از هواداران تبعید شده اسکار است. تا اینکه کووا تصمیم می‌گیرد از طریق کیارا حکومت سیمبا را به دست آورد.

مهر

zeus
22-08-2007, 13:19
"بچه روباهی به نام هلن" دوبله می‌شود

فیلم سینمایی "بچه روباهی به نام هلن" به مدیریت دوبلاژ شروین قطعه‌ای برای شبکه استانی دوبله می‌شود.

فیلم سینمایی "بچه روباهی به نام هلن" به مدیریت دوبلاژ افشین قطعه‌ای و با همکاری گویندگانی چون شایسته تاجبخش، فریبا رمضان پور، علیرضا باشکندی و شهرزاد ثابتی برای شبکه استان‌ها دوبله می‌شود. این فیلم محصول ژاپن است وکیتا کونو سال 2006 آن را ساخته است.
ماساکو ایمای فیلمنامه این اثر را بر مبنای داستان کوتاهی از مینیرو تاکتازو نوشته است. فیلم "بچه روباهی به نام هلن" 18 مارس سال 2006 در ژاپن برای نخستین بار در ژانر درام و خانوادگی اکران شده است. در این فیلم 104 دقیقه‌ای تاکائو اوساوا، یاسوکو ماتسیوکی، آراشی فوکاساتا و ریوئکو کوبایاشی به ایفای نقش پرداختند.

مهر

zeus
26-08-2007, 19:20
انیمیشن "فصل موج‌سواری" دوبله شد

انیمیشن "فصل موج‌سواری" به مدیریت دوبلاژ محمدرضا صولتی در انجمن گویندگان جوان دوبله شده است.

انیمیشن سه بعدی "فصل موج سواری" به مدیریت دوبلاژ محمدرضا صولتی و با همکاری گویندگانی چون احسان مهدی، حامد عزیزی، مرجانه فشنگچی، وحید رونقی، امین قاضی و ... در انجمن گویندگان جوان دوبله شده است. محمود گودرزی ترجمه این انیمیشن را به عهده داشت.
این انیمیشن به کارگردانی اش برنان و کریس باک سال 2007 ساخته شده و هشتم ژوئن در این کشور روی پرده رفته است. شیا لابوف، جف بریجز، زوی دشانل و جان هدر به جای شخصیت‌های این فیلم صحبت کرده‌اند که 58 میلیون دلار در اکران داخلی فروخت. "فصل موج‌سواری" به زودی وارد شبکه نمایش خانگی می‌شود و آرش امیدی‌پور و مهدی میرزاده صدابرداران آن هستند


مهر

zeus
27-08-2007, 04:27
گفتگو با "بهرام زند" در مورد دوبله سریال تلویزیونی "مدار صفر درجه".


كارگردان این سریال «حسن فتحی» است كه داستانی عاشقانه را در دوره تاریخی سال‌های ۱۳۲۰ و جنگ جهانی دوم روایت می‌كند. زمان وقوع این سریال قبل از شهریور ۱۳۲۰ است و داستانش از جایی آغاز می شود كه یك جوان ایرانی كه از مادری عرب متولد شده، برای ادامه تحصیل به خارج از كشور اعزام می‌شود و در دانشگاه با دختری اروپایی آشنا می‌شود اما آنها با ظهور حزب نازی در آلمان و با آغاز جنگ جهانی دوم مجبور به كوچ می‌شوند و این سرآغاز ماجراهای جدیدی است كه در ادامه سریال شاهد آن خواهید بود. «مدار صفر درجه» را حسن فتحی براساس فیلمنامه‌ای كه خودش نوشته كارگردانی كرده است و مسعود رایگان، رؤیا تیموریان، شهاب حسینی، آتنه فقیه نصیری، لعیا زنگنه، ایرج راد، علی قربان‌زاده و رحیم نوروزی بازیگرانی هستند كه‌ در آن ایفای نقش كرده‌اند.
بهرام زند گفت: كاری كه در دوبله سریال «مدار صفردرجه» انجام شده بی‌نظیر است و شاید برای اولین و آخرین بار در یك سریال تلویزیونی ایرانی، دوبله با این كیفیت اجرا شده باشد.
بهرام زند در مورد لزوم دوبله تمام قسمت‌های این سریال گفت: از ابتدا این تصمیم را داشتیم و بنابراین بود كه كل كار دوبله شود و به همین خاطر، موقع فیلمبرداری و برای ضبط صداهای شاهد، دقتی درمورد عدم ضبط صداهای زمینه شهری و مدرن صورت نگرفته بود چون هدف این بود كه سریال دوبله َشود و اینگونه نبود كه بعد از تولید مجموعه این تصمیم را بگیریم.
قرار بود به جای تمام بازیگران، دوبلورهای حرفه‌ای سخن بگویند اما...
او اضافه كرد: البته قرار بر این بود كه به جای تمام بازیگران، دوبلورهای حرفه‌ای سخن بگویند اما بعد به این نتیجه رسیدیم كه بعضی صداها مثل صدای شهاب حسینی برای مردم شناخته شده است و همین‌طور بعضی صداها مثل صدای مسعود رایگان یا رویا تیموریان بهتر است در سریال وجود داشته باشد و در نهایت، رعایت این نكته باعث شد كه صداها در كار طبیعی‌تر باشد.
بهرام زند با اشاره به حجم كار بالایی كه در دوبلاژ این سریال انجام شده، گفت: حدود ده ماه تمام بازیگران و هنرپیشگان روی دوبله این سریال كار كرده‌اند و سعی كرده‌ایم كه حس واقعی سر صحنه را در بازیگران به وجود بیاوریم. در «مدار صفر درجه» این اتفاق بسیار خوب افتاده است و حتی بازیگرانی چون شهاب حسینی و آتنه فقیه‌نصیری كه سابقه كار دوبله نداشته‌اند، در استودیو به خوبی نقش‌های خود را ایفا ‌كرده‌اند و ما تمام سعی مان را کردیم تا آنها را به حس سرصحنه برسانیم و برای رسیدن به این هدف آنها ایستاده و با همان حالت فیلم گویندگی می کردند.
تطبیق گفتار با حركت لب بازیگران ده ماه وقت برد
او با اشاره به وجود هنرپیشگان متعدد خارجی و داخلی در كنار هم در سریال «مدار صفر درجه»، گفت: هر هنرپیشه‌ای به زبان كشور خودش حرف می‌زد و وجود زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ژاپنی و مجارستانی وعربی در كنار هم - كه قرار بود همه فارسی حرف بزنند - كار لیپ سینك (تطبیق گفتار با حركت لب بازیگران) را بسیار سخت می‌كرد.
وی تاكید كرد: من حدود ۱۰ ماه سعی كردم كه بدون لطمه خوردن به ساختار دیالوگ‌های این سریال، كار لیپ سینك را انجام دهم و این اتفاق هم برای اولین بار در تاریخ دوبلاژ سریال‌های ایرانی افتاده است.و حتی اسامیی که در گفتار بازیگران بوده در همان محل لب زدن ادا شده است و گوینده ها با همان ریتم هنرپیشه ها حرف زده اند.
زند با مثال زدن نقش "سرگرد فتاحی" كه خود گویندگی آن را بر عهده دارد، گفت: بازیگر این نقش، یك لبنانی است كه با زبان عربی و بسیار سریع حرف می‌زد و بسیاری از اوقات، بدون صدا فقط سر صحنه لب می‌زده است، بنابراین من امكان الهام گرفتن از صدای او را نداشتم و لحنم را با توجه به نوع بازی و حالت چهره او ساخته‌ام.
وی افزود: كار لیپ سینك دیالوگ‌ها دراین بازیگر هم با همان دشواری‌های ذكر شده همراه بود كه من سعی كردم تا حد امكان، نوع دیالوگ‌ها طبیعی باشد.
او با اشاره به نوع زبان به كار رفته در سریال «مدار صفر درجه»، گفت: زبان به كار رفته در این سریال، زبانی است مربوط به اواخر دوران قاجار كه به تدریج در حال تبدیل شدن به فارسی امروزی و معاصر است و بنابراین، هنوز كلمات و عباراتی مانند «توجه»، «یحتمل» و «فقره» در آن زیاد شنیده می‌شود.
وی ادامه داد: من در تنظیم دیالوگ‌های مربوط به افراد خارجی، سعی كردم تا در حد امكان از این كلمات دوری كنم و گفتار آنها را به گونه‌ای دیگر تنظیم كنم.

منبع : انجمن گویندگان

zeus
27-08-2007, 04:38
دوبله مظلوم‌ترین حرفه سینما و تلویزیون است


منوچهر اسماعیلی در نشست نقد و بررسی دوبله در خبرگزاری مهر با اشاره به حل نشدن مشکلات این حرفه با وجود وعده‌های فراوان، از دوبله به عنوان مظلوم‌ترین حرفه در سینما و تلویزیون ایران نام برد.
در این نشست اسماعیلی درباره وضعیت دوبله و نتایج دیدار گویندگان با مدیران ارشد صدا و سیما گفت: "مشکلات عدیده‌ای در تلویزیون داریم که بارها تذکر داده شده و دوستان فقط شنیدند و بعد اتفاقی نیفتاد. در زمان آقای لاریجانی دو دیدار با معاون ایشان داشتیم و آن هم در قالب هیئت مدیره بود و مشکلات به گونه‌ای دیگر مطرح شد."

وی با اشاره به دیدار گویندگان با عزت الله ضرغامی افزود: "به ما اطلاع دادند آقای ضرغامی علاقمندند با دوبلورها نشست داشته باشند. در این نشست صحبت‌های متنوعی گفته شد و من هم مسئله ویراستاری در تلویزیون را مطرح کردم. معتقدم کسانی که این کار را انجام می‌دهند تحریف‌کار هستند، چرا که به کلی دیالوگ‌ها را به هم می‌زنند."

گوینده نقش ژرار دپاردیو ادامه داد: "مدیر دوبلاژ مجموعه‌ای از دانش است. او می‌داند چه چیزی ممنوع است یا نیست و شرایط را به خوبی درک می‌کند. این نشست‌ها متاسفانه به جایی نرسید و اتفاقی نیفتاد. تا زمانی که آقای کدخدازاده هم حضور داشتند یک مقداری نظامی به این کار داده شده و احترام هر کس سر جایش بود، الان البته من امیدی ندارم دوبله به این شکل عاقبت خوبی داشته باشد."

ناصر ممدوح ، رئیس هیئت مدیره انجمن گویندگان، درباره راهکارهای هیئت مدیره برای رفع مشکلات دوبله گفت: "هیئت مدیره پنج ماه است تشکیل شده و صحبت‌هایی با آقای بزرگی داشتیم، ولی هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده ایم. آقای اسماعیلی گوشه‌ای از مشکلات را عنوان کردند. البته مشکلات خود به خود حل نخواهد شد و می‌توان با تبادل نظر و جلسات متعدد آنها را حل کرد، ولی سال‌هاست به این صورت بچه‌ها در سازمان کار می‌کنند و ویراستاران هم به کار خود ادامه می‌دهند."

این مدیر دوبلاژ خاطرنشان ساخت: "با توجه به اینکه من بیشتر مستند کار می‌کنم، مشکلی که با ویراستاران داریم مربوط به واژه‌هاست. به هر حال برخی کارهای داستانی قابل پخش نیست و ویراستاران مجبورند دستی بر آنها ببرند. کسانی هم که این کار را می‌کنند نمی‌خواهم بگویم کار را ما سبک می‌کنند، ولی از نظر خودشان می‌خواهند فیلم قابل پخش باشد، گرچه این از نظر ما مردود است. اگر این مسئله را بر عهده ما بگذارند، بهتر می‌توانیم این کار را انجام دهیم تا فیلم قابل پخش باشد."

وی درباره اینکه آیا تمام مشکلات مربوط به ویراستاران است و مدیران دوبلاژ دخالتی در آن ندارند، گفت: "ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که برخی چیزها ممنوع است. ما فرهنگ اسلامی داریم. به هر حال کار دوبله می‌شود، اما می‌توان با برگزاری جلسات متعدد و صحبت با آقای بزرگی که مسئول واحد دوبلاژ هستند و دیگران به نتیجه مطلوب رسید. به هر حال دوبلورها هم بخشی از این جریان هستند یا باید کار نکنند یا اگر می‌خواهند کار کنند، سازمان می‌گوید شرایط همین است."

وی خاطرنشان ساخت: "صحبت ما این است که فیلم را بر عهده مدیر دوبلاژ بگذارند. من سال‌هاست برای تلویزیون فیلم دوبله می‌کنم، می‌دانم تلویزیون چه می‌خواهد. من می‌دانم اگر یک بدآموزی در فیلم باشد چه برای بزرگترها یا بچه‌ها فردا همه درس می‌گیرند. جامعه ما خیلی آسیب‌پذیر است. مجبوریم خودسانسوری کنیم، چرا که اگر این کار را انجام ندهیم ارشاد مجوز نمی‌دهد یا تلویزیون پخش نمی‌کند. ما می‌توانیم با تلویزیون بجنگیم؟ مسلماً نمی‌توانیم. حال شاید با صحبت به نتیجه‌ای برسیم."

زهره شکوفنده درباره خودسانسوری در دوبله فیلم‌ها گفت: "حرف ما این است که فیلم‌ها را به عهده ما بگذارند. در حال حاضر سریال‌های ایرانی ساخته می‌شود که بدترین و رکیک‌ترین حرف‌ها در آنها گفته می‌شود، حتی مسئله عشق در آنها هست، ولی نمی‌دانم چرا وقتی به دوبله فیلم‌های خارجی می‌رسد، کلمه عشق و دوستت دارم را عوض می‌کنند و به جای آن من به تو علاقمندم می‌گذارند. چرا نباید عشق را در فیلم‌ها داشته باشیم؟ وظیفه ویراستار فقط حذف کلمه نیست. برخی مواقع کار به عوض شدن اساسی موضوع فیلم می‌رسد، به حدی که تماشاگران هم آن را می‌فهمند."

مدیر دوبلاژ مجموعه "جواهری در قصر" ادامه داد: "این کار توهین مستقیم به مردم است، چرا که متوجه می‌شوند تصویری که می‌بینند غیر از آن چیزی است که گفته می‌شود. فیلم را به عهده ما بگذارند و خودمان طوری آن را تغییر می‌دهیم که هم قابل پخش باشد و هم به خط داستانی لطمه نزند. همه ما بعد از 40 تا 50 سال تجربه می‌توانیم این کار را انجام دهیم. ویراستاران با ویرایش‌هایی که انجام می‌دهند به ما و مردم توهین می‌کنند."

وی درباره مترجم‌ها هم توضیح داد: "قسمتی از کار ما مترجم‌ها هستند. به نظرم مترجم‌ها باید عیناً ترجمه کنند و تغییر و تحولات را به دست مدیران دوبلاژ بسپرند. برخی مترجم‌های ما سلیقه‌ای ترجمه و خودشان هم ویرایش می‌کنند. مثلا دارند به ویراستاران کمک می‌کنند، اما کار را بدتر می‌کنند. مترجمان را هم خود سازمان انتخاب می‌کنند. در موسسات بیرون هم خودشان این انتخاب را می‌کنند، اما آنجا دست ما بازتر است."

ناصر نظامی در ادامه نشست درباره مترجم‌ها گفت: "مترجم‌ها یا خوب هستند و ترجمه خوبی می‌کنند یا برعکس. معمولاً دخل و تصرفی نمی‌کند. آنچه از فیلم متوجه می‌شود، می نویسد. مترجم در این مورد تقصیری ندارد. ممکن است مترجم بدی باشد و فیلم را بد ترجمه کند، ولی اگر هم عوض کند، خیلی جزئی تغییر می‌دهد و این ویراستار است که مشکلات را به وجود می‌آورد."

وی درباره اینکه آیا باید تمام مشکلات دوبله را به گردن ویراستاران انداخت، گفت: "نه، یکی از مشکلات دوبله مربوط به ویراستاران است. ما در کنار استادانی چون اسماعیلی، شکوفنده، زند، ممدوح و ... زمانی دوران طلایی دوبله را دیده‌ایم. بنابراین دوبله الان ما را راضی نمی‌کند. البته دوبله ما ضعیف نشده و جوانان خیلی کمک حال ما هستند. این مشکل مربوط به فیلم‌ها می‌شود. اگر فیلم‌های دوبله شده قبل انقلاب و در دوران طلایی دوبله را به ما بدهند، قول می‌دهم بهتر از آن سال‌ها دوبله می‌کنیم."

نظامی درباره میزان رضایت خود از دوبله مجدد فیلم های کلاسیک گفت: "بستگی دارد. در آن زمان چیزی گفته شده که الان به درد جامعه نمی‌خورد. باید این موارد عوض شود. اگر فیلم با شرایط امروز همخوانی داشته باشد، می‌تواند پخش شود و مانعی ندارد. دوبله ایران هم همیشه جزو دو سه دوبله خوب دنیا بوده و هنوز هم هست. در گذشته دوبله مشکلات خاص خود را داشت. ولی الان این طور نیست و وقتی سرعت زیاد شود، دقت کمتر می‌شود. اگر شما می‌بینید دوبله مثل قدیم نیست، یکی از مسائل آن مربوط به سرعت است."

امیر عطرچی ، دوبلور جوان، درباره دوبله خوب گفت: "به نظر من دوبله خوب این نیست که دوبلوری پشت میکروفن بنشیند و دوبله خوبی انجام دهد. دوبله خوب از قبل شروع شده. معنی دوبله خوب این است که سازمان یک فیلم خوب بخرد و بعد این فیلم را که کیفیت خوبی هم دارد به یک مترجم خوب بدهد و دوبله خوبی هم شود و بعد می‌توان گفت این فیلم دوبله خوبی دارد. این مسئله رویایی نیست. فقط ما به آن اهمیت نمی‌دهیم و به مخاطب خود ارزش نمی‌گذاریم."

وی افزود: "با توجه به شناختی که از دوبله خوب دارم، تمامی آدم‌هایی که در دوبله هستند، توانایی خود را برای دوبله خوب از دست نداد‌ه‌اند، کسانی مثل منوچهر اسماعیلی، ناصر طهماسب، سعید مظفری و ... توانمندند. جوانانی مثل یاکیده، زینوری و ... از توانمندی این بزرگان بهره‌مند شدند و با توجه به استعدادی که داشتند، در این راه موفق شدند. شرایط خوب دوبله خوب می‌آورد. آقای اسماعیلی ضعیف نشده و اگر شرایط خوب فراهم شود، می‌تواند با کمک بزرگان و جوانان دهه طلایی دوبله را تکرار کند."

این گوینده جوان ادامه داد: "تا کی گوینده با عشق بنشیند و دوبله کند؟ چرا به نیازهای دوبلورها توجه نمی‌شود؟ چرا فکر می‌کنیم منوچهر اسماعیلی توانایی بسیاری دارد که دوبله کند، بنابراین هر طور که می‌خواهند رفتار کنند، چون او توانا است. باید شرایط معقول او پاسخ داده شود تا بتواند با جون و دل حرف بزند. بزرگان این کار با عشق کار می‌کنند، بدون اینکه نیازهایشان برآورد شود."

مهر

zeus
27-08-2007, 04:39
درد بزرگ دوبله از بین رفتن حس در کار است

بهرام زند در ادامه نشست نقد و بررسی دوبله در خبرگزاری مهر از بین رفتن حس در برخی فیلم‌ها را اتفاق بد و درد بزرگ دوبله دانست که باید برای حل این مسئله فکری شود.
به گزارش خبرنگار مهر، زند با اشاره به وضعیت کلی دوبله در ایران گفت: "حرف‌هایی در اینجا شنیده شد، ولی تقصیر این آدم‌ها نیست. یک دوبله خوب از فیلم خوب و ترجمه خوب شروع می‌شود که این اتفاق در تلویزیون نمی‌افتد. ترجمه خوب نیست. در واقع ترجمه بد به همان صورت به اتاق دوبله می‌آید. بعضی وقت‌ها با انتخاب نادرست صداها دوبله خراب می شود، ولی دوبله‌های خوب خیلی زیاد بوده است."

وی با اشاره به دوبله مجموعه تلویزیونی "راه قدس" افزود: "این مجموعه هیچ چیز نداشت. ما فکر کردیم با یک دوبله خوب این را برای مردم شنیدنی و جذاب کنیم، چرا که هدف رضایت مردم است. سعی کردیم از واژه‌هایی استفاده کنیم که برای مردم ملموس باشد و از شنیدن آن لذت ببرند. فیلم‌های تاریخی، کلاسیک و ... واژه‌های خاص خود را می‌طلبند. این اتفاق کم نیفتاده و بارها اتفاق افتاده است."

مدیر دوبلاژ مجموعه "مدار صفر درجه" ادامه داد: "مجموعه "ناوارو" خیلی از قسمت‌هایش غیرقابل پخش بود، ولی ما دروغ نگفتیم و فقط آن را برای مردم قابل شنیدن کردیم. خود مسئولان پخش به این مسئله اشاره کردند. خیلی زحمت برای این کار کشیده شد و تمام اینها با عشق انجام شده، ولی ما می‌بینم در برخی مواقع که کار دوبله می‌شود یک اینسرت می‌زنند و صدا ناسینک می‌شود و افت پیدا می‌کند. بعد همه چیز را از دوبله می‌بینند. این موارد ربطی به دوبله ندارد. تمام فیلم‌ها با عشق کار شده است."

زند در ادامه افزود: "یکی از اشکال‌های بزرگ ما مترجم‌ها هستند. در یکی از جلساتی که داشتیم من به مترجم‌ها گفتم شما زبان های خارجی را خیلی خوب بلدید، اما چقدر زبان فارسی می دانید؟ مترجمان قدیم ما خیلی خوب فارسی بلد بودند و بجا از واژه‌ها استفاده می‌کردند، ولی الان این طور نیست. از یک واژه یکسان چندبار در سه خط استفاده می‌کنند. یکی خیلی عاشق کارش است و تمام این موارد را درست می‌کند، اما با این فرصتی که هست، نمی‌توان این کار را همیشه انجام داد."

وی با اشاره به اینکه تمام اتفاقات بد جای دیگری می‌افتد، گفت: "تنها اتفاق بدی که اینجا می‌افتد، این است که عادت شده کارها با عجله انجام شود. نتیجه این می‌شود که برخی عادت کرده اند تند تند حرف بزنند. یک مقدار زیادی احساسات در این فیلم‌ها از بین رفته است. این درد بزرگ دوبله است که می‌توان روی آن دست گذاشت، باید برای این مسئله فکری کرد."

زند درباره دوبله "مدار صفر درجه" هم گفت: "قرار بود سه تا چهار هنرپیشه در این مجموعه جای خودشان صحبت کنند، ولی وقتی بخش‌های خارجی کار را دیدم، فهمیدم از خیلی دوستان و گویندگان حرفه‌ای می‌توانم استفاده کنم و هنرپیشه‌هایی که صدایشان قابل قبول است مثل رویا تیموریان و ... هم می توانم استفاده کنم. البته از قبل من تیموریان را می‌شناختم، ولی بعد که صدای همسرشان مسعود رایگان را هم شنیدم، احساس کردم برای کار مناسب است و بعد از تست هم جواب داد."

وی افزود: "لعیا زنگنه خیلی دوست داشت جای خودش صحبت کند،‌ وقتی حس او را در کار دیدم، گفتم چرا از او استفاده نکنم و من از صداهای متنوع دوبلورها و هنرپیشه‌ها استفاده کردم. در اتاق دوبله هنرپیشه‌هایی که قبول شدند، با آنها خیلی کار شد تا به نتیجه مطلوب رسیدیم و هر چه جلوتر رفت بهتر هم شد. پنج زبان را در این مجموعه با حساسیت‌های حسن فتحی به حدی کار کرده‌ایم تا فارسی شود و به یک نتیجه خوب برسیم."

در ادامه نشست نقد و بررسی دوبله در مهر کیکاووس یاکیده درباره وضعیت دوبله گفت: "ترجمه در ادبیات ضرورت دارد. همان قدر که ترجمه در مرزهایی ناتوان می‌ماند مثل شعر، دوبله هم در جاهایی ناتوان است. ما درباره یک اثر هنری صحبت می‌کنیم. وقتی در یک قطعه موسیقی یک نت اشتباه بزنید، نمره شما صفر است، 19 نیست. وقتی اولین مشکل پدیده‌‌ای هنری مثل دوبله را پیدا کنید، نمره آن دوبله صفر است. حال می‌خواهد مشکل صدا، ویرایش، گوینده یا هر چیز دیگر باشد. به هر طرف که بروید به آبادی نخواهید رسید."

وی در ادامه افزود: "به نظرم هر فیلمی که بیاید و قابلیت این را داشته باشد که قیچی بخورد، صاحب ارزش نیست. چون به یک اثر خوب نمی‌توان دست زد. اولین نشانه این است. به محض اینکه دست می‌زنید فاقد ارزش است. حال می‌خواهیم ترجمه کنیم، دوبله کنیم، دست صدابردار بسپریم و ... شرایط مناسب نیست. من اگر کارمند باشم دیگر نمی‌توانم پشت میکروفن صحبت کنم. تمام توان من این است که کارمند نیستم. باید رهایی باشد و اگر به این مطلب هم بپردازیم، باز هم به هیچ جا نمی‌رسیم."

زهره شکوفنده با اشاره به اینکه مردم باید صدای گویندگان را بشنوند نه چهره ها را بشناسند، گفت: "الان 52 سال است مردم صدای من را می‌شنوند و از پنج سالگی وارد این حرفه شده‌ام. مردم این صدا را دوست دارند و وقتی این صدا را از پزشک دهکده می‌شنوند، دوست دارند و لذت می‌برند، اما وقتی مردم چهره ما را ببینند، وقتی فیلم را تماشا می‌کنند ناخودآگاه به یاد من می‌افتند و دیگر این جذابیت را برای آنها ندارد."

منوچهر زنده‌دل با اشاره به دوران طلایی دوبله گفت: "بخشی از این مسئله به سانسور برمی‌گردد. اگر فیلمی در آن موقع به نظر شما خوب بود، برای اینکه سانسورها کمتر بود. الان هم در دنیا فیلم‌های خوب ساخته می‌شود، ولی آنها برای جامعه خود فیلم را می‌سازند. آنها نمی‌آیند فیلمی سفارشی برای ما بسازند. در فیلم‌های فارسی مثلث عشقی می‌بینیم، ولی در فیلم‌های آمریکایی این موارد حذف می‌شود و مقصر این دوبلورها نیستند."

وی خاطرنشان ساخت: "در دوبله یک فیلم فقط یک گوینده نیست، بلکه ترجمه، ویراستار، صدابردار، بخش فنی و ... مسئول است. همه بخش فنی فیلم را رها می‌کنند. حال یک فیلم خیلی خوبی ساخته می‌شود و موسیقی خیلی خوبی هم دارد. به عنوان نمونه "پدرخوانده" فیلم مطرحی است، حال نمی‌توانند از باند بین‌المللی استفاده کنند، آهنگ اکسیژن را برای این فیلم می‌گذارند. یا برخی مواقع مواردی حذف می‌شود که اصلاً ضرورتی ندارد. به نظرم اگر قرار است دوبله نقد شود، باید تمام عوامل را در نظر گرفت و تنها گویندگان را مقصر قلمداد نکنیم."

رضا آفتابی ، دوبلور جوان، درباره مشکلات دوبله گفت: "من در این باره یک صورت دیگر را هم می‌بینم. آیا شما به عنوان یک خبرنگار به یک دوبله خوب پرداخته اید؟ آیا بعد از انقلاب دوبله‌هایی خوبی که انجام شد، شما سراغ آن رفتنید و نقد کردید؟ ما همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینیم. آیا فیلم "جی اف کی" دوبله بدی داشت؟ خسرو خسروشاهی چهار روز برای دوبله این فیلم زحمت کشید. آیا شما به دوبله این فیلم توجه کردید؟"

وی در ادامه افزود: "بهرام زند ، منوچهر اسماعیلی ، زهره شکوفنده و دیگر بزرگان و حتی جوانان بعد از انقلاب فیلم‌های خوبی دوبله نکرده‌اند؟ من خیلی کم دیده‌ام از کار خوب تعریف کنند. همه به تشویق نیاز دارند. آیا نقد خوب کرده‌ایم که حالا نقد بد کنیم؟"

افشین زینوری با اشاره به دوبله "شرلوک هلمز" گفت: "بعد از 10 تا 12 سال مجموعه "شرلوک هلمز" پخش می‌شود و امروز شاید به جرات باید بگوییم بیشترین تماس‌های تلفنی را برای دوبله خوب این مجموعه داشتیم. بعد از انقلاب هم دوبله خوب داشتیم. سریال‌های فارسی مثل "مدار صفر درجه" که آقای زند خیلی زحمت کشیدند. کار طاقت فرسایی است. البته من در این مجموعه صحبت نکرده‌ام، ولی اطلاع دارم هشت تا 9 ماه برای دوبله این کار زحمت کشیده شده است."

این دوبلور جوان ادامه داد: "باید برای دوبله فرهنگ سازی کنیم و تنها دوبلورها برای دوبله یک فیلم نیستند و بخش‌های متفاوتی را باید در نظر بگیرند. جدا از فیلم‌های آمریکایی، فیلم‌های آسیایی مورد توجه مردم قرار گرفته. به عنوان نمونه مجموعه "جواهری در قصر" به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده مورد استقبال مردم قرار گرفته، حتی یک یا دو بار که گویندگان برای این مجموعه نتوانستند بیاند و گویندگان دیگری صحبت کردند، مردم تماس‌های زیادی گرفتند و به گوش مدیران هم رسیده بود."

شروین قطعه‌ای هم در ادامه این نشست گفت: "برای اولین بار آقای ضرغامی از دو دوبلور پیشکسوت احمد رسولزاده و پرویز بهرام به عنوان صدای ماندگار تقدیر کردند که جای تشکر دارد. در جشنواره فجر هم بچه‌های دوبله فراموش شدند. درباره آقای بزرگی نباید زود قضاوت کرد، چرا که او اسماً کار خود را شروع کرده و هنوز عملا اتفاقی نیفتاده است."

وی خاطرنشان ساخت: "اما با صحبت‌هایی که با آقای بزرگی داشتیم، ایشان برنامه‌های خوبی دارد و مطالعه خوبی هم درباره واحد دوبلاژ در سال‌های گذشته کرده است. روی ترجمه خیلی تاکید دارد و در حال حاضر از حسین شایگان که از مترجمان خوب است، استفاده می‌کند. سال قبل هم برای گسترش مدیریت دوبلاژ برای جوانان دوبلور که 10 تا 15 سال سابقه داشتند، دوره‌ای گذاشته شد. من به همه چیز خوشبینم و امیدوارم شرایط بهتر شود."

گویندگان قدیمی با عشق کار می‌کردند

زهره شکوفنده در نشست نقد و بررسی وضعیت دوبله در خبرگزاری مهر به عشقی اشاره کرد که گویندگان قدیمی در کار داشتند، ولی این عشق نقشی کمرنگتر در کار برخی کارآموزان جوان دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، شکوفنده درباره گویندگان تازه وارد به حرفه دوبله گفت: "این عشقی که ما برای یادگیری کار دوبله داشتیم و با علاقه زیاد کار را دنبال می‌کردیم، برخی تازه‌ واردها این عشق را ندارند، اما برعکس بعضی جوانان عشق در کارشان دیده می‌شود. هر سال هم تلویزیون تست می‌گیرد و عده‌ای بعد از گذراندن دوره کار خود را شروع می‌کنند. بعد هم گله می‌کنند چرا درجه ما کم است، ولی علاقه لازم را ندارند. کسی که می‌خواهد دوبله یاد بگیرد باید با تمام عشق کار کند. اگر به فکر این باشم که کار خوب ارائه دهم، مسلماً دوبله خوبی هم خواهد شد."

ناهید امیریان ، گوینده کارتون‌هایی چون "هاچ زنبور عسل"، "پینوکیو" و ... در این نشست درباره مشکلات دوبله کارتون‌ها گفت: "در کارهای کودک مشکلات زیادی داریم و دست ما باز نیست. کودک بهترین مسائل را در کودکی و از تلویزیون یاد می‌گیرد و باید کلمات فارسی، رفتارهای اجتماعی و ... را از این طریق به او آموزش دهیم، ولی دست ما بسته است و نمی‌توانیم کاری که دوست داریم انجام دهیم."


وی در ادامه افزود: "تا به حال چند بار مشکلات را به آقای بزرگی گفته‌ام. کسانی که برای ویرایش نشسته‌اند، معلومات‌شان کم است یا متناسب نیست. ما تجربه زیادی داریم. آنها می‌توانند از ما هم مشورت بگیرند که چرا برخی کلمات را بدون دلیل حذف می‌کنند. کار کودک خیلی حساس است و متفاوت از مجموعه‌های تاریخی و نمایشی است، ولی به کار کودک بها داده نمی‌شود."

مدیر دوبلاژ کارتون اشاره کرد: "دوبله کارتون‌های الان با گذشته متفاوت است. ما نمی‌توانیم هیچ وقت پینوکیویی که ژاله علو 37 سال پیش دوبله کرد را با کارتون‌های الان مقایسه کنیم، چرا که گویندگان سابق نیستند و الان هم سرعت در دوبله از کیفیت کار کم کرده، اما می‌توان سعی کرد اگر در آن زمان 90 درصد دوبله کارتون خوب بود، الان تا حدود 70 درصد باشد، ولی باید دست ما باز باشد."

محمدعلی جان پناه ، دوبلور جوان، در این باره گفت: "الان هم کارتون‌هایی با کیفیت همان موقع از والت دیسنی هست، اما اجازه پخش ندارد، اما می‌بینیم این کارتون‌ها غیرقانونی دوبله می‌شود، در حالی که انجمن گویندگان کارتون‌هایی که مجوز و رایت نداشته باشند را دوبله نمی‌کنند، چرا که این کار غیرقانونی است، اما گروههایی هستند که کار غیر قانونی را دوبله می‌کنند و متاسفانه تلویزیون هم آنها را پخش می‌کند."

منوچهر زنده‌دل هم اشاره کرد: "وضعیتی که برای دوبله کارهای داستانی وجود دارد، درباره کارهای کودک هم صدق پیدا می‌کند. ما هر انیمیشنی را مجاز نیستیم دوبله کنیم. ما معتقدیم فیلم باید کپی رایت داشته و به لحاظ قانونی مشکلی نداشته باشد. در سریال‌های ایرانی هر حرف بدی را می‌توانند بزنند، ولی در فیلم‌های خارجی این طور نیست. اگر تلویزیون کارهای خوب کودک را خریداری کند، گویندگان هم توانایی دارند کارتون را خیلی خوب دوبله کنند."

علیرضا منصوری راد درباره دوبله مستند‌های ورزشی در شبکه تهران و ترجمه‌های بد برخی از آنها گفت: "ترجمه مشکل دارد. من بارها گفته‌ام تشکیلات دوبلاژ تلویزیون باید با دانشگاه و مراکز علمی مرتبط باشد. باید با اساتید دانشگاه در رشته‌هایی چون جامعه‌شناسی، زبان و ... ارتباط تنگاتنگ وجود داشته باشد. بخش دوبلاژ تلویزیون مشکلاتی دارد و اگر کسی بر مبنای آشنا بودن به دوبلاژ بیاید، مسلماً مشکلات زیادی به همراه دارد."

وی ادامه داد: "اخیراً شبکه یک سیما کار خوبی انجام داده و مهندس شایگان را آوردند و به عنوان مسئول مترجمان گذاشتند. مترجمان خیلی خوبی بودند که کنار گذاشته شدند و باید از آنها دعوت کنند. به هر صورت معضل ترجمه دامنگیر ماست. همان طور که بهرام زند اشاره کرد یک بخشی از کار را با انرژی جلو می‌روید، وقتی ویراستاران مشکلات زیادی در ویرایش دارند، شما تا یک زمانی می‌توانید وقت و انرژی برای درست کردن متن بگذارید و بیش از آن امکانپذیر نیست."

ممدوح درباره اینکه انجمن گویندگان برای آموزش گویندگان جوان چه کرده گفت: "ما وقتی وارد این حرفه شدیم، آموزش ندیدیم، در کار تئاتر بودیم. من خودم وقتی وارد این حرفه شدم، نشستم کنار آقای کاملی تا ببینم ایشان چطور گویندگی می‌کنند. به این ترتیب من هم شروع به گویندگی کردم. در حال حاضر انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم با همکاری واحد دوبلاژ سیما کلاس‌هایی برگزار می‌کند و بعد از اینکه در تست قبول شدند، دوره‌هایی را طی می‌کنند و بعد وارد حرفه گویندگی می‌شوند."

اسماعیلی درباره میزان رضایت خود از نسل جوان گوینده اشاره کرد: "از بعضی از آنها راضی هستم، چرا که فراتر از انتظارم هستند، ولی هراس من از انحراف نپرداختن به علاقه و جمع و تفریق کردن‌های بی‌مورد است. سرمایه اصلی ما علاقه است و بعد از آن صدا تولید شد. الان برعکس شده،‌ اول صداست و بعد علاقه. نباید افکار انحرافی به خود راه بدهیم. در کار ما از پادگان گشادتر است، اما استعدادی نیست یا استعدادی هست که دور از دسترس است. این کار قانون ندارد. ممکن است شرایطی داشته باشد، ولی باید عشق و علاقه باشد."

وی درباره اینکه آیا اعتقاد دارد هر صدایی به درد کار دوبله می‌خورد یا نه، گفت: "درباره این مسئله فکر نکردم، من می‌گویم هر چیزی که پشت سرش عشق و تصمیم باشد، موفق می‌شود و تردید ندارم. هر صدایی به درد هر کاری نمی‌خورد، بستگی به خود کار دارد."

zeus
27-08-2007, 04:40
دوبله هرگز نمی‌میرد / دوبله را به دست اهالی دوبله بسپارید

نشست نقد و بررسی دوبله در خبرگزاری مهر با سخنان منوچهر اسماعیلی آغاز شد و به پایان رسید؛ جایی که او خواست دوبله را به دست اهالی دوبله بسپارند و با چشمانی اشکبار اعلام کرد تا عشق در گویندگان هست، دوبله هرگز نمی‌میرد.
به گزارش خبرنگار مهر، ناصر نظامی در بخشی دیگر از نشست نقد و بررسی دوبله در مهر گفت: "اگر صنف گویندگان را هیچ چیز تهدید نمی کرد، مسلماً مشکلی هم برای ما پیش نمی‌آمد. تهدیدها را باید رفع کرد. ما با درست کردن صنف خودمان می‌توانیم این تهدیدها را از بین ببریم و این درست شدن اوضاع یک بحث درون صنفی است."


منوچهر زنده دل خاطرنشان ساخت: "گاهی اوقات رقابت ناسالمی بین شبکه‌ها به وجود می‌آید. به عنوان نمونه مسابقه‌ای بین شبکه سه و تهران بود که فیلم "ماموریت غیرممکن 3" را زودتر دوبله کنند و به پخش برسانند. دو دوبله مختلف و به فاصله یک روز از هم پخش کردند. دلیل این مسئله چیست؟ آیا رقابت بین شبکه‌ها باید به دوبله لطمه بزند؟ اگر کسی برایش کیفیت مهم باشد، مسلماً کار بهتر انجام می‌شود."

وی با اشاره به تعداد زیاد جوانان گوینده گفت: "برخلاف اینکه انجمن گویندگان را متهم به این می‌کنند که درها را بسته‌ایم، این طور نیست، ولی اگر هدف خدمت به مردم باشد، باید به کیفیت اهمیت داد و در این صورت باید معیارها متفاوت باشد، اما اگر بخواهیم صرفه‌جویی کنیم، به یکسری جوان ظلم می‌کنیم که در این کار به جایی نمی‌رسند و به لحاظ عشقی و کاری هم ارضا نمی‌شوند."

امیر عطرچی در ادامه این نشست درباره اینکه شرایط مناسبی برای کار ما فراهم نمی‌شود، گفت: "هر سال دولت با توجه به تورم مقداری به حقوق کارمندان و کارگران اضافه می‌کند، بخش خصوصی هم با توجه به میزان تورم همین کار را می‌کند، اما درباره گویندگان این طور نیست، مبلغ ناچیزی به دستمزد آنها اضافه می‌شود که متاسفانه اکثراً به فراموشی سپرده می‌شود و دستمزد دوبلورها هر چند سال یکبار بالا می‌رود."

کیکاووس یاکیده هم گفت: "اگر کسی بدون وجدان کاری فیلمی را دوبله می‌کند به این دلیل بوده که اگر کسانی با وجدان، عشق و علاقه کار را به نحو مطلوب انجام دادند، نه تشویق شدند نه حمایت، چرا که اگر بخواهیم کار درستی انجام دهیم، نیاز به امکانات بیشتری داریم. حال این امکانات ممکن است زمان، مترجم، مادیات و ... باشد. وقتی سپاسگزاری نمی‌شود، این مشکلات به وجود می‌آید. کیفیت و نظارت خیلی موثر است. باید نظارت وجود داشته باشد. اما اینکه چه کسی نظارت کند، مسئله مهمی است."

علیرضا منصوری راد با اشاره به اینکه بحث نظارت کیفی و تمرکز تداخل پیدا کرده، گفت: "ما تلاش می‌کنیم که یک تشکیلات نظارت کیفی همیشه بر دوبله نظارت داشته باشد. کمیته فنی امور دوبلاژ تشکیل و افراد آن معرفی شده اند و کار را در این مسیر قرار داده تا به نوعی اظهار نظراتی که درباره دوبله در تمام بخش‌ها می‌شود، از وجود افراد کمیته فنی استفاده شود، مسلماً به نتایج مطلوبی ختم می‌شود."

ناصر نظامی در این نشست اشاره کرد: "انجمن ما علاقمند است با رسانه‌ها همکاری صمیمانه داشته باشد که تا به حال نه شما با ما داشید و نه ما با شما. بیایید از همین جا شروع کنیم. عیب‌ها و حسن‌ها را بگویید. وقتی انتقادها را بشنویم، مسلماً نمی‌توانیم بی خیال از این موضوع رد شود. دوست داریم همکاری صمیمانه‌ای با مجلات و روزنامه‌ها داشته باشیم، حتی یک صفحه باز کنید که نظر مردم را درباره دوبله فیلم‌ها بپرسید، مسلماً در کار ما خیلی موثر است."

بهرام زند با اشاره به سیاست‌های پنهان گفت: "سال‌ها سعی شد این حرفه از بدنه سینما جدا شود و دیده نشود. شما هر چیزی را در سینما می‌بینید غیر از دوبله. سال‌هاست دوبله مهجور باقی مانده و در جشنواره‌ها هم دیده نمی‌شود. در حالی که اگر به این حرفه نگاه کنیم، می‌بینیم کار مهمی است. من اگر 50 سال از عمرم به لحاظ فیزیکی گذشته، اما صد سال به لحاظ روحی خرج کردم و آن هم مربوط به حس‌هایی است که برای این کار گذاشتم."

وی در ادامه افزود: "چرا باید الان با کوچکترین صدا اذیت شوم؟ یا با کوچکترین چیز اینقدر حساس باشم که من مرد گنده باید گریه‌ام بگیرد؟ حس زیادی خرج کردم، اما کسی متوجه نمی‌شود، مگر کسی که در این حرفه باشد، ولی هنوز به این حرفه عشق می‌ورزم. از انگلستان دوستداران شرلوک هلمز برای من هدیه فرستادند، ولی در مملکت خودمان این طور می‌شود."

منوچهر اسماعیلی در پایان نشست در حالی که به شدت منقلب شده بود گفت: "واقعاً از تمام بچه‌هایی که در این نشست حضور دارند، ممنونم. ما عمری که در این جماعت صرف کردیم بیشتر از زمانی بود که در کنار خانواده‌مان بودیم و مشکلات و مسائلی که به عناوین مختلف مطرح شد، شاید بخش ناچیزی از ناگفته هاست. ما داریم بار مسئولیت 200 نفر را هم می‌کشیم. مطالب روشن بیان شد و انتظار ما پاسخ مثبت است. تا زمانی که این عشق هست، دوبله هرگز نخواهد مرد."

zeus
27-08-2007, 04:40
گویندگان نگران آینده حرفه‌‌ای خود هستند

کیکاووس یاکیده در بخشی دیگر از نشست دوبله در خبرگزاری مهر با انتقاد از افزایش بی‌رویه تعداد گویندگان و کمبود کار برای همه، ادامه این روند را به معنی خانه‌نشین شدن عده‌ای و از بین رفتن امنیت شغلی برای گویندگان دانست.
به گزارش خبرنگار مهر، یاکیده در این باره گفت: "من افسوس روزهای جوانی‌ ام را می‌خورم. من 40 سال دارم و بهترین سال‌های زندگی ام را در این رشته گذاشته‌ام. مسئله‌ای که در طول این سال‌ها اتفاق می‌افتد، مدیریت و سیاستگذاری نادرست در عرصه دوبله است. وقتی 50 گوینده به این مجموعه که قابلیت ندارد اضافه کنید چه اتفاقی می‌افتد، مسلماً عده‌ای خانه‌نشین می‌شوند و اختلاف داخلی پیش می‌آید. به همین دلیل گویندگان نگران حرفه‌شان هستند. بعد این زخم پشت میکروفن می‌آید و به تمام ایران سرایت می‌کند."

ناصر نظامی در ادامه درباره اینکه آیا هر صدایی به درد کار دوبله می‌خورد یا نه گفت: "همه نوع صدا به درد دوبله می‌خورد، برای اینکه همه نوع آدم در یک اجتماع و فیلم هستند، اما نکته ای که می گویند و آن اینکه ما فعلاً صدای خاص می‌خواهیم. ما همه جور گوینده جوان داریم و بسیار هم گویندگان خوبی هستند. آقای مقبلی صدای قشنگی نداشت، ولی وقتی گویندگی می‌کرد، من رل‌ام از یادم می‌رفت. این صدا صدای خاص است. وگرنه ما همه نوع صدا در دوبله لازم داریم."

ممدوح در این باره گفت: "به نظر من هر صدایی به درد کار دوبله می‌خورد، غیر از صداهایی که لهجه دارد. اگر صدایی لهجه نداشته باشد، می‌تواند گوینده فیلم شود، اما این مسئله بستگی به آن استعداد، توان، عشق و علاقه دارد. از صداهای خاص بیشتر استفاده می‌شود. یعنی اگر یک نفر صدای معمولی داشته باشد در حاشیه قرار می‌گیرد. الان هم معتقدم برای حدود 200 گوینده چه در تلویزیون یا در بخش خصوصی کار نداریم."

وی خاطرنشان ساخت: "به همین دلیل الان دنبال صداهای خاص هستیم. برای اینکه کسانی که به تلویزیون مراجعه می‌کنند، کمتر شوند و تنها کسانی مراجعه کنند که صداهای خاص دارند تا اگر خواستیم تستی بگیریم صدای خاص داشته باشیم، نه اینکه صدای در حاشیه تحویل دهیم، چرا که صدای حاشیه‌ای داریم."

منوچهر زنده‌دل در این باره توضیح داد: "صدای خاص تعریف خودش را دارد. من فکر می‌کنم این اتفاق در نسل‌های قدیم افتاده است. استعداد است که گوینده را نگه می‌دارد. رل‌هایی که مقبلی گفته در ذهن ما مانده است، حتی وقتی درباره فیلم‌های فارسی صحبت می‌شود، ادای صدای دوبلور را درمی‌آورند و این نهایت استعداد گوینده است که بیننده آن را باور می‌کند."

بهرام زند اشاره کرد: "ما صداهایی را از دست داده‌ایم و از این لحاظ دچار فقر هستیم و این واقعیت است. یک صداهایی هم انبوه داریم که ممکن است کار به اندازه آنها نباشد. ممکن است شما به اندازه دو صفحه حرف بزنید، ولی تاثیر نداشته باشد و برعکس کسی یک کلمه بگوید، اما به لحاظ حس و نوع اجرا به حد زیادی تاثیرگذار باشد."

شکوفنده درباره توزیع کارهای دوبله گفت: "مسئولان دوبلاژ باید تمام فیلم‌ها را از صبح تا شب ببینند و بدانند کدام فیلم یا مجموعه در حد توان کدام مدیر دوبلاژ است و به او تحویل داده شود. ساماندهی این کار به هم ریخته است. به عنوان نمونه سری اول مجموعه دست یک مدیر دوبلاژ است و به دلیل اینکه نمی‌دانند سری قبل را چه کسی دوبله کرده، سری دوم را به دست فرد دیگری می‌دهند. پس آن کسی که آنجا نشسته، وظیفه‌اش چیست؟ مسئولان باید ساماندهی را شروع کنند و به جای انجام دادن کارهای حاشیه‌ای وظیفه خود را انجام دهند."

رضا آفتابی در ادامه نشست اشاره کرد: "من به عنوان یک جوانی که پنج سال است وارد سازمان صدا و سیما برای حرفه دوبله شده ام، به آینده شغلی خودم خوش بین نیستم. خود سازمان صدا و سیما به عنوان متولی بزرگ این کار به گونه‌ای برخورد می‌کند که من امنیت شغلی برای خودم نمی‌بینم. چرا پراکندگی وجود دارد؟ چرا افکار مسئولان صدا و سیما با هم متفاوت است؟ من را خود تلویزیون آورده، ولی به خاطر اتفاقاتی که در سازمان می‌افتد، نگرانم."

امیر عطرچی در این باره توضیح داد: "نبود امنیت شغلی فقط شامل حال نسل جوان گویندگان نمی‌شود و در ارتباط با نسل‌های گذشته هم صدق پیدا می‌کند. قدیمی‌ها هم امیدی ندارند که آیا هفته دیگر کاری می‌توانند انجام دهند یا نه. آقای اسماعیلی در اوج قله گویندگان قرار دارد، ولی آیا تضمینی برای آینده وجود دارد؟ آقای یاکیده از کسانی است که در میان نسل جدید استعداد خوبی دارد و الان استاد است، اما او در یک ماه چند تا کار انجام می‌دهد. چرا آینده ما مبهم است؟"

بهرام زند در ادامه این نشست درباره متمرکز بودن دوبله گفت: "قسمت اعظم دوبله در تلویزیون انجام می‌شود، اما مدیان شبکه‌های مختلف با سلایق متفاوت عمل و هر کدام فکر می‌کنند اشراف زیادی در این باره دارند. فیلم‌ها درست خریداری نمی‌شود. هر شبکه مستقل کار می‌کند و یک رقابت درست وجود ندارد."

وی در ادامه افزود: "وقتی زحمتی برای خرید، دوبله و ... کشیده می‌شود. بنابراین باید در یک زمان بهتر پخش شود تا مردم نهایت استفاده را ببرند. شاید برخی دوبله‌های بد از اینجا ناشی می‌شود، اما اگر یک تفکر اساسی وجود داشته باشد و به درستی نظارت شود، مسلماً این مشکلات به وجود نمی‌آید. در حال حاضر سلیقه‌های مختلفی در شبکه‌ها وجود دارد."

زند خاطرنشان ساخت: " از سوی دیگر یک فیلمی که در یک شبکه پخش شده و چند میلیون نفر آن را دیدند، اما وقتی به شبکه نمایش خانگی می‌رود، از طرف وزارت ارشاد پروانه نمی‌گیرد. این چندگانگی سلیقه را چگونه می‌توان تعریف کرد؟ وقتی تفکرات مختلف وجود دارد، این اتفاقات هم برای دوبله می‌افتد. به نظر من شبکه‌های مختلف باید سفارش دهنده باشند و دوبله زیر نظر امور دوبلاژ سیما انجام شود."

mrbayat
07-09-2007, 04:16
با تشکر از مهرداد عزیز
واقعاً تاپیک بسیار زیبا ، خاطره انگیز ، پر محتوا و جامع و کاملی بود بسیار ممنون وسپاسگذارم
خیلی عالی بود
موفق و موید باشی

zeus
11-09-2007, 13:08
فیلم سینمایی "مجرم به پندار" دوبله شد

فیلم سینمایی "مجرم به پندار" به مدیریت دوبلاژ امیرهوشنگ زند برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله شده است.

در دوبله فیلم سینمایی "مجرم به پندار" گویندگانی چون شروین قطعه‌ای، زاهدی، علیرضا باشکندی و ... همکاری داشتند. آروین وینکلر سال 1991 این فیلم را در ژانر درام بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش ساخت.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/292102_orig.jpg
در این فیلم 101 دقیقه‌ای رابرت دنیرو، آنت بنینگ، جرج آونت، پاتریشا وتیگ، سام وانامیکر، لوک ادواردز، کریس کوپر و بن پیاتزا به ایفای نقش پرداختند. "مجرم به پندار" نخستین بار 15 مارس 1991 در آمریکا اکران شد و داستان آن درباره کارگردان موفق هالیوودی است که می‌خواهد فیلمی برای فاکس قرن بیستم بسازد. او به یک مهمانی در خانه دوست فیلمنامه‌نویسش می‌رود. اما مهمانی بر سر مسئله شهادت در کمیته بررسی فعالیت‌های ضدآمریکایی به هم می‌ریزد.
فیلم سینمایی "مردان دریایی" محصول ژاپن به مدیریت دوبلاژ شروین قطعه‌ای هفته آینده برای گروه تامین برنامه شبکه دو سیما دوبله می‌شود و برای دوبله آن گویندگانی چون علیرضا باشکندی، سنجری، محمدعلی دیباج، کتایون اعظمی و ... همکاری می‌کنند.
فیلم "سلطان کوهستان" هم محصول ایتالیا به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده دوبله شده است. برای دوبله این فیلم منوچهر والی‌زاده، امیر عطرچی، شروین قطعه‌ای و ... حضور داشتند. داستان این فیلم درباره مسابقات دوچرخه‌سواری در ایتالیاست


مهر

zeus
11-09-2007, 13:10
"مرداب" برای سینما و ماوراء دوبله شد

فیلم سینمایی "مرداب" به مدیریت شهلا ناظریان برای پخش از سینما و ماوراء دوبله شده است.

در دوبله فیلم سینمایی "مرداب" گویندگانی چون حسین عرفانی، افسانه پوستی، افشین زینوری، محمدرضا مومنی، زویا خلیل آذر، ناصر نظامی، تورج نصر و ... حضور داشته اند. این فیلم را جردن بارکر سال 2006 بر مبنای فیلمنامه‌ای از مایکل استوکز در ژانر تریلر و ترسناک ساخته است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/292142_orig.jpg
این فیلم محصول کانادا است و گابریل نوار، جاستین لوئیس، فورست ویتکر، ویلیام کودی و جو دینیکر در آن بازی کرده اند. داستان "مرداب" درباره زنی جوان است که برای کودکان قصه می‌نویسد. او با اینکه موفق است، ولی همیشه استرس دارد. پس تصمیم می‌گیرد برای نوشتن رمان به حومه شهر برود، ولی درگیر ماجرای مرموز و ماورایی می‌شود.
فیلم سینمایی "قطار زیرزمینی" محصول کره جنوبی هم به مدیریت دوبلاژ حمید منوچهری برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله شد. برای دوبله این فیلم گویندگانی چون سعید مظفری، وحید منوچهری، سهیلا گلستانی، کریم بیانی، محمدعلی جان‌پناه، امیر حکیمی، حسن کاخی، مجید صیادی، علی‌اصغر رضایی نیک، کورش فهیمی، آبتین ممدوح، مهسا عرفانی، میرطاهر مظلومی، امیر منوچهری و شهرداد بانکی حضور داشتند. داستان این فیلم درباره گروگانگیری تعدادی مسافر قطار است.
فیلم سینمایی "شب‌های دالاگاتا" به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. برای دوبله این فیلم منوچهر والی‌زاده، علیرضا منصوری راد، علی اصغر رضایی نیک، امیر عطرچی، امیر منوچهری، محمدعلی جان پناه، ابراهیم شفیعی، نسیم رضاخانی، کتایون اعظمی، میرطاهر مظلومی، مهرخ افضلی، سمیه موسوی، شایان شام بیاتی و مهناز عیوض آبادیان حضور داشتند.


مهر

zeus
13-09-2007, 14:13
انیمیشن "ملاقات با خانواده رابینسون" دوبله شد


انیمیشن "ملاقات با خانواده رابینسن" به مدیریت دوبلاژ مهرداد رئیسی در انجمن گویندگان جوان دوبله شده است. در دوبله این انیمیشن گویندگانی چون آنیتا قالیچی، آرزو آفری، حامد عزیزی، اعظم چوبدار، محمدرضا علیمردانی، وحید رونقی، حامد مدرس، احسان مهدی، سلیمه قطبی، ندا آسمانی، مینا مومنی، مرجانه فشنگچی، دیانوش آصف، امین قاضی و مهدی میرزازاده حضور داشتند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/292542_orig.jpg
انیمیشن "ملاقات با خانواده رابینسن" سال 2007 به کارگردانی استفن جی اندرسن بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش، جان برنستین، ناتان گرنو، اورین ردسن و میشل بوشینه ساخته شده است. صداپیشگان این انیمیشن آنجلا بست، دانیل هانسن، جردن فرای، ماتیو جاستن و تام سلک هستند.
فروش جهانی این انیمیشن 102 دقیقه‌ای، 153 میلیون دلار بود. "ملاقات با خانواده رابینسن" درباره لوئیس، پسربچه ای یتیم است که خیلی دوست دارد بداند مادرش چه شکلی است، برای همین دستگاهی اختراع می‌کند تا خاطراتش را با مادرش به یاد آورد.

zeus
18-09-2007, 15:19
فیلم "روزهای افتخار" دوبله شد

فیلم سینمایی "روزهای افتخار" به مدیریت دوبلاژ حسین خدادادبیگی برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله شده است.

فیلم سینمایی "روزهای افتخار" با همکاری گویندگانی چون علیرضا باشکندی، تورج مهرزادیان، رضا آفتابی، کریم بیانی، ابراهیم شفیعی، حسین نورعلی، امیر عطرچی، نارد کی‌مرام، محمدعلی جان پناه، امیر منوچهری، علی منانی، شهراد بانکی و ... دوبله شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/01/246244_orig.jpg
این فیلم را رشید بوغریب سال 2006 بر مبنای فیلمنامه خودش و اولیویه لورل در 128 دقیقه‌ ساخته و جمیل دبوزی، سامی ناصری، رشدی زم، برنارد بلانکام و سام بواجیلا در آن بازی کرده‌اند. "روزهای افتخار" محصول مشترک الجزایر، فرانسه، مراکش و بلژیک است و با درجه R (به دلیل خشونت) اکران شد. این فیلم با هزینه‌ای معادل 4/14 میلیون یورو ساخته شد.
داستان "روزهای افتخار" در جریان جنگ جهانی دوم و دوران اشغال فرانسه توسط نازی‌ها می‌گذرد که تعداد زیادی از سربازهای عرب شامل الجزایری‌ها، تونسی‌ها و مراکشی‌ها در ارتش فرانسه خدمت می‌کردند و نقش مهمی در آزادی فرانسه داشتند. این فیلم داستان به خدمت گرفتن این سربازان و مشارکت آنها را در نبردهای ایتالیا و جنوب فرانسه را نشان می‌دهد.
فیلم "روزهای افتخار" جایزه سزار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را از آن خود کرد و گروه بازیگران این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن سال 2006 را کسب کردند. سال گذشته هم یکی از نامزدهای اسکار بخش فیلم غیرانگلیسی زبان شد، اما جایزه را به فیلم آلمانی "زندگی دیگران" واگذار کرد.
رشید بوغریب متولد سال 1953 پاریس، ولی تبار الجزایری دارد. او از دهه 1980 کار خود را با فیلم‌های کوتاه شروع کرد. از جمله فیلم‌های او می‌توان به "غبار زندگی" 1995 و "سنگال کوچک" سال 2001 اشاره کرد. منتقدان از "روزهای افتخار" به عنوان "نجات سرباز رایان" که داستان آن در آفریقای شمالی می‌گذرد، یاد کرده اند.

مهر

zeus
20-09-2007, 00:07
فیلم "ارباب لوبیاها" دوبله شد

انیمیشن "ارباب لوبیاها" که روایتی طنز از داستان مشهور "ارباب حلقه‌ها"ست، به مدیریت دوبلاژ وحید رونقی در انجمن گویندگان جوان دوبله شد.

انیمیشن سینمایی "ارباب لوبیاها" با همکاری گویندگانی چون آرزو آفری، حامد عزیزی، محمدرضا صولتی، حامد مدرس، احسان مهدی، امین قاضی، محمدرضا صولتی، کیوان صادقی یگانه، علیرضا طاهری، مهدی ثانی‌خانی و محمدرضا علیمردانی دوبله شده و کتایون واثقی مترجم آن بوده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/294147_orig.jpg
این انیمیشن کمدی تلویزیونی با نام اصلی "داستان گیاهان: ارباب لوبیاها" سال 2005 به کارگردانی مایک ناوروکی و نویسندگی فیل ویشر ساخته شده و لیزا ویشر، جو اسپادافور و تیم هاج صداپیشگان آن هستند. "ارباب لوبیاها" محصول مشترک کانادا و آمریکا به مدت 51 دقیقه و ماجرای پسری است که به دنبال راه صحیح استفاده از هدیه‌ای که دریافت کرده، می گردد.
بیل بوی عموی توتو عازم سفر می‌شود و همه دار و ندارش از جمله یک لوبیای اسرارآمیز را به توتو می‌بخشد. توتو تصمیم می گیرد راه استفاده صحیح از این لوبیا را بفهمد. او به همراه راندالف و دوستانش به راه می افتند تا طبق گفته ریش سفیدان جنگلِ تمشک به سرزمین غم بروند تا در آنجا توتو پاسخ سئوالش را پیدا کند.

مهر

zeus
22-09-2007, 15:20
فیلم "سگ فوتبالیست" دوبله شد

فیلم سینمایی "سگ فوتبالیست" به مدیریت دوبلاژ عباس نباتی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

فیلم سینمایی "سگ فوتبالیست" با حضور گویندگانی چون سعید مظفری، کتایون اعظمی، امیر عطرچی، رضا آفتابی، شهرزاد ثابتی، آبتین ممدوح، نادر کی‌مرام، مجتبی فتح‌اللهی، سهیلا گلستانی، محمدعلی جان پناه، امیرعباس پیام و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/294666_orig.jpg
سندی تانگ این فیلم را سال 2004 بر مبنای فیلمنامه‌ای از جان.ای. دیور ساخته است. نام اصلی این فیلم "سگ فوتبالیست: جام اروپا" و محصول آمریکاست. در فیلم سینمایی "سگ فوتبالیست" نیک موران، جیک تامس، لوری هورینگ، اسکات کلوردن و اورسن بین به ایفای نقش پرداختند. این فیلم 88 دقیقه‌ای دنباله‌ای بر فیلم 1999 "سگ فوتبالیست: فیلم" است.
داستان این فیلم درباره پسربچه‌ای است که سگی را پیدا می‌کند. او بعد از مرگ مادر پدرش را ندیده، اما فوتبال پدر و پسر را به هم نزدیک می‌کند. پدر این پسر کاپیتان یک تیم است. در یکی از مسابقات سگ این پسر وارد بازی می‌شود و آنها متوجه می‌شوند او بلد است فوتبال بازی کند.


مهر

zeus
23-09-2007, 16:30
دوبله "نابودی" برای شبکه نمایش خانگی

فیلم‌ "نابودی" با بازی راک به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.

فیلم سینمایی "نابودی" با حضور گویندگانی چون منوچهر زنده‌دل، کیکاووس یاکیده، فریبا رمضانپور، الهام جعفرنژاد و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. این فیلم محصول مشترک انگلستان، آلمان، جمهوری چک، آلمان و آمریکاست و سال 2005 به کارگردانی آندری بارت کوویاک ساخته شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/294920_orig.jpg
دیوید کالاهام و وسلی استریک فیلمنامه این اثر را بر مبنای داستانی نوشته کالاهام نوشتند. کلینت منسل موسیقی متن این فیلم را ساخته و کارل اربن، ارک، رازامند پایک، دکستر فلچر، بن دانیلز، آل ویور و ریچارد براک در آن به ایفای نقش پرداختند. داستان این فیلم 113 دقیقه‌ای در مارس سال 2046 اتفاق می‌افتد که گروهی پژوهشگر در یکی از پایگاههای موجودات فضایی بین زمین و مریخ قتل عام می‌شوند و هشت کاماندو ماموریت می‌یابند در این زمینه تحقیق کنند.
فیلم سینمایی "دور" محصول هندوستان هم به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. برای دوبله این فیلم مینو غزنوی، مریم شیرزاد، زویا خلیل‌آذر، سمیه موسوی، مینو شجاع، افشین زینوری، مهرداد ارمغان و ... حضور داشتند. داستان این فیلم درباره دو جوان هندی است که همراه هم به عربستان می‌روند. یکی از آنها به قتل می‌رسد و همسرش می‌خواهد حکم قصاص اجرا شود.


مهر

zeus
23-09-2007, 16:30
فیلم "سیرانو دوبرژراک" دوبله می‌شود

فیلم سینمایی "سیرانو دوبرژراک" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای پخش از تلویزیون دوبله می‌شود.

ژان پل راپنو سال 1990 "سیرانو دوبرژراک" را بر اساس فیلمنامه ژان کلود کاری‌یر و راپنو ساخت و ژان کلود پتی سازنده موسیقی متن آن بود. در این فیلم 138 دقیقه‌ای بازیگرانی چون ژرار دوپاردیو، ژاک وبر، آن بروشه، ونسان پرز، رولان برتن، فیلیپ ـ موریه ژونو و فیلیپ ولتر به ایفای نقش پرداختند.
داستان "سیرانو دوبرژراک" در پاریس قرن هفدهم می‌گذرد. دوبرژراک شاعر و فیلسوفی است با یک بینی بسیار بزرگی و به همین دلیل نمی‌تواند علاقه‌اش را به دخترعموی خود روکسان ابراز کند. کریستیان هم که به روکسان علاقه دارد از سیرانو می‌خواهد از طرف او برای روکسان نامه‌هایی عاشقانه بنویسد. روکسان با کریستیان ازدواج می‌کند و سال‌ها بعد از مرگ او درمی‌یابد ...
فیلم "سیرانو دوبرژراک" در اسکار سال 1991 در پنج رشته بهترین طراحی لباس، بهترین بازیگر مرد، بهترین طراحی صحنه، بهترین چهره‌پردازی و بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان نامزد شد، اما تنها توانست جایزه بهترین طراحی لباس را از آن خود کند. همچنین دوپاردیو در کن 1990 برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد.
گویندگان این فیلم سینمایی هنوز مشخص نشده‌اند، اما فیلم به مدیریت دوبلاژ قنبری برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله می‌شود.

zeus
26-09-2007, 17:13
فیلم "همکار جاسوس من" دوبله شد

فیلم سینمایی "همکار جاسوس من" به مدیریت دوبلاژ امیرهوشنگ قطعه‌ای برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

در دوبله فیلم سینمایی "همکار جاسوس من" گویندگانی چون سعید مظفری، فریبا رمضانپور، اکبر میرطاهری، کتایون اعظمی، رضا آفتابی، محمدعلی جان‌پناه، سهیلا گلستانی، مهرداد ارمغان، فریده کاکاوند، میرطاهر مظلومی و شهراد بانکی حضور داشتند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/295618_orig.jpg
این فیلم سال 2006 به کارگردانی رابرت وینس بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش، آن وینس و آنا مکرابرتز ساخته شده است. در فیلم "همکار جاسوس من" کریس پاتر، ریچارد کاین، اما رابرتز، مایکل بیلی اسمیت و ماستا واندر به ایفای نقش پرداختند. این فیلم محصول کاناداست.
در خلاصه داستان فیلم آمده: میکی و همکارش مایک زمانی بهترین جاسوسان دنیا بودند. اما وقتی مایک خود را بازنشسته می‌کند تا دختر کوچکش آملیا را بزرگ کند، همه چیز به هم می‌ریزد. آملیا که یک ماده شیمیایی اختراع کرده ربوده و به ژاپن فرستاده می‌شود. مایک و میکی برای آخرین بار کنار هم قرار می‌گیرند تا آملیا و دنیا را نجات دهند


مهر

alirezaf
28-09-2007, 18:31
فیلم سینمایی "ماجرای بزرگ پی وی" به مدیریت دوبلاژ حسین خدادادبیگی برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله شده است.به گزارش خبرنگار مهر، در دوبله "ماجرای بزرگ پی وی" گویندگانی چون اردشیر منظم، شوکت حجت، امیر فرحان‌نیا، رضا آفتابی، کریم بیانی، مجید صیادی، علی جلیلی، ابراهیم شفیعی، زامیار بهرامی، آشا محرابی، محمدعلی جان پناه، کبری آریابقا، مهرخ افضلی، ژیلا آژیر، فریده شریف واقعی و فاطمه حدادی حضور داشتند و قاسم فرمانبردار مترجم این اثر است.


http://mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/296169_orig.jpg

فیلم سینمایی "ماجرای بزرگ پی وی" را تیم برتن بر مبنای فیلمنامه‌ای از فیل هارتمن، پل روبینز و مایکل وارهول سال 1985 جلو دوربین برد. دنی الفمن موسیقی متن این فیلم را ساخته و پی وی هرمن، الیزابیت دیلی، مارک هالتن، دایان سالینجز، جاد اومن، اروینگ هلمن و مانتی لندیس به ایفای نقش پرداختند.
در خلاصه داستان فیلم "ماجرای بزرگ پی وی" آمده است: فرانسیس، دشمن قدیمی پی وی، دوچرخه محبوب او را می‌دزد و او بیهوده می‌کوشد تا آن را بیابد. پیشگویی فریبکار به او می‌گوید که که دوچرخه‌اش در زیرزمین قلعه آلامو در تکزاس است. پی وی راهی سفری دور و دراز می‌شود و در طول راه با شخصیت‌های زیادی آشنا می‌شود.


منبع : خبرگزاری مهر

zeus
22-10-2007, 17:01
دو فیلم سینمایی و یک مجموعه تلویزیونی دوبله شد

فیلم‌های "مال من، مال تو، مال ما" به مدیریت مریم شیرزاد و "بستگان" به مدیریت سعید مظفری، مجموعه "میدل مارک" به مدیریت شهلا ناظریان و پشت صحنه مجموعه "کارآگاه مورس" به مدیریت الیزا اورامی دوبله شده است.

فیلم سینمایی"مال تو مال من مال ما" با حضور گویندگانی چون بهرام زند، مینو غزنوی، شوکت حجت، مژگان عظیمی، وحید منوچهری، حسن کاخی، محمد یاراحمدی، علیمحمد اشکبوس، نرگس فولادوند، ژیلا اشکان، زهرا سوهانی، سعید شیخ‌زاده، محمدعلی جان‌پناه، افسانه آریابقا، آبتین ممدوح، زهره اسدی، سمیه موسوی، سمیه رهنمون، زهره السادات هاشمی، سحر اطلاسی و سهیلا گلستانی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/10/301713_orig.jpg
فیلم کمدی خانوادگی "مال تو مال من مال ما" به کارگردانی رایا گاسنل سال 2005 ساخته شده است. این فیلم محصول آمریکا و بر مبنای فیلمنامه‌ای از ران برچ و دیوید کید ساخته شده است. در این فیلم 90 دقیقه‌ای دنیس کاید، رنه روسو، شان فاریس، کاتیا په‌وچ و ... بازی کردند.
داستان فیلم درباره زنی است که ده بچه دارد که چند تا از آنها برای خودش و چند تا از به فرزندخواندگی قبول کرده است. او همسرش را از دست داده، تا اینکه تصمیم می‌گیرد با مردی ازدواج کند که خودش نیز 10 بچه دارد، اما این 20 بچه توافق می‌کنند میان پدر و مادرشان اختلاف به وجود بیاورند و ... این فیلم برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
فیلم هندی "بستگان" با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، چنگیز جلیلوند، بهرام زاهدی، افسانه پوستی، زویا خلیل آذر، مریم نوری درخشان، فریده کاکاوند، مهناز آبادیان، سمیه موسوی، بتاسبه کاظمی، امیر عطرچی، ناصر احمدی، میرطاهر مظلومی، تورج مهرزادیان، کورش فهیمی، حسن کاخی و کریم بیانی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
نسیم عزیزی و آرزو باستان‌نیا مترجم فیلم هندی "بستگان" به کارگردانی آنیل شرما و با حضور بازیگرانی چون درمندرا، سانی دئول، بابی دئول، شلیپا شتی و ... هستند. داستان این فیلم درباره بوکسوری است که قصد دارد قهرمان بودن و شرف خود را دوباره به دست آورد. بنابراین پسر بزرگ خود را راهی این حرفه می‌کند، اما او به دلیل علاقه‌ای که به تجارت دارد به این حرفه ادامه نمی‌دهد و ...
مجموعه تلویزیونی"میدل مارک" در هفت قسمت برای شبکه چهار سیما دوبله می‌شود. حسین شایگان مترجم این مجموعه است و گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، حسین عرفانی، پرویز ربیعی، اکبر منانی، ناصر نظامی، حمید منوچهری، کیکاوس یاکیده، شروین قطعه‌ای، شهراد بانکی، آزیتا لاچینی، ماریا گلشن‌زاده، مهسا عرفانی، شهرزاد ثابتی، مرضیه صفی‌خانی، ناهید شعشعانی، زویا خلیل‌آذر و معصومه آقاجانی برای دوبله این مجموعه حضور دارند.
پشت صحنه مجموعه تلویزیونی"کارآگاه مورس" برای سینمای حرفه‌ای دوبله می‌شود. این پشت صحنه شامل گفتگو با نویسندگان، کارگردانان و عوامل دیگر این مجموعه است. خاطره پورسلطانی مترجم و پرویز بهرام، ابوالقاسم میرطاهر، اسفندیار مهرتاش، سعید مقدم‌منش، محمدرضا سیکارودی، علی منصوری‌راد و مریم نشیبا گویندگان مجموعه "کارآگاه مورس" هستند.


مهر

zeus
27-10-2007, 12:58
فیلم‌های بروس لی دوباره برای تلویزیون دوبله شد

پنج فیلم شاخص بروس لی با تصاویر بازسازی‌شده و دوبله جدید از شبکه دو سیما پخش می‌شود.

"رئیس بزرگ"، "بازگشت اژدها"، "بازی با مرگ" 1 و 2 و "خشم اژدها" فیلم‌هایی هستند که پس از بازسازی تصاویر خریداری شده و با دوبله جدید جمعه هر هفته از شبکه دو سیما پخش می‌شود.
بروس لی، فوق ستاره سینمای جهان، هر چند زندگی کوتاهی داشت ولی نتیجه کار او در سینما و ورزش‌های رزمی موجب شگفتی همگان شد. لی سال 1971 در فیلم بسیار موفق "خشم اژدها" بازی کرد و یکسال بعد با تأسیس شرکتی فیلمسازی، "راه اژدها" یا همان "بازگشت اژدها" را نوشت و در آن بازی کرد.
فیلم دیگری که پس از بازسازی تصاویر در جدول پخش شبکه دو قرار دارد، "رئیس بزرگ" است. در این فیلم بروس لی در نقش یک کارگر متوجه جاسازی مواد مخدر در یخ‌های کارخانه یخ‌سازی می‌شود. او با رئیس کارخانه که از سرکردگان باند مواد مخدر است مبارزه می‌کند. "بازی با مرگ" و "بازیِ مرگ" دو فیلم دیگر این جدول هستند.
فیلم "خشم اژدها" امروز از شبکه دو سیما پخش می‌شود. علیرضا باشکندی مدیر دوبلاژ این پنج فیلم است و خودش به جای بروس لی در آنها صحبت کرده است.


مهر

zeus
09-11-2007, 14:47
"نامه‌هایی از ایوو جیما" دوبله شد

فیلم‌های "نامه‌هایی از ایوو جیما" و "بازگشت اژدها" برای واحد دوبلاژ سیما و "حمله" و "آخرین شانس" برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.

فیلم سینمایی "نامه‌هایی از ایوو جیما" به مدیریت دوبلاژ ایرج سنجری و با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، امیر صمصامی، امیر عطرچی، شهروز ملک‌آرایی، میرطاهر مظلومی، بهروز علیمحمدی، امیرعباس پیام، فریدون اسماعیلی، رضا الماسی، کریم بیانی، آبتین ممدوح، مینا شجاع، مجتبی فتح‌اللهی، ابوالقاسم محمدطاهر، علیمحمد اشکبوس، زهرا سوهانی و کورش فهیمی برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/11/311719_orig.jpg
کن واتانابی در نمایی از فیلم "نامه‌هایی از ایوو جیما"
فیلم تحسین شده "نامه‌هایی از ایوو جیما" ساخته کلینت ایستوود نبرد معروف ایوو جیما را از نگاه سربازان ژاپنی به تصویر می‌کشد. این فیلم محصول سال 2006 آمریکا و مدت زمان آن 101 دقیقه است. از این فیلم به عنوان قرینه‌ای بر فیلم "پرچم‌های پدران ما" یاد می‌شود که ایستوود در آن نبرد ایوو جیما را این بار از نقطه نظر آمریکایی‌ها ترسیم کرده است.
در این فیلم کن واتانابی ستاره معروف ژاپنی نقش آفرینی کرده است. از دیگر بازیگران فیلم "نامه‌هایی از ایوو جیما" می‌توان به کازو ناری، نینو نینا، تسویوشی ایهارا و رایو کاسه اشاره کرد. کل این فیلم در ژاپن فیلمبرداری شده است. "نامه‌هایی از ایوو جیما" بر مبنای کتاب غیرداستانی "نامه‌های تصویری از فرمانده" نوشته ژنرال تادامیچی کوریباشی ساخته شده است.
این فیلم در هفتاد و نهمین دوره مراسم اسکار نامزد چهار جایزه از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه (آیریس یاماشتیا) و بهترین تدوین صدا شد که در بخش آخر توانست جایزه را از آن خود کند. این فیلم برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شد. "نامه‌هایی از ایوو جیما" با هزینه 19 میلیون دلاری ساخته شد و 69 میلیون دلار در دنیا فروخت.
فیلم سینمایی"بازگشت اژدها" هم به مدیریت دوبلاژ علیرضا باشکندی و با حضور گویندگانی چون مینو غزنوی، جواد پزشکیان، علی‌اصغر رضایی نیک، محمد عبادی، ظفر گرایی، علیرضا شایگاه، پرویز ربیعی، بیژن علیمحمدی، منوچهر زنده‌دل، اکبر میرطاهری، نادر کیمرام، عطاء الله کاملی، ناصر خویشتن‌دار، حسین نورعلی، مهین بزرگی، فاطمه حدادی و آزیتا یاراحمدی برای شبکه دو سیما دوبله شده است.
این فیلم سومین فیلم مطرح رزمی بروس لی بود که خودش نقش اصلی آن را بازی کرد و فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کننده فیلم بود. نورا میائو، چاک نوریس، رابرت وال و اینگ سیک وانگ دیگر بازیگران این فیلم محصول سال 1972 هستند. داستان "خشم اژدها" درباره تانگ لو است که برای کمک به یکی از دوستان خانوادگی رستوران‌دار خود از هنگ کنگ به رم می‌رود. گانگسترها می‌خواهند رستوران را بخرند و به تهدید رو می‌آورند. تانگ از پس گانگسترها برمی‌آید، اما ...
"خشم اژدها" همچنان پرفروشترین فیلم بروس لی در خارج از هنگ کنگ است. چاک نوریس بازیگر نقش کلت در این فیلم آن زمان قهرمان کاراته دنیا بود. او بعدها یکی از ستاره‌های رزمی فیلم‌های آمریکایی شد. زمان این فیلم 100 دقیقه است. بروس لی سال 1940 در یک خانواده چینی در سانفرانسسیکو به دنیا آمد است. از فیلم‌های او می‌توان به "رئیس بزرگ" 1971، "مشت خشم" 1972 و "بازی" 1978 اشاره کرد.
فیلم سینمایی"حمله" به مدیریت دوبلاژ چنگیز جلیلوند و با حضور گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، امیر زند، تورج مهرزادیان، میرطاهر مظلومی، امیر عطرچی، غلامرضا صادقی، محمد یاراحمدی، علی اصغر رضایی نیک، بتسابه کاظمی و الهام چارانی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. داستان این فیلم وسترنی درباره سه نفر است که مامور کشتن مکزیک‌ها می‌شوند.
فیلم سینمایی "آخرین شانس" هم به مدیریت دوبلاژ چنگیز جلیلوند و با همکاری گویندگانی چون ناصر مدقالچی، امیر زنده، امیر عطرچی، مجتبی فتح‌الهی، محمد یاراحمدی، نگین کیانفر، ژیلا آژیر و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. داستان این فیلم درباره دزدی جواهری است.



مهر

zeus
14-11-2007, 00:51
خسروشاهی "تولدی دیگر" را دوبله کرد

فیلم "تولدی دیگر" به مدیریت دوبلاژ خسرو خسروشاهی و فیلم "سال‌های دور از خانه" به مدیریت چنگیز جلیلوند برای پخش از تلویزیون دوبله شده است.

فیلم سینمایی "تولدی دیگر" با حضور گویندگانی چون مینو غزنوی، کتایون اعظمی، تورج مهرزادیان، خسرو شمشیرگران، سیامک اطلسی، جواد پزشکیان، اسفندیار مهرتاش، حسن کاخی، محمدعلی جان‌پناه، رضا آفتابی، حسین نورعلی، معصومه آقاجانی، زویا خلیل‌آذر، محمدعلی دیباج، سمیه موسوی، محمدرضا مومنی، نسیم رضاخانی و میثم نیکنام دوبله شده است. خسروشاهی علاوه بر مدیریت دوبلاژ این فیلم نقشی هم گفته است.
فیلم سینمایی "تولدی دیگر" به کارگردانی عباس رافعی داستان ملوان جوانی به نام زهیر است که برای یافتن کار همسر باردارش را در لبنان رها می‌کند و در یک کشتی مصری مشغول می‌شود. زمانی که وی می شنود در جنوب لبنان جنگ شده، به کشورش بازمی‌گردد و پس از پیگیری‌های زیاد اطلاع می‌یابد همسرش مفقود یا کشته شده و برای یافتن او به بندر طرابلس و بیروت می‌رود.
طلال جوردی، دارین حمزه، علی طهان، ادوارد هاشم، مونا کریم و پل سلیمان بازیگران اصلی، مسعود کرانی فیلمبردار، بهروز معاونیان صدابردار، محمدرضا قومی طراح چهره پردازی، عباس حاجی درویش طراح صحنه و لباس، مصطفی مسجدی مدیر تولید، اصغر پورهاجریان طراح جلوه‌های ویژه و فرید کلهر دستیار اول کارگردان و برنامه ریز فیلم هستند. "تولدی دیگر" نخستین همکاری مشترک بخش خصوصی ایران و لبنان با سرمایه‌گذاری شبکه الکوثر تهیه شده است.
فیلم سینمایی "سال‌های دور از خانه" با همکاری گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، شهلا ناظریان، غلامرضا صادقی، شهلا ناظریان، غلامرضا صادقی، جواد پزشکیان، امیر عطرچی، حسین نورعلی، سمیه رهنمون، ناصر نظامی، معصومه آقاجانی، بتسابه کاظمی، میرطاهر مظلومی، اکبر میرطاهری، علی منصوری‌راد، علی‌اصغر رضایی‌نیک و محمد یاراحمدی برای شبکه یک سیما دوبله شده است.
این فیلم را رابرت مارکاریلی سال 2003 ساخته است. این فیلم آمریکایی برای نخستین بار در 27 می سال 2003 با درجه PG13 اکران شد. در این فیلم 87 دقیقه‌ای رندی تراویس، اریک رابرتز، الک مدلاک، استیو نیو و ... بازی کرده‌اند. داستان این فیلم وسترن درباره فردی است که به همراه دو پسرش قصد دارند از یک نفر انتقام بگیرند.


مهر

zeus
18-11-2007, 19:15
فیلم‌های "فرار"، "دریاچه خاموش"، "فرزندان کویر" و کارتون "بلینکی بیل" برای تلویزیون و "بیگناه"، "متفاوت" و "سفینه‌ای به نام صمیمیت" برای شبکه نمایش خانگی دوبله شدند.

فیلم سینمایی "دریاچه خاموش" به مدیریت دوبلاژ حمیدرضا آشتیانی‌پور با همکاری پرویز ربیعی، مریم شیرزاد، بیژن علیمحمدی، مینا شجاع، منوچهر زنده‌دل، ظفر گرایی، فاطمه نیرومند و ... برای تلویزیون دوبله شده است. این فیلم به کارگردانی استیو ماینر سال 1999 بر مبنای فیلمنامه‌ای از دیوید کلی در 82 دقیقه ساخته شده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/11/315013_orig.jpg
پولمن و گلیسن در صحنه‌ای از فیلم "دریاچه خاموش"
این فیلم محصول مشترک آمریکا و کانادا است و با درجه R اکران شد. در "دریاچه خاموش" بیل پولمن، بریجیت فوندا، الیور پلت، برندان گلیسن و بتی وایت به ایفای نقش پرداختند. این فیلم با بودجه‌ای معادل 27 میلیون دلار ساخته شد و 32 میلیون دلار در آمریکا و 25 میلیون دلار در دنیا فروخت. فیلم روایتگر یک موجود ناشناخته در یک دریاچه است که یک مامور پلیس را می‌بلعد. یک عده مامور شناسایی و از بین بردن این موجود عظیم‌الجثه می‌شوند.
فیلم سینمایی "بیگناه" به مدیریت دوبلاژ سعید مظفری با حضور گویندگانی چون خسرو خسروشاهی، حسین عرفانی، مینو غزنوی، ناصر احمدی، میرطاهر مظلومی، امیر عطرچی، مجتبی فتح‌الهی، محمدرضا مومنی، مهناز آبادیان، محبت دارآفرین، کورش فهیمی و حسن کاخی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
این فیلم محصول مشترک بریتانیا و آلمان است که جان شله‌زینگر سال 1993 بر مبنای فیلمنامه‌ای ‌از از پان مک‌یوان به مدت 119 دقیقه جلو دوربین برد. داستان این فیلم درباره جاسوسی خطوط مخابراتی آلمان است، آنتونی هاپکینز، ایزابلا روسلینی، کمبل اسکات و هارت بوخنر در آن نقش‌ آفرینی کرده‌اند. این فیلم به دلیل صحنه‌های نامناسب و خشونت با درجه R اکران شد.
فیلم سینمایی"متفاوت" محصول هندوستان به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. برای دوبله این فیلم کیکاووس یاکیده، مینو غزنوی، ناصر احمدی، امیر عطرچی، تورج مهرزادیان، سیامک اطلسی، سعید شیخ‌زاده و بهروز علیمحمدی همکاری داشتند. این فیلم به کارگردانی آشو تریکا سال 2006 ساخته شد.
فیلمنامه را تریکا به همراه سانجی معصوم و تاگور آلمیدا نوشت و آکشی کاپور، دیا میرزا، موکشی تیواری و ... به ایفای نقش پرداختند. "متفاوت" نسخه بازسازی شده یک فیلم آمریکایی به نام "باروت" با بازی شان پاتریک است. داستان این فیلم درباره جوانی است که از کودکی به دلیل مشکلات چشمی نمی‌تواند زیر نور خورشید بایستد. او 18 سال در زیرزمین می‌ماند و ...
فیلم سینمایی "فرزندان کویر" هم 28 آبان به مدیریت دوبلاژ شروین قطعه‌ای برای تلویزیون دوبله می‌شود. برای دوبله این فیلم گویندگانی چون امیرهوشنگ قطعه‌ای، ناصر احمدی، جواد پزشکیان، ظفر گرایی، محمدرضا مومنی، زهره اسدی و ... حضور دارند. این فیلم محصول چین است و روایتگر یکی از عرفای چین است.
فیلم سینمایی"فرار" به مدیریت دوبلاژ ایرج سنجری با حضور کیکاووس یاکیده، اکبر منانی، ناصر احمدی، مریم رادپور، کسری کیانی، علی‌اکبر میرزاهاشمی، شهروز ملک‌آرایی، سیامک اطلسی، امیر عطرچی، علیرضا شایگان، اشکبوس، زهرا سوهانی، زویا خلیل‌آذر، ولی‌الله مومنی، ژیلا آژیر، کورش فهیمی، اسفندیار مهرتاش و ... برای تلویزیون دوبله شده است. داستان این فیلم درباره فردی است که در هنگام سخنرانی همسرش را به قتل می‌رساند و او درصدد انتقام است.
کارتون "بلینکی بیل" به مدیریت دوبلاژ مهوش افشاری و با حضور گویندگانی چون فریبا شاهین مقدم، شوکت حجت، نرگس فولادوند، مژگان عظیمی، ماریا گلشن‌زاده، شهرزاد ثابتی، مهسا شرافت، شایسته تاجبخش، مجتبی برزویی و آزیتا یاراحمدی دوبله شده است. این کارتون جنبه آموزشی دارد.
فیلم سینمایی "سفینه‌ای به نام صمیمیت" هم با حضور گویندگانی چون مجید صیادی، آبتین ممدوح، آشا محرابی، تورج مهرزادیان، مهرداد ارمغان، امیر منوچهری و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.



مهر

zeus
26-11-2007, 13:56
"یک اسکنر در تاریکی" دوبله شد

فیلم‌های "دنیاها"، "یک اسکنر در تاریکی"، " 12 میمون"، "شلیک سریع" و "پرچم‌های قلعه کاو" دوبله شده است.


فیلم سینمایی "یک اسکنر در تاریکی" به مدیریت دوبلاژ مرم شیرزاد برای برنامه سینما و اقتباس شبکه چهار دوبله شده است و در دوبله آن گویندگانی چون سعید مظفری، مینو غزنوی، کسری کیانی، امیر صمصامی، وحید منوچهری، حسین نورعلی، کتایون اعظمی، نسیم رضاخانی، پرویز ربیعی، نادر کیمرام، زهرا سوهانی، معصومه آقاجانی و حسن کاخی همکاری داشتند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/11/317211_orig.jpg
این فیلم را ریچارد لینکلیتر سال 2006 بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش ساخت. او فیلمنامه این اثر را بر مبنای رمانی نوشته فیلیپ ک. دیک. نوشت و گراهام رنولدز موسیقی متن این فیلم 100 دقیقه‌ای را ساخت. کیانو ریوز، رابرت داونی جونیر، وودی هارلسن، روری کاکرین، وینونا رایدر، شان آلن و میچ بیکر بازیگران "یک اسکنر در تاریکی" هستند.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: مبارزه علیه قاچاقچیان مواد مخدر به شکست انجامیده و باعث شده مقام‌های دولتی هموطنان خود را تحت نظر بیگرند. اعتماد و اطمینان کمیاب شده و هر کس بالقوه بزهکار است مگر عکس آن ثابت شود. در همین حال باب کارآگاه مخفی بخش مبارزه با مواد مخدر همخانه عده‌ای معتاد می‌شود تا درباره آنان خبرچینی کند و ...
فیلم سینمایی "دنیاها" به مدیریت دوبلاژ اکبر منانی برای تلویزیون دوبله شد. در دوبله این فیلم منوچهر والی‌زاده، سعید شیخ‌زاده، شایان شام‌بیاتی، مریم رادپور، شهروز ملک‌آرایی، حمید منوچهری، پرویز ربیعی، الیزا اورامی، مهرخ افضلی، امیر حکیمی، اکبر میرطاهری، نادر کیمرام، زامیار بهرامی، علی منانی، محمدعلی دیباج و ... حضور داشتند.
فیلم سینمایی "12 میمون" به مدیریت دوبلاژ بهرام زند برای تلویزیون دوبله شده است. برای دوبله این فیلم افشن زینوری، فریبا رمضانپور، ناصر احمدی، ناصر خویشتن‌دار، شهراد بانکی، رضا آفتابی، امیر حکیمی، بهرام زاهدی، زهرا سوهانی، شایان شام‌بیاتی، محمدعلی دیباج و محبت دارآفرین حضور داشتند.
این فیلم را تری گیلیام سال 1995 ساخت و جانت و دیوید پیپلز بر مبنای فیلم "فرودگاه کریس مارکر" فیلمنامه این اثر را در 131 دقیقه نوشتند. پل باک‌مستر و تام ویتس موسیقی متن فیلم را ساختند و بازیگرانی چون بروس ویلیس، مادلین استوو، براد پیت، کریستوفر پلامر و جوزف ملیتو در آن به ایفای نقش پرداختند.
در خلاصه داستان فیلم "12 میمون" آمده: جیمز کول یک زندانی حکومتی است که سال 2035 به شرطی با آزادی‌اش موافقت می‌شود که به زمان گذشته برگردد و مانع گسترش یک بیماری ویروسی شود، چرا که این بیماری باعث نابودی بیشتر مردم کره زمین شده است.
فیلم سینمایی "شلیک سریع" به مدیریت حسین خدادادبیگی با حضور گویندگانی چون غلامرضا صادقی، علی همت مومیوند، علی‌اصغر رضایی نیک، رضا الماسی، مجید صیادی، محمدعلی جان‌پناه، امیر منوچهری، شراره حضرتی، مریم سیکارودی و فریده شریف واقعی دوبله شده است.
این فیلم محصول سال 2005 کانادا به کارگردانی کری اسکوگلند است. در این تریلر جنایی 90 دقیقه‌ای دیوید کابیت، کریستین لمن، جسیکا استین و برندان فلچر بازی کردند. داستان این فیلم درباره چند نفر است که وقتی بانک به آنها وام نمی‌دهد دست به دزدی می‌زنند. در یک سکانس 30 دقیقه‌ای تعقیب و گریز و تیراندازی 40 هزار گلوله مشقی استفاده شده است.
فیلم "پرچم‌های قلعه کاوه" به کارگردانی محمد نوری‌زاد به مدیریت دوبلاژ بهرام زند با همکاری احمد رسولزاده، پرویز بهرام، بهمن هاشمی، اکبر منانی، نصراله مدقالچی، محمدعلی جان‌پناه، شهرزاد ثابتی، جواد پزشکیان، محمدرضا مومنی، مهدی آرین‌نژاد، بهرام زاهدی، نادر کیمرام، مجتبی فتح‌اللهی، افسانه آریابقا، سمیه رهنمون، زهرا سوهانی، علی محمد اشکبوس، منوچهر زنده‌دل، بهروز علیمحمدی، افشین زینوری و ... دوبله شده است


مهر

zeus
05-12-2007, 11:12
ماندگاری بهترین برنامه‌های کودک با صداهایی رویایی

وورجک و نجار، پسر شجاع، بامزی، لوسین و آنت، رامکال و استرلینگ، خانواده دکتر ارنست و ... از جمله کارتون‌های محبوب یکی دو دهه پیش هستند که با صداهای رویایی چند دوبلور برای همیشه در ذهن ما ماندگار شدند.

غلامعلی افشاریه مدیر دوبلاژ کارتون‌های "پسر شجاع"، "مگ مگ و دوستان" و "جوراب تا به تا" درباره وضعیت دوبله کارتون‌ها گفت: "دوبله کارتون کار مشکلی است، چرا که نقاشی‌های متحرک حس ندارند و گوینده باید حس لازم را به نقاشی‌ها منتقل کند و این کار مشکلی است. وقتی فیلمی را دوبله می‌کنیم عواطف شخصیت برای دوبله به ما کمک می‌کند، اما کارتون این طور نیست، حتی زمان‌ بیشتری نیاز دارد."
وی در ادامه افزود: "دوبله انیمیشن‌های داخلی مشکل‌تر از کارتون‌های خارجی است، چرا که انیمیشن‌های داخلی در ابتدا ساخته می‌شوند و بعد روی آنها صدا می‌گذارند و این برعکس انیمیشن‌های خارجی است. آنها اول صداها را می‌گیرند و بازیگران همچون نمایشنامه بازی می‌کنند و بعد کار را می‌سازند."

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/12/240246_orig.jpg
دوبلور بابا علاءالدین در مجموعه "سندباد" درباره اینکه چرا دوبله کارتون‌ها همچون گذشته شیرین نیست، گفت: "دوبله ایران نسبت به گذشته تغییر نکرده و هنوز هم برتر است. گویندگان قدیمی کارتون‌گو سن‌شان بالا رفته و دیگر کمتر کاری را دوبله می‌کنند. گویندگان جدید هم علاقمند به کارشان هستند، ولی شاید در نسل جدید تعداد گویندگانی که کارهایشان خیلی خوب باشد، انگشت‌شمار است. البته سرعت زیاد برای دوبله هم در این قضیه بی‌تاثیر نیست. به همین دلیل دوبله کارتون‌ها شیرینی گذشته را ندارد. علاوه بر آن نوع کارتون‌ها هم بی‌تاثیر نیست."
افشاریه اشاره کرد: "دوبله کارتون‌ خیلی جذابیت دارد. هنوز هم دوست دارم برای تلویزیون کارتون دوبله کنم، ولی در حال حاضر دوبله اکثر برنامه‌های مستند را انجام می‌دهم و بهتر است که این کار را انجام ندهم. البته انیمیشن‌های سازمان حور را دوبله می‌کنم."
فاطمه برزویی دوبلور "خانم کوچولو" در پسر شجاع معتقد است کمتر کسی می‌تواند گوینده کارتون‌گو باشد، چرا که کار سختی است و باید بچه‌ها را خیلی دوست داشت تا این کار را انجام داد.
وی اشاره کرد: "در مجموع دوبله کارتون مشکل است، چرا که دوبلور باید به نقاشی جان بدهد. علاوه بر آن چون واکنش‌ها در کارتون خیلی سریع است باید گوینده حرفه‌ای باشد. همچنین بداهه هم مهم است، چرا که شخصیت‌ها بامزه‌تر می‌شوند. البته دیالوگ‌هایی که در کارتون رد و بدل می‌شود باید بدآموزی برای کودکان نداشته باشد."
وی درباره اینکه چرا دوبله کارتون‌ها جذابیت گذشته را ندارد، افزود: "در حال حاضر کارتون‌هایی که خریداری می‌شوند چندان دلنشین نیستند و اکثراً شلوغ هستند، حتی بار عاطفی کارتون‌ها نسبت به گذشته کم شده است. قبلاً کارتون‌های والت دیسنی خریداری می‌شد. البته دلیل این مسئله را نمی‌دانم، چرا که عده‌ای مسئول خرید کارتون هستند و بر اساس فاکتورهایی که دارند، کارتون‌ها را می‌خرند."
مدیر دوبلاژ کارتون "خرگوش‌های گل استکانی" در ادامه با اشاره به کارتون "اتوبوس جادویی" که از گروه کودک و نوجوان شبکه دوم سیما پخش می‌‌شد، افزود: "من در این کارتون جای معلم بچه‌ها صحبت می‌کنم. کارتون "اتوبوس جادویی" برنامه‌ای علمی بود و بار آموزشی برای بچه‌ها داشت. بچه‌ها با دیدن این کارتون علاوه بر این که سرگرم می‌شدند آموزش هم می‌‌دیدند، اما خرید این نوع کارتون‌ها کم شده و به نظرم مسئولان خرید کارتون باید سعی کنند خرید کارتون‌های آموزشی را افزایش دهند."
برزویی که در سریال "پرستاران" به عنوان گوینده نقش کیت صحبت می‌کند، درباره این که چرا در برخی مواقع صدای گویندگان با شخصیت‌های کارتونی همخوانی ندارد، گفت: "برخی مواقع تورم کاری منجر به این مساله می‌شود. به عنوان نمونه کارتونی برای دوبله به مدیر دوبلاژ سپرده می‌شود. از سوی دیگر صدا و سیما هم اصرار دارد کار را خیلی سریع تحویل بگیرد و این مساله باعث می‌شود ما نتوانیم از دوستانی که مشغول به کار هستند، برای گویندگی بهره‌مند شویم. البته در بیشتر مواقع کار به دوبلورهای حرفه ای سپرده می‌شود."
اصغر افضلی گوینده وروجک در "وروجک و آقای نجار" و شیپورچی در "پسر شجاع" گفت: "دوبله کارتون‌ها محبوبیت گذشته را ندارد. در گذشته گویندگان با عشق و علاقه دوبله می‌کردند و دوبلور با تمام توان کارتون‌ها را دوبله می‌کردند، ولی در حال حاضر دوبله کارتون‌ها شیرین نیست، چرا که گویندگان با سابقه حضور ندارد و انگیزه‌هایشان هم کم شده است."

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/11/161294_orig.jpg
مدیر دوبلاژ مجموعه "قلعه هزار اردک" و مدیر دوبلاژ و گوینده "کارآگاه گجت" خاطر نشان ساخت: "در آن زمان وقتی ما گویندگی کارتونی را انجام می‌دادیم سعی کردیم در طول کار بداهه داشته باشیم تا به بامزه بودن شخصیت کمک کند، حتی در آن زمان بزرگترها هم در کنار بچه‌ها می‌نشستند و کارتون‌ها را نگاه می‌کردند. در مجموع دوبله کارتون‌ها مشکل‌تر است، چرا که صدای بازیگران در فیلم‌ها به دوبلور کمک می‌کند."
وی اشاره کرد: "راز ماندگاری کارتون‌های گذشته، دوبله خوب است. دوبله کارتون کار ساده‌ای نیست، حتی بسیاری از هنرپیشگان مطرح هالیوودی به جای انیمیشن‌ها صحبت می‌کنند. دوبله کارتون‌ها در حال حاضر جذابیت گذشته را ندارد. در گذشته گویندگان تیپ‌سازی مختلفی در کارتون‌ها می‌کردند و دقت زیادی داشتند. دوبله فقط رد و بدل کردن چند دیالوگ نیست، باید جذاب باشد تا بچه‌ها لذت ببرنند."
افضلی در پایان اشاره کرد: "کودک درون دوبلورهای کارتون‌گو زنده است. همچنین تمام شخصیت‌هایی که در کارتون‌ها گویندگی کردم، برایم جذاب است، حتی نمی‌توانم بین آنها یکی را انتخاب کنم، چون همه آنها برایم شیرین خاصی دارند."
شوکت حجت، گوینده "ایشی زاکی" در فوتبالیست‌ها، پنی در "کارآگاه گجت" و "سگارو" و هرمیو در "هری پاتر" درباره آشنایی دوبلورهای کارتون گو به دنیای کودکان و به روانشناسی کودک، افزود: "مسلماً هر چه به دنیای کودکان نزدیکتر باشید، راحت‌تر می‌توانید با شخصیت کارتونی ارتباط برقرار کنید. وقتی ما جای شخصیت کارتونی صحبت می کنیم باید مثل کودک فکر کنیم، بخندیم، حرف بزنیم و گریه کنیم و صرفاً نباید صدای بچه دربیاوریم، بلکه مثل بچه ها باید از ته دل بخندیم. بنابراین اگر شما به روانشناسی کودک احاطه داشته باشید، خیلی در کار موثر است."
حجت در پاسخ به این سئوال که چرا برخی مواقع صدای گویندگان با شخصیت‌های کارتونی همخوانی ندارد، اشاره کرد: "مقصر اصلی مدیر دوبلاژ است، چرا که ابزار اصلی دست اوست و باید خودش مهره ها را درست انتخاب کند. در برخی مواقع گوینده سر کار دیگری است و مدیر دوبلاژ به اجبار باید از گوینده دیگری استفاده کند."
مدیر دوبلاژ مجموعه "شرلی هلمز" و گوینده فیلیکس در "قصه‌های جزیره" درباره تفاوت گویندگی کارهای کودک و بزرگسال خاطرنشان کرد: "در فیلم‌ها معمولاً دوبلور با صدای خودش صحبت می کند و لازم نیست تیپ سازی کند، ولی در کارتون این طور نیست و باید تیپ سازی کند. برخی مواقع شخصیت های انیمیشن خیلی عجیب و غریب هستند و دهان های بزرگی دارند که شما به عنوان یک گوینده باید دهان این شخصیت را پر کنید. بنابراین باید از گوینده تیپ گو استفاده کرد و هر دوبلوری این توان را ندارد."
دوبلور چینون در "ای کی یو سان" ادامه داد: "دوبله یک هنر است و دوبله کارتون خیلی مشکل است، شما باید به کودکان نزدیک باشید و انگیزه لازم هم داشته باشید تا بتوانید با انرژی کار را انجام دهید. علاوه بر آن در دوبله کارتون‌ نباید لهجه‌ها را مسخره کرد و زدن حرف‌های زشت درست نیست، چرا که کودکان از دیدن برنامه‌ها آموزش می‌گیرند."
وی درباره اینکه گویندگی کدام یکی از کارتون‌ها برایش جذابیت داشته، گفت: "وقتی سی دی "روح مهربان" به بازار آمد، خیلی دوست داشتم گویندگی کاسپر را من انجام دهم، چرا که شخصیت شیرین کاسپر را دوست داشتم. تا اینکه پیشنهاد گویندگی این نقش هم به من داده شد."

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/12/240224_orig.jpg
مهوش افشاری گوینده جیمبو، پسر شجاع، جولیا در "بابا لنگ دراز" و پینوکیو درباره دوبله کارتون‌ها گفت: "اگر در گذشته دوبله کارتون‌ها شیرین بود، به خاطر کارهای خوب والت دیسنی بود که خریداری می‌شد. در آن زمان کارتون‌هایی زیبایی مثل گربه‌های اشرافی و ... بود، ولی الان این طور نیست. در واقع کارتون خوب، دوبلورها را هم به وجد می‌آورد. اگر مسئولان کارتون‌های خوب خریداری کنند، مسلماً باز هم دوبله خوب خواهد بود."
وی افزود: "گویندگان کارتون‌گو کودک درون‌شان زنده است. علاوه بر آن دوبلور باید تیپ‌سازی کند که این کار را هر گوینده‌ای نمی‌تواند. وقتی من به جای شخصیت‌های کوچولو مثل موش صحبت می‌کنم، دختر کوچکترم خیلی دوست دارد و همیشه به من می‌گوید که به جای شخصیت‌های کوچولو صحبت کنم. معمولاً برای دوبله کارتون خیلی بداهه می گویم. این کار به حدی برایم عادی شده که ناخودآگاه برای با مزه شدن شخصیت بداهه می‌گویم." افشاری ادامه داد: "بین کارتون‌هایی که دوبله کردم، جیمبو و فرانچی "مدرسه والت" را خیلی دوست دارم."


مهر

Fiona Liebe
05-12-2007, 12:50
http://www.jamejamonline.ir/images/20071205/film.jpg


زنده شدن موميايي ها
فيلم هاي «شب در موزه» و «آدم کش» براي توزيع در شبکه ويدئويي دوبله شد.
در دوبله «شب در موزه» منوچهر والي زاده به جاي بن استيلر صحبت کرده است. وي ايفاگر نقش مرد جواني به نام لري است که براي تامين هزينه هاي زندگي خود و پسر 10 ساله اش ، نگهبان موزه تاريخ طبيعي مي شود. در اولين شب کارش تعدادي از اشياء و موميايي ها زنده مي شوند و موزه را به هم مي ريزند. اين ماجرا در شب هاي بعد نيز تکرار مي شود و لري تصميم مي گيرد از مجسمه تدي با بازي رابين ويليامز و گويندگي ناصر احمدي کمک بگيرد.
اصغر افضلي (ميکي روني)، محمد ياراحمدي (بيل کابز)، فريبا رمضان پور، سميه موسوي ، الهام جعفرنژاد، افشين زي نوري ، محمدرضا مومني ، ميثم نيکنام و مهرخ افضلي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته اند که بهار امسال 2 برابر هزينه هاي توليدش در سينماهاي امريکا فروش کرده است.

قتل عام شاهدان عيني

ماجراهاي «آدم کش» درباره يک قاتل حرفه اي است که استخدام مي شود تا 5نفر را در دبي بکشد. اين افراد کساني هستند که مي خواهند بر ضد يک تبهکار در دادگاه شهادت بدهند. قاتل حرفه اي ماموريت خود را با موفقيت انجام مي دهد، اما....
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: منوچهر والي زاده ، کسري کياني ، سهيلا گلستاني ، مينا شجاع ، مينا حبيلي و رضا آفتابي.
جام جم

Fiona Liebe
05-12-2007, 13:38
http://photos1.blogger.com/blogger/4693/2407/320/zand.0.jpg
جدیدترین مصاحبه با استاد بهرام زند




بهرام زند جادوگر است و مثل هر جادوگري، بهاي معجزه‌اش (دوبله‌هاي درخشان‌اش) را با قواي حياتي‌اش پرداخته. در مصاحبه‌اي كه مي‌خوانيد، زند بيش از هر چيز، از آميختگي زندگي و هنرش به هم گفته و اينكه چطور ازجان‌مايه گذاشتن براي كارش در تمام اين سال‌‌ها، منجر به شكل‌گيري احساس پيري زودرس در او شده.

==============================

خيلي‌ها تصور مي‌كنند دوبله كار راحتي است.



بله، چند روز پيش سوار تاكسي شدم يكي همين حرف را زد؛ اما سخت است. واقعا بايد جزء مشاغل خطرناك به حسابش آورد. غواص‌ها و شيشه‌پاك‌كن‌هايي كه روي آسمان‌خراش‌ها كار مي‌كنند، از نظر جسمي درخطرند اما ما دوبلورها از نظر روحي. من 60 سال دارم ولي از لحاظ روحي 120 ساله‌ام؛ دوبرابر سني كه دارم روح و حس خرج كرده‌ام چون بايد با حس كار كنم.

متاسفانه بعضي از كارهايي كه اين روزها پخش مي‌شود، خالي از حس شده؛ اگر قرار باشد كاري تاثير بگذارد بايد براي آن تلاش زيادي كرد. خيلي‌وقت‌ها شده من آن‌قدر از حس و روحيه‌ام خرج كرده‌ام كه زير سِرُم رفته‌ام؛ براي همين احساس‌ پيري زودرس مي‌كنم. سروصداهاي معمولي، مثل صداي جوشكاري كه شايد بقيه را آن‌چنان ناراحت نكند، اذيتم مي‌كند؛ آلودگي صوتي اذيتم مي‌كند.



واقعا رفتيد زير سرم؟ سر كدام كارها؟



سر فيلم «صخره‌نورد» جاي استالونه بودم. يك جاي فيلم كه دختره سقوط كرد، واقعا حالم بد شد. در «غلاف تمام فلزي» هم با اينكه دوبلور نبودم و مدير دوبلاژ بودم اما تنظيم حرف‌هاي گروهبان – كه 40دقيقه يك روند فرمان مي‌داد و هوار مي‌زد – خيلي سخت بود. قنبري را انتخاب كردم چون صدايش به حالت اعتراض‌گونه گروهبان مي‌خورد. او بايد با ريتم كند داد مي‌زد. همپاي او بارها تمرين كردم؛ هم با او و هم در ذهنم.

در آن كار هم حالم بد بود. دوبله رابرت دنيرو در «تحليلش‌كن» هم راحت نبود؛ گاهي مي‌خنديد، گاهي گريه مي‌كرد و گاهي فرياد مي‌زد. مل‌گيبسون در «شجاع‌دل»، راسل كرو در «گلادياتور» و ژان‌رنو در «رودخانه سرخ»؛ همه اينها واقعا از من نيرو گرفت. ببينيد، بازيگرها براي حرف‌زدن نفس مي‌گيرند، براي بازي يك صحنه چند روز وقت دارند اما دوبلورها اين‌طور نيستند.



به عنوان مدير دوبلاژ صداها را چطورپيدا مي‌كنيد؟ مثلا نويسنده‌ها از محيط اطراف يادداشت برمي‌دارند؛ دوبلورها براي پيدا كردن صداهاي مناسب و تطبيق آن با كاراكتر چه كار مي‌كنند؟



به خاطر سال‌ها كاركردن كنار همكارانم، صداهايشان در ذهنم حك شده و حالا اگر قرار باشد مدير دوبلاژ فيلمي باشم به ذهنم مي‌آيد كه فلان صدا براي اين شخصيت خوب است ولي آيا از قدرت گويندگي او هم برمي‌آيد؟ مي‌تواند با ريتم شخصيت حرف بزند؟ خيلي صداها روي صورت مچ هست اما شايد توان گوينده نرسد. اما اينكه چه صدايي را انتخاب كنيم، اين به لحاظ سال‌ها ممارست و كار است كه در ذهنم حك شده.



در انتخاب صداي مناسب به بن‌بست هم رسيده‌ايد؟



بله، بارها اتفاق افتاده. ما در يك مقطع زماني صداهاي قابل‌قبول و خاصي داشتيم و اينها كار را ياد گرفتند و مردم نتيجه‌اش را ديده‌اند. مي‌گويند يك زماني دوبله خيلي خوب بوده، الان چرا بد شده؟ چون تعدادي از صداها را از دست داده و فقير شده‌ايم.آن‌موقع صداها، مختلف بودند و طبقه‌بندي داشتند؛ يعني مسن، جوان و... داشتيم اما الان صداي ميانسال و كهنسال، يك‌مقداري كم داريم؛ بيشتر جوان‌ها هستند. مگر چقدر نقش جوان هست؟ خب، از نظر كاري هم زيادبودن‌شان باعث مي‌شود كمتر به كار دعوت شوند و در عين حال اثرگذاري كمي هم داشته باشند. من معتقدم صداي هركس براي خودش بسيار مناسب است ولي مقوله سينما متفاوت است. نمي‌خواهم بگويم اغراق‌آميز است؛ به‌هرحال خاص است و صداي خاص مي‌طلبد كه هم تاثيرگذار باشد و هم حس را درك كند و برساند.

الان ادا زياد درمي‌آورند؛ اداي شما يا مثلا آقاي خسروشاهي را.



بعضي‌ها كه شبيه‌كاري مي‌كنند بعدا راهشان را پيدا مي‌كنند . شايد من هم اوايل الگوهايي داشتم اما بعدا فهميدم بايد خودم را جدا كنم و حتي بهرام زند هم نشوم؛ يعني وقتي شما فلان شخصيت را ديديد، نبايد ياد زند بيفتيد؛ خود آن شخصيت را بايد ببينيد. فكر كنم كار درست همين است.

اين درست كه من زياد جاي مل‌گيبسون و بروس‌ويليس حرف زده ام ؛ اينها نقش‌هاي متفاوتي دارند؛ درستش اين است كه با شنيدن هيچ‌كدام از اينها ياد خود بهرام زند نيفتيد ولي لذت ببريد؛ گلادياتور را ببينيد، شجاع‌دل را ببينيد، شرلوك هلمز را ببينيد، نه من را. فكر كنم شرلوك‌هلمز با ناوارو فرق داشته باشد، همين‌طور با جنگجويان كوهستان؛ همه بهرام زندند اما فرق دارند. ناوارو يك صداي خفه دارد؛ غر مي‌زند و جدي است. هلمز ريتم بخصوصي دارد، بازي منحصربه‌فردي دارد. هر نقشي خاص و جدا از بقيه نقش‌هاست. آدم بايد ريتم و حالت حرف‌زدن را پيدا كند.



پيداكردن اين حالت يك فن است. صداي هلمز را از بروس ويليس چطور تفكيك مي‌كنيد؟ چطور اين را پيدا مي‌كنيد؟



فكر مي‌كنم ديدن جان شخصيت و روحش مهم است. من اعتقاد دارم در هر كار، يك «آن» وجود دارد. در يك «آن» به شما الهام مي‌شود چه طور بگوييد. در «آن» جان طرف را مي‌بينيد.نمي‌خواهم ماورايي بينديشم ولي فكر مي‌كنم بايد درون‌شخصيت بروم. من بايد خوب فيلم راببينم؛ اين ديدن مهم است. يك فيلم بود dead man out، اسمش را «نوبت مرگ» گذاشته بودم؛ داستان يك زنداني كه بعد از كشتن 4 نفر منتظر اعدام بود و تا وسط‌هاي فيلم حرف نمي‌زد. كار، ترجمه مزخرفي داشت. از دوستانم براي بهبود ترجمه كمك گرفتم و شايد 20 روز طول كشيد.

ديالوگ‌ها را حفظ بودم. به خودم گفتم كي جاي زنداني حرف بزند؛ دوست داشتم خودم بگويم اما گفتم شايد كس ديگري بهتر حرف بزند. اما بعد گفتم من بايد براي كسي كه مي‌خواهد دوبله كند، 20بار فيلم را بگذارم. اين كار الان مرسوم نيست، قبلا بود. من فيلم را براي كسي كه بخواهد دوبله كند مي‌فرستم ببيند. از جايي تصميم گرفتم حرف بزنم كه ديدم خيلي فيلم را ديده‌ام و جان و روح شخص را درك كرده‌ام. فيلم دوبله و پخش شد، تشكر هم شد اما وقتي خودم ديدم، فهميدم فقط 70 درصد جان شخصيت را ديده‌ام؛ 30 درصد پيچيدگي شخصيت را نديده‌ام. پس از پخش تلويزيوني، ميميك‌هايي را ديدم كه تا حالا نديده بودم؛ اين خنگي من نبود؛ درصد گيرايي من در اين كار بد نبود.



در مورد درگيري روحي‌تان با كار بيشتر توضيح مي دهيد؟



آن بخش كار كه صداها و ابعاد شخصيت را كشف مي‌كنم، برايم خيلي جالب است؛ مثلا ناوارو با 8ـ7نفر زيردستش كار مي‌كرد؛ آنها هر كدام فرق داشتند؛ يكي مي‌خواست ازدواج كند، رويش نمي‌شد، همه‌اش با مادرش بود؛ يكي خانواده دوست بود و 4 تا بچه داشت؛ يكي مشروب را ترك كرده بود اما هنوز در فكر الكل بود و مديري هم بود كه ميزش را دوست داشت. من براساس آنها ديالوگ مي‌نوشتم؛ ترجمه شده بود اما من ديالوگ‌ها را خاص شخصيت‌ها بازنويسي مي‌كردم و اين جالب بود. شايد ديوانگي به نظر مي‌رسيد اما نتيجه‌اش اين شد كه دوبلورهاي آن نقش‌ها بعد از اين سريال ديده شدند. چرا اين كار خاص شده بود؟ چون گوينده‌ها جان كار را پيدا كرده بودند.



ديالوگ‌ها را چه‌جوري مي‌نوشتيد؟



سعي مي‌كردم هر كس در اندازه خودش باشد. مثلا ناوارو وقتي با دخترش حرف مي‌زد يا وقتي با او شوخي مي‌كرد فرق داشت؛ در واقع با رئيسش يك‌جور بود، با زيردست‌ها يك جور و با خلافكارها يك جور ديگر؛ همه فرق داشتند؛ هر چيزي سر جاي خودش بود. شايد بگوييد فيلم قشنگ است ـ كه اين هم درست است ـ اما دوبله مؤثر است. دليل ماندگاري دوبله اينها چه بوده؟ هم دوبلورها درست راهنمايي شده‌اند و هم انتخاب صدا مناسب بوده؛ ريتم درست پيدا شده. عزت‌الله مقبلي به من مي‌گفت هر موقع ريتم را پيدا كردي، توي كارت موفقي. خودش هم جاي لوئي دوفونس عالي بود؛ مقبلي نبود، دوفونس بود.



پس لابد ميانه‌تان بايد با ادبيات خوب باشد؛ اين همه ديالوگ نويسي از هر كسي بر نمي‌آيد.



من خيلي كتاب خوانده‌ام؛ خيلي كتاب خوانده‌ام، خيلي كتاب خوانده ام.ده بار!(ده بار را خودش اضافه مي‌كند!) مدرسه كه مي‌رفتم كتاب كرايه مي‌كردم و شب تا صبح مي‌خواندم؛ شبي يك ريال، هر شب 300ـ200 تا صفحه. شاگرد اول هم بودم. خيلي خواندم. رمان و تاريخ را خيلي دوست داشتم. خيلي تاريخ خواندم و كتاب‌‌هاي علمي. شايد ربط نداشته باشد اما الان مي‌توانم راجع به ايزوتوپ برايتان حرف بزنم يا درباره عمر كره زمين. عاشق نجوم بودم؛ با اينكه رشته‌ام ادبيات بود.



در كارهايتان مثل ناوارو بداهه هم مي‌گفتيد؟ چــون به نظر مي‌آيد تكه انداختن او آني و بداهه است.



حتما بوده. يك جايي مي‌خواستند به‌اش رشوه بدهند، بسته را روي ميز گذاشتند، من گفتم: «به من زيرميزي مي‌دي؟»؛ حالا روي ميز بود. در عين جدي بودن، اين حرف مي‌چسبيد. يك بار وقتي ناوارو با بورلي كه مشروب را كنار گذاشته بود و بد عنق بود، صحبت مي‌كرد، با دست روي هوا يك مستطيل كشيد و غرغر كرد. در يك آن گفتم انگار رفتي عكس گرفته‌اي، عكس آنكادر شده؛ مثل عكس 4×6 شده‌اي.



از بين اين كاراكترها كه به جايشان حرف زده‌ايد، كدام شخصيت بيشتر بر شما تاثيرگذار بود و دوست‌اش داشتيد؟



همه را دوست داشتم.



يعني شرلوك هلمز و ناوارو با مل گيبسون و دنيرو برايتان در يك رديف قرار مي‌گيرد؟



شما خيلي ريز به قضيه نگاه مي‌كنيد و جالب است. نه، ‌اينها با هم فرق دارند. همين كه با هم فرق دارند و فرقشان ديده مي‌شود و بايد با آن فرق، اجرا و گفته شوند، مهم است. هلمز يك چيز است، ناوارو يك چيز ديگر ولي هر كدامشان در جاي خودشان درستند. با اين حال، نوع حرف زدن شرلوك هلمز يك‌جور ديگر است؛ مثل حركات موزون نمايشي يك‌جور خاص است. يادم هست رفتم گفتم اين سريال را زبان اصلي پخش كنيد، حيف است دوبله شود.



در بازي شرلوك هلمز چي ديديد؟ كليدهاي دوبله‌اش كجا بود؟



اول 11 قسمت بود، بعد 10 قسمت ديگر آمد؛ بخش‌بخش بود. من اول ديالوگ 11 قسمت را آماده كردم، بعد كار را دوبله كرديم؛ براي همين به شناخت خوبي رسيده بوديم. كار از لحاظ داستاني و بازي بسيار خوب بود. فقط هلمز نبود، همه درخشان بودند. به يك شناختي رسيده بودم اما دوبله را كه شروع كردم، در قسمت سوم چهارم ديدم تازه دارم چيزهاي جديدي مي‌بينم.

شايد براي مخاطب معلوم نباشد اما از نظر خودم از قسمت‌هاي چهارم به بعد به شناخت كامل‌تري رسيدم. در قسمت‌هاي آخر به شناخت خوبي رسيده بودم. يادم هست يك جا رفته بود كفش‌اش را واكس مي‌زد، واتسون كنارش بود و او هم در حال واكس زدن مدام حرف مي‌زد. چون كشفي كرده بود، تند حرف مي‌زد اما ضرب داشت و ملودي رويش بود. بسيار ذوق‌زده بود بابت كشفش، اصلا نمي‌خنديد؛ اجراي اين راحت نبود مگر با كار مداوم. من 5 صفحه ديالوگ جلويم بود ولي از حفظ گفتم. در واقع بايد حفظ باشي تا بتواني با آن ريتم تند بگويي.



لهجه شخصيت‌ها چقدر مؤثر است؟ هلمز انگليسي اصيل است، ‌ناوارو فرانسوي و دنيرو آمريكايي...



فرق دارد؛ بروس ويليس حرف‌هايش را مي‌خورد؛ به وضوح جرمي برت حرف نمي‌زند. برت وقتي جمله‌اي مي‌گويد كه آخرش «man» است، راحت مي‌توانيد كلمه «مرد» را جايش روي دهانش بگذاريد اما براي ويليس اين اتفاق نمي‌افتد. در ناوارو هم همين‌طور. مثلا در فرانسه ديالوگ‌ها 2 خط است ولي فقط به اندازه نصف خط گفته مي‌شود؛ حرف‌هاي بي‌صدا و خوانده‌نشده زياد دارد و وقتي هم ترجمه مي‌كنيم، ما 2 خط ترجمه داريم ولي فقط براي نصف خط ديالوگ، زمان داريم. خب، شما بايد مفهوم 2 خط را در نصف خط بياوريد و سينك كنيد.

ليپ سينك (هماهنگ‌كردن كلمات با دهان بازيگر) كردن‌اش سخت‌تر است. اين اتفاق در ناوارو افتاد؛ هجاي انگليسي به هجاي فارسي مي‌خورد اما فرانسه نمي‌خورد چون ايجاز داشت؛ نيم‌خط حرف معادل 2 خط ديالوگ است. حالا در سينك كردن بايد مواظب باشيم مفهومش عوض نشود. حوصله مي‌خواهد. فقط ناوارو نبود، بقيه شخصيت‌ها را هم درست كردم. روي روان‌شناسي شخصيت‌ها هم كار كردم؛ يكي رئيس، يكي خانواده‌دوست و يكي هم آنكه الكل را ترك كرده.

او با ناوارو حرف مي‌زد اما فكرش جاي ديگري بود. اينها در كنار هم سخت بود؛ هيچ‌كس اين را از من نخواسته بود. وجدانم و حس مسئوليت بود؛ اينكه مردم خوششان بيايد. مردم شايد ندانند چي شده اما بايد خوششان بيايد. فقط عشق و وجدان پدر درآر مي‌تواند اين كار را بكند.



حالا مي‌ارزد كه اين‌قدر به خودتان فشار مي‌آوريد؛ تويش پول هست؟



خيلي‌ها كه اينها را شنيدند گفتند تو ديوانه‌اي، 22قسمت سريال را برداشتي ديالوگ نوشتي كه چي؟ اينها مي‌گذرد و به جايي مي‌رسد كه اگر 10 تا كار باشد، ‌براي 9 تايش قطعا به سراغ تو مي‌آيند. تلافي‌اش را خدا سال‌ها بعد درآورده، بدون اينكه بفهمم و اصلا فكر 10سال بعد باشم؛ خدا جاي حق نشسته.



آنهايي كه با شما كار مي‌كنند چي؟آنها هم از لحاظ حسي با كار درگير مي‌شوند ؟



سعي مي‌كنم اين اتفاق بيفتد. شايد مقداري بي‌تفاوتي بشود اما چون ما با هم بده بستان ديالوگي داريم، طرف اگر نخواهد هم مجبور مي‌شود اسير موقعيت بشود و كم نياورد. در آخر براي خودش هم جالب مي شود و مي‌گويد اين فيلم برايم جالب‌تر شد.



با چه دوبلورهايي راحت‌تريد؟



با همه. من تيم ندارم، دوست دارم كار بگردد.



جاي چه بازيگري دوست داريد حرف بزنيد؟



بعضي‌ها از نظر بازي رويم تاثير مي‌گذارند؛ مثلا مل گيبسون، ‌بروس ويليس و به‌خصوص دنيرو، راسل كرو و خيلي‌هاي ديگر. يادم هست مجله‌اي نوشته بود فلاني روي دنيرو خوب حرف مي‌زند، ‌خدا كند دفعه بعد هم او دوبلور دنيرو باشد. خود مردم اين چيز ها را مي‌فهمند.



در دوبله‌هاي قديم، هر بازيگري يك دوبلور خاص داشت اما الان اين‌طور نيست؛ يك بازيگر را چند نفر جايش حرف مي‌زنند.



هنوز هم اين‌طور هست اما كمرنگ شده. متاسفانه بعضي‌ها بي‌تفاوت از اين ماجرا مي‌گذرند و برايشان مهم نيست اما مردم انتخاب‌شان را كرده‌اند. بارها شده آمده‌اند مرا پيدا كرده‌اند و ابراز رضايت كرده‌اند از فلان كار. خب، اين ارزش دارد.



تعصب خاصي روي دوبله بازيگر خاصي نداريد؟ ناراحت نمي‌شويد كس ديگري به جاي شما نقش آن بازيگر را دوبله كند؟



نه، ‌شده من خودم مل گيبسون را داده‌ام به كس ديگري ولي فيلمي هم بوده كه ديده‌ام و ناراحت شده‌ام و احساس كرده‌ام من حسش را بهتر درمي‌آوردم. شايد اين غرور و زياده‌‌خواهي من باشد. فكر مي‌كنم حسم به من دروغ نمي‌گويد؛ نه به خاطر اينكه خودم ناراحت شده باشم؛ به خاطر اينكه فكر مي‌كنم آن فيلم از دست مي‌رود؛ چون اعتقاد دارم اين كار را ما بايد درست تحويل مردم بدهيم. اگر اين اتفاق نيفتد بد است.



سينك كدام يك سخت‌تر است؟



زبان فرانسوي‌ها، چون هجاهايشان فرق دارد. در همين «مدار صفر درجه» من با 5 زبان درگير بودم؛ مجار، فرانسه، انگليسي، عربي و آلماني.



آن وقت با آن همه زبان هاي متنوع چطور سر وكله زديد؟



انگليسي آسان بود ولي‌ مجار براي ما ناشناخته بود. سارا كه فرانسوي بود، فتاحي هم لبناني بود و ريز حرف زده بود. حالا من بايد اين 5 زبان را تبديل به فارسي‌اي مي‌كردم كه از زبان شهاب حسيني بيرون مي‌آمد، طوري كه معلوم نباشد.

من در فيلم‌خارجي اجازه دارم اين جمله را براي اينكه اندازه كنم، دست به‌اش بزنم؛ دستم براي اين كار باز است اما اينجا نه؛ ‌چون حسن فتحي خودش نويسنده بود، ‌حساسيت زيادي هم درباره ديالوگ‌ها داشت و اصلا دست زدن من به ديالوگ‌ها برايش قابل قبول نبود. ولي من اين كارها را كردم با آن همه ديالوگ. حرفه‌اي‌ها اين موضوع را مي‌فهمند. من به جز حساسيت روي حس، سعي مي‌كنم زبان‌ها را درست فارسي كنم؛ طوري كه باور كنيد.

در «مدار صفر درجه» به جز درآوردن حس، حساسيت هاي حسن فتحي هم بود. ببينيد، متن را داده بودند به بازيگر مجاري و او ديالوگ‌هاي فتحي را به زبان مجار مي‌گفت. مترجمي هم آنجا بوده و تاييد مي‌كرده كه پس و پيش و كم و زياد نگفته باشد. درباره بقيه بازيگرها هم همين‌طور.

ببينيد من با حساسيت حسن فتحي چه كشيدم! مقوله آوردن بازيگر در اتاق دوبله براي دوبله نقش خودش هم حرف ديگري است؛ اينكه حس سر صحنه را در اتاق دوبله بگيرند فرق دارد؛ طوري بايد ديالوگ ها را بگويند كه بيننده فكر نكند تئاتر و دكلمه است. از طرف ديگر دوبلور حرفه‌اي را برده‌ام و به حس سر صحنه فيلم‌برداري رسانده‌ام. سعي كرده‌ام با همه بازيگرها و دوبلورها كنسرت خوبي جمع كنم.



* شايد بعضي بازيگرها نتوانند در اتاق دوبله به حس سر صحنه برسند.



شايد عده‌اي نرسند اما آنها كه بايد خودشان حرف بزنند بايد به اين حس برسند. مثلا لعيا زنگنه حسش را خوب بروز داده بود.



فكر كنم اتفاقا بهتر از سر صحنه بود.



آفرين! مي‌خواستم اين را از زبان شما بشنوم. خودم مي‌دانستم بهتر از سر صحنه درآورده. نمي‌گويم كارهاي او را مقايسه كنيم، نحوه كار فرق دارد. در «اغما» هم ديدم. براي بقيه هم بود اما كمرنگ‌تر.



بازيگرها در دوبله همكاري مي‌كردند؟



بله، چون مي‌دانند به كار خودشان لطمه مي‌خورد. صحنه‌هاي درگيري راد و زنگنه به راحتي به دست نيامد. شايد دو طرف به حال سكته افتادند بس كه حس تكرار شد تا از دست نرود. صحنه دادگاه و فلاش بك‌ها خيلي سخت بود؛ حس خرج‌شان شد. زنگنه سردرد گرفته بود. به آقاي راد فشار آمد، با اينكه تئاتري بود. در تئاتر، بازي هم هست اما اينجا فقط صداست و نبايد از تصوير عقب افتاد.



شده در خيابان حرف بزنيد، نشناسندتان و بگويند اداي ناوارو را درنيار؟



نه. ناوارو خفه حرف مي‌زد، غر مي‌زد و پايين بود. شرلوك هلمز هم فصيح و شمرده بود ولي با اين حال خب، در مغازه و تاكسي خيلي‌ها با شنيدن يك كلمه متوجه مي‌شوند.



تجربه بازي و اجرا داشته‌ايد؟



خيلي كم. در «مسابقه حافظه برتر» بودم. نقش تيمورتاش فيلم «ميرزا كوچك‌خان» را هم «مرتكب شدم». راضي نيستم نبايد اين كار را مي‌كردم.



نظرتان راجع به استفاده از لهجه در دوبله چيست؟ شما خودتان در «ملاصدرا»، شاه‌عباس را با لهجه تركي گفتيد.



اين سليقه‌اي بود. من اصلا يك كلمه تركي بلد نيستم. از من خواستند و سعي كردم بهترين كار را بكنم. به نظرم اگر آن كار نگرفت به خاطر لهجه نبود؛ شايد به خاطر مباحث فلسفي و تعدد شخصيت ها و پراكندگي تاريخي بود كه مردم حوصله‌اش را نداشتند. من خودم با ورود لهجه مخالفم. هيچ‌چيز مثل فارسي سليس نيست مگر اينكه ايجاب كند و آن هم بايد سر صحنه باشد چون دوبله‌اش خيلي سخت است.



شما كه اين‌قدر به زير و بم صدا وارديد، احتمالا تا اطرافيان‌تان حرف بزنند خيلي چيزها را از نوع حرف‌زدن‌شان مي‌فهميد؟



نه آن‌جور ولي خب، خيلي وقت‌ها چيزي را كه مي‌شنوم، ناخودآگاه تجزيه و تحليل مي‌كنم و بعد مي‌فهمم درست است. من ماورايي نيستم اما چون زياد شنيده‌ام و ديالوگ خوانده‌ام، توجه‌ام به جنس صدا و منظور حرف‌ها جلب مي‌شود.و خب خيلي وقت‌ها اذيت مي‌شوم.



براي مراقبت از صدايتان چه مي‌كنيد؟شده عصباني شويد اما به ملاحظه صدايتان هم كه شده داد نزنيد.



مراقبت خاصي نمي‌كنم. عصباني شوم داد مي‌زنم، هرچي هم بخواهم مي‌خورم. اصلا به اين چيزها فكر نمي‌كنم.



مي‌گويند سيگار صدا را خوب مي كند.



نه، تازه تنفس را مشكل مي‌كند. قبل‌تر فكر مي‌كردند صدا را بم‌تر مي‌كند چون يك دوره، بمي صدا مد بود.



وقتي كسي با شما حرف مي‌زند به حالت صدايش بيشتر توجه مي‌كنيد يا حرفي كه مي‌زند؟



هردوتا اما اگر صدايش خاص باشد، توجهم جلب مي‌شود. در خارج از كار بيشتر سعي مي‌كنم بشنوم تا حرف بزنم؛ تا بيشتر ياد بگيرم. اصلا فكر مي‌كنيد چرا دارم كار دوبله را ادامه مي‌دهم؟

چون در هر فيلمي، چيز جديدي وجود دارد؛ امروز مي‌روم گويندگي، كار ديروز و هفته قبل را نمي‌كنم؛ يك زندگي ديگر مي‌كنم؛ يك حس ديگر است براي اينكه اين شخصيت، شخصيت ديگري است؛ پس نو است؛ پس من امروزي كار تازه‌اي مي‌كنم كه روزمره نيست. ولي كلا فكر مي‌كنم دوبله دچـار روزمرگـــي شده.
همشهری

Fiona Liebe
08-12-2007, 09:15
http://www.jamejamonline.ir/images/20071208/DOR.jpg



سه فيلم هندي براي توزيع در شبكه نمايش خانگي دوبله شد.

«دور» كه با سرپرستي محمود قنبري دوبله شده، درباره 2 مرد جواني است كه از 2 ايالت هندوستان براي كار به عربستان مي‌روند. براثر حادثه‌اي يكي از آنها به نام شانكر كشته و ديگري به قتل او متهم مي‌شود و....
دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: سعيد شيخ‌زاده (امير)، محمدرضا مؤمني (شانكر)، مينو غزنوي(زينت)، مريم شيرزاد (ميرا)، شراره حضرتي، سميه موسوي، مهرداد ارمغان، زويا خليل‌آذر، مينا شجاع، افشين زي‌نوري، حسين نورعلي، محمد ياراحمدي و ميرطاهرمظلومي.

گناه عشق

«غرور» درباره مردي به نام سارنگ است كه خواهرش را به دليل عاشق شدن و تبعيت نكردن از رسوم فاميل مي‌كشد. سال‌ها بعد دختر سارنگ همانند عمه خود رسوم خانوادگي را ناديده مي‌گيرد و عاشق مي‌شود...
مهرخ افضلي (شانتي)، شيلا آژير(چاند)، حسين عرفاني (سارنگ)، سعيد شيخ‌زاده (شيوا)، شايان شام‌بياتي، بهروز علي‌محمدي، مريم شيرزاد و ناهيد شعشعاني از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند.

اعاده حيثيت

«بستگان» درباره يك مربي بوكس است كه به تقلب متهم و چندين ماه محروم مي‌شود. او براي اعاده حيثيت، يكي از فرزندان خود را بوكسور مي‌كند و...
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: سعيد مظفري (بابي دئول)، حسين عرفاني (ساني دئول)، چنگيز جليلوند (درمندرا)، افسانه پوستي (شيلپاشتي)، امير عطرچي، تورج مهرزاديان، كوروش فهيمي، مهناز آباديان، بهرام زاهدي، بتسابه كاظمي، مريم نوري درخشان، زويا خليل‌آذر، ناصر احمدي و سميه موسوی.
جام جم

Fiona Liebe
09-12-2007, 07:19
http://www.jamejamonline.ir/images/20071209/heidi.jpg

جواد پزشكيان دوبله يكي از اقتباس‌هاي قديمي داستان «هايدي» را براي تلويزيون به پايان رساند.
در دوبله اين فيلم، ساخته لوييجي كومنچيني سال 1952، ناهيد اميريان به جاي دختر بچه‌اي صحبت كرده كه پس از مرگ مادرش نزد پدربزرگش در دامنه كوه‌هاي آلپ مي‌رود. پس از مدتي عمه هايدي او را به خانه خود در برلين مي‌برد. هايدي كه با طبيعت خو گرفته است، زندگي در برلين را تحمل نمي‌كند و به آلپ باز مي‌گردد. مدتي بعد دختر عمه فلجش نزد او مي‌آيد و هايدي موفق مي‌شود با استفاده از طبيعت وي را درمان كند؛ اما...
حسين عرفاني (پدربزرگ)، شوكت حجت (پيتر)، بهمن هاشمي (كشيش)، شهروز ملك‌آرايي، اردشير منظم، مينا شجاع، زهرا سوهاني، مينا نخعي، زهرا آقارضا، محمد عبادي، مظفر شمس كاظمي، مهسا شرافت، علي‌اصغر رضايي‌نيك، شهريار رباني و عاليه سادات جعفري نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

باجگيري از تبهكاران

فيلم «مرگ كثيف» نيز براي تلويزيون دوبله شد. ماجراهاي اين فيلم درباره يك راننده تريلي است. وي براي تامين مخارج معالجه دختر فلجش همكاري با چند تبهكار را مي‌پذيرد، اما پس از پايان عمليات، تصميم مي‌گيرد براي به دست‌آوردن پول بيشتر از آنها باجگيري كند...
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: ناصر نظامي، زهره شكوفنده، افشين زي‌نوري و عليرضا باشكندي.
جام جم

Fiona Liebe
10-12-2007, 08:48
http://www.jamejamonline.ir/images/20071210/HARRY-POTTER.jpg


فیلم «هري پاتر و فرمان ققنوس» دوبله شد

محمود قنبري دوبله جديدترين فيلم از مجموعه «هري پاتر» را براي شبکه ويدئويي به پايان رساند. در دوبله اين فيلم که «هري پاتر و فرمان ققنوس» نام دارد، افشين زي نوري به جاي دانيل رادکليف بازيگر نقش هري صحبت کرده است. وي تصميم مي گيرد همراه تعدادي از شاگردان مدرسه جادوگري هاگوارتس ، مدير اين مدرسه ، پروفسور مک گاناگل با بازي مگي اسميت و گويندگي معصومه آقاجاني و سيريوس بلک با بازيگري اولدمن و گويندگي منوچهر والي زاده با لرد ولدمورت مبارزه کند. عده اي نمي پذيرند که لرد بازگشته است ، به همين دليل وزارت جادوگري دولوروس آمبريج را براي تحقيق به مدرسه مي فرستد.
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم 135 دقيقه اي عبارتند از: رضا آفتابي (رالف فاينس رولد مورت) ، مريم شيرزاد (اما واتسون / هرميونه)، زهره شکوفنده (ايملدا استانتون / دولورس)، سعيد شيخ زاده (ران)، مهرخ افضلي (اما تامپسون / ترلاوني)، ميرطاهر مظلومي (مايکل گامبون / دامبلدور)، سهيلا گلستاني ، الهام جعفرنژاد، شايان شام بياتي ، ميثم نيک نام ، زانيار بهرامي ، محمد ياراحمدي و محمدعلي جان پناه.
گفتني است اين فيلم که تا يک ماه پيش بر پرده سينماهاي امريکا بود، 2 برابر هزينه هاي توليدش فروش کرده است .
جام جم

Fiona Liebe
10-12-2007, 13:57
"فروشنده مرگ" دوبله شد

فیلم‌های "فروشنده مرگ" و "راه هوایی" و مجموعه‌های "پلیس ساحلی"، "لویی"، "معلم دهکده" و "جزیره لاک‌پشت" برای واحد امور دوبلاژ سیما و شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی"فروشنده مرگ" با نام اصلی "از سیگار کشیدن ممنونم" به مدیریت دوبلاژ خسرو خسروشاهی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. در دوبله این اثر منوچهر والی‌زاده، مینو غزنوی، پرویز ربیعی، امیر عطرچی، میرطاهر مظلومی، رضا آفتابی، شهزاد ثابتی، نسیم رضاخانی، سعید شیخ‌زاده، محمدرضا مومنی، حسن کاخی، اسفندیار مهرتاش، محمد یاراحمدی، نادر کی‌مرام، امیر منوچهری، کتایون اعظمی و مهناز آبادیان حضور داشتند.



http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/12/322120_orig.jpg


این فیلم را جیسن ریتمن سال 2005 بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش برگرفته از رمانی نوشته کریستوفر بوکلی کارگردانی کرد. ژانر فیلم آمریکایی "فروشنده مرگ" آمریکایی کمدی است و بازیگرانی چون آرون اکهارت، اریک هابرمن، جان لاندن، مری جو اسمیت و تاد لوئیس در آن نقش آفرینی کرده‌اند.

فیلم سینمایی "راه هوایی" با نام اصلی "چشم قرمز" هم به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده دوبله شده است. این فیلم را وس کریون سال 2005 بر مبنای فیلمنامه‌ای از کارل الزوورت برگرفته از داستانی نوشته دن فوس و خودش کارگردانی کرد. مارکو بلترامی موسیقی متن "راه هوایی" را ساخته و ریچل مک‌آدامز، کپلیان مرفی، برایان کاکس، جیما میز و لورا جانسن در آن بازی کرده‌اند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: لیزا، مدیر هتلی در شهر میامی فلوریداست. او به فرودگاه تگزاس آمده و خیال دارد با پروازی معمولی به فلوریدا برگردد. وضعیت هوا باعث لغو این پرواز می‌شود و ...


مجموعه "پلیس ساحلی" هم به مدیریت دوبلاژ افشین زینوری برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله می‌شود و گویندگانی چون علی همت مومیوند، زهره شکوفنده، منوچهر زنده‌دل، شایان شام بیاتی، رضا الماسی، مریم صفی خانی، مهوش افشاری و ... در آن حضور دارند. داستان این مجموعه استرالیایی درباره یک گارد ساحلی است که در درگیر ماجراهای مختلفی می‌شوند.

مجموعه کارتون "جزیره لاک‌پشت" به مدیریت دوبلاژ شوکت حجت در 26 قسمت 30 دقیقه‌ای برای واحد امور دوبلاژ سیما دوبله می‌شود. ژیلا اشکان، نرگس فولادوند، اردشیر منظم، حسین خدادادبیگی و ... به عنوان گوینده همکاری می‌کنند.

مجموعه "معلم دهکده" با بازی ژرارد کلن و رافائل دفو به مدیریت دوبلاژ چنگیز جلیلوند برای شبکه دو سیما دوبله می‌شود. گویندگانی چون مینو عزنوی، فریبا رمضان‌پور، میرطاهر مظلومی، امیر عطرچی، اکبر میرطاهری، علی‌اصغر رضایی‌نیک، حسن کاخی، میثم نیکنام، محمد یاراحمدی و ...برای دوبله این مجموعه حضور دارند.
مجموعه کارتون "لویی" در 78 قسمت به مدیریت دوبلاژ مهوش افشاری برای شبکه تهران دوبله می‌شود و گویندگانی چون فریبا شاهین مقدم، ناهید امیریان، افشین زینوری، سعید شیخ‌زاده، مهسا شرافت، افسانه آریا بقا و ... حضور دارند. این مجموعه آموزشی است.
مهر

Fiona Liebe
11-12-2007, 08:00
هملت به سرپرستی بهرام زند دوبله شد

http://www.jamejamonline.ir/images/20071211/HAMLET.jpg

تركيبي از گويندگان باسابقه و دوبلورهاي جوان، دوبله فيلم «هملت» ساخته فرانكو زفيره‌لي را براي تلويزيون به پايان رساندند.
در اين دوبله بهرام زند علاوه بر سرپرستي دوبلاژ به جاي مل گيبسن نيز صحبت كرده است. وي در اين اقتباس از نمايش‌نامه پر آوازه شكسپير، نقش هملت، شاهزاده دانماركي را بازي كرده كه متوجه مي‌شود پدرش به مرگ طبيعي فوت نكرده است.
هملت كه از ازدواج مادرش ــ با بازي گلن كلوز و گويندگي شهلا ناظريان ــ و عمويش ــ با بازي آلن بيتس و گويندگي حسين عرفاني ــ ناخشنود است، تصميم مي‌گيرد نمايشي را ترتيب دهد.
اين نمايش، توطئه‌اي را كه به مرگ پادشاه سابق انجاميده، برملا مي‌كند. اين كار به مرگ ملكه بر اثر نوشيدن اشتباهي سم و هملت و كلاديوس بر اثر دوئل با شمشير منتهي مي‌شود.
ديگر گويندگان اين فيلم 134 دقيقه‌اي عبارتند از: احمد رسول‌زاده (پل اسكافيلد / روح پدر) ، مريم شيرزاد (هلنا بونهم كارتر/ افليا) ، اكبر مناني (يان هولم / پولو نيوس)، سعيد مظفري (هورا شيو) كسري كياني (روزن گرانتس)، نادر كي‌مرام (مارسلوس) ، ناصر احمدي (آل)، عليرضا باشكندي (گيلدس ترن)، علي‌محمد اشكبوس (برنادو)، مهدي آرين‌نژاد، تورج نصر، ابراهيم شفيعي، ميثم نيك‌نام، شهرزاد بانكي، مجتبي شمس و منوچهر زنده‌دل (راوي).
جام جم

Fiona Liebe
11-12-2007, 15:17
http://photos1.blogger.com/blogger/4693/2407/320/_______________171.jpg




گفتگو با ابولحسن تهامی یکی از اساتید دوبله ایران


چطور شد که وارد کار دوبله شدید ؟
در ابتدا هنرپیشه ی تئاتر بودم . من و چنگیز جلیلوند در سال 1336 وارد تئاتر تهران شدیم . در آن زمان دکتر فتح ا... والا که دکترای تئاتر بود تصمیم جدی داشت که تئاتر جدی در ایران درست کند. در ان زمان من کلاس ششم دارالفنون بودم . آگهی را دیدم و رفتم ثبت نام کردم . شعر ومتنی دادند که برای آزمون باید آن را از بر می کردیم . امتحان داده و قبول شدیم و به این ترتیب وارد تئاتر تهران شدم .من و جلیلوند شوق زیادی برای رفتن به سینما داشتیم و فکر می کردیم که آستانه ورود به سینما می تواند دوبله باشد . با نصرت ا... وحدت و مرحوم کنعان کیانی که در تئاتر کار گریم انجام می داد تئاتر باری می کردیم و در کار دوبله هم بود .
استودیو کجا بود ؟

خیابانی که امروز جمالزاده جنوبی است.

اولین روزی که وارد استودیو دوبلاژ شدید به خاطر دارید ؟

کاملا من و جلیلوند راس ساعتی که وحدت گفته بود رفتیم " آرژیر فیلم" . در تابستان 1337بود . در پلاتوی استودیو فیلم قاصد بهشت را فیلمبرداری می کردند . رییس استودیو ژوزف واعظیان بود . او با خوشرویی به من و جلیلوند گفت : وحدت مرا به تئاتر شما آورد و من صدایتان را شنیدم . بعد یه ورقه جلوی ما گذاشت که امضایش کنیم . استخدام با حقوق ماهی 250 تومان در حالی که ما در تئاتر 150 تومان می گرفتیم . به طبقه پایین رفتیم برای کار دوبله ! یادم هست که وقتی رفتیم پایین هوشنگ مرادی را دیدیم که در آن روزگار از هنرپیشه های تئاتر و سینما بود و شوهر اول تاجی احمدی ( احمدی بعدها یا محمد علی زرندی ) ازدواج کرد. سرپرست دوبله فیلمی بود . همان روز داشتند یک فیلم هندی را دوبله می کردند به نام کلوپ شبانه که نقش کوچکی به من دادند و نقش بزرگتری به جلیلوند .

پس در حقیقت فیلم " کلوپ شبانه " اولین اولین فیلمی است که هم شما و هم جلیلوند در آن نقش گفتید ؟

بله . جلیلوند نقش یک افسر پلیس با بازی آشوک کمار را گفت . برداشت ما این بود که چون دو نفرمان هنرپیشه تئاتر هستیم می توانیم خیلی از بقیه بهتر باشیم و از روز اول کار را در آوردیم .

به خاطر دارید که چه فیلمهای مجذوب تان می کرد ؟

از فیلمهای که رویم تاثیر گذاشتند می توانم به یتیم ( الیور تویست) مشعل و کمان ، دزد سرخپوش و فیلمهای هندی مثل آقای 420 ، ،آواره و فیلمهای ایتالیایی مثل : برنج تلخ ، حسادت و گرگ مزرعه اشاره کنم.

پس از اینکه در ان روزی که شرح دادید وارد کار شدید فعالیتان چگونه ادامه پیدا کرد؟

حدود دو سه ماه بعد آن روز، در یک فیلم ایتالیایی نقش اول را گفتم به نام صحرای بزرگ .حدود یک و نیم سال بعد هم مدیر دوبلاژ شدم .اولین فیلمی که مدیر دوبلاژ آن را بر عهده داشتم فیلم ایرانی تپه عشق به کارگردانی ساموئل خاچکیان و با بازی ویگن فرانک بود . اولین فیلم خارجی هم فیلمی آلمانی با عنوان هزار ستاره درخشان بود .

اولین فیلمی که دوبله کردید و شاخص شد چه فیلمی بود ؟

رمئو و ژولیت جورج کیو کر (1936 ) بود. این را استودیو شهاب به من داد . در آن زمان من سال سوم دانشسرای عالی بودم و متون شکسپیر را خوانده بودم . البته قرار نبود فیلم دوبله شود و تصمیم صاحب فیلم این بود که فیلم با زیرنویس فارسی به نمایش درآید. که وقتی قرار شد فیلم دوبله شود دیگر زیرنویس ترجمه شده هم بدرد نمی خورد.

فعالیت شما در کار ترجمه هم شاخص است چگونه وارد کار ترجمه شدید؟

من جزو تیم عطاا... کاملی بودم که به استودیو شهاب رفتیم . صاحب استودیو آلبرت دومان نام داشت و آشوری بود . روزی البرت با یکی از دوستانش " میشا " در این مورد صحبت می کردند که فیلم صف طولانی خاکستری را به چه کسی برای ترجمه بدهند که من پریدم وسط و به زبان آشوری گفتم بدهید من ترجمه می کنم. فیلم را ترجمه کردم و محمد علی زرندی هم دوبله اش کرد.

از سالهای اول دهه ی 1340 رفته رفته دوران شاخص فعالیت شما آغاز می شود !

فیلمی که در آن سال ها به نظرم می آید معما ( 1963) استنلی دانن بود که به جای کری گرانت صحبت کردم و بعد معمولا من بجای وی حرف می زدم.

علاقه به زبان ، در سالهای بعد به شکل متفاوتی در فیلمی مثل راکی ( 1976 ) متجلی می شود . تا امروز در تاریخ دوبله فارسی هیچ فیلم عامیانه زبانی مانند راکی دوبله نشده . وجه تمایز دوبله ی فیلم به خصوص با قسمت های بعدی که توسط شما دوبله نشد بیشتر آشکار است .

برای درک ویژگی های ان سراغ جامعه ی امریکایی های مقیم ایران رفتم . گروهی بودند که بع تفاق هم چند فیلم هم دوبله کرده بودیم . مثل گلنسا در پاریس که من در دوبله انگلیسی به جای میری حرف زده بودم . پس از مسلط شدن ام بر زبان انگلیسی ، روی گفتار فارسی کار کردم . مثلا بچه ها قبل از رفتن به مدرسه بعضی از کلمات را برعکس می گویند مانند " عسک " به جای " عکس" . در مورد راکی هم چون نوعی حالت عقب افتادگی داشت همین کار را کردم.

شما حضور کمرنگی در فیلمفارسی قبل از انقلاب داشته اید . دلیل اش چیست ؟

فیلمفارسی آن دوران مقدار زیادی جاهل و... در داستان خود داشتند و بهترین صداها برای این کار را جلیلوند ومرحوم ناظریان داشتند. و هر کی که فیلمی با ناصر ملک مطیعی می ساخت می رفت سراغ جلیلوند و ناظریان و البته شایستگی اش را هم داشتند. بنابراین دیگر دیگر از من دعوت نمی کردند .

وقتی به ایران بازگشتید و سریال نقابداران برای سیما ترجمه کردید به شدت سرزنده و قبراق بودید و هیچ نشانی از خمودگی در کار یا صدای شما نبود.

سال 1354 که خانواده ام را به استرالیا فرستادم ، خودم در بین راه ایران و استرالیا در رفت و آمد بودم . پس از انقلاب هم در ایران بودم و در فیلم شعله حرف زدم و سه پدر خوانده جان فورد را ترجمه کردم .پس از مدتی به استرالیا برگشتم . مدتی را در آنجا اقامت داشتم تا شهریور 1372 که به کاملا به ایران برگشتم

آیا در زمانی که استرالیا بودید دلتان برای دوبله تنگ می شد؟

خیلی ! بسیار زیاد ! چون این حرفه ای من بود و از 18-19 سالگی وارد آن شده بودم. البته من حدود دو سال هم سفری به امریکا رفتم و در آنجا در استودیوی صدابرداری کار می کردم.

منبع : movie mag

Fiona Liebe
15-12-2007, 09:44
http://www.jamejamonline.ir/images/20071215/LUST-LIFE.jpg

دوبله فيلم قديمي «چراغ گاز» براي تلويزيون به پايان رسيد.


در اين دوبله زهره شكوفنده، علاوه بر سرپرستي گويندگان به جاي اينگريد برگمن بازيگر نقش پائولا نيز صحبت كرده است، وي پس از قتل عمه‌اش آليس وارث اموال و ساكن خانه او مي‌شود، مدتي بعد پائولا با مرد غريبه‌اي ازدواج مي‌كند و بتدريج متوجه مي‌شود وي به اتاق زير شيرواني علاقه خاصي دارد. اين مرد در حقيقت قاتل آليس است كه مي‌خواهد جواهرات وي را به‌دست آورد...
منوچهر والي‌‌زاده (جوزف كاتن) و منوچهر اسماعيلي (شارل بوايه) نيز در دوبله اين فيلم 114 دقيقه‌اي سياه و سفيد حضور داشته‌اند.
گفتني است اينگريد برگمن در سال 1945 براي بازي در اين فيلم جوايز اسكار و گلدن گلاب را به دست آورد.

داگلاس به نقش ونگوگ

همچنين فيلم «شور زندگي» با سرپرستي محمود قنبري براي تلويزيون دوبله شد.
در اين فيلم قديمي داگلاس ــ با گويندگي منوچهر اسماعيلي ــ نقش ونسان ونگوگ نقاش معروف هلندي را بازي كرده است. وي كه در قرن 19 ميلادي مي‌زيسته، به منطقه‌اي در بلژيك مي‌رود تا براي معدن‌چيان موعظه كند. او در آنجا فقر و فلاكت مردم و بي‌اعتنايي بزرگان كليسا را مي‌بيند و آشفته مي‌شود. او با كمك مالي برادرش تئو به نقاشي كه كار اصلي اش است ادامه مي‌دهد اما روابط عمومي نامناسبش و ناموفق بودن تابلوهايش اوضاع روحي او را به هم مي‌ريزد...
منوچهر والي‌زاده، مريم شيرزاد، مهرخ افضلي، افشين زي‌نوري، رضا آفتابي، محمد ياراحمدي، الهام جعفرنژاد، شايان شام‌بياتي، حسين نورعلي و ميثم نيك‌نام نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.
گفتني است در دوبله «شور زندگي» منوچهر اسماعيلي به جاي آنتوني كوئين بازيگر نقش پل گوگن نيز صحبت كرده است.
جام جم

Fiona Liebe
16-12-2007, 09:11
فیلم مرد سیندرلایی دوبله شد

http://www.jamejamonline.ir/images/20071216/DUBLE.jpg

خسرو خسروشاهي دوبله فيلم «مردي مثل سيندرلا» را براي شبكه ويدئويي به پايان رساند.
در دوبله اين فيلم سعيد مظفري به جاي راسل كرو بازيگر نقش جيمز براواك صحبت كرده است. وي در دهه 20 ميلادي زندگي مي‌كند و بوكسوري است كه مسابقات بسياري را به نفع خود تمام كرده است. در اواخر اين دهه، مجروح شدن و شكستش در مقابل يك بوكسور سبك وزن زندگي او را متزلزل مي‌كند. جيمز مجبور مي‌شود به كار در بارانداز‌هاي نيويورك روي بياورد، اما هزينه‌هاي زندگي‌اش تامين نمي‌شود. او از جو گولد ــ با بازي پل جياماتي و گويندگي رضا آفتابي ــ‌ مربي سابق خود كمك مي‌گيرد و...
ساير گويندگان اين فيلم كه نامزد دريافت 3 جايزه اسكار و 2 جايزه گلدن گلاب بوده، عبارتند از: افسانه پوستي (رنه زل وگر/ مائه)، حسين عرفاني (جانسون)، وحيد منوچهري (مارك)، كتايون اعظمي (سارا)، غلامرضا صادقي (لوئيس)، امير منوچهري (مكس)، صغري هاشمي (آليس)، سيامك اطلسي، بهرام زاهدي، پرويز ربيعي، خسرو شمشيرگران، شايسته تاج‌بخش، نسيم رضاخاني، سميه موسوي، سعيد شيخ‌زاده، امير جوشقاني، مجيد صيادي، حسن كاخي، محمد ياراحمدي و محمدعلي جان‌پناه
جام جم

Fiona Liebe
16-12-2007, 13:35
کرک داگلاس با "شور زندگی" به تلویزیون می‌آید

فیلم‌های "شور زندگی"، "فراتر از زمان"، "بازگشت س و پ ر م ن " و "هری پاتر و محفل ققنوس" برای تلویزیون و واحد دوبلاژ سیما دوبله شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی"شور زندگی" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای برنامه سینما اقتباس شبکه چهار سیما دوبله شده است. این فیلم را وینسنت مینه‌لی سال 1956 جلو دوربین برد. نورمن کوروین فیلمنامه را بر مبنای رمانی نوشته اروینگ استون نوشت. میکلوش روشا موسیقی متن فیلم 122 دقیقه‌ای "شور زندگی را ساخت و کرک داگلاس، آنتونی کویین، جیمز دانلد، پاملا براون و اورت اسلون در آن نقش آفرینی کرده‌اند.


http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/12/323893_orig.jpg

کرک داگلاس در صحنه‌ای از فیلم "شور زندگی"


این فیلم روایتگر زندگی ون‌گوگ با نقش‌آفرینی داگلاس است. ون‌گوگ سال 1878 هلند را ترک می‌کند تا به منطقه‌ای در بلژیک برود و برای معدنچیان زغال سنگ موعظه مذهبی کند. آنجا تحت تاثیر فلاکت مردم منطقه قرار می‌گیرد و از ریاکاری زعمای کلیسا برمی‌آشوبد و ... کوئین برای این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد مکمل شد و داگلاس نیز نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد بود.

فیلم سینمایی "هری پاتر و محفل ققنوس" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری و با حضور گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، افشین زینوری، زهره شکوفنده، میرطاهر مظلومی و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. این فیلم ماجراجویانه و فانتزی پنجمین روایت سینمایی از مجموعه کتاب‌های پرفروش جی.کی رولینگ نویسنده بریتانیایی است. فیلم "هری پاتر و محفل ققنوس" را دیوید ییتس فیلمساز بریتانیایی کارگردانی کرده و داستان در ادامه ماجراهای هری پاتر در مدرسه جادویی هاگوارتس دنبال می‌شود.

فیلمنامه را مایکل گلدنبرگ نوشته و دانیل رادکلیف، اما واتسن و روپرت گرینت بازیگران اصلی فیلم‌های قبلی نقش‌های خود را در فیلم‌ جدید تکرار کردند. مایکل گامبون، گری اولدمن، رالف فاینس و آلن ریکن از دیگر بازیگران فیلم 138 دقیقه‌ای "هری پاتر و محفل ققنوس" هستند که محصول مشترک بریتانیا و آمریکا است.

این فیلم با بودجه‌ای معادل 150 میلیون دلار ساخته شد و تاکنون 292 میلیون دلار در آمریکا و 647 میلیون دلار در دنیا فروخته است. دو فیلم اول مجموعه، "هری پاتر و سنگ جادو" (2001) و "هری پاتر و تالار اسرار" (2002) را کریس کلمبوس کارگردانی کرد. "هری پاتر و زندانی آزکابان" (2004) را آلفونسو کوارون مکزیکی ساخت و فیلم چهارم "هری پاتر و جام آتش" را نیز مایک نیوئل فیلمساز بریتانیایی کارگردانی کرد.

فیلم "فراتر از زمان" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری و با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، زهره شکوفنده، منوچهر والی‌زاده، افشین زینوری و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. تریلر "فراتر از زمان" محصول سال 2003 آمریکا و مدت زمان آن 105 دقیقه است. این فیلم جنایی را کارل فرانکلین بر مبنای فیلمنامه‌ای از دیوید کولارد کارگردانی کرده و در آن دنزل واشینگتن، ایوا مندز، سانا لاتن و دین کین نقش‌آفرینی کرده‌اند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/12/323757_orig.jpg

دنزل واشینگتن در صحنه‌ای از فیلم "فراتر از زمان"


واشینگتن در این فیلم نقش یک افسر پلیس فلوریدا را بازی می‌کند که باید پرده از راز دو قتل بردارد و در غیر این صورت خودش متهم به قتل می‌شود. فیلم سینمایی "فراتر از زمان" با بودجه‌ 50 میلیون دلاری ساخت شد و در دنیا 55 میلیون فروخت.

فیلم سینمایی "بازگشت س و پ ر م ن " به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری و با همکاری گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، مینو غزنوی، افشین زینوری، میثم نیکنام و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. این فیلم را برایان سینگر سال 2006 جلو دوربین برد. فیلمنامه "بازگشت س و پ ر م ن " را دن هریس و مایکل دوئرتی بر مبنای شخصیت‌های خلق شده توسط جری سیگل و جو شوستر نوشتند.

در این فیلم 154 دقیقه‌ای براندون راث، کیت باسوورت، کوین اسپیسی، جیمز مارسدن، پارکر پوزی و فرانک لانجلا به ایفای نقش پرداختند. در خلاصه داستان فیلم "بازگشت س و پ ر م ن " آمده: از ماجرای س و پ ر م ن 2 مدت زمانی گذشته و از وقت ناپدید شدن ناگهانی‌اش، دنیا به زندگی بدون " س و پ ر م ن " عادت کرده است. وقتی س و پ ر م ن بازمی‌گردد با متروپولیس رو به رو می‌شود که دیگر به او نیاز ندارد و در غیبتش، لوییس لین به طرف خواستگار جوان دیگری به نام ریچارد وایت رفته است و ...

فیلم سینمایی "زودیاک" هم برای بار دوم به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است. برای دوبله این اثر منوچهر والی‌زاده، افشین زینوری، حیسن خدادادبیگی، شراره حضرتی، امیر منوچهری، منوچهر زنده‌دل، ابراهیم شفیعی، رضا آفتابی، بیژن علیمحمدی، مهناز آبادیان، شهروز ملک‌آرایی، محبت دارآفرین، مجید صیادی، امیر عطرچی، شایان شام‌بیاتی، محمدرضا مومنی، مریم نوری درخشان و سمیه موسوی حضور داشتند.

این فیلم پرتعلیق به کارگردانی دیوید فینچر فیلمساز مطرح آمریکایی تولید سال 2007 بر مبنای مجموعه کتاب‌های غیرداستانی "زودیاک" نوشته رابرت گری اسمیت ساخته شده و در آن جیک جیلنهال، مارک روفالو و رابرت داونی جونیر. نقش آفرینی کرده‌اند.

فیلم درباره قاتل زنجیره‌ای معروف به "زودیاک" است که اواخر دهه 1960 در منطقه سانفرانسسیکو با قتل‌های پی در پی شهر را در وحشت فروبرد. او با ارسال نامه‌هایی رمزی به روزنامه‌ها و رسانه‌ها به این وحشت بیشتر دامن زد. "زودیاک" داستان مردان و زنانی است که برای دستگیر کردن این قاتل معروف وارد عمل شدند. این قضیه تا به امروز حل نشده و پرونده همچنان باز است.

این فیلم دو ساعت و 36 دقیقه‌ای با بودجه‌ای 65 میلیون دلار ساخته شد، در حالی که در آمریکا 33 میلیون دلار فروخت و فروش جهانی آن به 51 میلیون دلار رسید. فینچر متولد سال 1962 و سازنده فیلم‌های مطرحی ماننده "هفت" و "باشگاه مشتزنی" است.

Fiona Liebe
17-12-2007, 10:20
فیلمهای دوبله شده جدید


http://www.jamejamonline.ir/images/20071217/MOSCOW-HEAT.jpg


فيلم‌هاي «هيجان در مسكو» و «طولاني‌ترين يارد» با سرپرستي خسرو خسروشاهي براي شبكه نمايش خانگي دوبله شد.
در دوبله «هيجان در مسكو» خسروشاهي به جاي مايكل يورك نيز صحبت كرده است. ماجراهاي فيلم درباره يك ديپلمات بازنشسته و يكي از كارآگاهان پليس نيويورك است كه قاتلي رواني را تا مسكو تعقيب مي‌كنند. مه اين شهر، پليس روسيه مانع دستگيري قاتل مي‌شود و ‌آنها را به امريكا باز مي‌گرداند. مدتي بعد رئيس پليس مسكو از هدف آنها آگاه مي‌شود و به دستگيري قاتل كه سلاح‌هاي هسته‌اي نيز معامله مي‌كرده، كمك مي‌كند.
زهره شكوفنده، كتايون اعظمي، رضا آفتابي، سيامك اطلسي، خسرو شمشيرگران، اسفنديار مهرتاش، ميثم نيك‌نام و غلامرضا صادقي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

بازگشت قهرمان

ماجراهاي «طولاني‌ترين يارد» درباره راگبي (فوتبال امريكايي) است. پل كه روزگاري بازيكني حرفه‌اي بوده است، به دليل مصرف الكل و رانندگي خطرناك به زندان آلن‌ويل فرستاده مي‌شود. يكي از مسوولان اين زندان كه با تعدادي از نگهبان‌ها يك تيم خوب تشكيل داده است، به پل پيشنهاد مي‌كند تيم زندانيان را آماده كند. پل با كمك يك مربي باسابقه تيم را تشكيل مي‌دهد و در مسابقه‌ با تيم نگهبان‌ها برنده مي‌شود. منوچهر والي‌زاده (آدام سندلر / پل) و ناصر نظامي (برت رينولدز / نيت) دوبلورهاي اصلي اين فيلم هستند.
جام جم

Fiona Liebe
18-12-2007, 09:21
شرک سه دوبله شد

http://www.jamejamonline.ir/images/20071218/SHREK.jpg

فيلم كارتوني براي توزيع در شبكه ويدئويي دوبله شد. در دوبله شرك (3)، ميثم نيك نام به جاي غول سبزي به نام شرك صحبت كرده است. وي و شاهزاده فيونا ــ با گويندگي شيلا آژير ــ تنها وارثان سلطنت شاه هرولد هستند، اما هيچ كدام علاقه‌اي به پادشاهي ندارند. شرك براي پيدا كردن جانشين مناسب به مصر مي‌رود...
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم 92 دقيقه‌اي عبارتند از: ابراهيم شفيعي (الاغ)، محمدعلي جان‌پناه (جادوگر)، الهام جعفرنژاد (پينوكيو، سيندرلا)، مجيد صيادي (گربه) و كامبيز شكوفنده (آرتور).
ماجراهاي كشتي تايتانيك


در دوبله «تايتانيك» شيلا آژير به جاي دختري به نام آنجليكا صحبت كرده است كه همراه با نامادري‌اش سوار كشتي معروف تايتانيك مي‌شود. او با پسري به نام ويليام ــ با گويندگي بهروز علي‌محمدي ــ آشنا و دلباخته وي مي‌شود، اما....
شراره حضرتي (ناني)، ناهيد شعشعاني (گرتفرود)، رضا الماسي (سام)، مينا شجاع (ويكتوريا)، مجتبي فتح‌الهي، حسين نورعلي و علي‌اصغر رضايي‌نيك ديگر گويندگان اين فيلم هستند.

تسخير روح توسط شيطان


ماجراهاي «پسر جهنمي» درباره يك استاد دانشگاه است كه كتيبه ممنوعه‌اي را مي‌خواند. شياطين رعد و نور، روح او را تسخير مي‌كنند و مي‌كوشند از طريق او حاكم جهان شوند. تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: فريبا شاهين مقدم، ناهيد اميريان، افسانه آريابقا، محمدعلي جان‌پناه، شهاب عسكري، كوروش فهيمي، اكبر مناني، آبتين ممدوح، امير حكيمي، مينا حبيلي، شهراد بانكي و معصومه آقاجاني.
جام جم

Fiona Liebe
19-12-2007, 09:14
همدستي كارآگاه امريكايي با تبهكار آدم‌ربا

http://www.jamejamonline.ir/images/20071219/TOUCH-OF-EVIL.jpg

دوبله فيلم‌هاي «نشاني از شهر» و «قصر» با سرپرستي جلال مقامي و حميد منوچهري براي تلويزيون به پايان رسيد.
ماجراهاي «نشاني از شهر» ــ ساخته اورسن ولز در سال 1958 ــ از جايي آغاز مي‌شود كه مايك وارگاس، بازرس مكزيكي با سوزان ــ همسرش‌ ــ به شهري در مرز امريكا و مكزيك مي‌رود. هنگام ورود آنها به شهر، مردي بر اثر انفجار يك خودرو كشته مي‌شود. هنك كويين لن، كارآگاه امريكايي مردي به نام سانچس را كه با دختر مقتول آشنا بوده دستگير مي‌كند. همزمان با اين ماجرا، تبهكاري به نام گراندي براي مخدوش كردن شهرت و اعتبار وارگاس، سوزان را مي‌ربايد، اما معلوم مي‌شود كه او با كويين همدست بوده است....
منوچهر اسماعيلي، احمد رسول‌زاده و زهره شكوفنده (جانت لي / سوزان) دوبلورهاي اصلي اين فيلم 108 دقيقه‌اي هستند.
ماموريت ناتمام

ماجراهاي «قصر» ــ ساخته ميشائيل هانكه در سال 1997 ــ درباره كي (K) كارشناس امور زمين است كه براي محافظت از قصري در مركز يك روستا استخدام مي‌شود. هنگامي كه به روستا مي‌رود، مقامات محلي به اين بهانه كه از ماموريت او خبر ندارند مانع ورودش به قصر مي‌شوند. كي مي‌كوشد ماموريتش را انجام دهد، اما مردم او را از روستا بيرون مي‌كنند و....
تعدادي از گويندگان اين فيلم 12 دقيقه‌اي عبارتند از: جلال مقامي، شهاب عسكري، اليزا اورامي، كامبيز شكوفنده، وحيد منوچهري، شهرزاد ثابتي، محمود فاطمي، ناهيد اميريان، معصومع آقاجاني، اميرمحمد صمصامي، حسين عرفاني و شهلا ناظريان.
جام جم

napoleon
20-12-2007, 18:54
گفتگو با بانو "ژاله علو"

شش دهه قبل، دختري زيبا و جوان از هنرستان هنرپيشگي تهران فارغ التحصيل شد و يک سال بعد قدم به ‏صحنه تئاتر گذاشت. در همان سال با حضور در فيلم طوفان زندگي[علي دريابيگي] وارد سينما شد و چهار ‏سال بعد يکي از نقش هاي اصلي فيلم افسونگر[اسماعيل کوشان] را در کنار ناصر ملک مطيعي و دلکش ‏بازي کرد. در همين ايام گويندگي راديو و دوبله را نيز آغاز کرد و اينک، در 80 سالگي يکي از ماندگارترين ‏چهره هاي سينما و فراموش نشدني ترين صداهاي دوبله در ايران است. خانم ها و آقايان، ژاله[شوکت] علو...



http://napoleon.persiangig.com/image/Cinema/jaleolov1.jpg


گفتگو با ژاله علو

‎‎وقتي که شادي خاطر را از تو مي گيرند

اگر از بازي هاي خوب ژاله علو[مانند نقش اش در سريال روزي روزگاري] بگذريم، نمي توانيم حضور ‏فعالش در عرصه دوبله و راديو- بخصوص کارگرداني و بازي در نمايش هاي راديويي- را ناديده بگيريم. او ‏که اين روزها بيشتر اوقاتش را به کارگرداني نمايش هاي راديويي در شبکه هاي مختلف صدا ازجمله راديو ‏جوان، راديو فرهنگ و... مي گذراند، شرايط موجود در راديو را هميشه مطلوب مي داند.

علو که به تازگي بازي در نقش مادر مختار در سريال "مختارنامه"[داود ميرباقري] به پايان رسانده، هم ‏اکنون سريال "ساعت شني" به کارگرداني بهرام بهراميان را درحال پخش دارد و به زودي مجموعه "آشيانه ‏سيمرغ" به کارگرداني شهرام اسدي با بازي وي پخش خواهد شد. به اين بهانه گفتگويي با وي در تهران انجام ‏داده ايم.

‎‎خانم علو از راديو چه خبر؟ چه مي کنيد؟‎ ‎
به شکل روتين در راديو براي شبکه هاي مختلف کارمي کنيم و مشغول هستيم. يک کار براي شبکه جوان در ‏دست دارم که بزودي ضبط مي شود بعد از آن نمايش هفته استان را کارمي کنم. به همين ترتيب گاهي "رمان ‏تا نمايش" کارمي کنم، يک زمان "آدينه با نمايش" کارمي کنم يا "نمايش امروز" که براي راديو فرهنگ توليد ‏مي شود و....

‎‎شما معمولاً با يک تيم بازيگري ثابت براي شبکه هاي مختلف راديو، نمايش توليد مي کنيد؟‎
خير، ليست کليه بازيگران نمايش هاي راديو دردست من است و من هم بر مبناي نمايش و شخصيت هاي آن ‏بازيگران را انتخاب مي کنم.

‎‎با اين نحوه انتخاب بازيگرامکان دارد که به بعضي از بازيگران نمايش هاي راديويي کار نرسد؟‎ ‎‏ ‏
امکان ندارد، چون با من کار نکنند با آقاي پيشگر با آقاي شجره، با آقاي شهرستاني يا با خانم فرد خواه يا با ‏آقاي عمراني کارمي کنند. ما الان کارگردان هاي مختلفي داريم که بازيگران با آنان مشغول کارهستند.

‎‎خيلي ازهمکاران شما از وضعيت موجود راديو-مخصوصاً از نظر دستمزد- ناراضي هستند. نظر ‏شما به عنوان کسي که سال هاست در راديو فعاليت مي کند، درمورد اين مسئله چيست؟‎ ‎
اگر بخواهيم زندگي امروز را در نظر بگيريم که هر روز به شکل صعودي تورم بالا مي رود، تقريباً جايي ‏وجود ندارد که دستمزدش به تنهايي بتواند زندگي امروزه را بچرخاند. مگر اينکه فعاليت و تلاش خيلي زياد ‏باشد. همين طورکه در دوبله به اين شکل است. به اعتقاد من قابل قبول است.




http://napoleon.persiangig.com/image/Cinema/jaleolv2.jpg
‎‎عکسي از سال هاي دور که شهرزاد سينماي ايران بود



‎‎يعني دستمزد موجود را براي بازيگران نمايش در راديو منطقي مي دانيد؟‎ ‎
منطقي هم اگر ندانيم، بايد قابل قبول بدانيم. اگربخواهيم منطقي آن را در نظر بگيريم با توجه به خرج و ‏مخارج اين روزها، کرايه خانه اي که جوانان بايد پرداخت کنند و... اين دستمزدها نمي تواند منطقي باشد. ‏مگر اينکه يک جوان در سه برنامه کار کند. تا بتواند خرج خانه و زن و بچه اش را در بياورد!

‎‎چطور شد که فعاليت شما در دوبله کمرنگ شد؟ علت آن نبود فرصت کافي و فعاليت متمرکز شما ‏در راديو است؟‎ ‎‏ ‏
دوبله آرام آرام مرا کنارگذاشت. حالا دليلش چه بود نمي دانم؟ اين کنارگذاشتن به خاطر ناکارآمدي نبوده، بلکه ‏به خاطرکم لطفي شديد بوده است. من ازاولين کساني بودم که دراين مملکت دوبله را شروع کردم و از اولين ‏کساني بودم که براي سينما و تلويزيون هم گويندگي کردم و هم در مقام مديريت دوبلاژ فعاليت داشته ام و ‏کارهاي قابل قبولي درکارنامه ام وجود دارد. من هم راديو کارمي کردم، هم فيلم بازي مي کردم، هم سريال ‏بازي مي کردم و هم در دوبله فعاليت داشتم ولي متاسفانه شرايطي پيش آمد که من حدود دو سال است حس مي ‏کنم احترام بيشتري دارم اگرسراغ دوبله نروم. به هرحال هر کس بايد با يک خاطر آسوده در يک حرفه ‏فعاليت کند. وقتي که شادي خاطر را از تو مي گيرند... ترجيح مي دهيد نرويد تا احترام تان حفظ شود.

‎‎علت کم کاري ژاله علو درتلويزيون به عنوان بازيگر چه بوده است؟ پيشنهاد داشتيد يا اينکه...‏‎
پيشنهاد داشتم، اتفاقاً همين اخيراً چند پيشنهاد سريال وسينمايي داشتم که نمي روم. شرايط کار الان طوري شده ‏است که من نمي توانم آن را بپذيرم. من بي نظمي در کار را نمي توانم تحمل کنم، بي نظمي درکار، در ‏پرداخت و هر چيزي که شما فکرکنيد و اين باعث شده که من حوصله نداشته باشم که به پيشنهاداتي که مي ‏شود، فکرکنم!

‎‎گويا يکي دو کار آماده پخش داريد؟‎ ‎
بله من هم در سريال شيخ بهايي با آقاي شهرام اسدي همکاري داشتم که آماده پخش است و هم در سريال ‏مختارنامه به کارگرداني آقاي داود ميرباقري حضورداشتم.



http://napoleon.persiangig.com/image/Cinema/jaleolov3.jpg


‎‎چطورشد که به پروژه ساعت شني پيوستيد؟‎ ‎
من بعد از "مشق عشق" که با آقاي بهراميان کارکردم و کارشان را بسيار قبول دارم دعوت شان را براي ‏حضور در اين مجموعه پذيرفتم و الان شما مي بينيد که اين سريال هم جزو مجموعه هاي موفق سال هاي ‏اخير تلويزيون است. نقش هم نقشي خوب و به نظر خودم يک مقدار متفاوت است.

‎‎سال هاست تمام اهالي سينما وتلويزيون و حتي تماشاگران، ژاله علو را با صدايش مي شناسد ‏وهمين فاکتور از او در اين مجموعه تلويزيوني "ساعت شني" گرفته شده است، چقدراين مسئله مشکل بود ‏واينکه چطور با اين مسئله کنارآمديد؟‎ ‎
‏" مي خندد" اتفاقا جالب است بدانيد امروز يک دوست به من گفت درست است دراين کارعمه ملوک حرف ‏نمي زند، اما نگاه هاي تو همه چيز را مي گويد. بالاخره يک بازيگر بايد بتواند در شرايط مختلف بازي کند. ‏يک بار بايد بشود خاله ليلا "روزي روزگاري" و يک بار هم بايد بشود عمه ملوک که اگرکمکش نکنند حتي ‏نمي تواند غذا بخورد. البته بايد به اين نکته اشاره کنم که نبايد از زحمات و حساسيت هاي آقاي بهراميان در ‏اين کار به راحتي گذشت.

‎‎حرف و ناگفته هاي پاياني...‏‎ ‎
يک نرم افزار شعر حافظ هم با دکترحسين آهي کار کرديم که به زودي دردسترس مردم قرارمي گيرد. اين ‏نرم افزارحاوي تفاسير و اطلاعات خوبي راجع به اشعارحافظ است. من شعرخواني و دکلمه اشعار را خيلي ‏دوست دارم.

گفتگو کننده: مهدي کيانيان

Fiona Liebe
22-12-2007, 13:12
"گناه میامی" (میامی وایس) دوبله شد

فیلم‌های "خارج از خط سیاه" به مدیریت چنگیز جلیلوند، "پلزنت‌ویل" به مدیریت امیر زند و "گناه میامی" به مدیریت شروین قطعه‌ای دوبله شده‌اند.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "خارج از خط سیاه" با همکاری گویندگانی چون سعید شیخ‌زاده، امیرهوشنگ زند، محمد یاراحمدی، علی‌اصغر رضایی‌نیک، محمدعلی جان‌پناه، علیرضا منصوری راد، معصومه آقاجانی، فریده کاکاوند، زهره اسدی، مریم سیگارودی و بهمن هاشمی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
درام "خارج از خط سیاه" با بازی نیک نولت، ترور مورگان و تیموتی هاتن محصول سال 2006 آمریکا و مدت زمان آن 90 دقیقه است. این فیلم را جیمز پانسولت نوشته و کارگردانی کرده و داستان درباره ری کوک یک مرد دائم‌الخمر و آشفته است که مربیگری یک تیم بیسبال را در دبیرستان به عهده دارد. او با یکی از بازیکنان تیم بیسبال مدرسه به نام دیو آشنا می‌شود و پس از درگیری‌های اولیه به تدریج یک دوستی دور از ذهن میان آن دو شکل می‌گیرد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/12/324285_orig.jpg

فیلم سینمایی "گناه میامی" با حضور گویندگانی چون امیرهوشنگ قطعه‌ای، امیر عطرچی، محمدعلی جان‌پناه، شراره حضرتی، امیر منوچهری، مجید صیادی، کورش فهیمی، افسانه پوستی، مهرداد ارمغان و شایان شامبیاتی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد. این فیلم محصول آمریکا و آلمان است و مایکل مان آن را سال 2006 بر مبنای مجموعه موفق تلویزیونی آنتونی یرکوویچ 1980 ساخته است.
در این فیلم 134 دقیقه‌ای کالین فارل، جیمی فاکس، گنگ لی، نیومی هریس، سیران هیندز، جاستین تروکس، لوییس توسار و جان اورتیس به ایفای نقش پرداختند. داستان این فیلم درباره دو کارآگاه پلیس به نام‌های ریکاردو تابز و سانی کراکت است که به طور مخفیانه در فلوریدا کار می‌کنند. تابز زیرک، خونسرد و زرنگ است، حال آنکه کراکت روش کاری مخصوص خود را دارد.
فیلم "گناه میامی" با بودجه‌ 135 میلیون دلاری ساخت شد. در آمریکا 63 میلیون دلار و در سطح بین‌الملل 100 میلیون دلار فروخت. در بیشتر نشریات معروف از جمله رولینگ استون، امپایر، ورایتی، نیوزویک و ویلیج وویس درباره این فیلم نقدهای مثبت نوشتند.
فیلم "پلزنت‌ویل" با حضور گویندگانی چون سعید مظفری، علیرضا منصوری راد، محمدعلی جان‌پناه، محمد یاراحمدی، مریم سیگارودی، سهیلا گلستانی، چنگیز جلیلوند، تورج مهرزادیان، آبتین ممدوح و شهراد بانکی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد. این فیلم 124 دقیقه‌ای را گری راس سال 1997 بر مبنای فیلمنامه خودش ساخت و موسیقی متن آن برای رندی نیومن است.
در فیلم "پلزنت ویل" توبی مگوایر، ریس ویترسپون، ویلیام میسی، جون آلن، جف دانیلز، جوزپه اندروز و جنی لوییس به ایفای نقش پرداختند. این فیلم درباره یک مجموعه موفق و شاد تلویزیونی در دهه 1950 است که در دهه 90 پخش می‌شود. پسری جوان به طور عجیب به این مجموعه علاقمند می‌شود. او که با مادر طلاق‌ گرفته‌اش زندگی می‌کند، گاهی اوقات با خواهر دوقلو خود درگیر می‌شود، زیرا درست هنگام پخش مجموعه "پلزنت ویل" می‌خواهد MTV تماشا کند.
فیلم سینمایی "پلزنت‌ویل" در سه رشته بهترین موسیقی، بهترین طراحی صحنه و بهترین طراحی لباس نامزد اسکار شد. این فیلم با بودجه‌ای 60 میلیون دلاری ساخته شد و 49 میلیون دلار فروش جهانی آن بود.

Fiona Liebe
25-12-2007, 10:01
دعوت به مبارزه


جام جم:دوبله فيلم‌هاي «قرار ساعت 3» و «تامي كوچولو» با سرپرستي ناهيد اميريان براي تلويزيون به پايان رسيد.
در دوبله «قرار ساعت 3» سعيد شيخ‌زاده به جاي جري ميچل شاگرد زرنگ و پركار دبيرستان صحبت كرده است. وي مامور مي‌شود درباره بادي ريول با گويندگي امير حكيمي ــ يكي از شاگردان مدرسه تحقيقاتي انجام دهد زيرا شايعه شده كه او بيماري رواني دارد. بادي ريول هنگامي كه موضوع را مي‌فهمد، جري ميچل را به مبارزه دعوت مي‌كند.
ساير دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: زانيار بهرامي (فيليپ بيكر هال / كارآگاه مولوا هيل)، شهراد بانكي / متي)، امير عطرچي (داك)، كوروش فهيمي (دولينكس)، سهيلا گلستاني (بري)، آتنا محرابي (فراني)،‌مينا جبلي (فارمر)، ماريا گلشن‌زاده (كارن)، مجيد صيادي (اورارك)، نادر كي‌مرام (بروس)، محمدرضا مومني (اسكات)، محمدرضا سيكارودي (رايس)، محمدعلي جان‌پناه، شراره حضرتي، مرضيه صدرايي، مجتبي فتح‌الهي، آبتين ممدوح و گريم بياني.


تامي كوچولو در شبكه 2

در دوبله «تامي كوچولو»، منوچهر والي‌زاده به جاي پسر جواني به نام تامي صحبت كرده است. با وجود فارغ‌التحصيلي از دانشگاه همه تصور مي‌كنند او آدم بي‌عرضه‌اي است، به همين دليل مي‌كوشد با كمك به پدرش در اداره يك كارخانه بزرگ قطعات لوازم يدكي خودرو ثابت كند كه اين گونه نيست اما با مرگ پدرش اوضاع به هم مي‌ريزد...
ناصر نظامي (پدر)، عليرضا باشكندي (پاول)، امير حكيمي (دان)، مهين برژويي (بروني)،‌مهرخ افضلي (ميشل)، جواد پزشكيان، شهاب عسكري، ابراهيم شفيعي، شهراد بانكي، اسفنديار مهرتاش، محمدعلي يياج و حسين عرفاني نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

Fiona Liebe
31-12-2007, 02:15
«ارباب لوبياها» دوبله شد

http://www.jamejamonline.ir/images/20071230/lobia.jpg

جام جم :چند فيلم كارتوني با حضور دوبلورهاي انجمن گويندگان جوان براي شبكه‌ ويدئويي دوبله شد.
در دوبله «ارباب لوبياها» آرزو آفري با سرپرستي وحيد رونقي به جاي پسري به نام باب صحبت كرده كه عمويش تمام اموالش از جمله يك لوبياي اسرارآميز را به او مي‌بخشد. باب تصميم مي‌گيرد راه استفاده صحيح از اين لوبيا را بفهمد. او همراه دوستانش سرزمين غم مي‌رود و.
.. حامد عزيزي (راندالف)، حامد مدرس (ايراكورن)، كيوان صادقي(بيل بوي)، احسان مهدي، محمدرضا صولتي و مهدي ثاني‌خاني نيز در دوبله اين فيلم 51 دقيقه‌اي حضور داشته‌اند.


سرنوشت غم‌انگيز جسي



«پلي به‌ترابيتيا» با سرپرستي محمدرضا صولتي دوبله شده و درباره نوجواني به نام جسي آرتر است. وي با خانواده‌اي پر جمعيت زندگي مي‌كند و به دليل مشكلات مالي نمي‌تواند علايق خود ــ‌ دويدن و نقاشي ــ را پيگيري كند. در مدرسه، همكلاسي‌هايش او را آزار مي‌دهند و در خانه، والدينش نسبت به او كم محبت هستند اما با آمدن يك همكلاسي جديد به نام ازلي كه دختري بانشاط و خيال‌پرداز است، زندگي او دگرگون مي‌شود.
تعدادي از گويندگان اين فيلم عبارتند از:‌ آنيتا قالي‌چي، ساناز غلامي، مريم رادنيا و آرزو آفري.

بازگشت رابين‌هود


در دوبله «رابين هود» ــ محصول 2007 ــ احسان مهدي با سرپرستي آرزو‌ آفري به جاي تيرانداز جواني به نام رابين صحبت كرده است. وي شاه ريچارد را به انگلستان باز مي‌گرداند اما داروغه و صدراعظم توطئه چيني مي‌كنند و ريچارد را به لئوپولد، دوك اتريشي تحويل مي‌دهند. دوك مي‌خواهد، شاه انگلستان را بكشد اما رابين و دوستانش وي را نجات مي‌دهند و دوباره به قدرت مي‌رساند.
اعظم چوبدار، ندا آسماني، محمدرضا عليمرداني، محمدرضا صولتي و وحيد رونقي نيز در دوبله اين اثر حضور داشته‌اند.

Fiona Liebe
01-01-2008, 01:07
فیلمهای دوبله شده جدید سیما

http://www.jamejamonline.ir/images/20071231/farmer.jpg

دوبله فيلم هاي «کشاورز فضانورد» و «پشت به پشت » و تله تئاتر «تيمون آتني» براي تلويزيون به پايان رسيد.
در دوبله «کشاورز فضانورد» منوچهر زنده دل با سرپرستي جلال مقامي به جاي بيلي باب تورنتون بازيگر نقش چارلز فارمر صحبت کرده است. پدر وي که در ناسا کار مي کند طي يک ماموريت کشته مي شود. پس از اين ماجرا، چارلز که در نيروي هوايي فعاليت مي کند، براي رسيدگي بيشتر به خانواده اش استعفا مي کند و به مزرعه داري مي پردازد.
او يک بار به فضا رفته اما به دليل خرابي سفينه اش سفرش کوتاه بوده و تصميم مي گيرد در مزرعه اش سفينه اي بسازد....
فريبا رمضان پور (ويرجينيا مدسن / اودي)، جواد پزشکيان (بروس مدن / پدر اودي)، ظفر گرايي (شيارد)، ناهيد اميريان (سان شاين )، مريم استاد حسن بنا (استنلي)، عاليه سادات جعفري (روانپزشک)، ناصر احمدي ، اکبر مناني ، شهاب عسکري ، شهروز ملک آرايي ، ناصر خويشتندار، زهرا سوهاني ، اسفنديار مهرتاش ، شهريار رباني و مهين بزرگي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته اند.
عمليات تروريستي در لس آنجلس
در دوبله «پشت به پشت» امير عطرچي با سرپرستي ناهيد اميريان به جاي تبهکاري به نام هيدو صحبت کرده که همراه با دوستش کوجي براي انجام دادن عمليات تروريستي به لس آنجلس مي آيد. آنها براي استراحت و صرف غذا به يک رستوران مي روند. يک دزد با گويندگي محمدرضا مومني به رستوران مي آيد و چند نفر را گروگان مي گيرد. کوجي و هيدو او را مضروب مي کنند، اما پليس آنها را دستگير مي کند و...
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم تلويزيوني عبارتند از: امير حکيمي (تامي)، شهاب عسکري (مالون)؛ آشا محرابي (چلسي )، کريم بياني (کوجي)، زانيار بهرامي (رئيس)، محمدعلي جان پناه ، شهراد بانکي ، مجيد صيادي ، ماريا گلشن زاده ، محمدرضا سيکارودي ، کوروش فهيمي ، مجتبي فتح الهي ، نادر کي مرام و آبتين ممدوح.
لحظه بزرگ کمک
در دوبله «تيمون آتني» منوچهر والي زاده به جاي مردي به نام تيمون صحبت کرده که در مواقع اضطراري به دوستان خود بسيار کمک مي کند. در يکي از روزها مشکلي براي وي پيش مي آيد، اما هيچ کس حاضر نمي شود به او کمک کند....
حسين عرفاني (آلکسي)، بهمن هاشمي (کافيل)، مجيد صيادي (لوسيوس)، اميرعباس پيام (فلامينوس )، امير حکيمي (فلاويوس)؛ پرويز ربيعي و حسين نورعلي نيز در دوبله اين اثر حضور داشته اند.

Fiona Liebe
02-01-2008, 00:50
ماجراي بيمار رواني


http://www.jamejamonline.ir/images/20080101/sick.jpg

جام جم:جلال مقامي دوبله فيلم قديمي «گودال مار» را براي تلويزيون به پايان رساند.
وي درباره داستان اين اثر گفت: «قصه فيلم ماجراي زني به نام ويرجينياست که دچار نوعي بيماري رواني مي شود. در بيمارستان به دليل کمبود جا پس از مدتي او را به بخش ديگري منتقل مي کنند. اين کار بيماري وي را تشديد مي کند. دکتر کيک ، پزشک معالج ويرجينيا متوجه مي شود که بيماري وي ريشه در گذشته اش دارد، بنابراين تلاش مي کند با کسب اطلاعاتي درباره گذشته اش ، او را مداوا کند و موفق هم مي شود».
مقامي درباره ويژگي هاي دوبله اين فيلم مي گويد: «گودال مار از فيلم هايي است که مدير دوبلاژ را وادار مي کند وقت بيشتري براي آن صرف کند. تنظيم ديالوگ هاي اين اثر حدود يک هفته طول کشيد و آن را طي 2 روز دوبله کردم ، زيرا تعداد شخصيت هاي فيلم بسيار زياد بود و بخش عمده اي از آن در يک بيمارستان مخصوص رواني ها مي گذشت. نقش ويرجينيا که اوليويا دهاويلند بازي کرده بسيار دشوار است ، آدمي روان پريش که گاهي آرام است و گاهي در خواب و بيداري فريادهاي گوشخراش سر مي دهد. براي اين نقش زهره شکوفنده را انتخاب کردم که گويندگي قدرتمند و تحسين برانگيز وي امتياز خاصي براي دوبله گودال مار به حساب مي آيد».
ساير گويندگان اين فيلم که نامزد دريافت چند جايزه اسکار ازجمله در رشته بازيگر نقش اول زن بوده ، عبارتند از: پرويز ربيعي (دکتر کيک)، کتايون اعظمي (مادر ويرجينيا)، اليزا اورامي ، فريده کاکاوند، شهرزاد ثابتي ، زهرا سوهاني ، عاليه سادات جعفري ، صغري هاشمي ، الهام چاراني ، مينا نخعي ، ناهيد شعشعاني ، مهين بزرگي ، حميد منوچهري و شايان شام بياتي.

Fiona Liebe
03-01-2008, 02:41
تمام عناصر فاخر

http://www.jamejamonline.ir/images/20080102/message.jpg

جام جم :طبق قانوني نانوشته ، دوبله فيلم هاي تاريخي در تاريخچه دوبلاژمان اغلب چشمگير از آب درآمده است.
از نمونه هاي مشهور اين مقوله مي توان به دوبله فيلم هاي بن هور، اسپارتاکوس ، کتاب آفرينش ، هملت ، لورنس عربستان ، عمرمختار، ده فرمان ، شجاع دل و... اشاره کرد. استدلال مديران دوبلاژ و حتي دوبلورها درباره دوبله فاخر آثار تاريخي در اين است که نوع فضاي اثر و نحوه ديالوگ گويي شخصيت ها اين امکان را به گوينده مي دهد تا با قدرت و انرژي بيشتري کارش را ارائه کند. با تمام احترام و علاقه نسبت به دوبله آثار ذکر شده ، دوبله فيلم محمد رسول الله را چيز ديگري مي دانم ، بدين معني که تمام عناصر يک دوبله فاخر را داراست که دربرگيرنده ترجمه ، نحوه ديالوگ نويسي ، انتخاب گويندگان و صدابرداري مطلوب مي شود.
سواي کارگرداني سنجيده مصطفي عقاد، نحوه بي نظير روايت پردازي گروه فيلمنامه نويس ، تصاوير چشم نواز جک هيلارد در مقام مدير فيلمبرداري ، نقش آفريني به يادماندني هنرپيشگاني چون آنتوني کويين ، ايرنه پاپاس ، مايکل انصارا و ديگر بازيگران و از همه شاخص تر موسيقي جاودانه موريس ژار (که به شخصه اعتقاد دارم ، هنگام تنظيم ارکستراسيون اين فيلم به يک منبع لايزال الهي وصل بوده)، منوچهر اسماعيلي به عنوان مدير دوبلاژ محمد رسول الله سهم بسزايي در ماندگاري اين اثر نزد مخاطب ايراني داشته است.
اين فيلم را بايد شريف ترين اثر درباره به تصوير کشيدن زندگي يکي از پيامبران الهي در تاريخ سينما دانست و به همين موازات درباره دوبله اش همين نکات لحاظ شده است.
منوچهر اسماعيلي اين فيلم را در سال 1358 ، در استوديو فيلمکار و با جمعي از بهترين هاي اين حرفه دوبله کرد. نسخه با کيفيت سينمايي به انضمام نسخه صدا و موسيقي ، همراه متن هاي ديالوگ به طور جداگانه ، به شاهکاري انجاميد که هنوز پس از گذر سال ها و پخش هاي مکرر آن از شبکه هاي تلويزيوني ، شاهد هيچ گونه افت صدايي و تصويري از محمد رسول الله نبوده ايم.
به عقيده بسياري از دوستداران دوبله ، منوچهر اسماعيلي نابغه اي در اين عرصه است.
وي هوش بالايي در زمينه بزرگترين دستاورد دوبلاژ يعني شخصيت پردازي صدايي دارد و حالا فکرش را بکنيد که اين فرد در مقام مديريت دوبلاژ فيلمي قرار بگيرد و آن وقت ، شيوه و روش هاي نقش گويي را ميان ساير دوبلورها نيز تسري دهد. اسماعيلي در محمد رسول الله عهده دار نقش گويي به جاي شخصيت حمزه ع (با بازي درخشان آنتويي کويين) است که قبلا تجربه درخشان نقش گويي به جاي وي در فيلم جاده را هم داشته ، اما اجراي صدايش در نقش حمزه بقدري ماندگار است که تصوير کويين را با صداي اسماعيلي ، تنها مي توان در ذهن تداعي کرد.
به ياد آوريد در دقيقه بيست و پنجم فيلم که حمزه با آن ابهت و سوار بر اسب به جمع مسلمانان آزارديده از سوي مشترکان مي پيوندد و در مواجهه با رهبرشان (ابولهب) مي گويد: «خيلي شجاعي!» لحن بيان اسماعيلي در اين جمله ، پهلواني و به تعبيري رجزخواني است. يا در سکانس جنگ بدر وقتي 3 نفر از سپاه اسلام رودرروي سپاه مشرکان قرار مي گيرند، اسماعيلي با لحني تمسخرآميز به نمايندگان آن سپاه مي گويد: ما لايق شما هستيم.
وي کلمه هستيم را طوري ادا مي کند که لايه اي از طعنه نيز در آن وجود دارد و لحظاتي بعد، هنگامي که علي ع را خطاب مي کند طوري باصلابت است که زيبنده اين نام قرار مي گيرد. همه اين موارد گوياي بي همتايي منوچهر اسماعيلي در نحوه نقش گويي اش است.
مابقي گويندگان نيز فوق العاده جذاب و همطراز يکديگر نقش ها را گفته اند. نصرالله مدقالچي در کارنامه اش ، کارهاي ماندگار زيادي دارد؛ اما صدايش به جاي ابوسفيان آنقدر فوق العاده است که جاي هيچ گونه ايرادي نگذاشته ، وي عناصر ذکاوت ، سياست و رياست اين پرسوناژ را در صدايش به کار گرفته و تاثيرگذارترين ديالوگ هاي فيلم را از زبان وي مي شنويم: «من آتش را ديدم و مردان دود آتش را» و «محمد از قلب ها وارد مي شود نه از ديوارها.»
رفعت هاشم پور براي صداي شخصيت هند خباثت و مکاري را استادانه اجرا نموده و حتي صداي شيک و اشرافي ناصر ممدوح نيز کاملا تناسب با چهره و حالات خالدبن وليد دارد. در دوبله محمد رسول الله ما نقش گويي به اصطلاح کوچک و بزرگ نداريم که گوينده نقش مکمل کار را جدي نگرفته باشد. نمونه درخشان اين موضوع اجراي صداي شخصيت شاعر است که توسط شهروز ملک آرايي صورت گرفته با اين که طول اجراي اين نقش کمتر از يک دقيقه است اما ملک آرايي با استعداد خويش و هدايت مدير دوبلاژ آن را ماندگار مي کند.
وقتي مي گويد: «نان و آب شعرا در خانه بزرگان يافت مي شود و نان ، نان ، قسم مي خورم که نان آنجا از آب نيز نارک تر است.» صداي نقش زيد (پسرخوانده پيامبر) را سعيد مظفري با نوعي کنجکاوي و مهرباني در صدا گفته و در سکانس مشهور ملاقات مسلمانان با نجاشي در حبشه جلال مقامي (به جاي جعفربن ابي طالب)، محمدعلي ديباج (نجاشي) و ناصر خاوري (عمرو عاص) در باورپذيري اين واقعه تاريخي بسيار کوشيده اند، فراموش نکنيم که ترجمه بي نقص حسين شايگان ، صدابرداري و باندسازي با کيفيت صدا از جانب زنده ياد روبيک منصوري و صداي رشک برانگيز فريدون فرح اندوز به عنوان راوي داستان ، دوبله محمد رسول الله را به مثابه آموزشگاه دوبله براي علاقه مندان اين هنر درآورده است.
در انتها آوردن اسامي ساير گويندگان نيز خالي از لطف نيست. ناصر طهماسب (بلال)، احمد رسول زاده (ابوطالب)، آرشاک (عمار)، نصرت الله حميدي (ابولهب)، صادق ماهرو(ابوجهل)، بهرام زند (اميه)، ايرج رضايي (ياسر)، بدري نوراللهي (سميه)، سيامک اطلسي (وليد)، زنده ياد حسين معمارزاده (عبدالله بن ابي حاکم مدينه)، محمد فاطمي (هراکليوس)، آذردانشي ، زنده ياد پرويز نارنجي ها، غلامعلي افشاريه و تورج مهرزاديان.

Fiona Liebe
03-01-2008, 02:42
دوبلور اسطوره اي
http://www.jamejamonline.ir/images/20080102/MANOOCHEHR-VALIZADEH.jpg


http://www.jamejamonline.ir/images/20061203/JAMEJAM.jpg:يکي از رسوم مطبوعاتي ، ياد کردن از درگذشتگان عرصه هاي مختلف علم و فرهنگ و هنر است. يکي از روش هاي انجام اين کار، پرسش از دوستان و همکاران فرد موردنظر است.
تجربه هاي گذشته ما درباره حسين معمارزاده و ايرج ناظريان و تجربه امسال درباره مقبلي ثابت کرد که اين روش در مواجهه با دوبلورها، سخت ترين راه است ، زيرا بسياري از آنها درباره همکار خود که سال ها با او بوده اند، هيچ حرفي براي گفتن ندارند. شايد هم نمي خواهند چيزي بگويند زيرا بسيار بعيد به نظر مي رسد که کسي درباره دوست و همکاري که 20 - 30 سال او را مي شناخته چيزي به ياد نياورد. مقبلي سال 1311 متولد شد. بازي در تئاتر را از نوجواني آغاز کرد و بعدها با همسرش در شيراز آن را ادامه داد. هنگامي که به تهران کوچ کرد، دوبله را کمي پيش از سينما و از سال 1335 آغاز کرد.
از سال 1346 بازيگري راديو و چند سال بعد بازي در مجموعه هاي تلويزيوني را به فعاليت هايش افزود و حتي سريال «گذر عمر» را کارگرداني کرد و به هنرمندي همه فن حريف تبديل شد. او صدايي بسيار شاخص و دلنشين داشت و به دليل توانايي در استفاده درست از اين صدا در راديو و دوبله بسيار موفق بود. صداي مقبلي متعلق به گروه صداهاي زير بود، صداهايي که قدرتمند و مناسب نقش آدم هاي جدي و قوي نيست ، به همين دليل او بيشتر، بازيگر و دوبلور نقش هاي کمدي و طنز بود. شاهکارهاي او در اين زمينه صحبت به جاي «اليور هاردي» و «لويي دوفونس» بود.
بعد از او کسان ديگري هم به جاي اين 2 بازيگر حرف زدند، اما هيچ کدام مقبلي نشدند. او هنرمندي والا و دوست داشتني بود که قدرت همه فن حريف بودن را داشت و کارهايي به يادماندني برجاي گذاشت. آنچه در پي مي آيد صحبت هاي تعدادي از همکاران و دوستان اوست که بيشتر آنها در عرصه دوبله فعال هستند.

حميدرضا آشتياني: در زماني که خيلي ها نسل جديد دوبلورها را در اواسط دهه 60 شمسي نپذيرفتند، مرحوم مقبلي علي رغم مشکلاتش آنها را قبول کرد و در آموزش گويندگي به آنها نقش موثري داشت. گوينده اي بود که هميشه در بزم هاي مردم حضور داشت و شادي آور و شيرين بود. در دوران آموزش ، اشک او را هم ديديم ، هنگامي که شعر شهريار را درباره مادرش خواند. اين جا بود که ياد گرفتيم گوينده چگونه بايد خودش را به متن نزديک کند که انگار متن را خودش نوشته است.

امرالله احمدجو: با صداي مقبلي از راديو آشنا شدم و برايم محبوب ترين صداها بود. قبل از «شاخه هاي بيد» با خصوصيات اخلاقي او آشنا نبودم ، اما درباره اش چيزهايي شنيده بودم. در راهروهاي بخش دوبله تلويزيون او را ديدم و فيلمنامه را دادم تا بخواند. به دليل برنامه ريزي هاي نادرستي که در «شاخه هاي بيد» وجود داشت ، مقبلي به محض اين که سر صحنه فيلمبرداري آمد، گريم شد. براي يک پلان طولاني نيم صفحه ديالوگ تازه و ناديده در اختيار او قرار گرفت. بعد از يکي دو بار نگاه کردن متن گفت که براي فيلمبرداري آماده است. از اين که اين قدر سريع متن را حفظ کرد، شگفت زده شدم. تمام ديالوگ ها را بي کم و کاست و بدون جا انداختن حتي يک کلمه گفت. برخلاف بازيگراني که طوطي وار مي گويند، او با لحن مناسب بيان کرد. در دوبله با همدلي و فهم صحيح و اخلاق درستي که داشت ، پل ارتباطي بسيار خوبي ميان من و همکارانش بود. بازيگر نقش مقابلش (جمشيد لايق) را هميشه با صداي او مي ديدم. از او پرسيدم که آيا مي تواند با 2 صدا هم جاي خودش و هم جاي لايق حرف بزند. گفت که در جاهايي ممکن است صداها به يکديگر نزديک شود. درنهايت ، عرفاني را براي گويندگي به جاي خودش انتخاب کرد و با اين قضيه خيلي راحت کنار آمد. او هميشه مشغول بود و به نظر مي آمد چنين آدمي که چندين کار انجام مي داد با نقش ها سطحي برخورد مي کند، اما مقبلي هرگز اين گونه نبود. با وجود شوخ طبع بودن ، انضباطي قديمي در او بود که باعث مي شد حواسش به نقشش باشد و با جديت با آن برخورد کند. يکي از بازيگراني بود که از او دل نمي کندم و اگر زنده بود در کارهايم نقشي برايش در نظر مي گرفتم.

جواد پزشکيان: مقبلي استاد غريبي بود. انسان با گذشتي بود. با اين که خودش استاد گفتن نقش پيرمردها بود، گاهي اين گونه نقش ها را به من مي داد و حتي راهنمايي و تشويقم مي کرد. بسيار بذله گو و خوش اخلاق و مهربان بود و اصلا حسادت نمي کرد به نظرم يکي از نگين هاي زيباي دوبله بود و حالا حالاها کسي نمي تواند بيايد و حتي 10 درصد توان و استعداد او را داشته باشد.

شوکت حجت: ما مدت کمي در خدمت مرحوم مقبلي بوديم. ايشان در همين مدت کوتاه و از همان ابتداي کار، فنون دوبله را يادمان داد. ايرادهايمان را صادقانه مي گفت و آنقدر هنرمند بود که از هيچ چيز دريغ نمي کرد و تمام دانسته هايش را به ما انتقال مي داد. هنگامي که با او بوديم ، جز خوبي و محبت کار ديگري در حق ما نکرد.
هنگامي که با او کار مي کرديم ، احساس نمي کرديم يک مدير دوبلاژ کنارمان ايستاده که ايراد بگيرد بلکه حس مي کرديم يک پدر مهربان و صميمي کنارمان است. ايشان نقش را با تمام وجود مي گفت و به همين دليل زود پير شد.

امير زند: مقبلي ، هنرمندي واقعي و زبانزد تمام همکاران بود. به جاي هر هنرپيشه اي که حرف مي زد، شکل صورت و فک خود را مثل او مي کرد. کارش بي نظير و بي نقص بود. حدود سال 1361 که دوبله مجدد گنج هاي سيرامادره را انجام دادم ، او به جاي والتر هيوستون حرف زد. هيوستون در اين فيلم نقش بسيار مشکلي را بازي کرده بود، نقش پيرمرد پرحرفي که وسط صحبت هايش ، خنده هاي هيستريک عجيبي مي کرد. مقبلي با تبحر کامل اين نقش را گفت و شاهکار کرد. شنيده ام که يکي از تهيه کنندگان براي دوبله فيلمش به او مراجعه کرده بود. مقبلي قيمتي را به اين شخص گفته و وي هم گفته بود: «چرا براي يک ساعت کار اينقدر گران مي گيريد؟» مقبلي پاسخ داده بود، يک ساعت نيست ، يک ساعت و 40 سال است.» و منظورش چهل سال سابقه بوده است.

فريبا شاهين مقدم: يکي از ويژگي هاي مقبلي اين بود که به دوبلورهايي که کنارش گويندگي مي کردند، بسيار کمک مي کرد. فقط خودش را نمي ديد. تلاش مي کرد که همه نقش شان را خوب بگويند. دوست داشت کل مجموعه اي که او در آن حاضر بود، خوب کار کند. دوبله را آنچنان با شور و حرارت انجام مي دهد که همه از او انرژي مي گرفتند و تشويق مي شدند که خوب کار کنند.

محمود قنبري: مقبلي ، اسطوره دوبله و در کارش بي نظير بود. با اين که بيماري قلبي داشت ؛ از همان تمرين اول ، نقش را به شکلي مي گفت که گويي برداشت اصلي است و قرار است صدايش ضبط شود. گوينده اي با حس و با شعور بود. در «سرزمين موعود» نقش يک يهودي را گفت که به نظرم شاهکار بود.

عطاء کاملي: مقبلي ، هنرمند تئاتر بود و در اين عرصه پيشرفت کرده بود که به دوبله پيوست. دوست داشت ، بخنداند و به همين دليل در دوبله هم به کارهاي کمدي روي آورد. با حسن عباسي زوجي را به وجود آورد که بي نظير بود. صداي گيرايي داشت که قادر بود نقش هاي کمدي را به خوبي اجرا کند. البته نقش هاي جدي را هم خيلي خوب مي گفت. مي توانست همه نوع نقشي را بگويد. در آخرين فيلمي که دوبله کرد شاخه هاي بيد حضور داشتم و به جاي جمشيد مشايخي حرف زدم. مقبلي زحمت کشيد و درخشيد و به همين دليل کارش قابل تحسين بود.

جلال مقامي: مقبلي يکي از بهترين هاي دوبله بود. در تمام فيلم ها نقش اساسي برايش وجود داشت. واقعا همه فن حريف بود و قدرت اين کار را هم داشت. هر نقشي که به او مي دادند عين آن نقش حرف مي زد. در سريال «کوچک جنگلي» به جاي حسين پناهي عين خود اين بازيگر حرف زد. به جاي جهانگير فروهر نيز مثل خودش حرف مي زد. بسيار تو انا بود و هم نقش هاي کمدي را و هم نقش هاي جدي را لذتبخش مي گفت.

Fiona Liebe
04-01-2008, 21:29
دوبله فيلم «فراري» را براي تلويزيون به پايان رسید

http://www.jamejamonline.ir/images/20080104/escapist.jpg

جام جم :محمود قنبري دوبله فيلم «فراري» را براي تلويزيون به پايان رساند.
در اين دوبله ، منوچهر والي زاده به جاي مردي به نام دنيس هاپکينز صحبت کرده که خلبان است. در يکي از شب ها 3تبهکار به خانه او حمله مي کنند و همسر باردارش را مي کشند. ريکي بارنس رئيس تبهکاران به 20 سال زندان محکوم و به سالن وو فرستاده مي شود. ريکي براي گرفتن انتقام همسرش ، به خلافکاري هاي کوچک و بزرگ روي مي آورد تا زنداني شود. سرانجام او را محکوم به حبس در زندان سالن وو مي کنند و او در اين مکان ، ريکي را مي بيند...
تورج مهرزاديان (ريکي)، محمد آفرين ، هومن باقري ، فريدون اسماعيلي ، ناصر احمدي ، مهرخ افضلي ، الهام جعفرنژاد، محمد عبادي و بهرام زاهدي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته اند.
تازه هاي مستند 4
همچنين دوبله چند فيلم مستند با سرپرستي مريم صفي خاني براي شبکه 4 سيما به پايان رسيد.
اين فيلم ها که عمدتا کوتاه هستند و از برنامه مستند 4 پخش خواهد شد، عبارتند از: «365 روز در مون فرمه » که درباره وقايع 2 سال اخير فرانسه است ، «که همه را بکشيد» به وقايع روي داده در تعدادي از مستعمرات فرانسه مي پردازد ، «رودخانه کنگو» درباره زندگي مردماني است که بر روي کنگو زندگي مي کنند، «بچه هاي شتيلا» روايت زندگي مردمان شتيلا از زبان يک پسربچه و يک دختربچه داستان واقعي کساني است که در سال 1947 به جزاير پوليتري سفر کردند، «فوايد يک گوسفند مرده» درباره زندگي و آداب و رسوم ساکنان اطراف آذربايجان و ترکيه است.
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم ها عبارتند از: رضا آفتابي ، همت موميوند، جواد پزشکيان ، کسري کياني ، سعيد شيخ زاده ، محمود فاطمي ، ناصر احمدي ، محمد ياراحمدي ، پرويز ربيعي ، شهروز ملک آرايي ، عباس نباتي ، مازيار بازياران ، زهرا سوهاني ، کوروش فهيمي ، محمد عبادي ، محمدرضا سيکارودي ، بهرام زاهدي ، ابراهيم شفيعي ، تورج نصر، حسن کاخي ، فرانک رفيعي طاري ، مينا نخعي ، سميه رهنمون ، مژگان عظيمي ، زويا خليل آذر، محبت دارآفرين ، مهسا شرافت ، زهره اسدي ، اکبر مناني ، معصومه آقاجاني ، مهين بزرگي ، آبتين ممدوح و عادل کريمي.

Fiona Liebe
05-01-2008, 11:56
"شاه آرتور" دوبله شد


فیلم‌های سینمایی "شاه آرتور" به مدیریت حسین خدادادبیگی، "آغاز بتمن" به مدیریت محمود قنبری و "کنگ به جنگل بازمی‌گردد" به مدیریت فریبا شاهین‌مقدم دوبله شدند.
به گزارش خبرنگار مهر، "شاه آرتور" با همکاری گویندگانی چون خسرو خسروشاهی، شروین قطعه‌ای، کسری کیانی، نرگس فولادوند، امیر عطرچی، میثم نیکنام، کریم بیانی، شهراد بانکی، آبتین ممدوح، مجید صیادی، ناصر خویشتندار، امیر فرحان‌نیا، مجتبی فتح‌اللهی، محمدرضا مومنی، کتایون اعظمی، مریم سیکارودی و شیلا آژیر برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
این فیلم به کارگردانی آنتوان فوکوآ و بر مبنای فیلمنامه‌ای از دیوید فرانتسونی سال 2004 تولید شده و هانس زیمر موسیقی متن فیلم 140 دقیقه‌ای "شاه آرتور" را ساخته است. کلایو اوون، یون گروفود، ماس میکلسن، جوئل اجرتن، هیو دنسی و ری وینستن هم در این فیلم بازی کرده‌اند.
در خلاصه داستان "شاه آرتور" آمده: آرتور شوالیه دلاور و مسیحی باایمان در تنگنایی غریب گیر افتاده است. از یکسو مایل است به رم برود و در خدمت مذهب و ایمانش درآید و از سوی دیگر به شدت به سرزمینی که در آن به دنیا آمده، پای‌بند است. در حالی که انگلستان در کام شورش و بی‌قانونی فروغلتیده، آرتور نیز به اتفاق گروهی از شوالیه‌ها وارد میدان مبارزه می‌شود.

این فیلم سینمایی با بودجه 120 میلیون دلاری ساخته شد و 230 میلیون دلار فروخت. سازندگان فیلم ادعا می‌کنند به لحاظ تاریخی، تصویری درست از افسانه‌های آرتور ارائه داده‌اند، اما این ادعا به اعتقاد گروهی از مورخان محل مناقشه است.در این فیلم آرتور به عنوان سرباز رومی تصویر می‌شود. فوکوآ "طعمه"، "روز آموزش"، "اشک‌های خورشید" و "تیرانداز" را ساخته است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/01/329220_orig.jpg

فیلم سینمایی "آغاز بتمن" با همکاری گویندگانی چون کیکاووس یاکیده، جلال مقامی، افشین زینوری، رضا آفتابی، مینو غزنوی، ناصر احمدی، تورج مهرزادیان، کریم بیانی، شایان شام‌بیاتی و محمد یاراحمدی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
این فیلم را کریستوفر نولان سال 2005 جلو دوربین برد. نولان به همراه دیوید گویر فیلمنامه این اثر را بر مبنای داستان گویر از شخصیت‌های خلق شده توسط باب کین نوشت. هانس زیمر و جیمز نیوتن هوارد موسیقی متن این فیلم 140 دقیقه‌ای را ساختند و کریستین بیل، مایکل کین، لیام نیسن، کیتی هولمز، گری الدمن، سیلیان مورفی و تام ویلکینسن در آن بازی کردند.
در خلاصه داستان فیلم "آغاز بتمن" آمده: بروس وین تنها فرزند کارخانه‌داری بشردوست، در دوران کودکی تصادفاً در چاهی پر از خفاش می‌افتد به شدت شوکه می‌شود. او با احساس عذاب وجدان از قتل پدر و مادرش به دست یک ولگرد بزرگ می‌شود. این فیلم با بودجه 150 میلیون دلاری ساخته شد، در آمریکا 205 میلیون دلار و در سطح بین‌الملل 166 میلیون دلار فروخت.
فیلم سینمایی انیمیشن "کنگ به جنگل بازمی‌گردد" با حضور گویندگانی چون علیرضا باشکندی، شایان شام‌بیاتی، شهراد بانکی، امیر عطرچی، زهرا سوهانی، مجتبی فتح‌الهی، محمدعلی جان‌پناه، کسری کیانی، فاطمه حدادی وعلیمحمد اشکبوس برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
داستان این انیمیشن درباره دانشمندانی است که تصمیم می‌گیرند حیوانات ماقبل تاریخ را تولید و جمع‌آوری کنند. آنها باغ وحشی راه‌اندازی می‌کنند و حیوانات را آنجا نگه می‌دارند، اما یک نفر به گروه خیانت می‌کند و با باز کردن در قفس حیوانات آنها را به سطح شهر می‌فرستد.

Fiona Liebe
06-01-2008, 03:20
محمود قنبري دوبله فيلم هاي «بتمن آغاز مي کند» و «س وپ رم ن باز مي گردد» را براي شبکه ويدئويي به پايان رساند.

http://www.jamejamonline.ir/images/20061203/JAMEJAM.jpg :در دوبله «بتمن آغاز مي کند» کيکاووس ياکيده به جاي کريستيان بيل بازيگر نقش بروس وين صحبت کرده است. وي در کودکي به صورت تصادفي در چاهي پر از خفاش مي افتد. مدتي بعد پدر و مادر او کشته مي شوند و مردي ولگرد سرپرستي او را برعهده مي گيرد. بروس هنگامي که به سن رشد مي رسد به شرق آسيا مي رود و تحقيقاتي را درباره جنايت هاي اين منطقه آغاز مي کند. او شاگرد مردي به نام دوکار (با بازي ليام نيسن و گويندگي تورج مهرزاديان) مي شود. وي به شاگردش مي آموزد که چگونه عدالت را اجرا کند و مردي افسانه اي شود. بروس به کشور خود باز مي گردد تا با تبهکاران مبارزه کند.
تعدادي ديگر از گويندگان اين فيلم که حدود 2 برابر بودجه اش در سراسر دنيا فروش کرده ، عبارتند از: رضا آفتابي (گري اولدمن / جيم)، جلال مقامي (مايکل کين )، مينو غزنوي (کيتي هولمز/ ريچل)، حسين عرفاني (مورگان فريمن )، محمود قنبري (روتگر هاوئر)، افشين زي نوري ، شهرزاد ثابتي ، منوچهر زنده دل ، مهرخ افضلي ، ناصر احمدي ، محمد ياراحمدي ، شايان شام بياتي و امير منوچهري.
جدال با تبهکاران

در دوبله «س و پرم ن باز مي گردد» منوچهر والي زاده به جاي براندون راث بازيگر نقش کلارک کنت صحبت کرده است. وي مرد جواني است که گاهي به شکل انساني قدرتمند و استثنايي به نام س و پرم ن در مي آمده و به جنگ تبهکاران مي رفته است. او مدتي ناپديد مي شود و هنگامي که باز مي گردد با دنيايي روبه رو مي شود که ديگر به س وپ رم ن نياز ندارد. بنابراين به شکل عادي اش کلارک کنت در مي آيد و به دفتر روزنامه ديلي پلانت مي رود تا شغل قبلي اش را دوباره به دست آورد. او پس از مدتي متوجه مي شود لکس لوتور دشمن قدرتمندش ، شرارت هايش را دوباره آغاز کرده است.
پرويز ربيعي (کوين اسپيسي / لوتور)، مينو غزنوي (کيت بوس ورث)، رضا آفتابي ، افشين زي نوري ، بهروز علي محمدي ، الهام جعفرنژاد، ميثم نيک نام ، مينا شجاع ، علي مناني ، عليرضا ديباج ، سحر اطلسي ، مهرخ افضلي و محمد ياراحمدي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته اند که 391 ميليون دلار در سراسر دنيا فروش کرده است.
گفتني است هر يک از اين 2 فيلم نامزد دريافت يک جايزه اسکار در رشته هاي فيلمبرداري و جلوه هاي ويژه و يک تمشک طلايي در رشته بازيگر نقش مکمل زن بوده است.

Fiona Liebe
07-01-2008, 10:57
دوبله فیلمهای اخرین شانس و بی گناه
http://www.jamejamonline.ir/images/20080106/ANTHONY.jpg

جام جم:فيلم هاي «آخرين شانس» و «بي گناه» براي توزيع در شبکه نمايش خانگي دوبله شد.
ماجراهاي «آخرين شانس» که با سرپرستي چنگيز جليلوند دوبله شده ، درباره 2 سارق است که پس از دستبرد به يک جواهرفروشي در کانادا، براي تقسيم سهم ، نزديک مرزهاي امريکا قرار ملاقات مي گذارند
.در راه ، يکي از آنها تصادف مي کند و مجبور مي شود مدتي در يک هتل اقامت کند. آشنايي او با ميشله صاحب هتل ماجراهايي را پديد مي آورد.
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم قديمي عبارتند از: امير زند (فابيو تستي / فلويد)، ناصر مدقالچي (ايلاي والاک / جو)، نگين کيانفر (اورسولا آندرس / ميشله)، مجتبي فتح الهي ، محمد ياراحمدي ، شيلا آژير، مهسا شرافت و علي اصغر رضايي نيک.

سرقت در کانادا ملاقات در برلين


در دوبله «بي گناه» که با سرپرستي سعيد مظفري انجام گرفته ، خسرو خسروشاهي به جاي مردي به نام لئونارد صحبت کرده که هنگام فروپاشي ديوار برلين ، به دعوت دوست قديمي اش ماريا به آلمان مي رود. او در برلين ، خاطرات زمان جنگ را به ياد مي آورد. پس از آشنايي با ماريا، لئونارد در عمليات استراق سمع مکالمات سربازان روس شرکت مي کند، اما پس از قتل شوهر ماريا، مجبور مي شود از برلين فرار کند....
مينو غزنوي (ايزابلا روسليني / ماريا)، حسين عرفاني (آنتوني هاپکينز / باب)، ناصر احمدي (جفري)، امير عطرچي ، مهناز آباديان ، مجتبي فتح الهي ، محبت دارآفرين ، حسن کاخي ، اکبر ميرطاهري ، مجيد صيادي ، محمدرضا مومني ، امير منوچهري ، کوروش فهيمي و ميرطاهر مظلومي.

Fiona Liebe
09-01-2008, 11:23
بازگشت قهرمان دوبله شد

http://www.jamejamonline.ir/images/20080108/champion.jpg

جام جم :دو فيلم «نيمکت نشين ها» و «کونگ به جنگل باز مي گردد» که با سرپرستي فريبا شاهين مقدم دوبله شده ، بزودي در شبکه ويدئويي توزيع مي شود.
ماجراهاي «نيمکت نشين ها» درباره چند جواني است که به بازي بيسبال علاقه دارند، اما بيشتر جزو ذخيره هاي تيم خود هستند. پس از دعواي کلارک ، گاس و ريچي با بازيکنان خشن تيم ، مردي آنها را به تيم تازه تاسيس خود دعوت مي کند. اعضاي اين تيم نيمکت نشين هاي تيم هاي ديگر هستند. آنها تا مراحل پاياني مسابقات پيش مي روند، اما ناگهان گاس ، تيم را ترک مي کند، زيرا آشکار مي شود که او در نوجواني جزو بازيکنان قلدر تيمش بوده است.
گاس نزد مردي به نام مارکوس مي رود که در نوجواني او را آزار داده است. مارکوس ابتدا وي را از خود مي راند اما بعد نزد همه اعلام مي کند که او را بخشيده است. گاس به تيم باز مي گردد و همزمان با قهرماني باخبر مي شود که صاحب فرزند شده است.
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم 85دقيقه اي عبارتند از: افشين زي نوري (گاس)، عليرضا شايگان (کلارک)، اردشير منظم (ريچي)، کسري کياني (جري)، پرويز ربيعي (مل)، امير عطرچي ، علي مناني ، مجتبي فتح اللهي ، افسانه آريابقا، ماريا گلشن زاده ، نرگس فولادوند و شوکت حجت.
جنگ حيوانات
در فيلم «کونگ به جنگل باز مي گردد» تعدادي از حيوانات ماقبل تاريخ براي مردم يکي از شهرها به نمايش گذاشته مي شوند. ندانم کاري هاي شخصي به نام استک باعث مي شود حيوانات به جان يکديگر بيفتند و....
گويندگان اين فيلم کارتوني عبارتند از: عليرضا باشکندي (جيسون)، کسري کياني (استک)، زهرا سوهاني (دکتر جين کينز)، امير عطرچي (شهرداد)، شهراد بانکي ، محمدعلي جان پناه ، علي محمد اشکبوس ، مجتبي فتح اللهي و فاطمه حدادي.

Fiona Liebe
10-01-2008, 13:06
فیلم "در جستجوی گنج" دوبله شد


فیلم‌های "در جستجوی گنج" و "کماندوی سامورایی" به مدیریت دوبلاژ حسین خدادادبیگی دوبله شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم "در جستجوی گنج" با حضور گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، شایان شام‌بیاتی، علی‌همت مومیوند، مهرخ افضلی، امیر عطرچی، نادر کیمرام، آبتین ممدوح، رضا آفتابی، فریده شریف‌واقعی و محمدرضا مومنی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
داستان این فیلم درباره فردی است که از سوی پلیس ماموریت دارد یک زن را از معبد شائولین بدزدد، اما وقتی به معبد می‌رود، دلباخته زن می‌شود و ...
فیلم سینمایی "کماندوی سامورایی" با همکاری سعید مظفری، علی‌همت مومیوند، امیر منوچهری، بهروز علی‌محمدی، علی‌اصغر رضایی‌نیک، رضا آفتابی، کریم بیانی، حسین نورعلی، مجید صیادی، شایان شام‌بیاتی، امیر عطرچی، شهراد بانکی، مجتبی فتح‌الهی، ابراهیم شفیعی، امیر فرحان‌نیا، فرهاد شریفی، آشا محرابی، کتایون اعظمی و مریم سیکارودی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: واحد ویژه نیروی زمینی در یک عملیات آزمایشی به گذشته سفر می‌کند. فرمانده این واحد قصد دارد با یک سلاح، ژاپن را با خاک یکسان کند و کشوری پیشرفته بسازد تا در جنگ جهانی دوم بر اثر انفجار هسته‌ای متحمل خسارات زیاد نشود، اما یک گروه نظامی با او مقابله می‌کند و ...

Fiona Liebe
12-01-2008, 11:54
«آواي تندر» به نمايش خانگي رسيد

http://www.jamejamonline.ir/images/20080111/game.jpg

جام جم:فيلم‌هاي «آواي تندر» و «بازي آخر» با سرپرستي خسرو خسروشاهي براي شبكه نمايش خانگي دوبله شد.
در دوبله «آواي تندر» پرويز ربيعي به جاي بن كينگزلي بازيگر نقش چارلز هتون صحبت كرده كه صاحب شركت مسافربري تايم است. اين شركت با استفاده از فناوري سفر در زمان، شكارچيان معروف را به دوران ما قبل تاريخ مي‌برد تا دايناسور شكار كنند. در يكي از سفرها، بي‌دقتي يك شكارچي عصبي، اوضاع را از كنترل مسوولان شركت خارج مي‌كند و...
منوچهر زنده دل (تراوس)، زهره شكوفنده (سونيا)، ناصر خاوري، تورج مهرزاديان، بهرام زاهدي، مهناز آباديان، كتايون اعظمي، صغري سادات هاشمي، فريده كاكاوند، رضا آفتابي، غلامرضا صادقي، حسن كاخي، اسفنديار مهرتاش و محمد ياراحمدي نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

ترور رئيس جمهور
در دوبله «بازي آخر» منوچهر والي‌زاده به جاي كوبا گودينگ جونيور صحبت كرده است. وي بازيگر نقش الكس تامس مامور اف.بي‌.‌آي است كه موفق نشده از ترور رئيس جمهور جلوگيري كند. كيت كرافورد با گويندگي مينو غزنوي ــ كه روزنامه‌نگار است، تحقيقاتي انجام مي‌دهد و متوجه مي‌شود اين ترور حاصل توطئه‌اي پيچيده‌ است.
قاتلان رئيس جمهور مي‌كوشند او و الكس را نيز ترور كنند...
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم 93 دقيقه‌اي عبارتند از: ناصر نظامي، تورج مهرزاديان، سيامك اطلسي و محمد ياراحمدي.

Fiona Liebe
13-01-2008, 11:15
«تله مرگ» در شبكه 4

http://www.jamejamonline.ir/images/20080112/DEATHTRAP.jpg

جام جم: دوبله فيلم قديمي «تله مرگ» با سرپرستي و گويندگي ناصر تهماسب ــ به جاي مايكل كين ــ براي شبكه 4 سيما به پايان رسيد. c ماجراهاي اين فيلم درباره نويسنده‌اي به نام سيدني برول است. آثار او روزگاري پرطرفدار بوده اما اكنون ديگر از آنها استقبال نمي‌شود. هنگامي كه نمايش‌نامه تله مرگ نوشته يكي از دانشجويانش به دست او مي‌رسد، تصميم شومي مي‌گيرد...
وحيد منوچهري (كريستوفر ريو / كليفورد)، آشا محرابي (دايان كان/ مايرا)، جواد پزشكيان، اصغر افضلي، محمد عبادي و ولي مومني نيز در دوبله اين فيلم كه محصول 1982 است، حضور داشته‌اند.
اختلاف ميان دو كمدين
همچنين فيلم «پسران آفتاب» نيز براي تلويزيون دوبله شد.
اين فيلم با سرپرستي جلال مقامي دوبله شده و درباره 2 كمدين قديمي است كه پس از انجام چندين كار مشترك موفق، دچار اختلاف و از يكديگر جدا مي‌شوند. ويل ــ با بازي پيتر فالك و گويندگي منوچهر اسماعيلي ــ مي‌كوشد در فيلم‌هاي تبليغاتي حضور يابد. اما فيلمسازان كار او را نمي‌پسندند. او متوجه مي‌شود كه آنها همان زوج موفق را مي‌خواهند بنابراين برادرزاده خود را نزد آل (با بازي وودي‌ آلن با گويندگي اصغر افضلي) مي‌فرستد.
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم تلويزيوني عبارتند از: فريبا شاهين‌‌مقدم (سارا جسيكا پاركر/ نانسي)، زهره شكوفنده (ووپي گلدبرگ)، فاطمه حدادي، مينا نخعي، اكبر مناني، عاليه‌سادات جعفري و مريم استاد حسن‌بناء.

Fiona Liebe
16-01-2008, 11:45
عصيان ژاپني‌ها در تلويزيون


http://www.jamejamonline.ir/images/20080115/osian.jpg


جام جم : جلال مقامي دوبله فيلم قديمي «عصيان‌» ساخته ماساكي كوباياشي را براي تلويزيون به پايان رساند.
ماجراهاي اين فيلم در قرن 18 ميلادي و در ژاپن مي‌گذرد. ايچي ــ با گويندگي مريم رادپور ــ به دليل اعتراض به رفتار غيراخلاقي ماتسو دايرا حاكم منطقه از قصر اخراج مي‌شود. به دستور حاكم، ساساهارا ــ با بازي توشيرو ميفونه و گويندگي حسين عرفاني ــ پسرش را مجبور مي‌كند با ايچي ازدواج كند. 2 سال بعد، پسر بزرگ حاكم مي‌ميرد و فرزند او و ايچي تنها وارث حكومت مي‌شود. ساساهارا بايد ايچي را به عنوان مادر حاكم آينده به قصر بازگرداند، اما وي و پسرش تصميم ديگري مي‌گيرند....
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم 121 دقيقه‌اي عبارتند از: شهروز ملك‌آرايي (تاتسويا ناكادايي / تاته‌واكي)، اليزا اورامي (سوگا)، امير حكيمي (يوگو)، اكبر مناني (كاتاني)، پرويز ربيعي، اسفنديار مهرتاش، اصغر افضلي، علي‌محمد اشك‌بوس و ابوالقاسم محمدطاهر

zeus
16-01-2008, 12:08
منتخبي از تصاوير اين پيشكسوت دوبله ايران در ابتداي محصولات موسسه جوانه پويا كه توسط انجمن گويندگان جوان دوبله شده براي عرضه در شبكه نمايش خانگي گذاشته مي‌شود.



http://media.farsnews.com/Media/8610/Images/jpg/A0373/A0373311.jpg


به پاس خدمات استاد علي كسمايي، منتخبي از تصاوير اين پيشكسوت دوبله ايران در ابتداي محصولات موسسه جوانه پويا كه توسط انجمن گويندگان جوان دوبله شده براي عرضه در شبكه نمايش خانگي گذاشته مي‌شود.
اين تصاوير كه از ديدار مديران انجمن گويندگان جوان با علي كسمايي كه در آذر ماه صورت گرفت تهيه شده در 45 ثانيه حاوي سخناني ازپدر دوبله ايران درباره اين هنر است.
بنا بر اين گزارش، علي كسمايي متولد 1294 و فارغ‌التحصيل رشته‌ي اقتصاد از دانشگاه تهران است،وي از سال 1329 فعاليتش را در زمينه‌ي دوبله آغاز كرده و براي اولين‌بار در سال 1333 به عنوان سرپرست گويندگان فيلم "شاهزاده‌ي روباهان" را دوبله كرده است.
وي مديريت دوبلاژ آثار ماندگاري در تاريخ سينماي جهان از جمله "دكتر ژيواگو"، "بانوي زيباي من"، "آواي موسيقي" و "هملت" را بر عهده داشته و از ميان آثار ايراني او نيز مي توان به "شازده احتجاب"، "شطرنج باد"، "ملكوت"، "هجرت"،‌" پرواز در شب"، "هزاردستان"، "سربداران"، "آخرين پرواز"، "اين خانه دور است"، "سال‌هاي جواني"، "اتاق يك"، "حكايت آن مرد خوشبخت"، "كميته‌ مجازات" و "هور در آتش" اشاره كرد


فارس

Fiona Liebe
21-01-2008, 09:17
http://www.jamejamonline.ir/images/20080120/JUDGE-AND-JURY.jpg
اعدام با صندلي الكتريكي

جام جم:فيلم‌هاي «قاضي و هيات منصفه» و «كماندوي سامورايي» براي توزيع در شبكه ويدئويي دوبله شد.
ماجراهاي «قاضي و هيات منصفه» ــ محصول 1996 ــ كه با سرپرستي خسرو خسروشاهي دوبله شده، از جايي آغاز مي‌شود كه زني به نام مري ــ با گويندگي شهرزاد ثابتي ــ كشته مي‌شود. مايكل، همسر او ــ با گويندگي حسين عرفاني ــ گمان مي‌كند جوزف ميكر او را كشته است. او در راه دستيابي به جوزف، چند نفر را مي‌كشد؛ اما دستگير و به اعدام با صندلي الكتريكي محكوم مي‌شود. او پيش از اعدام مي‌گويد كه از قبر بيرون مي‌آيد و انتقام مي‌گيرد. چند روز بعد از اعدام، جوزف با او روبه‌رو مي‌شود...
تعدادي ديگر از گويندگان اين فيلم عبارتند از: منوچهر زنده‌دل (جوزف)، تورج مهرزاديان (لانگرهات)، فريده كاكاوند (گريس)، محمدرضا مومني (الكس)، امير عطرچي (كشيش)، محمدعلي جان‌پناه، وحيد منوچهري، اسفنديار مهرتاش، سيامك اطلسي، ناصر نظامي، صغري هاشمي، نادر كي‌مرام، محمد ياراحمدي و حسن كاخي.
ژاپن نابود مي‌شود
در فيلم «كماندوي سامورايي»، فرمانده يكي از واحدهاي ويژه نيروي زميني ارتش ژاپن مي‌خواهد از يك عمليات آزمايشي استفاده كند و به سال 1590 ميلادي برود. هدف او نابود كردن ژاپن و از نو ساختن آن است تا به كشوري پيشرفته تبديل شود و در جنگ جهاني دوم با انفجار اتمي مقابله كند. گروهي كه با اين كار مخالف هستند، مي‌كوشند از سفر او جلوگيري كنند...
تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: سعيد مظفري (كاشيما)، همت مومي‌وند (موري)، كتايون اعظمي (كانازاكي)، مريم سيكارودي (كاكامينو)، آشا محرابي (نو)، رضا آفتابي (ماتوبا)، شايان شام‌بياتي (سالتو)، حسين نورعلي (ميكاني)، مجيد صيادي (كاتسويي)، بهروز علي‌محمدي (تسوكه)،‌ امير عطرچي، فرهاد شريفي، فرهاد محمدي، شهراد بانكي، مجتبي فتح‌الهي، امير فرحان‌نيا، علي‌اصغر رضايي‌نيك و حسين خدادادبيگي.

Fiona Liebe
22-01-2008, 08:45
بازگشت به گذشته

http://www.jamejamonline.ir/images/20080121/back.jpg

جام جم:فيلم «پلزنت ويل» با سرپرستي و گويندگي امير زند ــ به جاي توبي مگواير ــ براي شبكه ويدئويي دوبله شد.
پسر جواني به نام ديويد واگنر علاقه فراواني به ديدن مجموعه شاد و موفق پلزنت ويل دارد، اما خواهر دوقلوي او برنامه ديگري را دوست دارد كه همزمان از MTV پخش مي‌شود. آنها گاهي براي ديدن برنامه خود با يكديگر دعوا مي‌كنند. در يكي از روزها، اتفاقي باعث مي‌شود كه آنها وارد مجموعه پلزنت ويل شوند. ديويد از زندگي جديد خود ــ در دهه 50 ميلادي ــ راضي است، اما جنيفر نمي‌تواند آن را تحمل كند....
سهيلا گلستاني (رئيس ويترس پون/ جنيفر)، مريم سيكارودي (جواني آلن/ بتي)، چنگيز جليلوند (ويليام ميسي/ جورج)، سعيد مظفري (جف دانيلز/ بيل)، مينا حبيلي (مارگارت)، فريده كاكاوند (معلم)، بتسابه كاظمي (مادر ديويد)، سيمين صارمي (ليزا)، زهره اسدي (پگي)، محمد ياراحمدي (رالف)، غلامرضا صادقي (اسكيپ)، تورج مهرزاديان (باب)، محمدعلي جان‌پناه، شهراد بانكي و آبتين ممدوح نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

نبرد با جادوگر

فيلم «آرتور شاه» هم براي شبكه ويدئويي دوبله شد در دوبله اين فيلم خسرو خسروشاهي به جاي كلايو اوون بازيگر نقش آرتور صحبت كرده است. وي شواليه‌اي است كه از يك طرف تمايل دارد به رم برود و به امورات مذهبي بپردازد و از طرف ديگر بشدت به بريتانيا ــ زادگاهش ــ علاقه دارد. در حالي كه امپراطوري روم فروپاشيده، آرتور مي‌كوشد همراه با گروهي از شواليه‌ها نظم را به كشورش بازگرداند و دوستانش همچون لانسلو ــ با گويندگي شروين قطعه‌اي ــ را آزاد كند. آنها با مرلين جادوگر متحد مي‌شوند و....
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم 140 دقيقه‌اي عبارتند از: ميثم نيك‌نام (سرديك)، امير عطرچي (سين ريك)، نرگس فولادوند (گوي نور)، كسري كياني (گاوين)، شهراد بانكي (جونز)، مجتبي فتح‌الهي (آلكتو)، مجيد صيادي (داگونت)، محمدرضا مومني (گالاهاد)، مريم سيكارودي (مادر آرتور)، ناصر خويشتندار (اسقف)، امير فرحان‌نيا (كشيش)، كتايون اعظمي، شيلا آژير و آبتين ممدوح.

Fiona Liebe
22-01-2008, 23:45
مرگ مغزي با خواب‌زدگي


http://www.jamejamonline.ir/images/20080122/brain.jpg

جام جم: فيلم‌هاي «درست مثل بهشت» و «آخرين تعطيلات» با سرپرستي خسرو خسرو‌شاهي براي شبكه ويدئويي دوبله شد.
در دوبله «درست مثل بهشت» مريم شيرزاد به جاي ريس ويترس‌پون صحبت كرده است. وي ايفا‌گر نقش اليزابت، پزشك پركاري است كه پس از چندين ساعت فعاليت، هنگام بازگشت به خانه بر اثر خواب‌آلودگي تصادف مي‌كند و دچار مرگ مغزي مي‌شود. چند هفته بعد مردي به نام ديويد، خانه او را اجاره مي‌كند اما متوجه مي‌شود كه روح اليزابت در خانه حضور دارد و به هيچ وجه حاضر نيست آنجا را ترك كند. ديويد براي بيرون كردن روح از مردي غيب‌گو كمك مي‌گيرد.
افشين زي‌نوري (مارك روفالو / ديويد)، رضا آفتابي، كتايون اعظمي، سهيلا گلستاني، خسرو شمشيرگران، سيامك اطلسي، مهناز آباديان، فريده كاكاوند، زويا خليل‌آذر، حسين‌ نورعلي، امير جوشقاني، امير منوچهري، محمد‌رضا مومني، اسفنديار مهرتاش، حسن كازي، سحر اطلسي و محمد‌ ياراحمدي نيز در دوبله اين فيلم حضورداشته‌‌اند كه 48 ميليون دلار در سينماهاي امريكا فروش كرده است.


پايان زندگي تا 3 هفته ديگر

در دوبله «آخرين تعطيلات» زهره شكوفنده به‌جاي كوئين دتيته بازيگر نقش جرجيا صحبت كرده است. وي كه مسوول فروش لوازم آشپزي در يكي از معروف‌ترين غذا‌پزي‌هاي نيواورلئان است، از طريق پزشكش متوجه مي‌شود كه دچار بيماري كم‌يابي شده و فقط 3 هفته ديگر زنده است. او تمام پس‌انداز بانكي‌اش را مي‌گيرد و به اروپا مي‌رود تا از لحظه‌ لحظه باقيمانده عمرش استفاده كند.
بهرام زند (ژرار دپارديو/ ديديه)، منوچهر والي زاده، اصغر افضلي، منوچهر زنده دل، شايسته تاج بخش، غلامرضا صادقي، رضا آفتابي، عليرضا شايگان، فريده كاكاوند، تورج نصر، سيامك اطلسي، كتايون اعظمي، مهناز آباديان و محمدرضا مومني نيز در دوبله اين اثر حضور داشته‌اند

Fiona Liebe
26-01-2008, 13:22
11 يار اوشن در سينماي خانگی


http://www.jamejamonline.ir/images/20080125/ocean.jpg

جام جم:خسرو خسروشاهي دوبله فيلم «11 يار اوشن» را با حضور گروهي از گويندگان ممتاز و دوبلورهاي جوان براي شبكه ويدئويي به پايان رساند.
در اين دوبله بهرام زند به جاي جورج كلوني صحبت كرده است. وي ايفاگر نقش مردي به نام دني اوشن است كه همراه با يكي از دوستان قديمي‌اش راستي رايان ــ با بازي برادپيت و گويندگي سعيد مظفري ــ نقشه‌اي طرح مي‌كند تا 150 ميليون دلار از گاوصندوق‌هاي لاس‌وگاس سرقت كند. آنها 9 تبهكار را استخدام مي‌كنند تا در اين دستبرد كمك‌شان كنند. دني به يارانش نمي‌گويد كه گاوصندوق‌ها متعلق به بزرگترين قمارباز لاس‌وگاس است...
تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم ساخته استيون سودربرگ در سال 2001 ــ عبارتند از: منوچهر والي‌زاده (اندي گارسيا / تري)، زهره شكوفنده (جوليا رابرتز/ تس)، احمد رسول‌زاده (كارل راينر/ سال)، افشين زي‌نوري (مت دي مون/ لينوس)، وحيد منوچهري (دان چيدل/ بشر)، حسين عرفاني (اليوت گولد/ روبن)، خسرو شمشيرگران (فرانك)، محمدعلي جان‌پناه (ين)، امير عطرچي (دل)، رضا آفتابي، محمدرضا مومني، نادر كي‌مرام، كتايون اعظمي، پرويز ربيعي، بهرام زاهدي، اسفنديار مهرتاش، امير منوچهري و حسن كاخي.
گفتني است اين فيلم 116 دقيقه‌اي، 5 برابر هزينه‌هاي توليدش در سراسر دنيا فروش كرده است.

Fiona Liebe
05-02-2008, 02:30
http://www.jamejamonline.ir/images/20080204/MATADOR.jpg

جام جم:فيلم هاي «ماتادور» و «همکار جاسوس من» با سرپرستي امير زند و امير قطعه اي براي شبکه ويدئويي دوبله شد.
در دوبله «ماتادور» سعيد مظفري به جاي پي يرس برازنان بازيگر نقش جوليان نوبل صحبت کرده است.
وي که آدمکش حرفه اي است ، بر اثر فشارها و اضطراب هاي شغلش بيمار مي شود. پس از انجام جديدترين ماموريتش براي استراحت به مکزيکو مي رود. در اين شهر با مردي تاجر به نام دني رايت دوست مي شود و هنگام ديدن يک مسابقه گاوبازي به وي مي گويد که شغلش چيست سپس از او براي انجام يکي از ماموريت هايش کمک مي خواهد اما دني نمي پذيرد. 6 ماه بعد جوليان همچنان مشغول است اما از توانايي هايش کاسته شده و روسايش مي خواهند او را بکشند بنابراين دوباره از دني کمک مي خواهد.امير زند علاوه بر سرپرستي دوبلاژ اين فيلم 96 دقيقه اي به جاي گرگ کينير بازيگر نقش دني نيز صحبت کرده است.
مريم سيکارودي (هوپ ديويس / بين) ، ناصر مدقالچي (فيليپ بيکرهال / رندي) ، محمدرضا سيکارودي و محمد ياراحمدي گويندگان ساير نقش ها هستند.
دختر دانشمندي ربوده مي شود
در دوبله «همکار جاسوس من» سهيلا گلستاني به جاي دختري به نام اميليا صحبت کرده که مخترع يک ماده شيميايي است.
مرد خبيثي به نام دکتر فارلي با گويندگي رضا آفتابي وي را مي ربايد و به ژاپن مي برد تا براي اجراي نقشه هايش از او استفاده کند، مايک پدر اميليا با گويندگي سعيد مظفري و ميموني به نام ميکي براي نجات مخترع جوان دست به کار مي شوند. ساير گويندگان اين فيلم عبارتند از: فريبا رمضان پور (دکتر آمور)، کتايون اعظمي (اديت)، فريده کاکاوند(بتي)، اکبر مير طاهري (هوگو)، کوروش فهيمي (ملما)، مير طاهر مظلومي (گيرو)، مهرداد ارمغان ، شهراد بانکي ، محمد علي جان پناه و علي اصغر رضايي نيک.

Fiona Liebe
05-02-2008, 11:28
دوبله "پنهان" و "سابترانو" برای شبکه نمایش خانگی


فیلم‌های سینمایی "سابترانو" به مدیریت امیر زند و "پنهان" به مدیریت خسرو خسروشاهی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شدند.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "سابترانو" با همکاری گویندگانی چون منوچهر والیزاده، افسانه پوستی، زهره اسدی، سهیلا گلستانی، مریم نوری درخشان، شیلا آژیر، معصومه آقاجانی، امیر عطرچی، محمدعلی جان‌پناه، محمدرضا مومنی، فرخ منوچهری، میرطاهر مظلومی و سینا زند برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
این فیلم افسانه‌ای علمی به نویسندگی و کارگردانی اسبن استورم و نقش‌آفرینی الکس دیمیتریا دس، تاسما والتن، آلیسن وایت و کیت شرمن سال 2000 ساخته شد، اما تا سال 2003 به نمایش درنیامد. فیلم "سابترانو" محصول مشترک آلمان و استرالیا به مدت 96 دقیقه است. کارگردان دانمارکی این فیلم متولد سال 1950 است. او علاوه بر کارگردانی در چند فیلم نیز نقش‌آفرینی کرده است.
داستان فیلم در آینده و در جامعه‌ای روی می‌دهد که به ظاهر در تسخیر بازی‌ها مجازی است. کانراد، رهبر یک گروه انقلاب به نام یتیم‌ها پیش از اعدام از دست ماموران می‌گریزد و به کمک دوستش گریسی می‌کوشد خود را به گاراژ برساند و از آنجا فرار کند، اما یک نوجوان مجنون با طراحی نسخه جدید از یک بازی مرگبار به نام سابترانو کنترل این گاراژ را در دست گرفته است.
فیلم سینمایی "پنهان" با همکاری گویندگانی چون زهره شکوفنده، بهرام زند، کتایون اعظمی، امیر عطرچی، محمدرضا مومنی، نادر کیمرام، مهناز آبادیان، شایسته تاجبخش، بهرام زاهدی، صغری‌السادات هاشمی، پرویز ربیعی، ناصر نظامی، معصومه آقاجانی، محمدی یاراحمدی و اسفندیار مهرتاش برای شبکه نمایش خانگی دوبله شده است.
این فیلم محصول مشترک فرانسه، اتریش، آلمان و ایتالیا، سال 2005 به نویسندگی و کارگردانی میشائل هانکه به مدت 117 دقیقه جلو دوربین رفت. رالف ریکرمان موسیقی متن "پنهان" را ساخته و بازیگرانی چون دانیل اوتوی، ژولیت بینوش، موریس بنیشو، آنی ژیراردو و برنار لوکوک در آن نقش‌آفرینی کرده‌اند.
در خلاصه داستان فیلم "پنهان" آمده: ژرژ لوران (اوتوی)، مجری یک برنامه ادبی تلویزیونی، نواری ویدئویی به دستش می‌رسد که بیرون خانه پاریسی‌اش را نشان می‌دهد. پس از آن نوارهایی دیگر از راه می‌رسد که این بار طرح‌هایی تکان‌دهنده ضمیمه‌شان است و ...

Fiona Liebe
12-02-2008, 14:20
"خط آتش" برای تلویزیون دوبله شد


فیلم‌های سینمایی "خط آتش" به مدیریت ناصر نظامی و "راهی برای آزادی نیست" به مدیریت ناهید امیریان برای پخش از تلویزیون دوبله شد.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم "خط آتش" با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، افشین زینوری، علیرضا باشکندی، منوچهر زنده‌دل، تورج نصر ظفر گرایی، کورش فهیمی، میثم نیکنام، شهروز ملک‌آرایی، ناصر احمدی، علی منانی، حسین نورعلی، امیرعباس پیام، داود باقری، اسفندیار مهرتاش و ... برای تلویزیون دوبله شد.
فیلم "خط آتش" با نام اصلی "نبرد العلمین" با بازی فردریک استافورد، جرج هیلتن، مایکل رنی و روبر حسین، تولید مشترک سال 1969 ایتالیا و فرانسه به کارگردانی جورجو فرونی است. رمیجیو دل‌گروسو و ارنستو گاستالدی فیلمنامه این اثر 96 دقیقه‌ای را نوشتند.
داستان فیلم در جریان جنگ جهانی دوم در شهر العلمین واقع در شمال مصر می‌افتد که نیروی انگلیس، نیروهای آلمان و ایتالیا را شکست می‌دهد. فرونی سازنده فیلم‌ "نبرد العلمین" متولد سال 1908 بود. او از اواخر دهه 1930 به عنوان نویسنده و کارگردان کار خود را در سینمای ایتالیا آغاز کرد. از جمله فیلم‌های فرونی می‌‌توان "اسب تروآ"، "قهرمان رم"، "تندر نبرد"و "شب شیاطین" نام برد. او سال 1981 درگذشت.
فیلم سینمایی "راهی برای آزادی نیست" با حضور گویندگانی چون سعید مظفری، زهره شکوفنده، ناهید امیریان، مهین برزویی، جواد پزشکیان، سحر اطلسی، ابراهیم شفیعی، مجتبی فتح‌الهی، مینا حبیبی، سیمین صارمی، آزیتا و رزیتا یاراحمدی و ... برای تلویزیون دوبله شد.

Fiona Liebe
13-02-2008, 14:31
"بازداشت" فریمن برای تلویزیون دوبله شد



فیلم‌های سینمایی "بازداشت" به مدیریت محمود قنبری و "ستاره‌ساز" به مدیریت اکبر منانی برای پخش از تلویزیون دوبله شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "بازداشت" با همکاری گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، زهره شکوفنده، افشین زینوری، زویا خلیل‌آذر، شهرزاد ثابتی، رضا آفتابی، کریم بیانی، بهروز علی‌محمدی و ... برای تلویزیون دوبله شد.

درام 120 دقیقه‌ای "بازداشت" با نام اصلی "Bopha" محصول 1993 با بازی دنی گلاور بر مبنای نمایشنامه پرس امتوآ ساخته شد. این فیلم اولین و تنها تجربه کارگردانی مورگان فریمن بازیگر سیاهپوست و برنده اسکار است. مالکوم مکداول، آلفره وودارد و ماریوس ویرز از دیگر بازیگران این پروژه هستند.
داستان فیلم "بازداشت" در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید روی می‌دهد و گلاور نقش یک پلیس سیاهپوست را بازی می‌کند که مردی شریف است و به کاری که انجام می‌دهد اعتقاد دارد. فریمن سازنده این فیلم چهار بار نامزد اسکار بوده که سال 2005 برای فیلم "عزیز میلیون دلاری" برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مرد مکمل شد.

فیلم سینمایی"ستاره‌ساز" با همکاری گویندگانی چون منوچهر زنده‌دل، فریبا رمضان‌پور، شایان شام‌بیاتی، شهروز ملک‌آرایی، اصغر افضلی، شهراد بانکی، جواد پزشکیان، ظفر گرایی، محمد طاهر، مهرداد ارمغان، امیر عطرچی، آبتین ممدوح، ابراهیم شفیعی، شیلا آژیر، کسری کیانی، ناهید شعشعانی، کریم بیانی، سعید شیخ‌زاده، کامبیز شکوفنده، ولی‌الله مومنی، محمود فاطمی، مینا شجاع، تورج نصر، زهره اسدی، الهام طارانی، سمیه رهنمون و امیر حکیمی برای تلویزیون دوبله شد.

جوزپه تورناتوره این فیلم 113 دقیقه‌ای محصول ایتالیا را بر مبنای فیلمنامه‌ خودش سال 1995 با نقش‌آفرینی سرجیو کاستلیتو، تیزانا لوداتو، فرانکو اسکالداتی و لئوپولدو تریستی جلو دوربین برد. "ستاره‌ساز" سال 1996 نامزد اسکار فیلم غیرانگلیسی زبان و نامزد دریافت شش جایزه داوید دی‌دوناتلو شد که جوایز کارگردانی، طراحی صحنه و بازیگر مرد مکمل را از آن خود کرد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/02/341573_orig.jpg

تورناتوره برای "ستاره‌ساز" جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز را دریافت کرد و داستان درباره "دوتوره" جو مورتی عکاس است که دهکده‌های کوچک را در سرتاسر سیسیل زیر پا می‌گذارد و وانمود می‌کند برای یک استودیو بزرگ فیلم در رم کار می‌کند و از این راه پول زیادی به جیب می‌زند. در این بین او به یک دختر جوان بی‌سواد به نام بیتا برمی‌خورد که ...

تورناتوره 52 ساله بیشتر با فیلم سال 1989 "سینما پارادیزو" شناخته می‌شود که برنده اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شد. از دیگر فیلم‌های او می‌توان به "ستاره‌ساز" و "افسانه 1900" اشاره کرد. تورناتوره سال 2007 فیلم نوآر "ناشناس" را روی پرده داشت که به عنوان نماینده ایتالیا به بخش بهترین فیلم غیر‌انگلیسی‌زبان اسکار هشتادم راه یافته است.
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/02/341573_orig.jpg

zeus
19-02-2008, 20:09
"دست‌ها روی شهر" رزی برای نوروز دوبله شد

فیلم سینمایی "دست‌ها روی شهر" به کارگردانی فرانچسکو رزی برای پخش در ایام نوروز در واحد دوبلاژ امور سیما دوبله شد.

این فیلم به مدیریت اصغر افضلی و گویندگی منوچهر زنده‌دل، میثم نیکنام، غلامرضا صادقی، شهراد بانکی، امیر حکیمی، محمد طاهر و ... دوبله شد. "دست‌ها روی شهر" را رزی سال 1963 به مدت 105 دقیقه ساخت و به همراه رافائله لاکاپریا، انتسو پروونتساله و انتسو فورچلا فیلمنامه آن را بر مبنای داستانی از خودش و لاکاپریا نوشت.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/02/343611_orig.jpg
در این فیلم سیاه و سفید راد استایگر، گیدو آلبرتی، کارلو فرماریلو، سالوو راندونه و دانی پاریس به ایفای نقش پرداختند. در خلاصه داستان "دست‌ها روی شهر" آمده: بساز و بفروشی به نام ادوارد نوتولا و گروهی تاجر که اعضاء جناح راستگرا شهرداری ناپل هستند، نقشه شهرسازی را جوری طراحی کرده‌اند که گسترش شهر به سمت زمین‌های خودشان در شمال باشد.
فرانچسکو رزی اخیراً با دریافت جایزه خرس طلا افتخاری پنجاه و هشتمین جشنواره فیلم برلین مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین یک بخش بزرگداشت برای فیلمساز 85 ساله ایتالیایی در نظر گرفته شده بود که در آن 13 فیلم به نمایش درآمد، از جمله "سالواتوره جولیانو" محصول 1961 که برای آن سال 1962 برنده جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی جشنواره برلین شد.
رزی فعالیت در سینما را به عنوان دستیار لوکینو ویسکونتی، فیلمساز صاحبنام و خالق فیلم‌های "مرگ در ونیز" و "یوزپلنگ" آغاز کرد. او سال 1963 برای فیلم "دست‌ها روی شهر" برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و در 1972 نیز برای فیلم مافیایی "ماجرای ماتئی" با بازی جان ماریا ولونته جایزه نخل طلا کن را دریافت کرد.
رزی در 1979 فیلم "مسیح در ابولی توقف کرد" را بر مبنای رمانی از کارلو لوی کارگردانی کرد. "سه برادر" (1981)، "کارمن" (1984)، "وقایع‌نگاری یک مرگ از پیش اعلام شده" (1987) و "ارتباط پالرمو" از دیگر آثار این فیلمساز زاده ناپل است. سال گذشته خرس طلایی افتخاری جشنواره فیلم برلین به آرتور پن، فیلمساز آمریکایی تعلق گرفت.


مهر

zeus
19-05-2008, 13:56
دوبله "هورتن" ترکیب هنر پیشکسوتان و جوانان است

رئیس انجمن گویندگان جوان دوبله انیمیشن سینمایی "هورتن" را ترکیبی از هنر پیشکسوتان و جوانان و استفاده از صدای احمدی در قالب ریتمیک را نوآوری در دوبله دانست.
مهرداد رئیسی درباره دوبله انیمیشن "هورتن"، استفاده از مرتضی احمدی به عنوان راوی قصه و اجرای اشعار در قالب ریتمیک گفت: مرتضی احمدی سال‌ها پیش از این روش برای جذاب شدن کارها استفاده می‌کرد و من با توجه به صحبتی که با مترجم داشتم، تصمیم گرفتم او با همین قالب به عنوان راوی صحبت کند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/03/350555_orig.jpg
وی در ادامه افزود: در دوران طلایی دوبله در دهه 40 تا 50 از این قالب در دوبله استفاده می‌شد و مردم هم استقبال می‌کردند. دوبله "هورتن" ترکیبی از هنر پیشکسوتان و جوانان و هنر سنتی و مدرن است. در واقع با بهره گرفتن از تجارب گذشتگان در دوبله سعی کردیم دوبله انیمیشنی چون "هورتن" را ایرانیزه کنیم. ما حتی معادل‌سازی کرده و از ضرب‌المثل‌ها برای جذاب‌تر شدن کار استفاده کردیم.
رئیس انجمن گویندگان جوان درباره همخوانی نداشتن نوع گویش احمدی با فضای انیمیشن گفت: این مسئله امری سلیقه‌ای است، ولی از روز گذشته تاکنون تلفن‌های زیادی داشتم که از نوع دوبله لذت برده بودند و سعی کردیم با افزودن کلمات طنز، انیمیشن "هورتن" برای مخاطبان بزرگسال و کودک جالب باشد. در کارهای آینده بیشتر از صدای مرتضی احمدی استفاده خواهیم کرد.
وی در پایان از دوبله انیمیشن "آلوین و سنجاب‌ها"، "توت‌فرنگی"، "اسب آبی"، "بری زنبوری" و نوارهای قصه خبر داد. انیمیشن رایانه‌ای "هورتن" با نام "هورتن صدای یک هو می‌شنوند دکتر سوس" جمعه 27 اردیبهشت از شبکه دو پخش ‌شد. این فیلم 88 دقیقه‌ای محصول سال 2008 و داستان آن درباره فیلی به نام هورتن است که روزی در جنگل صدایی می‌شنود و پی می‌برد این صدا از سیاره موجوداتی به نام "هو" می‌آید.


مهر

zeus
24-05-2008, 18:08
"اثبات" برای سینمایک دوبله شد

فیلم سینمایی "اثبات" ساخته جان مدن به مدیریت مرضیه صفی‌خانی برای پخش از برنامه سینمایک دوبله شد.
در دوبله این فیلم گویندگانی چون زهره شکوفنده، حسین عرفانی، علیرضا باشکندی، فریبا رمضانپور، خسرو شمشیرگران، رضا آفتابی، آزیتا یاراحمدی و عالیه‌سادات جعفری حضور داشتند.
فیلم سینمایی "اثبات" به کارگردانی جان مدن محصول سال 2005 آمریکا و مدت زمان آن 99 دقیقه است. آنتونی هاپکینز، گوئینت پالترو و جیک جیلنهال در این فیلم نقش‌‌آفرینی می‌کنند که بر مبنای نمایشنامه برنده پولیتزر نوشته دیوید اوبرن ساخته شده است.
فیلم با بودجه 20 میلیون دلار ساخته شد و مجموع فروش جهانی آن 14 میلیون دلار بود. "اثبات" یکی از چند فیلمی است که درباره ریاضیدان‌های نابغه ساخته شده و با رویای کاترین آغاز می‌شود. دختر ریاضیدانی نابغه به نام رابرت که به تازگی مرده است.
مدن کارگردان "اثبات" سازنده فیلم تحسین‌شده "شکسپیر عاشق" است که پالترو برای آن در 1999 اسکار برد و خود مدن نیز نامزد اسکار کارگردانی شد. "خانم براون" و "ماندولین کاپیتان کورلی" دیگر ساخته‌های این فیلمساز 59 ساله بریتانیایی است.


مهر

Fiona Liebe
27-05-2008, 14:48
«شيرين» كيارستمي به درخواست او دوبله شد


خبرگزاري فارس: عباس كيارستمي براي حاشيه صوتي آخرين فيلم خود از دوبله‌اي استثنايي به مديريت دوبلاژ «منوچهر اسماعيلي» بهره برده است.
«منوچهر اسماعيلي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد دوبلاژ آخرين فيلم عباس كيارستمي گفت: دوبله فيلم آقاي كيارستمي را به درخواست و دعوت ايشان انجام دادم و ايشان بسيار راغب بودند كه من اين كار را انجام دهم.
وي در مورد دوبلاژ اين فيلم گفت: شخصيت‌هاي اصلي فيلم، بازيگران زني هستند كه به صورت ثابت فيلمي را تماشا مي‌كنند كه برايشان حالتي نوستالژيك را ايجاد مي‌كند و كار اصلي ما توليد صدا براي فيلمي بود كه اين بازيگران مي‌بينند.
«اسماعيلي» افزود:‌ در واقع كار ما يك دوبله سينك به صورت معمولي نبود. براي اين كار بايد فيلمي را در سالن نمايش مي‌‌دادند و از صداي آن استفاده مي‌كردند كه اين كار از چند جنبه امكان‌پذير نبود.
وي تصريح كرد: مهم‌ترين بحث، جنبه فني ماجرا بود و بخش ديگر اين كه ديالوگ‌ها با توجه به فيلم كم و زياد مي‌شد. به همين خاطر آقاي محمد‌ رحمانيان كه متن شيرين و فرهاد را از نظامي گنجوي براي اين فيلم اقتباس كرده بود، متن‌ها را براي ما نوشت و ما هم فيلم را دوبله كرديم. «منوچهر اسماعيلي» گفت: اين دوبله بدون توجه به حركت لب هنرپيشه انجام شد چرا كه فيلم پخش شده در صحنه فيلم «شيرين» ديده نمي‌شود و تا به حال هرگز چنين كاري را نكرده بودم.
وي در مورد گويندگاني كه در اين فيلم با او همكاري كردند گفت: عطاالله كاملي، فهيمه راستكار، زهره شكوهمند، مينو غزنوي، خسرو خسروشاهي و خود من از گويندگاني بوديم كه در اين فيلم صحبت كرديم.

zeus
28-05-2008, 20:38
"دور از او" و "مرگ دستفروش" دوبله شد

فیلم‌های "دور از او"، "مرگ دستفروش"، "انجمن نجیب‌زادگان فوق‌العاده" و "فقط من گناهکارم" برای واحد دوبلاژ سیما و شبکه نمایش خانگی دوبله شد.



فیلم سینمایی "دور از او" با مدیریت دوبلاژ جلال مقامی و با حضور گویندگانی چون منوچهر اسماعیلی، کتایون اعظمی، زهره شکوفنده، فاطمه نیرومند، مریم رادپور، مهین بزرگی، زهرا سوهانی، حسن کاخی، ناصر خوشتن‌دار و اکبر منانی برای برنامه سینما اقتباس شبکه چهار سیما دوبله شد.
این فیلم اولین ساخته بلند سارا پولی بازیگر ـ فیلمساز 28 ساله است که در ایران بیشتر با بازی در نقش سارا در مجموعه تلویزیونی "قصه های جزیره" شهرت دارد. این فیلم برای اولین بار در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد و جولی کریستی، گوردون پینست، الیمپیا دوکاکیس و مایکل مورفی در این فیلم نقش‌آفرینی کردند که محصول سال 2006 و مدت زمان آن 110 دقیقه است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/04/260640_orig.jpg

جولی کریستی در صحنه‌ای از فیلم "دور از او"
کریستی که سال 2005 در فیلم "زندگی مخفیانه واژه‌ها" با پولی همبازی بود، در این فیلم نقش زنی را بازی می کند که پس از ابتلا به آلزایمر خودش به آسایشگاه سالمندان می‌رود. کریستی برای این فیلم نامزد اسکار بهترین بازیگر و پولی نیز نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد.
فیلم سینمایی "دور از او" در وب سایت سینمایی از 100 نمره 88 را کسب و فروش فیلم حدود 9 میلیون دلار شد. کریستی سه بار برای فیلم های Darling، "مک کیب و آقای میلر" و "پس تاب" نامزد اسکار شد و برای فیلم اول در 1965 اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را از آن خود کرد. "تروا"، "هری پاتر و زندانی آزکابان" و "در جستجوی نورلند" از فیلم های اخیر اوست.
فیلم تلویزیونی "مرگ دستفروش" به مدیریت دوبلاژ عباس نباتی و با حضور گویندگانی منوچهر اسماعیلی، افشین زینوری، مهرداد ارمغان، سعید شیخ‌زاده، مهین برزویی، علی‌محمد اشکبوس، سیامک اطلسی، شایان شام‌بیاتی، مژگان عظیمی و سمیه رهنمون دوبله شد.
این فیلم را الکس سیگال بر مبنای نمایشنامه آرتور میلر سال 1966 به مدت 100 دقیقه و با نقش‌آفرینی لی جی.کاب، جرج سیگال و جین وایلدر ساخت. این فیلم روایتگر دستفروشی است که شغل‌اش را از دست داده، در حالی که آرزو دارد انسان مهمی باشد.
لی جی.کاب 16 سال پیش از بازی در این فیلم، نقش ویلی لومن را در اجرای صحنه‌ای نمایش "مرگ دستفروش" بازی کرد. این نمایش در فاصله فوریه 1949 تا نوامبر سال 1950، بیش از 700 بار در برادوی روی صحنه رفت.
فیلم سینمایی "فقط من گناهکارم" به مدیریت دوبلاژ سعید مظفری و با حضور گویندگانی چون چنگیز جلیلوند، ناصر احمدی، خسرو شمشیرگران، کتایون اعظمی، جواد پزشکیان، شهروز ملک‌آرایی، تورج مهرزادیان و ولی‌اله مومنی دوبله شد.
این فیلم محصول مشترک آمریکا و آلمان را سیدنی لومت سال 2006 با نقش‌آفرینی وین دیزل، پیتر دینکلیچ، لینس روچ و ران سیلور به مدت 125 دقیقه جلو دوربین برد. فیلمنامه این اثر را رابرت ج.مکری، منسینی و لومت نوشتند و جاناتان تیونیک موسیقی متن را ساخت.
در خلاصه داستان فیلم "فقط من گناهکارم" آمده: در سال‌های 1987 و 1988، به مدت 21 ماه، بیست تن از اعضای خانواده مافیایی لوکزه اهل نیوجرزی به خاطر 76 فقره خلاف محاکمه شدند و ... این فیلم با بودجه 13 میلیون دلاری ساخته شد و حدود سه میلیون دلار فروخت.
لومت فیلمساز 85 ساله آمریکایی فیلم هایی چون "سرپیکو" سال 1973، "قطار سریع السیر شرق" سال 1974، "بعد از ظهر سگی" سال 1975، "شبکه" سال 1976 و "قلم" سال 1982 ساخته است. هنگام نخستین نمایش فیلم در جشنواره فیلم ساندنس در سال 1986، حلقه های فیلم جا به جا شده بود، اما بسیاری از منتقدان و تماشاگران متوجه این اشتباه نشدند.
فیلم سینمایی "انجمن نجیب‌زادگان فوق‌العاده" هم به مدیریت محمود قنبری و با حضور نصرالله مدقالچی، حسین عرفانی، ناصر احمدی، میثم نیکنام، منوچهر والیزاده، افشین زینوری، پرویز ربیعی، رضا آفتابی، مهرخ افضلی، محمدعلی جان‌پناه و محمد یاراحمدی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد. این فیلم سال 82 به مدیریت جلال مقامی برای شبکه دو دوبله شده بود.
این فیلم محصول مشترک جمهوری چک، انگلستان، آلمان و آمریکا سال 2003 به کارگردانی استیون نارینگتن به مدت 110 دقیقه ساخته شد. جیمز رابینسن فیلمنامه این اثر را بر مبنای داستان‌های مصور کوین اونیل و آلن مور نوشت و شان کانری، نصیرالدین شاه، پتا ویلسن، تونی کارن و استوارت تاونزند نقش‌آفرینی کرده‌اند.
در خلاصه داستان فیلم "انجمن نجیب‌زادگان فوق‌العاده" آمده: فانتوم سعی دارد جنگ جهانی به راه بیندازد و در این زمینه سلاح‌هایی برتر از سلاح‌های زمانه‌اش در اختیار دارد و ... این مجموعه با بودجه 78 میلیون دلاری ساخته شد و فروش جهانی آن حدود 180 میلیون دلار شد.

مهر

zeus
30-05-2008, 12:35
حرف‌هاي منوچهر اسماعيلي درباره دوبله فيلم آخر كيارستمي
دوبله‌اي كه قرار نبود با حركت لب‌ها سازگار باشد!

http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/1211908147big.jpg


عباس كيارستمي براي حاشيه صوتي آخرين فيلم خود از دوبله‌اي استثنايي به مديريت دوبلاژ «منوچهر اسماعيلي» بهره برده است. «منوچهر اسماعيلي»در مورد دوبلاژ آخرين فيلم عباس كيارستمي گفت: دوبله فيلم آقاي كيارستمي را به درخواست و دعوت ايشان انجام دادم و ايشان بسيار راغب بودند كه من اين كار را انجام دهم.
وي در مورد دوبلاژ اين فيلم گفت: شخصيت‌هاي اصلي فيلم، بازيگران زني هستند كه به صورت ثابت فيلمي را تماشا مي‌كنند كه برايشان حالتي نوستالژيك را ايجاد مي‌كند و كار اصلي ما توليد صدا براي فيلمي بود كه اين بازيگران مي‌بينند.
«اسماعيلي» افزود:‌ در واقع كار ما يك دوبله سينك به صورت معمولي نبود. براي اين كار بايد فيلمي را در سالن نمايش مي‌‌دادند و از صداي آن استفاده مي‌كردند كه اين كار از چند جنبه امكان‌پذير نبود.
وي تصريح كرد: مهم‌ترين بحث، جنبه فني ماجرا بود و بخش ديگر اين كه ديالوگ‌ها با توجه به فيلم كم و زياد مي‌شد. به همين خاطر آقاي محمد‌ رحمانيان كه متن شيرين و فرهاد را از نظامي گنجوي براي اين فيلم اقتباس كرده بود، متن‌ها را براي ما نوشت و ما هم فيلم را دوبله كرديم. «منوچهر اسماعيلي» گفت: اين دوبله بدون توجه به حركت لب هنرپيشه انجام شد چرا كه فيلم پخش شده در صحنه فيلم «شيرين» ديده نمي‌شود و تا به حال هرگز چنين كاري را نكرده بودم.
وي در مورد گويندگاني كه در اين فيلم با او همكاري كردند گفت: عطاالله كاملي، فهيمه راستكار، زهره شكوهمند، مينو غزنوي، خسرو خسروشاهي و خود من از گويندگاني بوديم كه در اين فيلم صحبت كرديم.




منبع خبر : فارس

zeus
09-06-2008, 14:31
"تمام‌عیار" برای پخش از تلویزیون دوبله شد

فیلم‌های سینمایی "مرد حصیری"، "تمام‌عیار"، "تهاجم"، "نیروی جوانی" برای پخش از تلویزیون و توزیع در شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

فیلمسینمایی "تمام عیار" به مدیریت ناصر نظامی و گویندگی زهره شکوفنده و منوچهر اسماعیلی در نقش‌های اصلی برای واحد دوبلاژ سیما دوبله شد.
مایکل رادرفورد "تمام‌عیار" را سال 2007 بر مبنای فیلمنامه ادوارد آندرسن و بازی مایکل کین و دمی مور کارگردانی کرد. واکنش عموم منتقدان نسبت به فیلم مثبت بود و در وبسایت سینمایی Rotten Tomatoes از نقدهای نوشته شده 64 درصد آراء مثبت را به دست آورد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/05/367308_orig.jpg

نمایی از فیلم "تمام‌عیار"
فیلم 108 دقیقه‌ای "تمام‌عیار" تولید مشترک بریتانیا و لوکزامبورگ است و داستان این درام جنایی در لندن سال 1960 روی می‌دهد. رادفورد بریتانیایی سازنده فیلم‌هایی تحسین شده "1984"، "پستچی" و "تاجر ونیزی" است.
"مرد حصیری" هم به مدیریت خسرو خسروشاهی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد. برای دوبله این فیلم گویندگانی چون رفعت هاشم‌پور، مریم صفی‌خانی، مریم شیرزاد، کتایون اعظمی، سمیه موسوی، مهناز آبادیان، بهمن هاشمی، محمدرضا مومنی و محمد یاراحمدی حضور داشتند.
"مرد حصیری" تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکا داستان کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق می‌کند. این فیلم را نیل لابوت بر مبنای فیلمنامه آنتونی شافه کارگردانی کرده و نیکلاس کیج، الن برستین و لیلی سوبیسکی بازیگران این فیلم 102 دقیقه‌ای هستند. لابوت 46 ساله دو فیلم "پرستار بتی" و "شکل چیزها" را در کارنامه دارد.
این تریلر ترسناک بازسازی یک فیلم بریتانیایی معروف به همین نام محصول سال 1973 به کارگردانی رابین هاردی است. فیلم "مرد حصیری" با بودجه 40 میلیون دلاری ساخته شد و 39 میلیون دلار فروخت. همچنین برخلاف فیلم اول بسیاری از منتقدان نقدهای منفی بر "مرد حصیری" جدید نوشتند.
فیلم "تهاجم" برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد. "تهاجم" برادران وارنر، جدیدترین بازسازی فیلم‌های معروف "حمله ربایندگان جسم"، با بازی نیکل کیدمن و دانیل کریگ و به کارگردانی اولیور هیرشبیگل است. این فیلم تازه ترین بازسازی رمان جک فینی درباره بیگانه‌هایی است که جسم انسان‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورند.
رمان فینی اولین بار در 1956 به کارگردانی دان سیگل به فیلم برگردانده شد که از آن به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های افسانه علمی دهه 1950 یاد می‌شود. فیلیپ کافمن در 1978 و ابل فرارا در 1993 دو بار دیگر رمان معروف "حمله ربایندگان جسم" را بازسازی کردند و فیلم جدید در واقع چهارمین اقتباس سینمایی از این داستان معروف است.
این فیلم درجه R که اولین فیلم انگلیسی زبان هیرشبیگل آلمانی است در 2776 سینما اکران شد. "تهاجم" محصول سال 2007 آمریکا و استرالیا به مدت 99 دقیقه و با بودجه 80 میلیون دلاری ساخته شد که فروش جهانی 40 میلیون دلار بود.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/02/250947_orig.jpg

نمایی از فیلم "نیروی جوانی"
فیلم "Hot Fuzz" با نام "نیروی جوانی" به مدیریت دوبلاژ امیر زند و با حضور گویندگانی چون تورج مهرزادیان، اکبر منانی، سعید شیخ‌زاده، ناصر احمدی، بتسابه کاظمی، معصومه آقاجانی، مرضیه صدرایی و محمد یاراحمدی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
این کمدی اکشن ساخته ادگار رایت فیلمساز بریتانیایی است که با بودجه هشت میلیون دلاری ساخته شد. زوج کمدی سایمن پگ و نیک فراست نقش آفرینی می‌کنند و سایمن پگ، نیک فراست، جیم برود بنت، تیموتی دالتن و بیل نای از دیگر بازیگران این فیلم هستند. داستان درباره پلیسی است که با توطئه همکارانش به شهری کوچک منتقل می‌شود.
فیلم 121 دقیقه‌ای "Hot Fuzz" تولید مشترک بریتانیا و فرانسه با استقبال بسیار خوب منتقدان رو به رو شد و فروش جهانی آن 80 میلیون دلار بود. پگ و فراست اولین بار با مجموعه تلویزیونی محبوب Spaced مورد توجه قرار گرفتند. کمدی با مضمون زامبی Shaun of the Dead که اولین فیلم بلند ادگار رایت بود، باعث موفقیت بیشتر آنها شد.

مهر

Fiona Liebe
11-06-2008, 11:03
«علي كسمايي» به عرصه دوبله بازگشت


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن گويندگان جوان، در ديدار رئيس انجمن گويندگان جوان با «علي كسمايي»، وي پيشنهاد «مهرداد رييسي» مبني بر نظارت كيفي آثاري را كه در اين انجمن دوبله مي‌شوند را پذيرفت.
بنابر اين گزارش، با ورود «علي كسمايي» به انجمن گويندگان جوان، گزيده آثار دوبله شده در اين انجمن توسط كسمايي بازبيني و نظرات او جهت بالا رفتن سطح كيفي كار اعمال خواهد شد.
همچنين در اين ديدار كه روز گذشته انجام شد، اين پيشكسوت دوبله به بيان راهكارهايي جهت دوبله برتر آثار، آموزش كارآموزان و فرصت دادن به استعدادهاي جوان پرداخت.
«علي كسمايي» متولد سال 1294 و فارغ‌التحصيل رشته‌ اقتصاد از دانشگاه تهران است. او از سال 1329 فعاليتش را در زمينه‌ دوبله آغاز كرده و براي اولين‌بار در سال 1333 به عنوان سرپرست گويندگان فيلم «شاهزاده‌ روباهان» را دوبله كرده است.

http://media.farsnews.com/Media/8703/Images/jpg/A0448/A0448384.jpg

«شازده احتجاب»، «شطرنج باد»، «ملكوت»، «هجرت»،‌ «پرواز در شب»، «هزاردستان»، «سربداران»، «آخرين پرواز»، «اين خانه دور است»، «سال‌هاي جواني»، «اتاق يك»، «حكايت آن مرد خوشبخت» و «كميته‌ مجازات» و فيلم‌هاي خارجي «دكتر ژيواگو»، «بانوي زيباي من»، «آواي موسيقي» و «هملت» از جمله آثاري هستند كه كسمايي مديريت دوبلاژ آنها را بر عهده داشته است.
مديريت دوبلاژ فيلم «هور در آتش» در سال 70 آخرين فعاليت او در دوبله است.
انتهاي پيام/

Fiona Liebe
02-07-2008, 13:49
فیلم ترسناک "چرخش دوباره" برای تلویزیون دوبله شد


فیلم‌های "چرخش دوباره" به مدیریت علیرضا باشکندی، "غریبه‌ها" به مدیریت جلال مقامی و "بازی بقاء" به مدیریت امیر زند برای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "غریبه‌ها" به مدیریت دوبلاژ جلال مقامی و با حضور گویندگانی چون بهرام زاهدی، منوچهر زنده‌دل، پرویز ربیعی، امیر حکیمی، جواد پزشکیان، مازیار بازیاران، شایان شام‌بیاتی و مینا نخعی حضور داشتند. این فیلم برای واحد دوبلاژ سیما دوبله شد.

این وسترن شرقی با نام اصلی "دوستان نزد دشمنان، دشمنان نزد دوستان" محصول سال 1974 روسیه است و در آن آناتولی سولونیتسین بازیگر معروف روسی و یوری بوگاریرف نقش‌آفرینی می‌کند. بخش زیادی از این فیلم مانند بسیاری از فیلم‌های روسی آن دوران رنگی است، اما صحنه‌های سیاه و سفید نیز دارد. میخالکف و ادوارد دولودارسکی فیلمنامه این اثر را نوشتند و سرگئی شاکورف دیگر بازیگر این اثر است.

داستان این فیلم 93 دقیقه‌ای در دوران پس از جنگ داخلی در روسیه در دهه 1920 و طی بازسازی جمهوری جوان روسیه روی می‌دهد. جوانی به نام شیلو می‌کوشد یک محموله طلا به سرقت رفته را که متعلق به ارتش سرخ است، به دست بیاورد، اما خود او در معرض اتهام است و می‌کوشد از خود رفع اتهام کند. سبک روایی فیلم به نسبت فیلم‌های روسی آن دوران نامتعارف و تا حدی یادآور فیلم‌های سرجیونه لئونه است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/07/375061_orig.jpg

نمایی از فیلم "غریبه‌ها"


فیلم سینمایی "چرخش دوباره" به مدیریت دوبلاژ علیرضا باشکندی و با حضور گویندگانی چون مریم شیرزاد، آزیتا یاراحمدی، نیلوفر حدادی، بیژن علیمحمدی، اکبرمیرطاهری، ایرج سنجری، سیاوش مینویی و معصومه آقاجانی برای تلویزیون دوبله شد.

این فیلم ترسناک با نام اصلی "بازیابی" به کارگردانی برادران پنگ سال 2006 با بازی آنجلیکا لی و لارنس چو ساخته شد. این فیلم تولید مشترک هنگ‌کنگ و تایلند و مدت زمان آن 108 دقیقه‌ است. داستان فیلم "چرخش دوباره" درباره رمان‌نویس جوان به نام تینگ ـ یین است که قصد دارد قسمت بعدی سه گانه رومانتیک و پرفروش خود را بنویسد. هنگام نوشتن این داستان که "چرخش دوباره" نام دارد اتفاقات عجیب روی می‌دهد و ...

فیلمنامه را برادران پنگ، کاب چین، سام لونگ و تامس پنگ نوشتند و "چرخش دوباره" فیلم افتتاحیه بخش "نوعی نگاه" جشنواره کن سال 2006 بود. برادران پنگ و آنجلیکا لی پیش از این در فیلم ترسناک و بسیار موفق "چشم" تولید سال 2002 نیز همکاری کرده بودند."چرخش دوباره" در سال 2007 جوایز بهترین طراح صدا و جلوه‌های ویژه جوایز فیلم هنگ‌کنگ را دریافت کرد.

فیلم سینمایی "بازی بقاء" به مدیریت دوبلاژ امیر زند و با حضور گویندگانی چون منوچهر والی‌زاده، نصراله مدقالچی، تورج مهرزادیان، محمد یاراحمدی، محمدرضا سیکارودی، مریم سیکارودی، بهمن هاشمی، سینا زند و غلامرضا صادقی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

این فیلم حادثه‌ای به کارگردانی ارنست آر. دیکرس اقتباسی آزاد از داستان کوتاه "خطرناک‌ترین بازی" نوشته ریچارد کانل است. آیس ـ تی، روتگر هاوئر، گری بیوزی و اف. موری آبراهام از بازیگران این فیلم 96 دقیقه‌ای هستند که محصول 1994 آمریکا است.

فیلم "بازی بقاء" روایتگر مردی بی‌خانمان است که در خیابان‌ها زندگی می‌کند. او بعد از مرگ دو از دوستانش تصمیم می‌گیرد، خودکشی کند. در همین هنگام یک موسسه خیریبه شغل پیشخدمتی در یک مهمانی در منطقه‌ای کوهستانی را به او پیشنهاد می‌کند و او به آنجا می‌رود و ...

Fiona Liebe
05-07-2008, 13:32
"آقای 3000" و "خاکستر آنجلا" مهمان تلویزیون می‌شوند


فیلم‌های "هدف: ژنرال"، "چشم در برابر چشم"، "آقای 3000"، "خاکستر آنجلا و گزیده فیلم "پرسپولیس" برای تلویزیون دوبله شد.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم "هدف: ژنرال" به مدیریت دوبلاژ محمود قنبری برای واحد دوبلاژ سیما دوبله شد. برای دوبله این فیلم منوچهر اسماعیلی، زهره شکوفنده، کیکاووس یاکیده، ناصر احمدی و منوچهر والیزاده حضور داشتند.

فیلم جنگی "هدف: ژنرال" بر مبنای رمانی از فردریک نولان به کارگردانی جان هوف ساخته شد و در آن جان کاساوتیس، سوفیا لورن، رابرت وون، جرج کندی و ماکس فن سیدو نقش‌آفرینی می‌کنند. داستان درباره مرگ ژنرال جرج اس. پاتن (کندی) و گروهی از افسرهای آمریکایی فاسد است که پس از جنگ جهانی دوم می‌کوشند جواهرات نازی‌ها را بدزدند.

آنها نقشه‌ای طرح می‌کنند که پاتن در یک تصادف رانندگی کشته شود تا طرح آنها لو نرود. "هدف: ژنرال" محصول 1978 آمریکا و مدت زمان آن 111 دقیقه است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/07/375314_orig.jpg

نمایی از فیلم "خاکستر آنجلا"


گزیده‌ای از فیلم کارتونی "پرسپولیس" به مدیریت دوبلاژ فریبا شاهین‌مقدم برای نقد و بررسی در تلویزیون دوبله شد. برای دوبله این فیلم مریم شیرزاد، علیرضا باشکندی، مهین برزویی، زویا خلیل‌آذر، بیژن علیمحمدی و اکبر منانی حضور داشتند.

انیمیشن "پرسپولیس" ساخته مشترک مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو بر مبنای یک رمان گرافیکی از زندگی و تجربیات این فیلمساز فرانسوی ایرانی الاصل از دوران انقلاب ایران و سفر وی به اروپا ساخته شده است. در نسخه فرانسوی‌زبان "پرسپولیس" بازیگرانی چون شیارا ماسترویانی و کاترین دونوو به جای شخصیت‌ها صحبت کرده‌اند و در دوبله انگلیسی‌شان پن، جینا رولندز و ایگی پاپ به این دو بازیگر پیوسته‌اند.

فیلم "چشم در برابر چشم" به مدیریت حمیدرضا آشتیانی‌پور و با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، اکبر منانی، همت مومیوند، مینو غزنوی، ژیلا اشکان، کسری کیانی، ظفر گرایی، حسین نورعلی و زویا خلیل‌آذر برای تلویزیون دوبله شد.

تریلر جنایی "چشم در برابر چشم" محصول سال 1981 آمریکا و مدت زمان آن 106 دقیقه است. چاک نوریس، کریستوفر لی و ریچارد راندتری در این فیلم به کارگردانی استیو کارور نقش‌آفرینی می‌کنند.

داستان این فیلم درباره پلیسی به نام شان کین با بازی نوریس است که پس از کشته شدن همکارش مجبور به استعفاء از اداره پلیس سان فرانسیسکو می‌شود. او تصمیم می‌گیرد به تنهایی و بدون توجه به قوانین به مبارزه به قاچاقچیان بپردازد که سردسته آنها در پوشش یک شبکه تلویزیونی دست به قاچاق مواد مخدر می‌زنند.

فیلم سینمایی "خاکستر آنجلا" به مدیریت سعید مظفری و با حضور گویندگانی چون مریم شیرزاد، علیرضا باشکندی، ناهید امیریان، نسیم رضاخانی، شایسته تاجبخش، سمیه رهنمون، مینا شجاع و ... برای شبکه چهار دوبله شد.

این فیلم محصول مشترک آمریکا و ایرلند را آلن پارکر سال 1999 به مدت 145 دقیقه جلو دوربین برد. لورا جونز و پارکر فیلمنامه این اثر را بر مبنای کتابی نوشته فرانک مکورت نوشتند. جان ویلیامز موسیقی متن این اثر را ساخت و امیلی واتسن، رابرت کارلایل، جو برین، سیاران اوئنز و مایکل لگ نقش‌آفرینی کردند.

در خلاصه داستان فیلم "خاکستر آنجلا" آمده: فرانک که متولد بروکلین نیویورک است، همراه خانواده‌اش به لیمریک ایرلند مهاجرت کرده است. پدرش مالاکی و مادرش آنجلا، ناتوان از اداره خانواده در آمریکا، به امید داشتن زندگی بهتر به موطن خود نقل مکان کرده‌اند و ...

این فیلم با بودجه 50 میلیون دلاری ساخته و نامزد اسکار بهترین موسیقی بود. "خاکستر آنجلا" توانست جایزه فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری را ببرد. آلن پارکر 64 ساله بریتانیایی و سازنده فیلم‌های مطرح مانند "قطار سریع‌السیر نیمه شب"، "شهرت"، "دیوار"، "می‌سی‌سی‌پی می‌سوزد" و "اویتا" است. او دو بار نامزد اسکار بهترین کارگردان بوده است.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/07/375317_orig.jpg

پوستر فیلم "آقای 3000"


فیلم سینمایی "آقای 3000" به مدیریت دوبلاژ بهمن هاشمی و با حضور گویندگانی چون میرطاهر مظلومی، مهرخ افضلی، شروین قطعه‌ای، سعید شیخ‌زاده، زهره اسدی و رضا آفتابی برای شبکه دو سیما دوبله شد.

این کمدی ورزشی به کارگردانی چارلز استون سال 2004 ساخته شد و مدت زمان آن 104 دقیقه است. برنی مک، آنجلا بست و پل سوروینو دراین فیلم آمریکایی نقش‌آفرینی می‌کنند و داستان درباره راس قهرمان بیسبال است که پس از عنوان آقای 3000 در میانه یکی از مسابقات از ورزش کناره‌گیری می‌کند و به تجارت مشغول می‌شود.

ده سال بعد او متوجه می‌شود که بر اثر یک اشتباه لقب و رکوردی که به دست آورده خدشه‌دار شده است و ... "آقای 3000" با بودجه‌ای 30 میلیون دلاری ساخته شد و فروش جهانی آن حدود 22 میلیون دلار بود.

amin666_666
05-07-2008, 20:45
با تشکراز بچه های این گروه که کمی کسری ندارن تو موضوع

Fiona Liebe
06-07-2008, 10:43
گنگسترها مردي را وادار به سرقت مي‌كنند

جام جم آنلاين: فيلم «پايان معصوميت» با سرپرستي و گويندگي حميدرضا آشتياني‌پور براي شبكه تهران دوبله شد. ماجراهاي اين فيلم درباره مردي به نام جو با گويندگي بيژن علي‌محمدي است كه پس از شركت در درگيري 2 قبيله در آفريقا ، به آمريكا مهاجرت مي‌كند.
گروهي تبهكار كه شخصي به نام «ادي» با گويندگي كسري كياني سر دسته‌شان است ، همسر و فرزند او را گروگان مي‌گيرند. آنها جو را وادار مي‌كنند تا در سرقت از يك بانك، همكاري كند. سرقت با موفقيت انجام مي‌شود ، اما پليس ماجرا را مي‌فهمد. بين تبهكاران و نيروي پليس درگيري به وجود مي‌آيد و جو كشته مي‌شود.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/15/100942956156.jpg

تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم كه محصول سال 2006 است عبارتند از: ناصر نظامي (هاربيسون)‌، پريسا جمالي (كالا)‌، ظفر گرايي (پلانك)‌، شايسته تاج‌بخش (سوزان)‌، اميرمحمد صمصامي (دافي)‌، ناصر احمدي (مايكي)‌، ناصر خاوري، بتسابه كاظمي و نادر كي‌مرام.

اجراي نمايش‌هاي خطرناك در بازار شهر
دوبله سريال «تاجري از پوسان» با سرپرستي محمود قنبري براي شبكه 3 سيما آغاز شد.

مرد جواني به نام چوره ضمن اين كه سعي مي‌كند همراه با پدرش زبان چيني را ياد بگيرد تصميم مي‌گيرد با 2 نفر از دوستانش شغلي بيابد. آنها با همفكري يكديگر، در نهايت به اين نتيجه مي‌رسند كه در بازار شهر براي مردم نمايش اجرا كنند و با افزايش مشتري‌ها، از مغازه‌دارها پول بگيرند. اين كار ماجراهايي را براي آنها پديد مي‌آورد كه....

منوچهر والي‌زاده، مريم شيرزاد، مريم صفي‌خاني، شهرزاد ثابتي، رزيتا ياراحمدي، پرويز ربيعي، ناصر احمدي، رضا آفتابي، ميثم نيك‌نام، مريم رادپور، رضا الماسي و بهروز علي‌محمدي ازجمله دوبلورهاي اين سريال هستن

Fiona Liebe
06-07-2008, 10:45
طبابت براي كسب پول‌


جام جم آنلاين: فيلم‌هاي «دژ» يا پناهگاه محصول سال 1938 و «بدرود بافانا» محصول سال 2007 براي تلويزيون دوبله شد. در دوبله «د ژ» منوچهر زنده‌دل به جاي رابرت دونات صحبت كرده است. وي ايفاگر نقش پزشك جواني به نام اندرو است كه در يك دهكده و تحت شرايطي دشوار به درمان بيماران مي‌پردازد.
بيشتر اهالي اين دهكده، كارگران معدن هستند و برخوردهاي نامناسبي با اندرو دارند. وي سرانجام كار خود و تحقيقاتش درباره بيماري تنگي نفس را رها مي‌كند و به لندن مي‌رود. او مدتي را با فقر سپري مي‌كند، اما يكي از همكلاسي‌هاي قديمي‌اش براي كسب پول به طور غيرانساني، استفاده از طبابت را به او ياد مي‌دهد....

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/14/100942870649.jpg

بهرام زاهدي (ركس هريسون)، مريم شيرزاد (رز اليند راسل/ كريستين)، مازيار بازياران (دكتر پيج)، محمود فاطميه (استيلمن)، شايان شام بياتي (چارلز)، همت مومي‌وند (دني)، جواد پزشكيان، مينا شجاع، بتسا به‌كاظمي، مهدي آرين‌نژاد، محمد آفرين، معصومه آقاجاني، تورج نصر، زهرا سوهاني، محمدرضا سيكارودي، كامبيز شكوفنده، بيژن علي‌محمدي، ظفر گرايي، شهروز ملك‌آرايي، ابوالقاسم محمدطاهر، اسفنديار مهرتاش، نادر كي‌مرام، الهام چاراني، عاليه سادات جعفري، شوكت قهرماني و صنم نكواقبال نيز در دوبله اين فيلم كه با سرپرستي اكبر مناني انجام گرفته، حضور داشته‌اند.

فيلمي درباره آپارتايد و ماندلا

در دوبله «بدرود بافانا» سعيد مظفري به جاي جوزف فاينز بازيگر نقش جيمز گريگوري صحبت كرده است. وي در سال 1968 زندانبان نلسون ماندلا، رهبر يكي از احزاب مخالف آپارتايد مي‌شود.

او نژادپرست و طرفدار حكومت آفريقاي جنوبي است و وظيفه‌اش جاسوسي از ماندلا و سانسور نامه‌هاي وي و ساير زندانيان سياسي است؛ اما بتدريج و طي 2 دهه او تحت تاثير ماندلا قرار مي‌گيرد و از عقايدش دست برمي‌دارد و دوست صميمي وي مي‌شود.

منوچهر اسماعيلي (ماندلا)، مينو غزنوي (گلوريا)، جواد پزشكيان، مريم رادپور، مهدي آرين‌نژاد، ناصر احمدي، اصغر افضلي، حسن كاخي، محمدعلي ديباج، ميثم نيك‌نام، رضا الماسي، زويا خليل‌آذر و نسيم رضاخاني نيز در دوبله اين فيلم 140 دقيقه‌اي حضور داشته‌ان

zeus
13-07-2008, 13:43
"سیکو" مایکل مور برای تلویزیون دوبله شد

فیلم‌های "سیکو"، "به شیطان گوش نده" و "436" برای واحد دوبلاژ سیما و شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

فیلم مستند "سیکو" به مدیریت دوبلاژ غلامعلی افشاریه و با حضور گویندگانی چون ناصر خاوری، زویا خلیل‌آذر، سیاوش مینویی، پرویز بهرام، مریم نشیبا، جواد پزشکیان، فریدون اسماعیلی، تاج‌الملوک سپاهی، ظفر گرایی، مظفر شمس کاظمی و ... برای شبکه چهار سیما دوبله شد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/07/280820_orig.jpg

نمایی از فیلم "سیکو"

"سیکو" پنجمین فیلم مور در مقام کارگردان پس از فیلم‌های تحسین‌شده "بولینگ برای کلمباین" و "فارنهایت 911" است. فیلمساز جنجالی در این فیلم به موضوع بهداشت و درمان در آمریکا می‌پردازد و سیستم حاکم در این کشور را زیر سئوال می‌برد.

"سیکو" که نخستین‌بار در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد، محصول سال 2007 آمریکا و مدت زمان آن 125 دقیقه است. فیلم جوایزی مانند بهترین فیلم مستند به انتخاب انجمن منتقدان رسانه‌ای، دومین مستند برگزیده سال از نگاه جامعه ملی منتقدان و بهترین مستند سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را برد.

"سیکو" پارسال نامزد اسکار بهترین فیلم مستند بود. این فیلم با بودجه 9 میلیون دلاری ساخته شد و فروش جهانی حدود 36 هزار بود. فیلمساز 54 ساله متولد میشیگان در فهرست پنج مستند پرفروش تاریخ سینما سه فیلم دارد و "فارنهایت 911" با 1/119 میلیون دلار فروش در آمریکا و 100 میلیون دیگر در بازار بین‌المللی پرفروشترین فیلم مستند تاریخ سینماست.

فیلم سینمایی "به شیطان گوش نده" به مدیریت دوبلاژ جلال مقامی و با حضور گویندگانی چون زهره شکوفنده، منوچهر والی‌زاده، شراره حضرتی، کسری کیانی، امیر حکیمی، مهرداد ارمغان، افسانه آریابقا و شایان شام بیاتی برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
تریلر رومانتیک "به شیطان گوش نده" به کارگردانی رابرت گرینوالد تولید سال 1993 آمریکا و مدت زمان آن 97 دقیقه‌ است. مارلی ماتلین، دی.بی.سوئینی، مارتین شین و جان سی.مگینلی در این فیلم نقش‌آفرینی می‌کنند و داستان درباره زنی ناشنوا است که هدف یک پلیس بی‌رحم و فاسد قرار می‌گیرد.
پلیس به دنبال یک سکه با ارزش به سرقت رفته است و می‌خواهد آن را برای خود نگه دارد. یک روزنامه‌نگار این سکه را در آپارتمان زن ناشنوا پنهان می‌کند و از اینجا بازی موش و گربه آغاز می‌شود. گرینوالد کارگردان فیلم "به شیطان گوش نده" بیشتر در تلویزیون فعالیت دارد و 25 بار نامزد جوایز امی بوده است.

فیلم "436" با حضور گویندگانی چون منوچهره زنده‌دل، صادق ماهرو، وحید منوچهری، عباس نباتی، ناصر احمدی، نرگس فولادوند، مهناز آبادیان و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.
فیلم تلویزیونی "436" را میشل مکسول مک‌لارل سال 2006 بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش کارگردانی کرد و در آن جرمی سیستو، فرد درست و شارلوت سالیوان نقش‌آفرینی می‌کنند. داستان درباره یک محقق اداره آمار است که برای تحقیق درباره دهکده‌ای کوچک که در 100 سال اخیر تعداد ساکنان آن 436 نفر بوده، اعزام می‌شود و ...

مهر

Fiona Liebe
13-07-2008, 17:07
2 اثر ديدني از «چخوف» در تلويزيون

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/22/100943560551.jpg

او مدتي با آنيا دخترش و گايف برادرش و واريا دختر خوانده‌اش زندگي مي‌كند. تروفيموف، معلم خصوصي و لوپاخين تاجر كساني هستند كه به ملاقات آنها مي‌آيند. لوپاخين اصرار دارد كه درختان آلبالوي باغ را قطع كنند و با فروش زمين آن بدهي‌هاي املاك را بدهند، اما اعضاي خانواده ترديد دارند.

فصل پاييز در حالي فرا مي‌رسد كه آنيا و تروفيموف عاشق همديگر شده‌اند و لوپاخين خواستگاري از واريا را براي چندمين بار به تاخير مي‌اندازد. اعضاي خانواده هنوز براي قطع درختان و فروش زمين تصميم نگرفته‌‌اند...

بهرام زند (آلن بيتس / گايف)‌، افسانه پوستي (كاتلين كارتريج/ واريا)‌، مينو غزنوي (آنيا)‌، جواد پزشكيان، اصغر افضلي، اكبر مناني، عباس نباتي، ظفر گرايي و امير حكيمي نيز در دوبله اين اثر كه با سرپرستي ناصر تهماسب انجام گرفته است، حضور داشته‌اند.

دايي وانيا هم فيلم مي‌شود

«وانيا در خيابان چهل و دوم» درباره آندره گرگوري كارگردان تئاتر است كه تصميم مي‌گيرد پس از مدت‌ها نمايشي را روي صحنه ببرد. او نمايشنامه «دايي وانيا» نوشته چخوف را انتخاب مي‌كند. پس از يك‌سال تمرين بالاخره نمايش اجرا مي‌شود. يك‌سال بعد از پايان اجراهاي نمايش، گرگوري تصميم مي‌گيرد آن را به فيلم تبديل كند. او از لويي مال براي اين‌كار دعوت مي‌كند.

در دوبله اين اثر، زهره شكوفنده علاوه بر سرپرستي گويندگان به جاي جولين مور نيز صحبت كرده است. ساير دوبلورها عبارتند از: مريم شيرزاد، آزيتا لاچيني، زويا خليل‌آذر ، شايان شام‌بياتي و ابراهيم شفيعي
جام جم

Fiona Liebe
14-07-2008, 13:25
"زندگی ناتمام" رابرت ردفورد در تلویزیون


فیلم‌های "زندگی ناتمام"، "جواز عبور" و "از دست رفته" برای واحد دوبلاژ سیما دوبله شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "زندگی ناتمام" به مدیریت دوبلاژ بهرام زند و با حضور گویندگانی چون زهره شکوفنده، منوچهر اسماعیلی، منوچهر زنده‌دل، شهرزاد ثابتی، وحید منوچهری و زهرا سوهانی برای تلویزیون دوبله شد.

این فیلم محصول مشترک آمریکا و آلمان را لاسه هالستروم سال 2005 بر مبنای فیلمنامه مارک اسپراگ و ویرجینیا کورس اسپراگ به مدت 107 دقیقه جلو دوربین برد. در فیلم "زندگی ناتمام" رابرت ردفورد، مورگان فریمن، جنیفر لوپز، دیمین لوییس و بکا گاردنر نقش‌آفرینی کرده‌اند.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/07/377572_orig.jpg

ردفورد و فریمن در نمایی از فیلم "زندگی ناتمام"


در خلاصه داستان این فیلم آمده: آینار گیکیسن (ردفورد) زمانی مزرعه‌داری موفق بوده که پس از مشکلاتی که با الکل پیدا کرده، زندگی‌اش در سرازیری سقوط افتاده است. حالا از آن سفره رنگین سابق، فقط دوستش میچ باقی مانده که پیش‌تر در کار مزرعه‌داری به آینار کمک می‌کرده و ...

فیلم سینمایی "زندگی ناتمام" با هزینه 30 میلیون دلاری ساخته شد و در سطح جهانی حدود 19 میلیون دلار فروخت. لاسه هالستروم کارگردان فیلم "زندگی ناتمام" متولد 1946 سوئد و سازنده فیلم‌هایی چون "زندگی من به عنوان یک سگ"، "چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد؟"، "قوانین خاندان سیدر"، "شکلات"، "کازانووا" و "حقه" است. او دو بار برای فیلم‌های "زندگی من به عنوان یک سگ" و "قوانین خاندان سیدر" نامزد اسکار بهترین کارگردان بوده است.

فیلم سینمایی "جواز عبور" به مدیریت دوبلاژ مریم صفی‌خانی و با حضور گویندگانی چون چنگیز جلیلوند، منوچهر زنده‌دل، علیرضا باشکندی، افسانه پوستی، اکبر منانی، ناصر احمدی،‌ مازیاربازیاران، معصومه آقاجانی، مهرداد ارمغان و ... برای تلویزیون دوبله شد.

این فیلم محصول مشترک اسپانیا، فرانسه و آلمان است که به کارگردانی برتران تاورنیه سال 2002 بر مبنای فیلمنامه‌ای از خودش و ژان دو وور و ژان کوزمو ساخته شد. در این فیلم 170 دقیقه‌ای که آنتوان دوامل موسیقی متن آن را ساخت، بازیگرانی چون ژاک گامبلن، دنی پودالیده، شارلوت کادی، ماری دگرنژه، فیلیپ موریه ژنوئو و لوران شیلینگ نقش‌آفرینی کرده‌اند.

در خلاصه داستان فیلم "جواز عبور" آمده: پاریس 1942ـ 1943. بخش اعظم صنعت سینمای فرانسه تحت نفوذ و کنترل شرکت کنتینانتال فیلمز، یک شرکت فیلمسازی آلمانی است که در سال 1940 توسط آلفرد گرون پایه‌گذاری شد. کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و بازیگران به دو دسته تقسیم شده‌اند: کسانی که معتقدند همکاری با کنتینانتال‌ حالت "پنهان شدن لای دندان‌های تیز گرگ را دارد" و آنانی که این همکاری را تبانی با دشمن تلقی می‌کنند و ...

تاورنیه 66 ساله یکی از مطرحترین فیلمسازان فرانسوی سه دهه اخیر است. "ساعت ساز سن پل"، "قاضی و قاتل"، "یکشنبه در بیرون شهر" و "زندگی و دیگر هیچ" از فیلم‌های مطرح اوست. تاورنیه در 1995 برای فیلم "طعمه" برنده خرس طلایی جشنواره برلین شد و در 1984 برای "یکشنبه در بیرون شهر" جایزه بهترین کارگردان جشنواره کن را از آن خود کرد.

او به تازگی تولید فیلم "مه الکتریکی" با بازی تامی لی جونز را به پایان رسانده است. آنتوان دوامل و ژاک گامبلن برای فیلم "جواز عبور" برنده جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم برلین شدند.

فیلم سینمایی "از دست رفته" به مدیریت دوبلاژ ایرج سنجری و با حضور گویندگانی چون حسین عرفانی، همت مومیوند، مریم صفی‌خانی، شراره حضرتی، زهرا سوهانی، پرویز ربیعی، ظفر گرایی و ... برای تلویزیون دوبله شد.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/09/292855_orig.jpg

نمایی از فیلم "از دست رفته"


تریلر معمایی آمریکایی "از دست رفته" را بن افلک سال 2007 به مدت 114 دقیقه و با حضور کیسی افلک، میشل ماناگن، مورگان فریمن، اد هریس و جان اشتن ساخت. در خلاصه داستان این فیلم آمده: پاتریک کنزی و انجی گنارو، زوج کارآگاه خصوصی، پرونده خانواده‌ای که دخترشان اخیراً ربوده شده به دست می‌گیرند، اما این پرونده زندگی شخصی و حرفه‌ای آن دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد و ...

"بن افلک" سال 1998 برای فیلم "ویل هانتینگ خوب" به همراه مت دیمن برنده اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد. فیلم "از دست رفته" به خاطر شباهت داستان آن با ماجرای واقعی ناپدید شدن یک دختربچه بریتانیایی از پرتغال در برتیانیا بسیار جنجالی بود.

ایمی رایان برای "از دست رفته" نامزد اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد. فروش جهانی فیلم سینمایی "از دست رفته" 34 میلیون دلار بود

Fiona Liebe
21-07-2008, 01:28
«شكوفه‌ها در غبار» به بي‌سرپرستان هويت مي‌دهد


جام جم آنلاين: 3 فيلم با سرپرستي ناصر تهماسب، امير قطعه‌اي و ايرج رضايي براي تلويزيون دوبله شد. در دوبله «شكوفه‌ها در غبار» زهره شكوفنده به جاي گرير گاسن بازيگر نقش ادنا صحبت كرده است. پسر وي در جواني مي‌ميرد و ادنا براي پر كردن جاي خالي او در زندگي‌اش تصميم مي‌گيرد يك يتيم‌خانه تاسيس كند. او در اين مكان از بچه‌هاي نامشروع نيز نگهداري مي‌كند و مي‌كوشد خانواده‌هاي خوبي براي آنها پيدا كند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/29/100944165484.jpg

وي هنگامي كه با مخالفت‌ها روبه‌رو مي‌شود از طريق مجلس تگزاس طرحي را اجرا مي‌كند كه براساس آن كلمه نامشروع از اسناد تولد اين بچه‌ها حذف مي‌شود.

افسانه پوستي، فريبا رمضان‌پور، مريم صفي‌خاني، مهدي آرين‌نژاد، ناصر احمدي، سيامك اطلسي، شايسته تاج‌بخش، اكبر مناني، ميثم نيك‌نام، بهرام زند، عاليه‌سادات جعفري، شوكت قهرماني و نازنين ياري نيز در دوبله اين فيلم قديمي حضور داشته‌‌اند.
اولين گروه مناظره شكل مي‌گيرد
در دوبله «مناظره» حسين عرفاني به جاي دنزل واشنگتن صحبت كرده است. وي ايفاگر نقش شخصيتي واقعي به نام ملوين تولسون است. در سال 1935 او كه استاد يكي از دانشگاه‌هاي تگزاس است ، دانشجويانش را تشويق مي‌كند تا اولين گروه مناظره‌كنندگان را تشكيل دهند.

آنها گروه را تشكيل مي‌دهند و در مسابقات شركت مي‌كنند...ميثم نيك‌نام (فارست ويتاگر)‌، شروين قطعه‌اي (هنري)‌، نگين كيان‌فر (سامانتا)‌، محمدرضا مومني (جونيور)‌، ناصر خاوري، مهرداد ارمغان، سعيد شيخ‌زاده، سعيد مقدم‌منش، صنم نكواقبال و عاليه‌سادات جعفري نيز از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند.

روايتي ديگر از دن‌كيشوت‌
«شرافت شواليه‌گري» روايتي جديد از داستان پرآوازه دن‌كيشوت اثر سروانتس است. دوبلورهاي اين فيلم كم‌شخصيت عبارتند از: ايرج رضايي (دن‌كيشوت)‌، سعيد مقدم‌منش (سانچو)‌ و امير حكيمي.

Fiona Liebe
21-07-2008, 01:42
ازدواج يك خلافكار با دختري آبرومند


جام جم :فيلم‌‌هاي «خوش‌ آمديد» و «عشق و جنون»‌ براي توزيع در شبكه ويدئويي دوبله شد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/30/100944248911.jpg

در دوبله «خوش آمديد» تورج مهرزاديان به جاي نانا پاتيكار بازيگر نقش اودي صحبت كرده است. وي كه جزو خلافكارهاي يكي از مناطق هند است تمايل دارد خواهرش سان جانا با مردي از خانواده آبرودار ازدواج كند. از طرفي خانواده راجيو با بازي آكشي كومار و گويندگي منوچهر والي‌زاده نيز مي‌خواهند پسرشان با دختري آبرومند ازدواج كند. اودي ، راجيو را مي‌پسندد،‌ اما خانواده راجيو به اين وصلت راضي نيستند...
تعداد ديگري از گويندگان اين فيلم عبارتند از: سعيد مظفري (آنيل كاپور)‌، ناصر مدقالچي (فيروز‌خان)‌ مريم نوري درخشان، امير زند، امير عطرچي، مهناز آباديان، شراره حضرتي، سميه موسوي، پرويز ربيعي، اكبر ميرطاهري، آبتين ممدوح، شهروز ملك‌آرايي، حسن كاخي و مجيد صيادي.

دختري كشته مي‌شود
در دوبله «عشق و جنون»‌ سعيد مظفري به جاي سلمان خان صحبت كرده است. وي بازيگر نقش آنند است كه عاشق دختري به نام مايا با بازي ريمي سن و گويندگي فريبا رمضان‌پور مي‌شود. مايا مي‌‌خواهد تا ابد در يك معبد زندگي كند. آنند تهديد مي‌كند كه اگر با او ازدواج نكند، خودش را مي‌كشد. مدتي بعد مايا بر اثر حادثه‌‌اي در يك استخر غرق مي‌شود و آنند كه ديوانه شده، روانه تيمارستان مي‌شود. دكتر خورانا براي بهبودي آنند بسيار تلاش مي‌كند و كم‌كم علاقه‌اي بين آنها ايجاد مي‌شود، اما...

مينو غزنوي (كارينا كاپور)‌، خسرو شمشيرگران (جكي شروف)‌، ناصر احمدي (اوم پوري) ‌و كريم بياني (سونيل شتي)‌ نيز در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

Fiona Liebe
23-07-2008, 21:56
معامله پليس با قاچاقچيان

جام جم آنلاين: حميد‌رضا آشتياني‌پور و شروين قطعه‌اي دوبله فيلم‌هاي «تا پاي مرگ»‌و «تله» را براي تلويزيون به پايان رساندند. در فيلم «تا پاي مرگ» گروهي از پليس‌ها براي دستگيري قاچاقچيان به صورت ناشناس با آنها وارد معامله مي‌شوند اما شناسايي و كشته مي‌شوند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/01/100944421284.jpg

مقامات پليس، نقشه پيگيري را طرح مي‌كنند و به سراغ قاچاقچيان مي‌روند كه رئيس آنان قبلا پليس بوده است و... آشتياني‌پور علاوه بر سرپرستي گويندگان اين فيلم به جاي ژان‌كلود ون‌دام نيز صحبت كرده است.

اكبر مناني (استيون ريا / كالاگان)‌، ‌حسين عرفاني (مك)‌، احمدي (والتر)‌، فاطمه نيرومند (والري)‌، شايسته تاج‌بخش (كلمنتين)‌، ژيلا اشكان (ماريا)‌، آزيتا لاچيني (جين)‌، كسري كياني، ناصر احمدي، ظفر‌ گرايي، سيامك اطلسي، فريده كاكاوند، محمدرضا مومني، بتسابه كاظمي و علي جليلي‌باله نيز در دوبله اين اثر حضور داشته‌‌اند.

دختري ربوده مي‌شود
در فيلم آلماني «تله» گروهي از مخالفان دولت روسيه، دختر شخصي به نام ليون را مي‌ربايند.

آنها از وي كه در يكي از هتل‌هاي شهر كلن كار مي‌كند، مي‌خواهند وزير انرژي روسيه را كه مهمان ويژه اين هتل است، مسموم كند، ليون بناچار اين كار را مي‌كند، اما...

تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم كه از شبكه تهران پخش خواهد شد عبارتند از: وحيد منوچهري (ليون)‌، فريبا رمضان‌پور (كاتيا)‌، ناصر خاوري (كارلسن)‌، بيژن‌ علي‌محمدي (بندر)‌، امير حكيمي (ترتياكف)‌، اليزا اورامي(ماير)‌، افسانه آريابقا (رومي)‌، نادر كي‌مرام (فوكس)‌، كوروش فهيمي، اكبر ميرطاهري، بهرام زاهدي، شيلا آژير، مينا شجاع، حسين نور‌علي، ابراهيم شفيعي، مجتبي شمس، امير جوشقاني و صنم نكواقبال.

Fiona Liebe
26-07-2008, 16:34
رنج‌هاي كودكي به خاطر مادرش‌


جام جم آنلاين: دوبله فيلم‌هاي «سلطان تپه» و «قيام اژدها» با سرپرستي مريم صفي‌خاني و عليرضا باشكندي براي سينما يك و شبكه تهران به پايان رسيد. در دوبله «سلطان تپه» ناهيد اميريان به جاي پسري 12 ساله به نام آرون صحبت كرده است. وي همراه با پدر فروشنده‌اش، مادر عصبي‌اش و برادر كوچكش ساليوان در مسافرخانه امپاير زندگي مي‌كند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/04/100944684241.jpg

پس از مدتي پدر به دليل فقر مالي مجبور مي‌شود ساليوان را نزد يكي از اقوامشان بفرستد. مادر به دليل شدت گرفتن بيماري عصبي‌اش به آسايشگاه فرستاده مي‌شود. آرون مي‌كوشد به هر طريق ممكن به خانواده كمك كند...

چنگيز جليلوند (پدر)‌، كتايون اعظمي (مادر)‌، آبتين ممدوح (ايدرين برودي/ لستر)‌، مژگان عظيمي (سوليوان)‌، عباس نباتي (مانگو)‌، شايسته تاج‌بخش (ايلا)‌، سميه رهنمون (بيلي)‌، فرانك رفيعي‌طاري (تامپسون)‌، فريده كاكاوند (معلم)‌، امير عطرچي، مهرداد ارمغان، اكبر مناني، رزيتا ياراحمدي و ناصر احمدي نيز در دوبله اين فيلم ساخته استيون سودربرگ در سال 1993 حضور داشته‌اند.
نبردهاي سائوسائو
ماجراهاي «قيام اژدها» در چين مي‌گذرد. ليوبي مي‌خواهد كشور را يكپارچه و متحد كند. دشمن بزرگ او در اين راه سائوسائو است. بيست سال مي‌گذرد، در حالي كه ليوبي پير شده است، نوه سائوسائو با او وارد جنگ مي‌شود و...

تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: منوچهر زنده‌دل، بيژن علي‌محمدي، ناصر نظامي،‌ محمود فاطمي، سياوش مينويي، ظفر گدايي، نادر كي‌مرام، نرگس فولادوند، شهروز ملك‌آرايي، آزيتا ياراحمدي، نيلوفر حدادي، امير عطرچي، اكبر ميرطاهري، علي منصوري‌راد، آبتين ممدوح و عادل كريمي.

Fiona Liebe
28-07-2008, 14:10
"باغ آلبالو" چخوف برای تلویزیون دوبله شد


فیلم‌های "باغ آلبالو" ، "شاگرد دبیرستانی" و "عشق و جنگ" برای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم تلویزیونی "باغ آلبالو" به مدیریت دوبلاژ ناصر طهماسب با حضور گویندگانی چون زهره شکوفنده، بهرام زند، افسانه پوستی، مینو غزنوی، جواد پزشکیان، اصغر افضلی، اکبر منانی، عباس نباتی، ظفر گرایی و امیر حکیمی برای تلویزیون دوبله شد.

این فیلم محصول مشترک یونان، قبرس و فرانسه را مایکل کاکویانیس سال 1999 به مدت 141 دقیقه با نقش‌آفرینی شارلوت رمپلینگ، آلن بیتس، کاترین کارتلیج، اوئن تیل، توشکا برگن و زاندر برکلی جلو دوربین برد. او فیلمنامه این اثر را بر مبنای نمایشنامه آنتوان چخوف نوشت.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/07/380055_orig.jpg

نمایی از فیلم "عشق و جنگ"


در خلاصه داستان فیلم تلویزیونی "باغ آلبالو" آمده است: آغاز قرن بیستم، لیوبوف رانیفسکایا (رمپلینگ) پس از مرگ نابهنگام پسر جوانش چند سالی را در پاریس بسر برده و حالا بازگشته تا تکلیف املاک خانوادگی را روشن کند...

کاکویانیس فیلمساز 86 ساله متولد قبرس سازنده فیلم تحسین‌شده "زوربا یونانی" 1964 است. نمایشنامه "باغ آلبالو" چخوف اولین بار ژانویه 1904 در مسکو به کارگردانی کنستانتین استانیسلافسکی به صحنه رفت. "باغ آلبالو" سال 1980 مضمون فیلمی تلویزیونی به کارگردانی ریچارد ایر بود و نقش مادام رانیفسکا را جودی دنچ بازی کرد.

فیلم سینمایی "عشق و جنگ" به مدیریت دوبلاژ چنگیز جلیلوند با حضور گویندگانی چون محمدرضا مومنی، مهناز آبادیان، مریم سیکارودی، شهراد بانکی، سعید مقدم‌منش، محمد یاراحمدی، الهام چارانی، بتسابه کاظمی و ... برای شبکه نمایش خانگی دوبله شد.

این فیلم آمریکایی را ریچارد آتن‌بارو سال 1996 به مدت 113 دقیقه ساخت و مکنزی استین، کریس اودانل، ساندرا بولاک، مارگوت استاینبرگ و آلن بنت در آن بازی کرده‌اند. در خلاصه داستان فیلم آمده: همینگوی 18 ساله در حالی وارد میدان نبرد می‌شود که جنگ را شوخی فرض کرده است. ولی خیلی زود به واقعیت‌های وحشتناک جنگ پی می‌برد و...

"عشق و جنگ" تا حد زیادی بر مبنای تجربه‌های واقعی همینگوی از جنگ جهانی اول ساخته شد. ریچارد آتن بارو، فیلمساز و بازیگر 85 ساله بریتانیایی سازنده فیلم‌های "پلی در دوردست"، "گاندی"، "فریاد آزادی"، "چاپلین" و "جغد خاکستری" است. او برای فیلم "گاندی" در 1983 برنده اسکار بهترین فیلم و کارگردانی شد.

فیلم سینمایی "شاگرد دبیرستانی" به مدیریت دوبلاژ علیرضا باشکندی برای شبکه تهران دوبله شد. در دوبله این فیلم گویندگانی چون امیرمحمد صمصامی، شروین قطعه‌ای، محمد عبادی، مینو غزنوی، فریبا رمضانپور، منوچهر زنده‌دل، همت مومیوند و نادر کیمرام حضور داشتند و داستان درباره مامور اداره پلیس است که ماموریت دارد معمای قتل در یک مدرسه را حل کند.

Fiona Liebe
28-07-2008, 21:48
سرقت جواهرات يك زن توسط شوهرش‌


جام جم آنلاين: ‌3 فيلم «كارآگاه» ، «ناعادلانه»‌و «تخم‌مرغ» با سرپرستي جلال مقامي، عليرضا باشكندي و عباس نباتي براي تلويزيون دوبله شد. در فيلم «كارآگاه» ساخته كنت برانا، اندرو نويسنده داستان‌هاي هيجان‌انگيز، ميلو آرايشگر جوان را به ويلايش دعوت مي‌كند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/06/100944857579.jpg

او نقشه‌اي طرح مي‌كند تا ميلو جواهرات همسرش را سرقت كند و از بيمه خسارت بگيرد. پس از سرقت، اندرو به ميلو مي‌گويد كه اين كار، نقشه‌اي بوده تا كشتن وي موجه جلوه كند سپس با تپانچه، ميلو را مي‌كشد. چند روز بعد بازرس داپلر براي تحقيق درباره ناپديد شدن ميلو به ويلا مي‌آيد... ناصر تهامسب (مايكل كين / اندرو)‌ و كيكاووس ياكيده (جود لاو / ميلو)‌ دوبلورهاي اين فيلم هستند.

سوء قصد به پليس
در فيلم «ناعادلانه» ‌به يك پليس زن به نام يو كي هيرا سوء‌ قصد مي‌شود. او و فرزندش جان سالم به در مي‌‌برند اما پرستار بچه كشته مي‌شود. فرزند يوكي هيرا در بيمارستاني بستري مي‌شود كه رئيس پليس نيز در آن جا است. مدتي بعد، عده‌اي به بيمارستان حمله مي‌كنند و بيماران را گروگان مي‌گيرند. آنها در حقيقت پليس‌هايي هستند كه با همكاران خود بر سر مقادير زيادي پول، اختلاف دارند...

تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: مينو غزنوي (يوكي هيرا)‌، آزيتا يار‌احمدي (ماكيكا)‌، ناهيد اميريان (ميو)‌، شروين قطعه‌اي (سوگو)‌، منوچهر زنده‌دل، فريدون اسماعيلي، بيژن علي‌محمدي، امير عطرچي، ناصر نظامي، سياوش مينويي، امير حكيمي، شهروز ملك‌آرايي، نيلوفر حدادي، فاطمه نيرومند، معصومه آقاجاني و شيلا آژير.

در فيلم «تخم‌مرغ» يوسف پس از سال‌ها نزد خانواده‌اش باز مي‌گردد. طي اين مدت آيلا نوه برادرش از مادرش مراقبت مي‌كرده است. آيلا از او مي‌خواهد كه براي قرباني يك قوچ به محل زندگي آنان برود. آنها با ماشين يوسف عازم سفر مي‌شوند...

عباس نباتي (يوسف)‌ و افسانه پوستي (آيلا)‌ گويندگان اين فيلم هستند.

Fiona Liebe
28-07-2008, 21:51
يادها و خاطره‌ها
اي كاش من هم‌ يك ستاره بودم‌
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/04/100944677936.jpg
اصغر افضلي از دوبلورهاي باسابقه تلويزيون و سينما است. صداي گرم و آشنايي دارد، اما سيمايش ناشناس است.
متولد 1317 تهران و در 16 سالگي وارد كارهاي هنري شد. قسم مي‌خورد كه در دوران تحصيل هم دانش‌آموز خوبي بود و هم پسر خوبي. فقط متاسف بود كه در زمان او كارت صدآفرين اختراع نشده بود.
در دوران كودكي وقتي ستاره‌ها در آسمان پيدا مي‌شدند، از مادرش سوال مي‌كرد:

اينا چيه؟

مادرش مي‌گفت: «پسرم اينها چراغ‌هاي آسمانه. ما تو خونمون يك چراغ داريم، ولي آسمون اين همه چراغ داره».

او ستاره‌ها را دوست داشت و مي‌گفت: «اي كاش من هم يك ستاره با همان درخشش بودم».

در دوران كودكي به تنها چيزي كه فكر نمي‌كردم، راديو و تلويزيون بود، اما سرنوشتم طوري رقم خورد كه در خدمت راديو و تلويزيون باشم.

Fiona Liebe
06-08-2008, 11:24
فيلمي‌كه دريك ماه 3 بار دوبله شد


جام جم آنلاين: در اقدامي كم‌سابقه، يك فيلم طي يك ماه، 3 بار دوبله شد. «قلمرو ممنوع» اولين فيلم مشترك جكي چان و جت لي ابتدا در اواخر هفته اول تير ماه با سرپرستي محمد قنبري براي موسسه جوانه پويا دوبله شد. در اين دوبله، قنبري خود به جاي جت لي و والي‌زاده به جاي جكي چان صحبت كرد. 2 روز بعد اين فيلم در استوديو نقش جهان براي يكي ديگر از موسسات دوبله شد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/15/100945633041.jpg

اين دوبله با سرپرستي ناهيد اميريان و گويندگي سعيد مظفري به جاي چان و تورج مهرزاديان به جاي لي انجام گرفت. 5 مرداد نيز اميرقطعه‌اي همين فيلم را براي تلويزيون دوبله كرد كه سعيد مظفري به جاي چان و شروين قطعه‌اي به جاي لي صحبت كرد.ماجراهاي اين فيلم درباره پسر نوجواني به نام جيسون است كه به كونگ‌فو و سينماي هنگ‌كنگ بسيار علاقه دارد. او كه تمام فكر و ذهنش به اين دو موضوع مشغول است در يك مغازه، سلاح چوبي يكي از جنگجويان چين باستان را مي‌بيند. جيسون به محض لمس كردن آن به چين باستان مي‌رود، او با لويان ،استاد كونگ‌فو آشنا مي‌شود و به وي و يارانش كمك مي‌كند تا پادشاه ميمون‌ها صاحب سلاح چوبي را كه اسير شده آزاد كنند.
تعداد ي از گويندگان دوبله اول اين فيلم عبارتند از:

سعيد شيخ‌زاده (جيسون)‌، ميثم نيك‌نام، مهرخ افضلي، بهروز علي‌محمدي و محمد ياراحمدي. در دوبله دوم اين گويندگان حضور داشته‌اند: آبتين ممدوح، غلامرضا صادقي، شراره حضرتي، مهناز آباديان، مينا حبيلي، سحر اطلسي، مجيد صيادي، كريم بياني، ابراهيم شفيعي و امير منوچهري. در دوبله سوم؛ افشين زي‌نوري به جاي جيسون، بيژن علي‌محمدي به جاي جكي چان در نقش ديگرش (هاپ)‌، زانيار بهرامي به جاي جت لي در نقش ديگرش (پادشاه ميمون‌ها)‌ و سهيلا گلستاني به جاي دختر چيني صحبت كرده است. علي جليلي‌باله، عليرضا شايگان، فرهاد محمدي و علي‌اصغر رضايي‌نيك نيز در اين دوبله حضور داشته‌اند. «قلمرو ممنوع» امسال در سينماهاي آمريكا حدود 52 ميليون دلار فروش كرده است.

Fiona Liebe
07-08-2008, 03:32
نگاهي به ‌آثار زنان دوبلور
زنان و دوبله‌

جام جم:گاهي كه پاي بحث برخي از علاقه‌مندان دوبله و زيبايي‌شناسي آن مي‌نشينيم، سهوا نام شماري از بهترين‌هاي دوبله از قلم مي‌افتد: دوبلورهاي زن. نام‌هايي كه اطلاق بهترين دوبلور و استاد، به آنها، كم‌ترين اشاره به هنر بي‌رقيب آنهاست.
از ميان اين بزرگان دوبله، شماري همچون ژاله كاظمي (به نظر بسياري از دوستداران دوبله، او يكي از اساتيد مسلم تاريخ دوبله محسوب مي‌شود. چه در فيلم‌هاي ايراني و چه به جاي بازيگراني هم‌چون اليزابت تايلور در «گربه روي شيرواني داغ»، سوفيا لورن در «گوشه‌نشينان آلتونا» اثر ويتوريو دسيكا، به جاي ويوين لي در «اتوبوسي به‌نام هوس»، شرلي مك‌لين در
« ايرماي شيرين» و...)، آذر دانشي ( گوينده نقش پيرز‌نان مقتدري همچون وندي هيلر در «قتل در قطار سريع‌السير شرق»)، پروين ملكوتي (گوينده نقش‌هاي مكمل از جمله خانم ون هوپر صاحبكار قبلي و حسود جون فونتين در «ربكا») و تاجي احمدي (دوبلور ثابت جين فوندا) در ميان ما نيستند و يا در سال‌هاي گذشته يا دوبله را رها كرده و يا ساكن ايران نيستند.

اما خوشبخانه هنوز نام‌هاي بزرگي مانند نيكو خردمند، مهين كسمايي، شهلا ناظريان، مينو غزنوي، زهره شكوفنده، ايران بزرگمهر، ناهيد شعشعاني، ناهيد اميريان و...كم ‌و بيش به كار خود ادامه مي‌دهند.

از اين بابت مي‌گويم كم و بيش كه، برخي مانند مهين كسمايي (دوبلور ثابت آدري هپبورن) و نيكو خردمند (در دوبله سينمايي فيلم «بدنام» اثر هيچكاك و «كازابلانكا» اثر مايكل كورتيز، او با استادي هرچه تمام‌تر به جاي اينگريد برگمن حرف زده و در نسخه تلويزيوني، اين مهم بر عهده شهلا ناظريان بوده كه به خوبي از عهده اين كار برآمده است)، در اين سال‌ها تقريبا دوبله را رها كرده‌اند اما هنوز مي‌توانيم تبحر فهيمه راستكار (هنوز دوبله درخشانش در «گوزن‌ها» به جاي نصرت پرتوي و «روح» به جاي جنت‌لي را در ذهن داريم و با وجود كم‌كاري‌اش همچنان صداي درخشان او را گاه و بي‌گاه و عموما در تلويزيون مي‌‌شنويم)، مريم شيرزاد (كه حرف زدنش به جاي اوشين در سريال «سال‌هاي دور از خانه» او را به يكي از سرشناس‌ترين دوبلور‌هاي سال‌هاي اخير تبديل كرد) ناظريان، اميريان (پس از بازگشت از سفري طولاني و ادامه كار دوبله) شكوفنده، بزرگمهر (او در نسخه روسي «جنايت و مكافات» به جاي نامادري سونيا مارمالادوف حرف زده و يكي از بهترين نقش‌هاي مكمل را اجرا كرده است) شعشعاني (هنوز صداي محكم اما صميمي او در سريال «پرستاران» را مي‌شنويم) و البته حرفه‌اي بودن كار غزنوي را در دوبله‌هايشان ببينيم و بشنويم.

مينو غزنوي كه حرف زدن به جاي شخصيت يانگوم به اندازه اوشين در آن سال‌ها، او را به دوبلوري شناخته‌شده در نزد مخاطبان، تبديل كرد، يكي از بي‌بديل‌هاي دوبله محسوب مي‌شود. او نيز در همان نسخه روسي«جنايت و مكافات» به جاي سونيا مارمالادوف حرف زده و در سكانسي كه راسكولنيكوف (كه خسرو‌شاهي به جاي او حرف مي‌زند) و سونيا ديالو‌گ‌هاي عميقي در مورد اخلاقيات و زندگي دارند و راسكولنيكف خود را در برابر سونيا به زمين مي‌اندازد، صدا‌پردازي (بر وزن صحنه‌پردازي) غزنوي و خسروشاهي، دوبله اين اين بخش را به يكي از درخشان‌ترين نمونه‌ها بدل مي‌كند.

در سال‌هاي اخير نيز به جمع زنان دوبلور افرادي افزوده شده‌اند كه در برخي موارد توانايي آنها به عنوان يك دوبلور حرفه‌اي كاملا آشكار است.

در اين فهرست به نام‌هايي همچون: افسانه پوستي، رزيتا ياراحمدي، فريبا شاهين مقدم، نگين كيانفر، زهرا هاشمي، مهوش افشاري، شوكت حجت و... برمي‌خوريم كه برخي سابقه‌اي كم‌تر و برخي بيش‌تر در دوبله دارند. اين دوبلور‌ها و كسان ديگر از اين نسل كه بيش‌از همه صدايشان را در تلويزيون و در آثاري كه براي موسسه‌هاي خصوصي ويدئويي دوبله مي‌شود، مي‌شنويم، كيفيت بالايي در كارشان به نمايش گذاشته‌اند.

در اين ميان بايد به نكته‌اي اشاره كرد كه در بعضي موارد فضاي دوبله زنان در سال‌هاي اخير را تحت‌الشعاع قرار داده است. به اين معنا كه در كار برخي از دوبلور‌هاي نسل جديد (اين امر مختص زنان نيست و در ميان مردان دوبله نيز به چشم مي‌خورد) شاهد نوعي اداي دين شايد، به كار دوبلور‌هاي قديمي هستيم كه در قالب شباهت صداي آنها با صداي اساتيد نسل اول، خودش را نشان مي‌دهد. شايد بايد گفت كه جوان‌تر‌هاي دوبله به‌اين ترتيب در پي آن هستند كه ارادت خود را به اساتيد بزرگ اين فن نشان دهند.

اما گاهي اصرار بر شباهت‌ها آن‌چنان زياد است كه اصل كار را زير سوال مي‌برد. گاهي برخي از دوبلور‌ها اصرار دارند كه مانند اساتيد دوبله حرف بزنند (مسلما آوردن مثال از صداي اساتيد، نقض غرض خواهد بود و بلافاصله نشان مي‌دهد كه از كدام يك از دوبلور‌هاي جوان داريم حرف مي‌زنيم، به اين دليل از ذكر مثال معذوريم.)

همان‌طور كه برخي از زنان دوبلور نشان داده‌اند كه در حرف‌زدن به جاي زنان بازيگر (مانند خانم پوستي كه در «نقشه پرواز» و «اتاق امن» به جاي جودي فاستر، حرف زده و كارش نشان مي‌دهد كه در پي به‌دست‌آوردن سبك خاص خودش، يعني يك نوع صداي سرد زنانه است) اي كاش آن دوبلور‌ي كه اصرار بر حرف‌زدن به سبك يكي از اساتيد زن در دوبله دارد و دست‌برقضا، هم صداي خوبي دارد و هم به كارشان مسلط است، اين همه اصرار نداشت شبيه او حرف بزند (همان‌طور كه در ميان يكي از مردان دوبله نيز چنين است) به نظر مي‌رسد اين آفتي است كه دوبلور‌هاي كم‌سابقه‌تر را در كارشان تهديد مي‌كند.

وقتي صداي يكي از آقايان دوبلور را كه ‌سابقه زيادي در دوبله ندارد، اما بر كارش تسلطي مثال‌زدني دارد مي‌شنويم و مي‌بينيم به هيچ وجه قصد ندارد صدايش را شبيه كسي بكند (اخيرا در دو تبليغ تلويزيوني محصولات خارجي، با تبحر هر‌چه تمام‌تر صدايش را شنيده‌ايم) آن وقت از خود مي‌پرسيم كه چرا هنوز برخي چنين مي‌كنند؟

Fiona Liebe
10-08-2008, 04:49
به بهانه پخش مجدد سريال‌ پوآرو و خانم مارپل
همراهي دوبلاژ با سلول‌هاي خاكستري مغز


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/19/100945974160.jpg
براي مخاطبان تلويزيون ايران، اوايل دهه هفتاد شمسي سال‌هاي خاطره‌انگيزي است؛ چرا كه بهترين سريال‌هاي اقتباس شده از مشهورترين آثار ادبيات پليسي جهان در شبكه‌‌هاي داخلي به نمايش درآمد. اين سريال‌ها كه جملگي از توليدات تلويزيون انگلستان بودند، با ساختاري جذاب، چيدمان فضايي معما‌گونه، كارگرداني سنجيده و بازي‌هاي باورپذير هنرپيشه‌ها، توانستند مخاطبان بسياري را به خود اختصاص دهند و از لحاظ ميزان هم‌دلي تماشاگر با پرسوناژهاي اصلي سريال قابل قياس با مجموعه‌هاي پليسي آلمان (كه در قبل پخش مي‌شدند)‌ مانند كارآگاه كاستر، كارآگاه ولف و دريك ‌ و سريال‌هاي ايتاليايي و استراليايي (شاهد پخش آنان از شبكه‌ها هستيم)‌ نبوده و در مرتبه بالاتري قرار گرفتند.
اين سريال‌هاي انگليسي با نمايش مجموعه خانم مارپل آغاز شد، با پوآرو ادامه پيدا كرد و بايد حسن ختام آنان را سري مجموعه‌هاي شرلوك هولمز دانست، طوري كه از ديدگاه اجتماعي نيز نام اين شخصيت‌ها با خصايل اخلاقي و تكه كلام‌هايشان به فرهنگ عامه هم رسوخ كردند. چندي قبل شبكه چهار، سريال پوآرو را با زبان اصلي و زيرنويس‌فارسي به نمايش درآورد كه تجربه دلپذيري بود براي آشنايي با نوع ساختار ديالوگ‌ها و نحوه گفتار انگليسي زبانان در دهه 1930 ميلادي، اما براي بينندگاني كه حدود 12 سال پيش از اين، پوآرو را با دوبله به ياد ماندني‌اش ديده بودند، كمي دافعه برانگيز بود. هنگام تماشاي نسخه اصلي سريال به شخصه اين تجربه را داشتم كه آن صدا‌هاي ماندگار در دوبله پوآرو در ذهنم تداعي مي‌شود و ارزش كار دوبلورها را در نظرم دو چندان كرد؛ اين مهم را مي‌توان به پخش مجدد سريال خانم مارپل نيز تعميم داد. دوبله مجموعه خانم مارپل (محصول 1984)‌ حاصل كار يكي از شاخص‌ترين مديران دوبلاژ است. احمد رسول‌زاده (چهره ماندگار دوبلاژ در سال 1385)‌ كه سال‌هاست صداي باوقار و مهربانش را در آثار مختلفي چون عمرمختار (به جاي آنتوني كوئين)‌، كتاب آفرينش (به‌جاي شخصيت نوح‌‌ع‌ با بازي جان هيوستن)‌، پيرمر و دريا (اسپنسر تريسي)‌، محمد‌رسول‌الله ص‌ (به جاي شخصيت ابوطالب‌‌ع ) ‌و ... را شنيده‌ايم در امر مديريت دوبلاژ نيز از سرآمدان اين عرصه مي‌باشند كه مي‌‌توان اين گفته را در دوبله فيلم‌‌هايي مانند پدرخوانده (دوبله نسخه سينمايي قسمت اول)‌، بن هور، دكتر ژيواگو، تابستان گرم و طولاني، فرار بزرگ، وداع با اسلحه و... جستجو كرد. صداي وي را كه هم‌اكنون در برخي از آثار مستند مي‌شنويم (مانند مستند مسلمانان)‌ دوبله سريال خانم مارپل در واقع جزو آخرين آثاري است كه با سرپرستي رسول‌زاده در تلويزيون دوبله شد. رسول‌زاده با اشرافي مثال زدني كه درباره كليت كار دارد،‌ گويندگان شاخصي را براي نقش‌گويي در خانم مارپل در نظر گرفت كه بايد از انتخاب برتر وي،‌ يعني صداي فهيمه راستكار به جاي شخصيت جين مارپل (با بازي جووان هيكسن)‌ نام برد. صداي راستكار و نحوه نقش‌گويي‌اش توانست گوياي آداب‌داني، ‌كنجكاوي و حتي فضولي‌هاي شخصيت خانم مارپل (با آن «اوه» گفتن‌‌هاي معروفش)‌ باشد و در كارنامه‌‌اش،‌كنار نقش‌گويي‌هاي ماندگاري به جاي جنت لي در فيلم رواني (اثر آلفرد هيچكاك)‌ و كاترين هپبورن (در فيلم شير در زمستان)‌ قرار گيرد.

آگاتا‌كريستي در مقام نويسنده رمان خانم مارپل، شخصيت‌هاي زن بسياري را در اثرش گنجانده كه در سريال نيز شاهد حضور تعداد بالايي از هنرپيشگان زن هستيم. نكته مثبت در دوبله خانم مارپل، حضور صداي گويندگاني است كه براي اين هنرپيشگان، از سوي رسول‌زاده به كار گرفته شد. ژاله علو، پري هاشمي، مهين بزرگي، آزيتا لاچيني، ناهد شعشعاني،‌ رزيتا ياراحمدي، مهين برزويي و... از آن جمله‌اند كه به طور كامل نقش‌گويي‌هايشان مطابق با فضاي زنانه اثر است. اين يكدست بودن صداهايي كه ذكر شد با صداي گويندگاني چون تورج مهرزاديان، امير قطعه‌اي، عباس نباتي (كه تقريبا حضور ثابتي در هر قسمت خانم مارپل داشتند)‌ تركيبي دلپذير از دوبله اين سريال به وجود آورد. هنگامي كه صحبت از دوبله خانم مارپل مي‌شود بايد يادي از ترجمه روان و شكيل آن نيز كرد. مترجم نام آشناي فيلم، حسين شايگان با ظرافتي موشكافانه لايه‌هاي فرهنگ بريتانيايي با آن آداب و القاب خاص را در ترجمه خانم مارپل انعكاس داده و سهم بسزايي در ماندگاري دوبله خانم مارپل داشته است.

اما دوبله سريال پوآرو حكايت ديگري دارد. چند‌قسمت ابتدايي اين سريال به صورت نسخه سينمايي در نوروز 1373 به مدير دوبلاژي ايرج رضايي از شبكه اول به نمايش درآمد. ايرج رضايي علاوه بر مديريت دوبلاژ؛ به جاي شخصيت هر كول پوآرو (با بازي تحسين برانگيز ديويد ساچت)‌ نيز گويندگي كرد. در پي تغيير مدير دوبلاژ پوآرو از سوي مسوولان شبكه، عطاءالله كاملي دوبله اين سريال را به دست گرفت و از همان جا بود كه آن را به يكي از يادگارهاي دوبله سريال‌هاي تلويزيوني تبديل كرد. انتخاب گويندگان و نحوه ديالوگ‌نويسي عطا‌ءالله كاملي براي سريال پوآرو، كاملا هوشمندانه صورت گرفته بويژه درباره ديالوگ‌هاي شخص پوآرو كه به دليل بلژيكي بودن شخصيت، لابه‌لاي گفتارش كلمات فرانسوي نيز ادا مي‌شود، كمترين لطمه را ديده و كاملا با نسخه اصلي تطابق دارد. عطاءالله كاملي كه به جاي سربازرس جپ (فيليپ جكسون)‌ در اين سريال نقش‌گويي كرد از گويندگان زبده‌اي براي صداي شخصيت‌هاي اصلي سريال استفاده نمود. گويندگاني چون جلال مقامي (به جاي شخصيت كاپيتان هستينز)‌، ايران بزرگمهر (خانم لمون)‌ و اكبر مناني به جاي هركول پوآرو كه مناني با تبحر خاص خودش در تيپ‌گويي، صداي اين شخصيت را در نزد دوستداران دوبلاژ درخشان كرد. چگونگي شكل‌گيري اين تيپ صدايي براي پوآرو از زبان اكبر مناني شنيدني است: «با اين كه در فيلم‌هاي زيادي نقش گفته‌ام، اما به نظرم ماندگارترينش همين پوآرو شد.

وقتي دوبله سريال را به عطاءالله كاملي سپردند، از چند گوينده تست گرفته بودند كه نتيجه كار براي مسوولان تلويزيون رضايت‌بخش نبود. البته نمي‌دانستم كه اين نقش را قبلا آقاي رضايي گفته‌اند ولي از تست دادن چند نفر خبردار بودم. به هر حال به خاطر دوستي با آقاي كاملي، ايشان پيشنهاد كردند كه اين نقش را بگويم. معتقد بود كه من مي‌توانم. وقتي فيلم را ديدم، متوجه شدم كه بازيگرش رفتار خاصي دارد؛ از شيوه حرف زدن بگيريد تا راه رفتنش.

در اين مدت چند فصل از داستان‌هاي آگاتا كريستي را هم خواندم و همچنين زندگينامه ديويد ساچت را. پس از 2 هفته به آقاي كاملي مراجعه كردم و گفتم كه تيپ خاصي را براي صداي اين نقش طراحي كرده‌ام، اما نمي‌دانم كه مناسب‌اش هست يا نه. قسمت اول را ضبط كرديم و نظر مدير تامين برنامه را جويا شديم كه معتقد بود خيلي خوب است و ما نيز به ياري خداوند كار را با قدرت ادامه داديم. پوآرو كارآگاهي خارجي در انگلستان بود كه انگليسي را با ته‌لهجه فرانسوي صحبت مي‌كرد كه در دوبله‌اش نيز بايد اين نكته رعايت مي‌شد. آقاي كاملي به دليل تسلط به زبان فرانسه، واژه‌ها را به خوبي تلفظ مي‌كردند و من به فارسي مي‌نوشتم و اين جوري شيوه تلفظ اسامي و اصطلاحات فرانسوي را آموختم، به طوري كه بعدها دوستاني مي‌پرسيدندكه شما زبان فرانسه مي‌دانيد؟».

Fiona Liebe
16-08-2008, 02:08
كارولا، ا‌جراي نمايشي براي فاشيست‌ها



http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/25/100946499910.jpg

گروه رسانه: فيلم‌هاي «كارولا» و «پسر وينزلو» با سرپرستي ناصر تهماسب براي تلويزيون دوبله شد.

ماجراهاي «كارولا» در زمان جنگ جهاني دوم مي‌گذرد. يك افسر‌ آلماني در پاريس اشغال شده، تصميم مي‌گيرد در توقف كوتاهش در اين شهر، به ديدن يك نمايش برود. مسوول گروه تئاتري كه اين نمايش را اجرا مي‌كند و به كارولا ستاره نمايش علاقه‌مند است، از وي مي‌خواهد براي جلب توجه آن افسر، سنگ تمام بگذارد. پس از پايان اجرا، او به حقيقتي درباره كارولا و افسر آلماني پي مي‌برد، تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: زهره شكوفنده (لسلي كارون/ كارولا)، چنگيز جليلوند (مل فرر)، منوچهر زنده‌دل (هانري)، مريم صفي‌خاني (ميرل)، وحيد منوچهري (كاميل)، ناصر نظامي، محمدرضا مومني و امير جوشقاني‌

هزينه سنگين يك دادگاه‌
ماجراهاي «پسر وينزلو» در اوايل قرن 20ميلادي و در لندن مي‌گذرد. راني كوچك‌ترين فرزند خانواده ثروتمند وينزلو، از وكيل مشهوري به نام رابرت مورتون كمك مي‌گيرد. او مجبور مي‌شود هزينه فراواني براي طرح دعوي حقوقي بپردازد... .

منوچهر اسماعيلي (آرتور)، منوچهر زنده‌دل (رابرت)، مجتبي فتح‌الهي (راني)، افسانه پوستي، ناصر نظامي، حميد منوچهري، وحيد منوچهري و صنم نكواقبال از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند.

Fiona Liebe
21-08-2008, 01:37
سفر عجيب

جام جم آنلاين: فيلم‌هاي «اولژان» و «ارواح» براي تلويزيون دوبله شد. در دوبله «اولژان» ايرج رضايي علاوه بر سرپرستي گويندگان به جاي مردي فرانسوي به نام شارل سيمون نيز صحبت كرده است. او با اتومبيل خود به قزاقستان مي‌آيد، اما در مرز بنزين تمام مي‌كند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/05/29/100946842719.jpg

با اين كه رانندگان اتومبيل‌هاي ديگر حاضرند وي را به مقصد برسانند، او ترجيح مي‌دهد پياده به سفر خود در دشت ‌ها ادامه دهد. شب، نزديك يك مركز نفتي مي‌خوابد، اما پليس او را بازداشت مي‌كند. هنگامي كه مي‌فهمند وي سوءنيت نداشته، آزادش مي‌كنند. مدتي بعد او با زني قزاق به نام اولژان آشنا مي‌شود و ... سهيلا گلستاني (اولژان)‌، عليرضا باشكندي، شهروز ملك‌آرايي، سعيد مقدم‌منش، مظفر شمس كاظمي، حسين باقري و آبتين ممدوح نيز در دوبله اين فيلم ساخته فولكر شلندورف ‌ حضور داشته‌اند.

بازگشت به وطن با دستان خالي
در دوبله «ارواح» كه با سرپرستي عليرضا باشكندي انجام گرفته، فريبا رمضان‌پور به جاي زني به نام آي‌چين صحبت كرده است. وي 25 هزار دلار مي‌دهد تا به صورت قاچاق از چين به انگلستان برود. او مي‌خواهد با كار در اين كشور، زندگي خانواده‌اش را تامين كند. پس از رسيدن به انگلستان، او زندگي جديدي را با 11 نفر از هموطنانش در 2 اتاق آغاز مي‌كند. آنها در كارخانه‌ها كار مي‌كنند، اما به دليل كافي نبودن درآمد، كارهاي ديگري هم انجام مي‌دهند.
آي‌چين پس از حدود 5 سال بدون آن‌كه درآمد قابل توجهي كسب كرده باشد به كشورش بازمي‌گردد.

آزيتا لاچيني، آزيتا ياراحمدي، نيلوفر حدادي، مژگان عظيمي، معصومه آقاجاني، صغري سادات هاشمي، شيلا آژير، امير حكيمي، ظفرگرايي، اكبر ميرطاهري، تورج نصر، مجتبي فتح‌الهي، زانيار بهرامي، داوود باقري، اسفنديار مهرتاش و فرهاد شريفي گوينگان اين فيلم هستند.

Fiona Liebe
25-08-2008, 04:16
آخرين تلاش‌هاي شهردار


جام جم آنلاين: 2 فيلم قديمي و جديد با سرپرستي امير قطعه‌اي و ناهيد اميريان براي تلويزيون دوبله شد. «آخرين هورا» ساخته جان فورد در سال 1958 درباره فرانك با بازي اسپنسر تريسي و گويندگي منوچهر اسماعيلي شهردار يكي از شهرهاي شرق آمريكاست. اطرافيان او پسر خوشگذران و همكاران سياسي‌اش هستند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/02/100947192692.jpg

آدام، خواهرزاده او در روزنامه‌اي كار مي‌كند كه سردبيرش مخالف سرسخت فرانك است. فرانك براي پيروزي در انتخابات، برنامه‌هايي دارد، از جمله يك طرح ساختمان‌سازي كه اجراي آن پول فراواني مي‌خواهد.
كاس بانكدار شهر به او وام نمي‌دهد ، اما فرانك با ترفندهايي پولي را كه مي‌خواهد، مي‌گيرد. كاس از گروه مخالف فرانك نيز پشتيباني مي‌كند.

فرانك، آخرين تلاش‌هايش را انجام مي‌دهد ولي در انتخابات شكست مي‌خورد. شروين قطعه‌اي (جفري هانتر)‌، حسين عرفاني (جان كارادين)‌، ناصر نظامي (پت اوبراين)‌، فريبا رمضان‌پور، ناصر احمدي، منوچهر زنده‌دل، زويا خليل‌آذر، بهرام زاهدي، بيژن علي‌محمدي، كامبيز شكوفه، سيامك اطلسي، محمود فاطمي، ميرطاهر مظلومي و ابراهيم شفيعي نيز در دوبله اين فيلم 121 دقيقه‌اي حضور داشته‌اند.

حقايق وحشتناك درباره داروسازي
«پروتكل جديد» محصول 2008 درباره مردي به نام رائول كرافت با گويندگي كيكاووس ياكيده است كه در يك منطقه جنگلي كار مي‌كند. او مرد تنهايي است كه ازدواجش به طلاق انجاميده و دلخوشي‌اش پسري است كه بزودي به دانشگاه مي‌رود.

وقتي به او خبر مي‌دهند كه پسرش به شكل مرموزي فوت كرده است؛ او درهم شكسته و از زندگي نااميد مي‌شود. زني به نام دايان به او مي گويد كه پسرش به دليل مصرف يك داروي آزمايشي فوت كرده است.

رائول مي‌كوشد مسوولان شركتي كه اين دارو را توليد كرده؛ بيابد. او به حقايق وحشتناكي درباره صنعت داروسازي آمريكا پي مي‌برد.

فريبا رمضان‌پور (دايان)‌، تورج مهرزاديان، غلامرضا صادقي،‌ مهين برزويي و كريم بياني در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.

Fiona Liebe
26-08-2008, 02:02
فقدان صدا‌هاي ماندگار
صدا‌هاي جانشين در دوبله‌
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/02/100947176937.jpg
جام جم :به قول سهراب سپهري مرگ با خوشه انگور مي‌آيد به گلو. زماني كه مرگ از راه مي‌رسد، ديگر نه از تاك نشان مي‌ماند و نه از تاك‌نشان. در عرصه دوبله نيز چنين اتفاقي به وفور افتاده است و شماري از بهترين‌هاي دوبله از اين جهان رخت بر بسته‌اند. مرحوم معمارزاده، همايون ايرانپوي، محمود نوربخش، محمد‌باقر توكلي، پرويز نارنجي‌ها و... از اين شمار هستند.
بسياري از علاقه‌مندان دوبله به اين مساله اذعان دارند كه اگر يك فيلم يا يك سريال را براي نخستين بار با صداي يك دوبلور خاص شنيدند، مايل هستند كه حس آنها نسبت به صداي يك دوبلور از بين نرود و هميشه آن صدا را روي تصوير يك هنرپيشه خاص بشنوند. گاهي تعويض يك دوبلور، صرفا ربطي به مرگ آن دوبلور ندارد. مثلا سال‌هاي بسيار دور، سريالي با بازي جيمز فرانسيسكاس از تلويزيون پخش مي‌شد كه ابتدا دوبلور ديگري به جاي اين بازيگر حرف مي‌زد، اما در سري دوم آن سريال، جلال مقامي به جاي او صحبت كرد. در مورد شرلوك هلمز (با صداي بهرام زند و جلال مقامي) و كارآگاه پوارو (با صداي ايرج رضايي و اكبر مناني) نيز چنين اتفاقي افتاد و ظاهرا اختلاف سليقه مديران دوبلاژ اين دو سريال در مورد دوبلور آن دو هنرپيشه سبب شد كه دو دوبلور (با دو قابليت آوايي خاص و متفاوت به جاي يك هنرپيشه حرف بزنند) گفته مي‌شود اختلاف‌نظر مديران دوبلاژ در مورد صدا‌هاي گوناگون يكي از دلايل اصلي در اين تعويض‌ها به شمار مي‌آيد. يا گاهي مسائل مربوط به دستمزد‌ها در ميان است. مساله هرچه كه باشد، اين مخاطب است كه با تعويض يك دوبلور، حسش با آن فيلم يا سريال قطع مي‌شود. اي كاش سفارش‌دهندگان، هنگام سفارش دوبله يك سريال به اين نكته (كه شايد در ظاهر با اهميت به نظر نرسد، اما روي سرنوشت يك سريال موثر است) توجه كنند كه تعويض دوبلور‌هاي يك سريال، ضربه جبران‌ناپذيري به احساس همذات‌پنداري مخاطب مي‌زند.

صداي بسياري از دوبلور‌ها را در ذهن داريم كه به عنوان دوبلور ثابت برخي از هنرپيشه‌ها شناخته شده‌اند: چنگيز جليلوند به جاي پل نيومن و مارلون براندو، جلال مقامي به جاي رابرت ردفورد، سعيد مظفري به جاي كلينت ايستوود، (در ميان ايراني‌ها جلال مقامي به جاي فرامرز قريبيان، منوچهر اسماعيلي به جاي جمشيد هاشم‌پور) اسماعيلي به جاي پيتر فالك (با همان لحن خاص) وگريگوري پك، فهيمه راستكار به جاي لوسيل بال، مهين كسمايي به جاي آدري هپبورن، مرحومه ژاله كاظمي به جاي اليزابت تايلور و سوفيالورن و... .

نمونه‌هايي كه با مرگ يك دوبلور، اجبار تعويض دوبلور به ‌وجود آمده (با كمال تاسف) البته كم نيستند. مرحوم عزت‌الله مقبلي در طول سال‌هاي كاري‌اش دوبلور ثابت لويي دوفونس بود و تقريبا تا آنجا كه حافظه ياري مي‌دهد، او همواره به جاي اليور هاردي حرف زده است. با مرگ او، دوبلور‌هاي ديگري در سري آثار مشترك لورل و هاردي (كه يا دوبله نشده بودند و يا مجدد دوبله شده‌اند) حرف زده‌اند. از استاد منوچهر اسماعيلي گرفته تا جواد پزشكيان. در مورد دوبلور ثابت استان لورل يعني مرحوم حسن عباسي نيز چنين اتفاقي رخ داده است، اما چون ايشان در سال 1357 درگذشت، تا سال مرگ مرحوم مقبلي (1367) در كنار صداي او گاهي، صداي اصغر افضلي و گاهي هم صداي مرحوم كنعان كياني را بر روي چهره لورل شنيد‌ه‌ايم كه كمتر به موفقيت صداي هميشگي مقبلي و عباسي لطمه خورد، اما پس از آن كه مقبلي نيز درگذشت، سرنوشت صداي اين دو كمدين در دوبله‌هاي فارسي، تغيير كرد. بعد‌ها صداي تورج نصر را بر روي لورل شنيديم كه تقريبا تا امروز هم ادامه پيدا كرده است.

نمونه ديگر مرحوم ايرج ناظريان است. اگرچه او به جز چارلز برانسون، تقريبا به طور دوبلور ثابت هنرپيشه خاصي نبوده، اما پس از مرگش چند فيلم از آن هنرپيشه را با صداي ديگران شنيده‌ايم، اما مشهور‌ترين نمونه در اين ميان، صداي مرحوم ايرج دوستدار است كه تقريبا هميشه به جاي جان وين صحبت كرده و علاقه‌مندان دوبله همواره صداي او را روي چهره اين هنرپيشه ديده و شنيده‌اند. او تنها گوينده‌اي بود كه مديران دوبلاژ در استفاده از او، براي حرف زدن به جاي جان وين، مكث نمي‌كردند. برخي اعتقاد دارند كه اقبال تماشاگر به آثار جان وين در ايران مديون صداي اوست. نمونه‌اي كه پس از مرگ او به خاطر داريم، صداي چنگيز جليلوند در دوبله جديد «مردي كه ليبرتي والانس را كشت» است كه او، به جاي جان وين حرف زد. ژاله كاظمي نيز درگذشت و ديگر صداي او را روي چهره‌هايي كه او هميشه دوبلور ثابتشان بود، نشنيديم. در اين مورد خاص البته فيلم تازه‌اي از آن زنان هنرپيشه را در ياد نداريم كه دوباره دوبله شده باشد و دوبلور ديگري به جاي كاظمي حرف زده باشد. در سال‌هاي اخير استفاده از صداي او روي چهره نيكول كيدمن در «ساعت‌ها» و «ديگران» بتدريج تماشاگر را به صداي ايشان روي چهره اين بازيگر، عادت مي‌داد كه دست اجل مهلت انجام كامل چنين كاري را نداد. اين پراكندگي درعدم استفاده از دوبلور‌هاي ثابت به جاي هنرپيشه‌هاي ثابت در سال‌هاي اخير در دوبله‌هاي تلويزيوني و ويدئويي بيش‌تر به چشم مي‌خورد. در مورد برخي از هنرپيشه‌هاي آثار سينماي هند و حتي بازيگراني مانند شان پن نيز مواردي از تغيير دوبلور را شاهد بوده‌ايم كه به نوعي حتي باعث ايجاد سردرگمي در مخاطب شده‌اند. بازيگراني مانند نائومي واتس، شارليز ترون، دني دوويتو، ريچارد گير، جف بريجز، جوليا رابرتس، هيو گرانت و... تقريبا دوبلور ثابتي ندارند. در واقع هر يك از مديران دولاژ كه فيلمي از اين بازيگران را دوبله مي‌كنند، براساس سليقه خود دست به انتخاب مي‌زنند و به همين دليل نتيجه به دست آمده، تقريبا هيچ‌گاه مطلوب نيست.

Fiona Liebe
26-08-2008, 02:12
تشكيل تيم فوتبال زندانبانها
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/04/100947364004.jpg
گروه رسانه: حميدرضا آشياني‌پور و جلال مقامي، دوبله 2 فيلم را براي تلويزيون به پايان رساندند.

در دوبله «ماشين باهوش» منوچهر زنده‌دل به جاي دني فوتباليست‌ ثروتمند و مشهوري صحبت كرده كه به دليل تقلب در يكي از بازي‌ها از تيم اخراج و به دليل درگيري با پليس به زندان محكوم مي‌شود. رئيس يكي از زندان‌ها كه به فوتبال بسيار علاقه دارد، دني را به زندان خود منتقل مي‌كند. او بسيار تلاش كرده تا تيمي هرچند نيمه‌حرفه‌اي از زندانبان‌ها تشكيل دهد، اما موفق نشده است بنابراين از دني مي‌خواهد مربي اين تيم شود. دني كه نمي‌خواهد محبوبيتش بيش از اين مخدوش شود، پيشنهاد ديگري مي‌دهد، اين كه از بين زندانيان تيمي با مربيگري او تشكيل شود و با تيم نگهبانان زندان مسابقه‌اي دوستانه برگزار كند. رئيس زندان كه مطمئن است تيمش، تيم زندانيان را شكست مي‌دهد، مي‌پذيرد اما...منوچهر اسماعيلي (سايكس)‌، ناصر تهماسب (برتون)‌، اميرقطعه‌اي (راچت)‌، شروين قطعه‌اي (نيترو)‌، اصغر افضلي (داك)‌، سياوش مينويي (مس)‌، ايرج سنجري (هايتر)‌، بهرام زاهدي، محمود فاطمي، محمد آفرين، محمدرضا مومني، علي‌اصغر رضايي‌نيك، حسين نورعلي، هادي جليلي، امير فرحان‌نيا و جليل فرجاد دوبله اين فيلم را به عهده داشتند.

انداختن توريستي به دريا
ماجراهاي «محموله» در يك كشتي مي‌گذرد كه از يك بندر آفريقايي سفر خود را آغاز مي‌كند. عده‌اي پنهاني سوار اين كشتي مي‌شوند از جمله جواني كه توريست است. هنگامي كه كاركنان كشتي او را پيدا مي‌كنند، مي‌خواهند طبق قوانين خودشان وي را به داخل دريا بيندازند. كاپيتان كشتي كه از او خوشش آمده از اين كار جلوگيري مي‌كند. مدتي بعد 2 مسافر قاچاق ديگر نيز پيدا مي‌شوند كه آنها را به دريا مي‌اندازند، اما ...تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: عليرضا باشكندي، حميد منوچهري، پرويز ربيعي، مازيار بازياران، ناصر احمدي، سيامك اطلسي، محمد عبادي، مجيد صيادي، علي‌اصغر رضايي‌نيك، فرهاد محمدي و عادل كريمي.

Fiona Liebe
31-08-2008, 03:26
بررسي نقش دوبلاژ در سينماي علي حاتمي
تاليف شاعرانگي در اتاق دوبله‌



http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/08/100947713365.jpg
جام جم:چندي است كه متوليان سينماي كشور درباره لزوم شكل‌گيري جرياني نوپا موسوم به «سينماي ملي» در توليد آثار داخلي، مباحثي را مطرح كرده‌اند. آنان براي اين جريان تعاريفي را نيز قائل شده و حتي دست به ارائه الگوهاي ساختاري آن زده‌اند. يكي از الگوهايي كه مديران در اين عرصه همواره از آن ياد مي‌كنند، سينماي زنده‌ياد علي حاتمي است و اصرار مي‌ورزند كه سينماگران از سبك درخشان اين كارگردان فقيد تبعيت كنند.
حال چقدر سينماي حاتمي مي‌تواند در پي‌ريزي ايده سينماي ملي نقشي ايفا كند، خود بحث جداگانه‌اي است كه پيشنهاددهندگان جريان سينماي ملي بايد خود پاسخگو باشند، اما سبك منحصر به فرد حاتمي داراي اجزايي است كه او را از ساير كارگردانان متمايز كرده و حتي در جاهايي شيوه كارش را تقليدناپذير مي‌كند. علاقه‌مندي به سير حوادث و شخصيت‌هاي يكصد سال اخير تاريخ كشور، نگارش ديالوگ‌هاي وزين و آهنگين با حال و هوايي شاعرانه و طراحي با ظرافت صحنه و لباس، در كنار چهره‌آرايي متناسب با اثر كه كاملا فرهنگ ايراني را القا‌ء مي‌كند، از جمله شاخصه‌هاي بارز سينماي زنده‌ياد حاتمي هستند. در اين بين علاقه و اشتياق علي حاتمي به فن دوبلاژ و به كارگيري آن در آثارش نيز قابل بررسي است.
وي از همان اولين فيلمش يعني «حسن كچل» تا «مادر» و حتي در مجموعه‌‌هاي تلويزيوني چون «داستان‌هاي مثنوي معنوي، سلطان صاحبقران و هزاردستان» از صداي دوبلورها به جاي بازيگرانش در اجراي آن ديالوگ‌هاي شاعرانه بهره برد.

به طوري كه با تماشاي آثار حاتمي، اين نكته در ذهن متبادر مي شود كه دوبله نوعي فن در جهت صداگذاري نيست بلكه پا را فراتر از فارسي‌گويي گذاشته و در اين سير مبدل به هنر و شخصيتي جداناپذير در سينماي علي حاتمي شده است. رويكردي كه بعدها در «دلشدگان»، حاتمي سراغ دوبله (به دليل برخي دخالت‌هاي مديران وقت سينمايي در كارش)‌ نرفت و به جرات موجب شد كه دلشدگان آن تاثيرگذاري آثار قبلي حاتمي را براي دوستداران آثارش نداشته باشد و به قول بسياري از نزديكان حاتمي، وي روتوش و پالايش نهايي فيلم خود را در اتاق ضبط دوبلاژ انجام مي‌داد و آن ديالوگ‌هاي ظريف و آهنگين را با صداهاي رشك برانگيز دوبلورها درخشان مي‌كرد. به مانند صداي مرتضي احمدي در نقش راوي در فصل افتتاحيه حسن كچل كه به حالت ريتميك مي‌گويد: «... چي بگم؟ نون گندم، مال مردم اگه بود، نمي‌رفت از گلو پايين به خدا / اگرم مشكلي بود/ آجيل مشكل‌گشا حلش مي‌كرد/ بچه‌ها بازي مي‌كردن تو كوچه/ جمجمك برگ خزون/ حمومك مورچه داره/ بازي مردخدا/ كو، كجاست مرد خدا؟... ديالوگ به ياد ماندني حبيب‌الله ظروفچي (با صداي چنگيز جليلوند به جاي جمشيد مشايخي)‌ در انتهاي «سوته دلان» كه: «همه عمر دير رسيديم». يا گفتگوي مدير مدرسه هنر در عهد ناصري با شاه قاجار كه اميدوار بود هر سال مدرسه هنرش، كمال الملكي را به ايران زمين تقديم كند و ناصرالدين شاه (با صداي منوچهر اسماعيلي به جاي عزت‌الله انتظامي)‌ در پاسخ مي‌گفت: «اميدوار نباشيد؛ مدرسه هنر مزرعه بلال نيست آقا كه هر سال محصول بهتري داشته باشد، در كواكب آسمان هم يكي مي‌شود ستاره درخشان، الباقي سوسو مي‌زنند» و يا گفته‌هاي غلامرضا (با نقش‌آفريني اكبر عبدي با صداي منوچهر اسماعيلي به جاي وي)‌ در فيلم «مادر» كه مي‌گفت: «مادر مرد، از بس كه جان ندارد!» نمونه‌هاي فراموش‌ناشدني تطابق ديالوگ‌هاي حاتمي با گويندگي پر حس و حال دوبلورهاست. اين گويندگي حرفه‌اي حتي موجب باورپذيرتر شدن نحوه نقش‌آفريني بازيگران آثار حاتمي نيز شده به گونه‌اي كه ديگر كمتر آن بازي‌هاي ماندگار را از آنان در مابقي آثاري كه حضور داشتند، ديده شد. نقش‌هايي چون مونولوگ زنده‌ياد جهانگير فروهر (با صداي مخملين ناصر طهماسب)‌ در سريال هزار دستان، «كي فكرش را مي‌كرد؟

شاگرد ممتاز مدرسه دارالفنون بشود شف‌‌گارسن گراند هتل! از ناداري نبود، از ناداني بود، دوست داشتم ژنرال بشم، ژنرال كي و چي فرقي نداشت فقط ژنرال...» و يا نقش رضاخان پهلوي با بازي داوود رشيدي كه نقش‌گويي تحسين برانگيز زنده ياد ايرج ناظريان در باورپذيري آن نقش و سهم به‌سزايي داشت، وقتي خيلي قلدرانه با لحني از تحكم به كمال‌‌الملك مي‌گفت: «كباب را بايد با سيخ به نيش بكشي، استاد كباب بخور جون بگيري!». به هر حال از اين نمونه‌ها در سينماي علي حاتمي فراوان است.

در اين بين، بهترين كساني كه مي‌توانند به طور موشكافانه درباره نقش دوبله در آثار حاتمي اظهارنظر كنند، دو استاد اين عرصه يعني منوچهر اسماعيلي و ناصر طهماسب هستند كه صداي آشنايشان را در اكثر فيلم‌هاي حاتمي به يادگار گذاشتند. طهماسب در اين باره مي‌گويد: «حاتمي با دوبله، فيلمش را تاليف مي‌كرد. يعني زمان نوشتن فيلمنامه و شكل دادن به نقش‌ها، همزمان به صداي شخصيت‌ها فكر مي‌كرد. دقت داشت كه هر نقش بايد با كدام صدا اجرا شود و اگر پيشنهاد خوبي هم مطرح مي‌شد، قبول مي‌كرد. ارتفاع كار دوبلورها را در ظاهر نمي‌دانست، اما به توانايي‌هايشان اشراف داشت. اينها سبك منحصر به فرد او بود. من با كارگردان‌هاي زيادي در سينماي ايران كار كرده‌ام، برخي از آنها در جريان دوبله فيلمشان، حتي وارد اتاق دوبله هم نمي‌شدند. كسي كه ديالوگ خودش را گوش نمي‌دهد معلوم است كه چي نوشته! مگر مي‌توان اينها را با حاتمي مقايسه كرد كه با گوشت و خونش مي‌نوشت. بعضي فقط دنبال اين بودند كه دوبله فيلمشان به سرعت تمام شود. علي حاتمي اين گونه نبود صدا برايش خيلي اهميت داشت. دوست داشت ورم حسي كلمات را با صداهايي خاص تزيين كند.

اسماعيلي نيز معتقد است: «زنده‌ياد حاتمي خيلي چيزها را در ذهن من گشود، همان طور كه علي كسمايي اولين پرده را از مقابل چشمانم كنار زد. علاقه‌اش به دوبله به قدري بود كه اعترافات اغراق‌آميزي مي‌كرد و مي‌گفت بهترين لباس‌هايم را سر دوبله مي‌پوشم و در شبي كه فردا صبحش مي‌خواهم سر دوبله حاضر شوم بيشترين التهابات را دارم. حداقل من و ناصر طهماسب اين را مي‌فهميديم و تا اين لحظه پس از علي حاتمي و ناصر تقوايي، نفر سومي را سراغ نداريم كه آنچنان مجذوب دوبله باشند. علي حاتمي به طور رسمي اعلام مي‌كرد كه فيلمم را در اتاق دوبله مي‌سازم».

در نمايش‌هاي چندباره فيلم‌هاي حاتمي از تلويزيون (كه اخيرا شاهد پخش كمال‌الملك و مادر نيز بوديم)‌، اين نكته مشهود بود كه اين فيلم‌ها هنوز هم مخاطبان بسياري دارد و از اين جهت ردپاي روح ايراني كماكان در آثار حاتمي هويداست و اين چنين همدلي تماشاگر را با خود همراه مي‌كند و جايگاه تاثيرگذار دوبلاژ نيز در اين سينماي خاص قابل بررسي است. دوبله در فيلم‌هاي حاتمي را نمي‌توان به عنوان فن يا نوعي تكنيك قلمداد كرد بلكه بايد آن را هنر دوبلاژ نام نهاد.

Fiona Liebe
03-09-2008, 11:59
كينه‌توزي 13ساله‌


جام جم آنلاين: دوبله فيلم‌‌هاي «كنت مونت كريستو»‌، «مغول» و «پيش‌كش» براي تلويزيون به پايان رسيد. در دوبله «كنت مونت كريستو»‌ كيكاووس ياكيده با سرپرستي جلال مقامي به جاي جيم كاويزل بازيگر نقش ادموند دانتس صحبت كرده است.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/12/100948055194.jpg

وي كه دريانورد است، مي‌خواهد با مرسدس ازدواج كند، اما فرناند، دوست صميمي‌اش توطئه‌اي طرح مي‌كند و ادموند به حبس ابد محكوم مي‌شود.
ادموند پس از 13 سال در زندان جزيره ديف با زنداني بي‌گناهي به نام فاريا با بازي ريچارد هريس و گويندگي حسين عرفاني ‌ آشنا مي‌شود. فاريا به او شمشيرزني و راه فرار از زندان را مي‌آموزد. ادموند پس از فرار، ابتدا به جزيره مونت كريستو مي‌رود و گنج آن را مي‌يابد و بعد براي انتقام به سراغ فرناند مي‌رود.

تعدادي ديگر از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: نگين كيان‌فر، جواد پزشكيان، ناصر احمدي، زانيار بهرامي، افشين زي‌نوري، محمدرضا مومني، محمد عبادي، عليرضا شايگان، پرويز ربيعي، حميد منوچهري، ابوالقاسم محمدطاهر، حسن كاخي و مجيد صيادي.

زندگي تماشايي چنگيزخان‌
در دوبله «مغول» تورج مهرزاديان با سرپرستي افسانه پوستي به جاي تموچين فرزند يكي از خان‌هاي مغول صحبت كرده است. افراد تارگوتاي طي حمله‌اي پدرش را مي‌كشند و ضمن تاراج ثروت او، تموچين را هم اسير مي‌كنند. وي پس از چند سال فرار مي‌كند و به سراغ نامزدش بورته مي‌رود.

دشمنانش دوباره حمله مي‌كنند و اين بار بورته را اسير مي‌كنند. تموچين از تنها دوستش جاموكاي كمك مي‌گيرد. پس از جنگ، افراد جاموكاي به تموچين ملحق مي‌شوند، اما وي پس از مدتي دوباره اسير و زنداني مي‌شود. بورته با كمك راهبي پير او را از زندان فراري مي‌دهد.

تموچين تصميم مي‌گيرد قوم مغول را متحد و كشور گشايي كند. او بعد‌ها با نام چنگيزخان يكي از شخصيت‌‌هاي معروف تاريخ مي‌شود.زانيار بهرامي (جاموكاي)‌، شيلا آژير (كودكي تموچين)‌، امير منوچهري، حسن كاخي، كوروش فهيمي، معصومه آقاجاني، الهام جاراني، حسين نورعلي و مجتبي شمس نيز در دوبله اين فيلم ‌ كانديداي اسكار در سال گذشته حضور داشته‌‌اند.

ماجراي زندگي يك نويسنده
«پيش‌كش» درباره هنري راث نويسنده ضد زن كتاب‌‌هاي كودكان است. رادي، دوست وي كه تصويرگر است؛ پس از همكاري موفقيت‌آميزشان در كتاب «مارتي، سگ‌آبي» فوت مي‌كند. هنري مجبور مي‌شود براي جلد بعدي كتاب‌، همكاري با لوسي ريلي را بپذيرد... تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: ناصر تهماسب (تام ويلكين سون)‌، منوچهر والي‌زاده، نگين كيان‌فر، شروين قطعه‌اي، اصغر افضلي، ظفرگرايي و مژگان عظيمي.

Fiona Liebe
03-09-2008, 11:59
ماجراهاي دختر شاد و پسر افسرده‌


جام جم آنلاين: 3 فيلم از محصولات سال 2007 سينماي هند با سرپرستي خسرو خسروشاهي براي شبكه ويدئويي دوبله شد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/11/100947966970.jpg

«وقتي همديگر را ديديم» كه پاييز سال گذشته در سينماهاي هند اكران شد؛ درباره دختري شاد به نام گيت ديلون است كه هنگام سفر پنجاب، در قطار با پسري افسرده به نام آديتيا كاشياپ آشنا مي‌شود، آديتيا به خاطر شكست عشقي و ورشكستگي مالي از دنيا بيزار شده و مقصد نامعلومي را در پيش گرفته است.

گيت مي‌كوشد به وي كمك كند.مينو غزنوي (كارينا كاپور / گيت)‌ و افشين زي‌نوري (شاهد كاپور/ آديتيا)‌ دوبلورهاي اصلي اين فيلم هستند.
عشق پيرانه‌سر
در فيلم «شكر كمتر»‌ مرد 64 ساله‌اي به نام بودادو گوپتا در رستوران بزرگ خود در شهر لندن با دختر 34 ساله‌اي به نام نينا ورما آشنا مي‌شود. اين آشنايي هنگام اعتراض نينا به غذاي رستوران صورت مي‌گيرد. بودادو و نينا پس از اين ماجرا نيز چند بار همديگر را مي‌بينند و بتدريج به هم علاقه‌مند مي‌شوند.

هنگامي كه نينا به خاطر بيماري پدرش به هند باز مي‌گردد، بودادو نيز با مادرش نزد خانواده او مي‌رود تا رسما خواستگاري كند. پدر نينا در همان ديدار اول، جواب رد مي‌دهد و وقتي اصرار دخترش و بودادو را مي‌بيند، تهديد به خودكشي مي‌كند. آيا آنها اين تهديد را جدي و عشق‌شان را ناديده مي‌گيرند؟

خسرو خسروشاهي (آميتا باچان/ بودادو)‌ و مينو غزنوي (تابو/ نينا ورما)‌ گويندگان اصلي اين فيلم هستند.

گاندي، پدري ناموفق‌
«پدرم، گاندي» داستان زندگي پرآشوب‌ و پردردسر هريلال گاندي پسر ماهاتما گاندي است. در اين فيلم، گاندي بزرگ پدري ناموفق نشان داده مي‌شود. وي پدر ملت نام گرفت اما در اداره زندگي خودش ناموفق بود. پسرش هريلال در خيابان‌ها آواره و سرگردان بود و در نهايت به الكل روي آورد...

بيژن علي‌محمدي (گاندي)‌، خسرو خسروشاهي (آكشي خانا / هريلال)‌، مينو غزنوي (بوميكا چاولا / گلاب)‌، كتايون اعظمي (كاستوربا)‌، پرويز ربيعي، امير عطرچي، مهناز آباديان، سميه موسوي و محمد ياراحمدي از جمله دوبلورهاي اين اثر هستند.

Fiona Liebe
07-09-2008, 03:46
دوبله «پاندا وارد مي‌شود» با جديدترين دستگاه دوبله در ايران


مهرداد رئيسي در گفت‌و‌گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: انيمشن «پاندا وارد مي‌شود» جديدترين انيميشني است كه در انجمن گويندگان جوان دوبله شده و ما در دوبله اين اثر از جديدترين دستگاه صدابرداري دوبله در ايران استفاده كرده‌ايم كه با استفاده از آن ديگر نيازي به حضور صدابردار نيست.
وي افزود: اين انيميشن كه پيش از اين با نام «كونگ‌فو پاندا» معرفي شده، براي پخش از شبكه دو سيما دوبله مي‌شود و مديريت دوبله آن بر عهده خودم است البته شايد پيش از پخش تلويزيوني از طريق موسسه سوره توزيع شود.
وي ادامه داد:تلاش كرده‌ايم اين اثر را به بهترين شيوه و با ايراني‌ترين ديالوگ ترجمه و دوبله كنيم. در دوبله اين اثر حامد عزيزي به جاي پاندا، رهبر نوربخش به جاي استاد شي‌فو، خانم غلامي به جاي مار، خانم چوبدار به جاي ببر و خودم به جاي پدر پاندا سخن گفته‌ايم و ناظر كيفي آن نيز استاد «علي كسمايي» است.
رئيسي در ادامه سخنان خود به اكران انيميشن‌هاي دوبله شده در انجمن گويندگان جوان اشاره و تصريح كرد: هر هفته روزهاي دوشنبه يكي از انيميشن‌هاي دوبله شده در اين انجمن در فرهنگسراي رسانه پخش و با حضور منتقدان و علاقه‌مندان مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.
وي در ادامه درباره توليدات جديد انجمن گويندگان جوان نيز گفت: انيميشن جديد مسابقه لاك پشت و خرگوش، گارفيلد جديد با نام جشنواره خنده، اسپيد ريسر و نارنيا توليدات جديد ما در زمينه دوله است كه به تازگي روانه بازار خواهند شد.

Fiona Liebe
07-09-2008, 10:12
نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير
فرياد آزادي يك سلحشور
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/16/100948396853.jpg
جام جم:در تاريخچه دوبلاژ ايران، فصلي وجود دارد كه تاريخ‌نگاران سينما از آن به عنوان «دوران طلايي» ياد مي‌كنند. آغاز اين دوران برمي‌گردد به اوايل دهه 1340 كه تا ميانه‌هاي دهه 50 شمسي ادامه پيدا كرد. اكران بهترين آثار روز سينماي جهان در سينماهاي كشور و به موازات دوبله شدن آنان، بهره‌گيري از امكانات پيشرفته استوديوها جهت صداگذاري و ضبط صدا، نظارت كمپاني‌هاي سازنده فيلم بر كيفيت كار مترجمان و مديران دوبلاژ و به اوج رسيدن شيوه نقش‌گويي دوبلورها از عوامل شاخص شكل‌گيري دوران طلايي بود.
در سال‌هاي بعد از انقلاب به دليل كاهش چشمگير نمايش آثار خارجي در سينماها، صنعت دوبلاژ با افتي تدريجي مواجه شد؛ اما ديري نپاييد كه از ميانه‌هاي دهه 70 شمسي با ايجاد موسسات ويدئو رسانه و گسترش شبكه‌هاي تلويزيوني، دوبله رونق دوباره‌اي گرفت و اين روند با افت‌وخيزهاي فراوانش تا به حال ادامه داشته است. دوبله در گذر سال‌هاي اخير با مباحث فراواني از لحاظ با كيفيت بودن يا عدم آن مواجه بوده؛ اما اين كه مدام دوبله آثار فعلي را با دوران طلايي دوبلاژ (با توجه به عوامل شاخصي كه از آن ذكر شد)‌ مقايسه كنيم، جوري بي‌انصافي به فعالان اين عرصه در زمان حال كرده‌ايم. به هر حال در بين فيلم‌هاي زيادي كه هم‌اينك دوبله مي‌شوند (چه در تلويزيون يا در موسسات ويدئو رسانه)‌ آثار شاخصي را مي‌توان جستجو كرد.
از اين پس قصد داريم كه در همين صفحه به معرفي و شرح جزئياتي از بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير بپردازيم. خوشبختانه نسخه هر كدام از اين دوبله‌ها در بازار موجود است و علاقه‌مندان دوبلاژ مي‌توانند آنها را تهيه و از تماشايشان لذت ببرند. در يادآوري اين نكته ضروري است كه گشايش پرونده حاضر با پرهيز از حب و بغض‌هاي شخصي، دريچه كوچكي است براي آشنايي هرچه بيشتر با صنعت كنوني دوبلاژ كه در بررسي‌ آثاري كه بدين منظور خواهد شد، ردپاي هنر دوبله را مي‌توان آشكارا مشاهده كرد و حتي اين ادعا را داشت كه در دوبله كنوني برخي از فيلم‌ها، لحظات درخشاني وجود دارد كه پا را فراتر از عصر طلايي گذاشته است. يكي از اين نمونه‌ها، دوبله فيلم شجاع‌دل (اثر مل‌گيبس، محصول 1995 آمريكا)‌ به مديريت دوبلاژ محمود قنبري است.
بارها به اين نكته اشاره شده كه طبق قانوني نانوشته، دوبله فيلم‌هاي تاريخي به طور معمول مناسب از آب درمي‌آيد كه در اين مهم عواملي چون نحوه ادا كردن كلمات به شكل ادبي و رسمي، جنس‌ بازي به اصطلاح تاريخ‌گونه هنرپيشه و نحوه خاص چهره‌پردازي و طراحي لباس آنان، دخيل هستند و به قول خود گويندگان فيلم، همين شاخصه‌ها موجب گرم شدنشان جهت نقش‌گويي در آثار تاريخي مي‌شود. دوبله «شجاع‌دل» نيز از قاعده مستثنا نيست و محمود قنبري نگاهي حرفه‌اي بدان داشته است.
از نگاه فعالان عرصه دوبله، قنبري از آن دست مديران دوبلاژ كاركشته‌اي است كه وسواس زيادي در انتخاب گويندگان فيلمشان دارند؛ البته قنبري در اين باره همواره از گروه ثابتي از دوبلورها بهره برده كه از اين حيث با نظرات موافقان و مخالفان روبه‌رو شده است. منوچهر والي‌زاده، زهره شكوفنده، پرويز ربيعي، ناصر احمدي، مينو غزنوي، افشين زينوري و كيكاووس ياكيده از اعضاي تقريبا ثابت گروه دوبله فيلم‌هاي محمود قنبري هستند كه حضور اين دوبلورهاي نام‌آشنا و باتجربه در كنار هم، بدون شك موجب بالا رفتن كيفيت نقش‌گويي‌هاي دوبله يك فيلم مي‌شود، اما اصرار بر استفاده مستمر از صداي دوبلورهاي نامبرده، نوعي تكرار ملال‌آور را از دوبله‌هاي به سرپرستي قنبري براي مخاطب يادآور مي‌شود (طوري كه اگر دوبله فيلمي در دست محمود قنبري باشد از قبل مي‌دانيم كه كدام دوبلورها به جاي شخصيت‌هاي اثر نقش‌گويي مي‌كنند)‌ ولي هرگاه اين مدير دوبلاژ از هنر و صداي آشناي دوبلورهاي ديگري در كارش بهره برده، نتيجه كار درخشان شده است. نمونه بارز اين مورد بهره‌گيري از صداهاي ماندگار منوچهر اسماعيلي و بهرام زند در دوبله شجاع‌دل است كه به‌واقع دوبله اين فيلم را به يادماندني و در كارنامه قنبري متمايز مي‌كند. اين فيلم در اوايل دهه 1380 شمسي، در امور دوبلاژ تلويزيون جهت نمايش در برنامه سينمايك دوبله شد و از آن دست دوبله‌هاي فاخر تلويزيون است كه همپاي شاخص بودن اثر، حتي نقش‌هاي مكمل را معتبرترين دوبلورها گفته‌اند. بنابراين دوبله شجاع‌دل، صرفه‌جويي‌هاي مالي مرسوم را ندارد.
آغاز دوبله اين فيلم اختصاص دارد به صداي محمود قنبري كه عنوان اسكاتلند سال 1280 را مي‌گويد و در ادامه صداي منوچهر والي‌زاده را به عنوان راوي كه از زبان شخصيت رابرت دبروس (با بازي اگوس مك فادين)‌ است، مي‌شنويم: «حماسه ويليام والاس را برايتان مي‌گويم، تاريخ‌نويسان انگلستان مرا دروغ‌پرداز خواهند ناميد، اما تاريخ توسط كساني كه قهرمانان را به دار مي‌آويزند، نگاشته مي‌شود...». همين چند جمله كوتاه ابتداي فيلم كافي است كه متوجه شويم، قدرت قلم تواناي مترجمي زبردست در روح اين كلمات پنهان است و حسين شايگان با تبحر منحصر به فردش در اين عرصه، تمام دقت خود را صرف برگردان زبان اصلي فيلم به فارسي كرده است. صداي با حجم و اثرگذار بهرام زند به جاي شخصيت ويليام والاس (با نقش‌آفريني مل گيبسون)‌ از نقاط قوت دوبله شجاع دل است كه انتخاب هوشمندانه محمود قنبري را جهت صداي اين نقش مي‌رساند. صداي زند و شيوه نقش‌گويي‌اش اين ويژگي را دارد كه روي چهره بازيگران شاخص قرار گيرد و به‌اصطلاح با حالات آنان در تناسب باشد براي اين موضوع چهره بازيگراني چون رابرت دنيرو، بروس ويليس، دانيل دي لوئيز، اد هريس، خاوير باردم و همين مل گيبسون با صداي بهرام زند بيشتر در يادها مانده تا با صداي ساير دوبلورها. نقش اول‌گويي زند در دوبله شجاع‌دل به خوبي توانسته تمام خصوصيات سلحشورانه ويليام والاس را به تماشاگر القا كند، مانند سكانس زورآزمايي والاس با هميش كمپبل (دوست دوران بچگي‌اش)‌ كه زند لحن رجزگويانه به خود مي‌گيرد و با حالتي از طعنه مي‌گويد: «سنگ تو انداختي! و يا به هنگام ترغيب كردن سپاهيان به جنگ، اوج و فرودهاي بسياري را در صدايش مي‌آورد كه كاملا با جوش و خروش‌هاي پرسوناژ والاس همگام است و بهرام زند در طول فيلم با شناخت درستي كه از جنس بازي گيبسون دارد، نقش‌گويي با حرارت خود را ادامه مي‌دهد تا اين كه در صحنه اعدام والاس فرياد «آزادي» را به گونه‌اي سر مي‌دهد كه تاثيرش را بر بيننده گذاشته و اين تبديل به شاخص‌ترين دستاورد عملكرد يك دوبلور مي‌كند. اما ديگر انتخاب برتر محمود قنبري به صداي منوچهر اسماعيلي اختصاص دارد كه اين نابغه هنر دوبلاژ به جاي شخصيت پادشاه ادوارد پادراز (با بازي پاتريك مك گوهان)‌ نقش‌گويي مي‌كند.
مك گوهان كه ايفاگر نقش پادشاهي سنگ دل و سلطه‌جو است، صدايي خشك و گرفته را براي اداي ديالوگ‌هايش در نظر گرفته و اسماعيلي نيز همين نكات را در لحن صداي خود لحاظ كرده و گوياي لحن شاهانه با درون‌مايه‌هاي قدرت شده است: در كارنامه درخشان منوچهر اسماعيلي، نقش‌گويي به جاي شخصيت‌هاي منفي نيز ديده مي‌شود كه نمونه شاهكارش صداي نقش ويكتور كاماروفسكي (با بازي راد استايگر)‌ در دوبله دكتر ژيواگو (به مديريت احمد رسول‌زاده)‌ است. اما به واقع اجراي صدايي نقش ادوارد پادراز به قدري استادانه است كه حسي از تحكم شخصيت با مايه‌هايي از وحشت را به مخاطب القا مي‌كند و اين شيوه ماهرانه نقش‌گويي منوچهر اسماعيلي همچون ستوني محكم دوبله شجاع دل را نگاه داشته است، كافي است كه به نحوه اجرايش در چند صحنه دقت كنيم مثل سكانس رودررويي پادشاه ادوارد با پسرش كه رسم مملكتداري را به او مي‌آموزد، سپس از فرط عصبانيت وليعهد خود را نقش بر زمين كرده و بعد دستور مي‌دهد كه بايست، در اينجا اسماعيلي جمله «بايست» را بي‌نهايت با اقتدار مي‌گويد كه اين خود دليل روشني است بر توانايي‌هاي اين دوبلور با تجربه در كنار اسماعيلي. افشين زينوري نيز با تسلط توانسته گوياي تزلزل شخصيتي يك وليعهد باشد. قنبري براي دو شخصيت زن اصلي فيلم، از صداي بهترين‌هاي دوبله عصر حاضر يعني زهره شكوفنده و مينو غزنوي بهره برده كه انتخاب‌هاي به جايي هستند. زهره شكوفنده به جاي پرسوناژ مارون (كاترين مك كورمك)‌ همسر ويليام والاس و مينو غزنوي به جاي پرنسس ايزابل (سوفي مارسيو)‌ گويندگي كرده‌اند. شخصيت مارون با اين كه در دقايق اندكي از فيلم ديده مي‌شود، اما تاثير بسزايي بر روند داستان و خود والاس به عنوان همسرش دارد و هم اوست كه با كشته شدنش به دست عمال اشراف اسكاتلند، موجب شكل‌گيري قيام ويليام والاس مي‌شود. اين تاثيرگذاري بايد در صداي مارون نيز وجود داشته باشد كه زهره شكوفنده آن را به صورتي دلنشين درآورده است.

Fiona Liebe
08-09-2008, 11:19
انتقام از يك بازيگر معروف


جام جم آنلاين: دوبله 2 فيلم براي تلويزيون پايان يافت. ماجراهاي «آرسنيك و توركهنه» ساخته فرانك كاپرا در سال 1941 از جايي آغاز مي‌شود كه مورتيمر بروستر - نويسنده و روزنامه‌نگار كه به خاطر نوشته‌هاي انتقادي‌اش درباره ازدواج مشهور است، سرانجام به ازدواج تن مي‌دهد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/16/100948394065.jpg

او پس از ازدواج با آلن‌هارپر براي اعلام اين خبر نزد عمه‌‌هايش ‌ ابي و مارتا مي‌رود. آنها در خانه‌اي كنار يك گورستان در بروكلين با تدي برادرزاده ديگرشان زندگي مي‌كنند. مورتيمر هنگامي كه به بروكلين مي‌رسد، متوجه مي‌شود كه عمه‌‌هايش چند مرد مسن را با نوشيدني مسموم، كشته و اجسادشان را به كمك تدي در زيرزمين خانه مخفي كرده‌اند...

تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: ناصر تهماسب (كاري گرانت)‌، حسين عرفاني (ريموند مسي)‌، شروين قطعه‌اي (پترلوره)‌، مهين برزويي، زويا خليل‌آذر، اصغر افضلي، مهدي آرين‌نژاد، بيژن علي‌محمدي، سعيد مقدم‌منش، رضا آفتابي، ابراهيم شفيعي و ميرطاهر مظلومي.

«پاپاراتزي» درباره بازيگر معروفي به نام بو لاراميه است. 3 خبرنگار سمج مي‌خواهند با او مصاحبه كنند و عكس بگيرند.

بو با آنها درگير مي‌شود و يكي از آنها را مضروب مي‌كند. آنها براي تلافي، تعدادي از عكس‌هاي او را منتشر مي‌كنند. مدتي بعد، يكي از خبرنگاران طي حادثه‌اي كشته مي‌شود و...

منوچهر والي‌زاده (بو) ‌، مهرخ افضلي (ابي) ‌، اكبر مناني (كارآگاه برتون) ‌، زانيار بهرامي (دانيل بالدوين / وندل) ‌، كريم بياني (تام سيزمور / ركس) ‌، مريم سيكارودي (دكتر كلي) ‌، حسين نورعلي (كوين)‌، مجتبي فتح‌الهي (لئونارد)‌ ، فريده شريف‌واقعي ، سحر اطلسي ، محمد‌علي جان‌پناه ، امير فرحان‌نيا و هادي جليلي از جمله دوبلورهاي اين فيلم هستند.

دوبله سريال «فلسطين غريب» با سرپرستي عليرضا باشكندي براي شبكه تهران ادامه دارد.

ماجراهاي اين مجموعه درباره قسمتي از تاريخ فلسطين است كه شخصي به نام علي تعريف مي‌كند. هنگامي كه انگليسي‌ها به فلسطين مي‌آيند، مقدمات فروش زمين‌هاي مردم اين كشور به صهيونيست‌ها فراهم مي‌شود.

تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: حسين عرفاني (ابو احمد)‌، غلامرضا صادقي (احمد)‌، بيژن علي‌محمدي(عزالدين قسام)‌، آزيتا لاچيني، ظفرگرايي، آزيتا ياراحمدي، رزيتا ياراحمدي، اميرمحمد صمصامي، شروين قطعه‌اي و حميد منوچهري.

Fiona Liebe
09-09-2008, 02:16
فيلم سينمايي «مغول» براي پخش از تلويزيون دوبله شد


http://media.farsnews.com/Media/8706/Images/jpg/A0501/A0501740.jpg

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، فيلم سينمايي «مغول» محصول مشترك كشورهاي آلمان، قزاقستان و روسيه است كه در سال 2007 ساخته شده است.
بنابر اين گزارش، اين فيلم سينمايي 126 دقيقه زمان دارد و در ژانرهاي زندگينامه، درام، دراماتيك و جنگي ساخته شده است. بازيگراني چون تادانوبو آسانو، هونگلي سون، خولان چولون، اودنيام اودسورن، ‏آماربولد توينبايار، بايارتستسگ اردنبات، آمادو مامادكوف، با سن و ‏بو رن در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
داستان فيلم سينمايي «مغول» درباره تموجين فرزند يكي از خان‌هاي مغول است.او پس از نامزد كردن دختركي به نام بورته شاهد قتل پدرش اسوگي و تاراج ثروت ‏وي مي‌شود. تموچين كه به اسارت تارگوتاي در آمده، چند سال بعد موفق به فرار مي‌شود و تصميم مي‌گيرد تا با ‏دشمنان خود جنگيده و مقام خاني را به چنگ آورد. او كه بورته را نيز فراموش نكرده، به سراغ وي مي‌رود. پس از ‏بازگشت به همراه بورته، بار ديگر دشمنان بر او تاخته و اين بار بورته را نيز از چنگ وي خارج مي‌كنند.
‎تموچين ‏ناچار به سراغ تنها دوستش جاموكا مي‌رود تا با كمك وي بورته را نجات دهد. جاموكاي و افرادش به تموچين در ‏رهانيدن بورته از دست مركيت‌ها كمك مي‌كنند. اما رفتار سخاوتمندانه تموچين در تقسيم غنايم با افراد، سبب مي‌شود ‏تا آنها جاموكاي را رها و با تموچين همراه شوند. مدتي بعد تموچين بار ديگر اسير و زنداني مي‌شود. اين بار بورته كه ‏توسط راهبي پير از محل وي آگاه شده، براي رهانيدن وي عازم مي‌شود.‏‎ ‎تموچين با كمك بورته از زندان مي‌گريزد ‏و اين بار تنها نقشه‌اي كه در سر دارد متحد كردن قوم مغول و دستيابي به كشورهاي بسيار است...
فيلم سينمايي «مغول» با سرپرستي و گويندگي «افسانه پوستي» دوبله شده و تورج مهرزاديان، زانيار بهرامي، شيلا آژير، امير منوچهري، حسن كاخي، كوروش فهيمي، معصومه آقاجاني، الهام چاراني، حسين نورعلي و مجتبي شمس در دوبله اين فيلم حضور داشته‌اند.
فيلم سينمايي مغول نامزد بهترين فيلم زبان خارجي از كشور قزاقستان در مراسم اسكار شده و جايزه شاهين طلايي براي طراحي لباس را در روسيه از آن خود كرده است.

zeus
13-09-2008, 00:58
عطاالله كاملي پيشكسوت صدا و دوبله عصر امروز دارفاني را وداع گفت.







به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عطاالله كاملي متولد 1308 تهران است. او پيش از سال 1335 فعاليت خود را به طور حرفه‌يي در عرصه دوبله آغاز كرد و امروز 22 شهريور ماه پس از مدت‌ها رنج سرطان استخوان زندگي را بدرود گفت.



صداي «كاملي» بر روي نقش‌هاي كرك داگلاس فيلم‌هاي به يادماندني را خلق كرد و صداپيشگي او در سينمايي «اسپارتاكوس» هم‌چنان تحسين منتقدان سينما را به همراه دارد.
مديريت دوبلاژ فيلم‌هاي «جيمزباند»، سريال‌هاي «پوآرو»،«اسكيپي» و بسياري از آثار داستاني و مستند برعهده‌ي اين هنرمند صدا بوده است.
او چندي پيش در حالي كه تازه از شكستي پا رها شده بود به خبرگزاري دانشجويان ايران آمد و در مصاحبه‌ي تفصيلي درباره‌ي كارهايش و وضعيت دوبله در ايران سخن گفت. سرويس تلويزيون ايسنا درگذشت اين هنرمند را به خانواده و جامعه هنري تسليت مي‌گويد و جاي بسي تاسف است كه سخنان مستند او در زمان درگذشتش ارسال خواهد شد.

رييس انجمن گويندگان و گفتار فيلم نيز در تماس خبرنگار ايسنا اعلام كرد كه پيگير مراسم تشيع جنازه اين هنرمند از خانه سينما هستند و خبر زمان تشييع و خاكسپاري متعاقبا اعلام خواهد كرد.
ناصر ممدوح كه از فوت عطاالله كاملي غمگين و دردمند است به ايسنا گفت: آقاي كاملي هنرمند قدري در عرصه دوبله بود و من در كنار او گويندگي را آموختم.
او با بيان اين كه درگذشت اين هنرمند ضربه سنگيني است گفت: عطاالله كاملي صداي بسيار ماندگاري داشت و كارهاي او در بسياري از آثار داستاني و حتي مستند جاويدان خواهد بود.

Fiona Liebe
14-09-2008, 02:46
نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير
ضيافت باشكوه‌
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/23/100948995970.jpg
جام جم : ضيافت در فرهنگ لغت به معناي مهماني رفتن، مهماني دادن، دور هم جمع شدن و ... آمده است. بار معنايي اين كلمه به قدري است كه مي‌توان آن را در جنبه‌هاي گوناگوني چون علوم، فرهنگ، هنر و ... به كار برد، به مانند وقتي كه گفته مي‌شود ضيافت دانشمندان، شعرا، كارگردانان و... اما در اينجا مي‌خواهم اين نكته را به ضيافتي ديگر تعميم دهم؛ ضيافت دوبله به اين ضيافت با پرهيز از هرگونه مراسم و تشريفات خاص اشاره دارد، به نحوه عملكرد عوامل دوبله يك فيلم كه آن را براي مخاطب تماشايي و لذت‌بخش مي‌كند.
تاريخچه دوبله فارسي از اين دست ضيافت‌ها به خود زياد ديده كه اغلب اختصاص دارند به دوران طلايي دوبلاژ اما جاي بسي خوشحالي دارد كه اين روند در دهه‌ حاضر نيز متوقف نشد كه دوبله فيلم تسخيرناپذيران (اثر برايان دي پالما، محصول 1987 به مديريت دوبلاژ خسرو خسروشاهي)‌ گواه اين مدعاست.

دوبله اين فيلم، علاقه‌مندان دوبله را مجددا به ضيافتي باشكوه دعوت كرد و موجب زنده شدن خاطرات دلپذير دوبله فارسي در ذهن دوستداران شد. از دلايل مهمي كه دوبله فيلمي را درخشان مي‌كند، ساختار جذاب اثر و حضور هنرپيشه‌هاي مشهور سينماست و تسخيرناپذيران اين قابليت را داشته كه دوبله‌اش ديدني از آب درآيد كه مدير دوبلاژ صاحب سبكي چون خسرو خسروشاهي نيز در اين بين نقش مهمي ايفا كرده است. صاحب سبك بودن خسروشاهي در اين عرصه برمي‌گردد به مرحله انتخاب گويندگان‌ (Casting) كه در كارهايش انجام مي‌دهد و به قدري اين كار را ماهرانه به سرانجام مي‌رساند كه پس از تماشاي فيلم هر علاقه‌مندي اين نكته را بازگو مي‌كند كه انتخاب صدايي بهتر از اين نمي‌توانستيم متصور شويم. نكته مهم ديگر در نحوه كار خسروشاهي درك مناسب وي از فضاي اثر و حافظه مناسبش در رابطه با شيوه گويندگي دوبلورهاست كه مثلا فلان صدا با چهره كدام هنرپيشه تناسب بيشتري دارد كه همين مقوله در دوبله تسخيرناپذيران قابل جستجوست. حضور ستارگان مشهوري چون كوين كاستنر، رابرت دنيرو، شون كانري و اندي گارسيا در اين فيلم، يك مدير دوبلاژ آگاه را مجاب مي‌كند كه كار با كيفيتي را ارائه كند، چون در آثاري اينچنين كه هنرپيشه‌هاي شاخصي در آن هستند نگاه به دوبله‌اش نيز داراي حساسيت و پيگيري از سوي تماشاگر است. تسخيرناپذيران اقتباس آزاد از سريالي تلويزيوني به همين نام است.
فيلم كه به دوره منع مصرف مشروبات الكلي در آمريكا مربوط مي‌شود، داستان مبارزه اليوت نس حقوقدان (با بازي كوين كاستنر)‌ در راه سالم‌سازي شهر شيكاگو را به تصوير مي‌كشد.

گروه دستچين‌شده نس افراد سالمي بودند كه برخلاف ديگر همكارانشان رشوه نمي‌گرفتند و به اين جهت تسخيرناپذير خوانده شدند. دشمن شماره يك آنها آل‌كاپون (رابرت دنيرو)‌ است؛ نماد جرم و جنايت كه همچون ديوي بر شيكاگو چنگ انداخته بود. خسروشاهي علاوه بر مدير دوبلاژي اين فيلم، به جاي كوين كاستنر در نقش اليوت نس نيز نقش‌گويي كرد. خسروشاهي سابق بر اين در «با گرگ‌ها مي‌رقصد» هم به جاي كاستنر، نقش‌گويي درخشاني داشت كه در تسخيرناپذيران نيز اين روند را ادامه داد. دوبله فيلم از همان ابتداي تيتراژ آغاز مي‌شود و خسرو شمشيرگران با صداي پرصلابتش عنوان و عوامل فيلم را مي‌گويد كه همخواني دلپذيري با موسيقي تيتراژ (ساخته جذاب انيو موريكونه)‌ دارد. با ظاهر شدن متن توضيح در اولين سكانس، شمشيرگران شيوه مثال‌زدني‌اش در عنوان‌بندي‌خواني را به رخ مي‌كشد: «فعاليت‌هاي غيرقانوني، شيكاگو را به شهري در حال جنگ مبدل كرده است كه گروه‌هاي تبهكار در آن با يكديگر به رقابت مي‌پردازند. آنان با قتل و جنايت نيات خود را عملي مي‌كنند...»

سپس دوربين تصوير رابرت دنيرو (كه ايفاگر نقش آل‌كاپون است)‌ را در حال اصلاح صورت نشان مي‌دهد كه بهرام زند با حالتي رئيس‌مآبانه مي‌گويد: «خب! براتون بايد بگم چون نكته حساسيه...». اينجاست كه انتخاب صداي زند براي دنيرو از سوي خسروشاهي از نكات مثبت دوبله تسخيرناپذيران مي‌شود. هرچند كه دنيرو در طول فيلم حضور كمي دارد، اما انتخاب دي‌پالما براي اين نقش تاثيرگذاري‌اش را مي‌گذارد. به موازات اين مساله، خسروشاهي نيز هوشمندانه انتخاب صدايي انجام داده كه كاملا با چهره و حس و حال دنيرو تناسب دارد. نگارنده در مقاله‌هايي كه به معضل چند صدايي شدن هنرپيشه‌هاي مشهور پرداخته، از دوبله فيلم‌هاي رابرت دنيرو به عنوان نمونه بارز اين معضل نام برده است و به شخصه معتقدم در ميان گويندگاني كه به جاي دنيرو،‌ نقش‌گويي كرده‌اند صداي بهرام زند بهترين گزينه است و به اصطلاح بر چهره و نوع بازي اين بازيگر مي‌نشيند.

از ديگر انتخاب‌هاي درخشان خسروشاهي، بايد از صداهاي نصرالله مدقالچي به جاي شون كانري (در نقش ملون)‌ و منوچهر والي‌زاده به جاي اندي گارسيا (جوزپه استون)‌ نام برد. والي‌زاده زبر و زرنگي‌هاي شخصيت جوزپه را بخوبي در صدايش به كار گرفته و مدقالچي نيز نقش‌گويي باصلابتي به جاي شون كانري دارد. كانري در نقش پليس كاركشته‌اي به نام ملون، حكم بزرگ گروه تسخيرناپذيران را دارد كه در جاهايي با لحني پدرانه از تجربياتش براي ساير اعضاي گروه مي‌گويد كه مدقالچي نيز اين لحن را در ديالوگ‌گويي‌اش به كار گرفته، مانند صحنه‌اي كه از قوانين نانوشته پليس براي اليوت نسي مي‌گويد: «اين دومين قانون پليسه، اگر مي‌خواهي رازدار خوبي باشي، رازت را به رئيست نگو!». دو نقش مكمل جالب توجه در دوبله فيلم وجود دارد؛ نقش عكاس خبرنگار دست و پا چلفتي كه اصغر افضلي با لحن كمدي‌اش به جايش صحبت كرده و ديگري عضو سر به زير گروه يعني اسكار والاس (با بازي چارلز مارتين اسميت)‌ كه افشين زيوري با تسلط گويندگي كرده است. به هر حال تماشاي ضيافت دوبله تسخيرناپذيران به مراتب شيرين‌تر از خواندن نكته‌هايي از چگونگي ساختار دوبله است، چراكه تركيب دلپذيري از چهره هنرپيشه‌هاي شاخص با صداهاي ماندگار را فراهم آورده است. ديگر گويندگان حاضر در اين ضيافت عبارتند از: زنده‌ياد خسرو شايگان، شهلا ناظري، سيامك اطلسي، مهرداد ارمغان، جواد پزشكيان، بهرام زاهدي، محمد عبادي، محمدعلي ديباج، زويا خليل‌آذر، ناصر نظامي، بهمن هاشمي، ولي‌الله مومني، تورج نصر، رزيتا ياراحمدي و اردشير منظم.

تسخيرناپذيران در سال 1382 در امور دوبلاژ تلويزيون جهت پخش از برنامه سينما يك دوبله شد. هم‌اكنون نسخه‌اي از آن دوبله در بازار موجود است.

Fiona Liebe
15-09-2008, 17:48
صداگذاری بازی "عصر پهلوانان" با 35 گوینده حرفه‌ای


گویندگی و صداگذاری بازی رایانه‌ای "عصر پهلوانان" به سرپرستی محمد‌رضا علیمردانی با حضور 35 گوینده حرفه‌ای به پایان رسید.

به گزارش خبرگزاری مهر، مدیریت اطلاع‌رسانی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای اعلام کرد برای اولین بار 35 گوینده حرفه‌ای برای 94 شخصیت بازی در دو هزار خط دیالوگ صحبت کردند. "عصر پهلوانان" با توجه به رکود بازار در اواخر شهریور و مهرماه، اوایل آبان وارد بازار می‌شود.

از جمله گویندگان این بازی ایرانی می‌توان علیمردانی، مجید آقاکریمی، مجید حبیبی، هومن حاجی‌عبداللهی، حسن همایی، سلیمه قطبی، اعظم چوبدار، سیما رستگاران، کوروش زارع‌پناه، حامد مدرس، امین الیاسیان، امیر غفارمنش، علی سرور، سهیلا راد، شیوا ایوبی، مهدی نصرتی، حسین حسینیان، احمد نگهبان، محمد داودی، مه‌لقا باقری، حسین میرزائیان و رضا مرادی‌نژاد را نام برد.

Fiona Liebe
17-09-2008, 01:50
در جستجوي قاتل

جام جم آنلاين: دوبله 5 قسمت از سريال «دايره جنايي» و دوبله فيلم‌هاي «آن سوي تاريكي» و «يك راز زيبا» براي تلويزيون به پايان رسيد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/25/100949175288.jpg

دايره جنايي‌
ماجراهاي «دايره جنايي» در بخش ويژه جنايي اداره پليس يكي از شهرهاي استراليا مي‌گذرد. در هر قسمت، قتلي اتفاق مي‌افتد و پليس‌هاي اين بخش مي‌كوشند با استفاده از سرنخ‌ها، قاتل را بيابند.

تعدادي از دوبلورهايي كه تاكنون با سرپرستي اكبر مناني در اين مجموعه، صحبت كرده‌اند، عبارتند از: تورج مهرزاديان (مت)‌، مريم شيرزاد (جنيفر)‌، غلامرضا صادقي (دانكن)‌، علي مناني (سايمون)‌، ميثم نيك‌نام (استنلي)‌، ناهيد شعشعاني (برنيس)‌، شايان شام بياتي، شهروز ملك‌آرايي، فريبا رمضان‌پور، مريم رادپور، سعيد شيخ‌زاده، علي‌اصغر رضايي‌نيك، كامبيز شكوفنده، رضا الماسي، زهرا سوهاني، امير حكيمي، شيلا آژير، مينا شجاع، ميرطاهر مظلومي، شوكت قهرماني و حميدرضا رضايي.

آن سوي تاريكي
ماجراهاي «آن سوي تاريكي» درباره جواني به نام ديويد است كه با پدر و خواهرش زندگي مي‌كند. او به دليل اختلافاتي كه با خانواده خود دارد، بيشتر اوقات خود را به بيس‌بال اختصاص مي‌دهد. در يكي از مسابقات، تيم او مي‌بازد. ديويد و دوستانش كه داور را مقصر مي‌دانند، شبانه به ماشين او حمله مي‌كنند و ... ناصر تهماسب (نيك نولتي)‌، بهروز علي‌محمدي (ديويد)‌، مينا حبيلي (اشلي)‌، مريم رادپور (دبورا)‌، رضا الماسي (هانتر)‌، محمدرضا مومني (مايكل)‌، علي مناني، مازيار بازياران، اسفنديار مهرتاش، زهرا سوهاني، علي‌محمد اشك‌بوس، كوروش فهيمي، شايان شام‌بياتي، شوكت قهرماني و نازنين ياري از جمله دوبلورهاي اين اثر هستند. عباس نباتي ‌ مدير دوبلاژ فيلم ‌ نيز به جاي پدر صحبت كرده است.

يك راز زيبا
ماجراهاي «يك راز زيبا» درباره زني است كه مي‌خواهد بچه‌دار شود اما مادرش با اين كار بشدت مخالف است. او مجبور مي‌شود بين بچه‌دار شدن و مادرش يكي را انتخاب كند.تعدادي از دوبلورهاي اين فيلم عبارتند از: مريم شيرزاد، فريبا شاهين‌مقدم، زويا خليل‌آذر، مهوش افشاري، فريبا رمضان‌پور، افشين زي‌نوري، حسن كاخي، شهرزاد ثابتي، حسين سرآباداني و مريم بنائي.

Fiona Liebe
21-09-2008, 01:56
روح سرگردان‌


جام جم آنلاين: 4 فيلم كه با سرپرستي اميرزند، سعيد مظفري و چنگيز جليلوند دوبله شده است، به شبكه نمايش خانگي پيوست. در دوبله «قلب اجاره‌اي» تورج مهرزاديان به جاي باب‌ هاسكينز صحبت كرده است. وي ايفاگر نقش پليس نژادپرستي به نام جك موني است كه مجبور مي‌شود رضايت دهد تا قلب مرد سياه‌پوستي به نام استان را به او پيوند بزنند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/29/100949521272.jpg

كمي بعد ، روح استان به سراغ او مي‌آيد و مي‌گويد مرگش براثر تصادف ، عمدي بوده است و در حقيقت وي را كشته‌اند... چنگيز جليلوند (دنزل واشينگتن) ، مريم سيكارودي ، مرضيه صدرايي ، محمد ياراحمدي ، غلامرضا صادقي ، ميرطاهر مظلومي، علي منصوري راد و سينا زند.
دنياي بدلكاران‌
ماجراهاي «حداكثر خطر» درباره سروان جت لي است كه خانواده‌اش را طي يك ماموريت از دست داده است. او از شغل خود استعفا مي‌دهد و به هنگ‌كنگ مي‌رود تا بدلكار شود اما...در دوبله اين فيلم 101 دقيقه‌اي، سعيد مظفري به جاي جت لي صحبت كرده است.

تهيه گزارش خيلي محرمانه‌
«بهترين دوست انسان» درباره لوري تندر با گويندگي مينو غزنوي ‌ است كه براي تهيه‌ گزارش، مخفيانه وارد يك مركز تحقيقاتي مي‌شود. او متوجه آزمايش هاي عجيبي مي‌شود كه در اين مركز روي حيوانات انجام مي‌گيرد. رئيس مركز ، سگي به نام مكس را به موجودي استثنايي تبديل كرده است. هنگامي كه لوري از مركز مي‌گريزد ، اين سگ نيز همراه او مي‌شود... پرويز ربيعي ، ميرطاهر مظلومي و چنگيز جليلوند نيز در دوبله اين اثر 97 دقيقه‌اي حضور داشته‌اند.

شاهدان قتل دختري جوان‌
«فرياد كن» درباره بازيگر معروفي به نام سميرخان است كه از مدت‌ها پيش اصول و عقايد خود را براي رسيدن به موقعيت فعلي‌اش ناديده گرفته است. يك شب در يك مهماني، او و چند نفر ديگر شاهد قتل دختر جواني به نام راشمي مي‌شوند. قاتل، پسر يكي از وزراي هند است ، به همين دليل هيچ‌كس برضد او شهادت نمي‌دهد.

سمير خان نيز ابتدا خودداري مي‌كند اما با صحبت‌هاي خواهر راشمي تصميمش عوض مي‌شود.فهيمي ، تورج مهرزاديان، حسن كافي و مجيد صيادي گويندگان اين فيلم سينمايي هستند.

Fiona Liebe
21-09-2008, 01:59
نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير
به آرامي برگ‌ريزان‌
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/29/100949512921.jpg
جام جم:افسانه‌هاي خزان (اثر ادوارد زويك)‌ محصول 1994 از آن دست فيلم‌هايي است كه تماشايش را مي‌توان به همگان توصيه كرد، چرا كه معجوني است از موضوعاتي چون رابطه انسان باطبيعت بكر، عشق، خشونت، جنگ، خيانت، بازگويي افسانه‌اي از آمريكاي شمالي و ... همين نكته‌هاي مورد اشاره فيلم مي‌تواند سلايق گوناگون سينمايي مخاطب را با خود همراه كند.
افسانه‌هاي خزان در ادامه دغدغه‌هاي ادوارد زويك در رابطه با مقوله جنگ و ارتباط جوامع بشري باآن است كه ابتدا در فيلم «افتخار» و سپس در «آخرين سامورايي» نيز اين مقوله را مطرح كرد كه چطور جنگ همچون عفريته‌اي بر زندگي انسان‌ها سايه مي‌افكند و همه چيز را تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد اما در دل همين فضاي تاريك، سرشت پاك انسان همچون چراغي پرتوافشاني كرده و موجب رستگاري نوع بشر مي‌شود. سرهنگ ويليام لادلو (با بازي آنتوني هاپكينز)‌ سه فرزند دارد به نام‌هاي آلفرد (آيدان كوئين)‌، تريستان (برادپيت)‌ و ساموئل (هنري توماس)‌.

در سال‌هاي جواني، ساموئل با نامزدش سوزانا (جوليا آرموند)‌ به مزرعه پدري مي‌آيند. در اين زمان پسران لادلو داوطلبانه در جنگ جهاني اول شركت مي‌كنند كه ساموئل در اين بين كشته مي‌شود، بعد از بازگشت آلفرد و تريستان هركدام خواهان ازدواج با سوزانا هستند اما دست تقدير سرنوشت ديگري را براي خانواده لادلو رقم زده است. اين چند سطر خلاصه داستاني است كه زويك با ضرباهنگي ملايم آن را در افسانه‌هاي خزان روايت مي‌كند. بي‌شك تماشاي اين فيلم با دوبله فارسي براي مخاطب ايراني تجربه لذت‌بخشي دارد كه خوشبختانه داراي دوبله باكيفيتي است كه حاصل كار مدير دوبلا‌ژ باتجربه‌اي چون سعيد مظفري مي‌باشد. معرفي دوبله افسانه‌هاي خزان نمونه مناسبي است جهت نشان دادن تعامل كار مترجم با مدير دوبلاژ كه هرگاه اين تعامل برقرار شود شاهد دوبله درخشاني خواهيم بود كه در اين بين ترجمه روان حميدرضا راهي با مديريت مسلط مظفري نقش بسزايي در به ثمر رساندن اين دوبله مناسب داشته‌اند. آرامش مستتر در مسير حوادث فيلم در ديالوگ‌نويسي دوبله‌اش نيز مشهود است. از ديگر نكات مثبت دوبله افسانه‌هاي خزان، انتخاب هوشمندانه گويندگان و نحوه نقش‌گويي تاثيرگذار آنان است بويژه صداپيشگي خود سعيد مظفري به جاي ستاره‌اي چون برادپيت كه تناسب انكارناپذيري با چهره اين بازيگر مشهور دارد. علاقه‌مندان دوبلاژ خاطرات شيريني از صداي مظفري به جاي هنرپيشه‌هاي شاخصي چون كلينت ايستوود (در فيلم‌هاي به‌‌‌خاطر يك مشت دلار، خوب، بد، زشت و ...)

رايان (قصه عشق، بري ليندن)‌ و در سال‌هاي اخير به جاي كيانو ريوز و تام كروز دارند؛ اما به‌شخصه معتقدم صداي هميشه جوان و باطراوت سعيد مظفري به جاي براد پيت چيز ديگري است و تصور صدايي ديگر به جاي اين ستاره هاليوود را غيرممكن مي‌كند. اين نقش‌گويي‌هاي با حس و حال مظفري به جاي پيت را مي‌توان در دوبله در فيلم‌هايي مانند جاسوس‌بازي، تروا، آقا و خانم اسميت، سه‌گانه ياران اوشن، ترور جسي جيمز به دست رابرت فورد بزدل، خفتگان و... جستجو كرد. براد پيت در نقش تريستان بازي چشمگيري در افسانه‌هاي خزان ارائه كرده و حالتي اسطوره‌اي به آن داده است و مظفري نيز در ديالوگ‌گويي‌اش توانسته همگام او باشد با همان حرارت در اندوه، شادي و عواطف شخصيت تريستان. آغاز دوبله فيلم با صداي خسرو شمشيرگران است كه عنوان‌بندي را مي‌گويد و در ادامه صداي دلنشين مازيار بازياران را به جاي سرخ‌پوست پير كه قصه را روايت مي‌كند، در جمله‌هايي اين‌چنيني مي‌شنويم: «بعضي‌ها نداي درونشان را با وضوح بسيار مي‌شنوند و زندگي‌شان برپايه همين شنيده‌ها پي‌ريزي مي‌شود. چنين افرادي سرانجام يا جنون پيدا مي‌كنند يا به افسانه تبديل مي‌شوند...»

تمهيد جالبي كه در دوبله اين قسمت اتخاذ شده، حفظ صداي اصلي زبان سرخ‌پوست در زير صداي بازياران است كه حالتي مستندگونه به آن داده و نسبت به صداي نسخه اصلي نيز وفادار مانده است. اين شيوه به‌مراتب مناسب‌تر از آوردن زيرنويس فارسي است كه موجب سردرگمي بيننده مي‌شود. در ميانه‌هاي فيلم، (نبرد تريستان با دني)‌ ديالوگ طلايي اثر را نيز از زبان بازياران در نقش مرد سرخ‌پوست مي‌شنويم:

«قديمي‌ها مي‌گويند، وقتي يك انسان يا حيوان از خون هم مي‌گذرند، به‌هم تبديل مي‌شوند.» بازياران با سابقه درخشانش در اجراي صداي نقش‌هاي مكمل، در اينجا نيز نقش‌گويي قابل باوري دارد. حضور مقتدرانه و تماشايي آنتوني‌هاپكينز در نقش سرهنگي بازنشسته كه سرپرستي خانواده لادلو را عهده‌دار است از نقاط قوت افسانه‌هاي خزان است و انتخاب صداي نصرالله مدقالچي به جاي وي نيز دوبله اين فيلم را تماشايي‌تر كرده است. مدقالچي هرگاه براي دوبله فيلم‌هاي هاپكينز از سوي مديران دوبلاژ انتخاب شده، بسيار علاقه‌مند و با وجدي مثال‌زدني به جاي اين هنرپيشه صاحب سبك صحبت كرده و شاهد اين مدعا دوبله فيلم‌هاي سكوت بره‌ها، نقاب زورو و بيووولف است. در افسانه‌هاي خزان، مدقالچي در لحنش صلابت و اقتدار پدري ارتشي را به خود گرفته كه اوج اين خصيصه در صحنه مشاجره لادلو با پسرانش بر سر نرفتن يا رفتن به جنگ، هويداست و يا هنگامي كه لادلو بر اثر مصائب زندگي‌اش سكته مغزي مي‌كند و قدرت تكلمش را از دست داده و با صدايي مبهم منظورش را به اطرافيان مي‌رساند، مدقالچي هم در اجراي آن خرده اصوات بسيار تاثيرگذار تلاش خودش را كرده است.

در بررسي كارنامه دوبلورهاي زن در دهه اخير، مينو غزنوي از جايگاه شايسته‌اي برخوردار است و به دور از حاشيه و هياهوهاي مرسوم، دوبله هر نقشي را كه بر عهده گرفته با دقت و نگاهي كاملا حرفه‌اي آن را به ياد ماندني از آب درآورده است.

براي نمونه نقش سوزانا در افسانه‌هاي خزان كه سير تغيير حالت‌هاي اين شخصيت را از دختري پرشور و فعال به زني محافظه‌كار به خوبي در صدايش منعكس كرده كه اين نكته شاخص در كار مينو غزنوي قابل ستايش است. اين سير تحول شخصيتي كه ذكر شد نمود بارزش پرسوناژ آلفرد لادلو فرزند بزرگ خانواده است كه آرامش ابتدايي‌اش تبديل به جاه‌طلبي‌هاي افسارگسيخته مي‌شود ولي در انتها به كانون خانواده بازمي‌‌گردد و عليرضا باشكندي به عنوان دوبلور اين شخصيت، كاري با قدرت ارائه كرده است. حيف است كه در اين قسمت يادداشت از نقش‌گويي موثر گوينده جوان سعيد شيخ‌زاده به جاي ساموئل، يادي نكنم بويژه در سكانس كشته‌شدن پرسوناژ در جنگ كه در حال احتزار به برادرش وصيت مي‌كند، آشكار است كه شيخ‌زاده انرژي زيادي براي درآوردن حس و حال اين صحنه خرج كرده است. صدابرداري با كيفيت دوبله اين فيلم نيز سهم بسزايي در درخشان شدن اين كار دارد. ديگر دوبلورهاي افسانه‌هاي خزان عبارتند از: مريم صفي‌خاني، شهروز ملك‌آرايي، شهاب عسگري، حسين خدادادبيگي و بهروز علي‌محمدي.

افسانه‌هاي خزان در سال 1383 در موسسه تصوير دنياي هنر دوبله شده و هم‌اكنون نسخه آن در بازار موجود است.

Fiona Liebe
28-09-2008, 02:37
مديريت دوبلاژ «فرزند صبح» به بهرام زند رسيد


جام جم آنلاين: بهرام زند دوبلاژ فيلم «فرزند صبح» را مديريت مي‌كند. شرف‌الدين تهيه‌كننده‌ اين فيلم با اعلام اين مطلب ، گفت: قرارداد زند در اين هفته منعقد مي‌شود و اين مرحله از كار نيز آغاز مي‌شود. صداگذاري فيلم توسط محمود سماك ‌باشي ادامه دارد و با اتمام آن تا پايان مهرماه، فيلم براي كارهاي فني به خارج مي‌رود. وي اولين نمايش اين فيلم را در بيست‌وهفتمين جشنواره‌ي فيلم فجر دانست.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/03/11/100939926097.jpg
به گزارش ايسنا ، اما بهروز افخمي هم چندي قبل درباره اين‌كه فيلم را به جشنواره فيلم فجر ارايه خواهند داد ، گفته ‌بود: انگيزه حضور اين فيلم را در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره ندارم، چون فكر مي‌كنم با توجه به موضوع ويژه‌اي كه فيلم دارد، شايد مسوولان جشنواره ناگزير باشند به اين فيلم جايزه بدهند و معتقدم در هر صورت جايزه‌دادن يا ندادن به‌ اين فيلم، براي گروه فيلم «فرزند صبح» تأثير خوب نخواهد شد.
او در عين‌حال مطرح كرد: ترجيح مي‌دهم اگر در جشنواره شركت كرديم در بخش بين‌الملل آن متقاضي باشم.
در «فرزند صبح» به كارگراني بهروز افخمي؛ عبدالرضا اكبري ، آتيلا پسياني، هادي ديباجي، آرمان ايرانپور و هديه‌تهراني به ايفاي نقش مي‌پردازد.
اين فيلم تولد تا هفت سالگي حضرت امام خميني (ره) و همچنين بخش‌هايي از 63 سالگي ايشان را در 15 خرداد سال 42 را روايت مي‌كند.

Fiona Liebe
28-09-2008, 13:22
"مغول" برای پخش از تلویزیون دوبله شد


فیلم‌های سینمایی مغول، علامت امت، ماجراهای پینوکیو و کنت مونت کریستو برای پخش از شبکه‌های مختلف تلویزیون در واحد دوبلاژ سیما دوبله شدند.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "علامت امت" به مدیریت عباس نباتی با گویندگی علیرضا باشکندی، ناصر نظامی، ناصر خاوری، آزیتا یاراحمدی، امیر حکیمی، شیلا آژیر، علی‌محمد اشکبوس، زهرا سوهانی، افسانه آریابقا و صنم نکواقبال برای تلویزیون دوبله شد.

این فیلم 104 دقیقه‌ای به کارگردانی کیت اسنایدر تولید شده و اسکات وولف، گابریل بیرن، تیم راث و گرگ وود در آن بازی کرده‌اند. داستان "علامت امت" درباره یک مرد سختکوش اداره پلیس فیلادلفیا است که متوجه می‌شود به زودی بر اثر یک بیماری از پا درمی‌آید. او غریبه‌ای را برای کشتن خود استخدام می‌کند. اسنایدر بازیگر فیلم "انجمن شاعران مرده" است.

فیلم سینمایی "ماجراهای پینوکیو" به مدیریت مهین برزویی و گویندگی حسین عرفانی، مهوش افشاری، مریم صفی‌خانی، کسری کیانی، مریم رادپور، تورج نصر، مهدی آرین‌نژاد، سعید مقدم‌منش، ظفر گرایی و ... برای شبکه تهران دوبله شد. فیلم را استیو بارون سال 1996 با بازی مارتین لندو، جاناتان تیلر توماس، ژنه ویو بوژو و اودو کایر ساخت.

در خلاصه داستان "ماجراهای پینوکیو" آمده است: سال‌ها پیش در جوانی ژپتو عروسک‌ساز دلباخته لئونا بوده، اما چون نتوانسته محبت او را به خودش جلب کند، لئونا هم در عوض با برادر ژپتو ازدواج کرده است. در همان زمان ژپتو حرف اول نام خود و لئونا را روی یک درخت حک کرده است و...

فیلم سینمایی "مغول" به مدیریت افسانه پوستی با گویندگی تورج مهرزادیان، زانیار بهرامی، شیلا آژیر، امیر منوچهری، حسن کاخی، کورش فهیمی، معصومه آقاجانی، الهام چارانی، حسین نورعلی و مجتبی شمس برای تلویزیون دوبله شد. این فیلم 126 دقیقه‌ای را سرگئی بودروف سال 2007 ساخته و تادانوبو آسانو، تجن او، یینگ بای و آلیا در آن بازی کرده‌اند.

داستان فیلم سال‌های اول زندگی چنگیزخان را دربر می‌گیرد، وقتی که او یک برده بود، اما بعدها نیمی از دنیا از جمله روسیه را در سال 1206 فتح کرد. "مغول" با بودجه 20 میلیون دلاری ساخته شد و پارسال نماینده قزاقستان در اسکار بود. بودروف 60 ساله سازنده فیلم "زندانی کوهها" است که در 1997 نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان است.

فیلم سینمایی "کنت مونت کریستو" به مدیریت کیکاوس یاکیده با گویندگی جلال مقامی، حسین عرفانی، افشین زینوری، نگین کیانفر، محمدرضا مومنی، جواد پزشکیان، زانیار بهرامی، محمد عبادی، ناصر احمدی و ... برای تلویزیون دوبله شد. این فیلم 131 دقیقه‌ای سال 2002 با بودجه 40 میلیون دلار بر مبنای کتاب الکساندر دوما به کارگردانی کوین رینولدز ساخته شد.

جیم کاویزل، داگمارا دومینچیک و گای پیرس بازیگران "کنت مونت کریستو" هستند و داستان درباره دریانوردی به نام ادموند است که می‌خواهد با مرسدس ازدواج کند، اما یکی از دوستانش در توطئه‌ای باعث می‌شود او به حبس ابد در زندان جزیره دیف محکوم شود. ادموند پس از 13 سال با پیرمردی زندانی آشنا می‌شود. فیلم در آمریکا 54 میلیون دلار فروخت.

Fiona Liebe
06-10-2008, 09:00
نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير
پيش به سوي روشنايي
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/12/100950738331.jpg
سه گانه ارباب حلقه‌ها (اثر پيترجكسن)‌ است كه اپيزود اول آن به نام «ياران حلقه» در سال 1381 از شبكه دوم سيما به نمايش درآمد ولي آن‌طور كه شايسته اين اثر است از سوي مخاطب تلويزيوني ديده نشد. دو علت مهم اين ديده نشدن برمي‌گشت به زمان نمايشش در ساعات پاياني شب و به صورت پخش در دو شب متوالي به دليل زمان 180 دقيقه‌اي فيلم كه از نظر روايي، اثر را دوپاره كرد.
اين روند نامناسب پخش در نمايش دواپيزود ديگر ارباب حلقه‌ها (دو برج و بازگشت پادشاه)‌ از تلويزيون ادامه پيدا كرد و حتي بعد‌ها نيز تكرار پخش هم نداشت؛ جالب اين‌كه در برنامه‌هاي تخصصي چون سينما يك، صد فيلم، سينما چهار و ... كه با ديدي حرفه‌اي به نقد و بررسي آثار شاخص سينما مي‌پردازند، ارباب حلقه‌ها جايگاهي نداشت. حال تصور كنيد به فيلمي اينچنيني جفا شود، مسلما اجزايش نيز بالطبع ديده نخواهد شد كه از اجزاي مهمش در پخش تلويزيوني، دوبله قابل توجه آن بوده است كه دوبله با كيفيت ارباب حلقه‌ها فداي بالانس نبودن صداي شبكه در هنگام پخشش شد كه براي طرفداران دو آتشه اين اثر با شكوه (كه عقيده دارند تاريخ سينما را مي‌توان به قبل و بعد از تريلوژي ارباب حلقه‌ها تقسيم‌بندي كرد!) نوعي تجربه ناخوشايند را به همراه داشت.

خوشبختانه با توزيع اين فيلم در شبكه ويدئويي، استقبال چشمگيري از آن شد كه دوبله مناسبش سهم زيادي در اين ديده شدن دارد. دوبله ارباب حلقه‌ها حاصل كار يكي از مديران دوبلاژ اين عرصه، امير هوشنگ زند است كه با دقتي خاص و درك صحيح از فضاي اثر كه در پس زمينه‌ اين مهم به تحصيلات زند در رشته سينما برمي‌گردد، بسيار درخشان اين كار را به سرانجام رسانده است؛ البته دوبله هر كدام از سه قسمت ارباب حلقه‌ها، قابليت بررسي و تحليل جداگانه را دارد اما به اين علت كه در دوبله فيلم‌هاي چند قسمتي، شالوده دوبله در قسمت اول نهفته است.

مي‌خواهم به اجزاي دوبله قسمت اول، «ياران حلقه» بپردازم. سواي انتخاب‌هاي صدايي مناسب از جانب امير زند و نقش‌گويي فوق‌العاده دوبلورها كه بعدا به آنها اشاره خواهم كرد. ترجمه ريزبينانه و مو به موي با اثر به قلم شهرزاد ايزدي به نام، در درخشان شدن دوبله «ياران حلقه» بسيار تاثيرگذار بوده است و ديگر اين كه در اين دوبله ما با نقش‌گويي عجولانه و بي‌كيفيت روبه‌رو نيستيم و سطح بالاي كار گويندگان فيلم را مي‌توان در آن مشاهده كرد.
آغاز دوبله ياران حلقه اختصاص دارد به صداي گيرا و دلنشين فهيمه راستكار كه در مقام راوي داستان يكي از بهترين انتخاب‌هاي امير زند مي‌باشد و لحن آرام يك قصه‌گو را براي تماشاگر فيلم با روايتي اين چنين تداعي مي‌كند: «همه چيز با ساختن حلقه‌ها شروع شد، سه حلقه به الف‌ها كه از همه اقوام داناتر و باهوش‌تر بودند داده شد، هفت حلقه به اربابان كوتوله‌ها كه ذهني هوشيار داشتند و سازندگان غارها بودند و بالاخره 9 حلقه به قوم انيس‌ها كه بيش از هر چيز تشنه قدرت هستند هديه شد. درهر يك از اين حلقه‌ها اراده و نيروي لازم براي حكومت كردن مستقر بود ولي همه فريب‌خورده بودند زيرا حلقه ديگري هم ساخته شده بود، در سرزمين موردور در ميان آتش كوه نابودي، سائرون فرمانرواي تاريكي مخفيانه حلقه‌اي اصلي ساخت تا با آن بقيه را كنترل كند و در اين حلقه تمامي بي‌رحمي باطني‌اش براي غلبه كردن بر كليه موجودات را قرار داد. «سپس بهمن هاشمي عنوان ياران حلقه را مي‌گويد و از اينجا اقتباس بي‌نظير پيتر جكسن از كتاب جاودانه جي.آر.آر تادكين آغاز مي‌شود. يكي از دلايل شخصي‌ام براي پرداختن به دوبله ارباب حلقه‌ها در اين زمان، حضور صداي ماندگار زنده ياد عطاءالله كاملي و نقش‌گويي ايشان به جاي شخصيت سارومان (با بازي كريستوفرلي)‌ است كه جامعه دوبله بتازگي اين صداي با صلابت را از دست داد و جاي خالي اين صداي تاثيرگذار روز به روز بيشتر احساس مي‌شود ولي مشاهده دوبله ارباب حلقه‌ها اين حسن را دارد كه دوباره صداي استاد را بشنويم. حضور عطاءالله كاملي در دوبله اين فيلم و بعد از آن در فيلم راه‌هاي افتخار (استنلي كوبريك)‌ و نقش‌گويي به جاي كرك داگلاس، از آخرين صداپيشگي‌هاي ايشان در دوبله تلويزيوني بود و اجراي صداي جادوگري به نام سارومان كه در اعمالش خشونت و تحكمي خاص هويداست. تنها از عهده زنده‌ياد كاملي در دوبله ياران حلقه برمي‌آمد بويژه در سكانسي از فيلم كه به معرفي سارومان مي‌پردازد.

كاملي با لحن تاثيرگذارش به معرفي اين شخصيت مخوف مي‌پردازد: «از كوه نااميدي دود برمي‌خيزد و بتدريج زمان از كف مي‌رود و تو دوست من گاندالف براي مشاوره با سارومان به پيش مي‌آيي.» همان‌طور كه در قبل ذكر شد، نقش‌گويي‌هاي فوق‌العاده‌اي از دوبلورها را مي‌‌توان در دوبله ياران حلقه جستجو كرد كه در اين بين دو اجراي صدايي حكم شاهكار را دارد يكي صداپيشگي حسين عرفاني به جاي شخصيت گاندالف (با بازي يان مك‌كلين)‌ و ديگر منوچهر والي‌زاده به جاي برومير (شان بين)‌ كه هر دو با وجود پركاري بي‌محابايشان در دوبله تلويزيون، در اينجا با حس و حالي ديگر نقش‌گويي كرده‌اند. عرفاني با گويشي پيرمردانه با رگه‌هايي از مهرباني، شخصيت گاندالف را دوست‌داشتني كرده و منوچهر والي‌زاده با همان صداي آشنا و جوانانه‌اش و اين بار با جنسي از دليري و جاه‌طلبي، صداي نقش برومير را معركه از آب درآورده و آن را تبديل به نقطه عطفي در كارنامه‌اش كرده است. بخصوص وقتي خصايل تشويش و حس قدرت را در ديالوگ‌هاي برومير اجرا مي‌كند. يكي از بهترين نقش‌گويي‌هاي پرسوناژهاي مكمل در دوبله سال‌هاي اخير، اختصاص دارد به اجراي مسلط امير صمصامي به جاي شون آستين (در نقش سم، هابيتي مهربان كه يار هميشگي فرودو است)‌ كه در همين دوبله ارباب حلقه‌ها شاهد آن بوديم و صمصامي به خوبي توانسته گوياي حالات دلسوزي، پريشاني و نگراني‌هاي شخصيت سم باشد. تورج مهرزاديان و ناصر احمدي با صداهاي حجمي داري كه دارند حضور دلپذيري در دوبله اين فيلم ايجاد كرده‌اند. مهرزاديان با لحني رسمي و درباري به جاي پادشاه الف‌ها يعني الروند و ناصر احمدي با حالتي تيپيك و فانتزي به جاي كوتوله دوست‌داشتني به نام گيملي خيلي جذاب نقش‌گويي كرده‌اند. با توجه به اين كه ارباب حلقه‌ها داستان مردانه‌اي دارد ولي حضور شخصيت‌هاي زن با وجود كم‌تعداد بودنشان، چشمگير است و امير زند با توجه به اين موضوع، از صداي دو دوبلور بااستعداد اين سال‌هاي دوبله، افسانه پوستي (در نقش آروين/ ليو تايلر)‌ و نگين كيانفر (كيت بلانشت در نقش ملكه جنگل)‌ استفاده شاياني كرده است همچنين مي‌توان اين مهم را به صداي هابيت‌هاي دوست‌داشتني چون بيلبو بگينز (ايرج رضايي)‌، پيپين (عباس نباتي)‌ و مري (كسري كياني)‌ نيز تعميم داد ضمن اين كه امير زند خودش هم به جاي لگولاس (اورلاندو بلوم)‌ نقش‌گويي ارائه داده است. دو صداي نقش اصلي ديگر اين فيلم يعني فرودو (اليجا وود)‌ و آراگورن (ويگو مورتن)‌ را به ترتيب افشين زي‌نوري و سعيد مظفري با حالت‌هايي از ترس و جستجوگري و منشي پهلوانانه گفته‌اند كه در قبل در همين صفحه از شيوه گويندگي اين دو دوبلور حرفه‌اي مطالبي درج شده است. در انتها براي دوستداران دوبله تماشاي ارباب حلقه‌ها دو دريغ را به همراه مي‌آورد يكي از دست دادن ظاهري صداي زنده‌ياد كاملي كه مي‌توان در اينجا به يادگار صداي ايشان را شنيد و دريغ ديگر اين كه چرا امير زند بعد از ارائه شاهكار دوبله سه‌گانه ارباب حلقه‌ها و پالپ فيكشن، ديگر كاري به قوت اين دو اثر از وي ديده نشد كه حيف است شاهد خاموش شدن تدريجي استعداد مدير دوبلاژ صاحب سبكي چون امير زند باشيم وقتي كه دوبله به ياد ماندني ارباب حلقه‌ها در كارنامه‌اش ديده مي‌شود.
جام جم

Fiona Liebe
09-10-2008, 02:18
بازيگران سرشناس در انيميشن «تهران1500» صحبت مي‌كنند


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ، سيد هادي منبتي مدير عامل مؤسسه توسعه تصوير شهر ضمن اعلام اين مطلب گفت:از حدود 2 ماه پيش، تهيه تجهيزات سخت افزاري اين پروژه آغاز شده و تاكنون تعدادي از تجهيزات كه در كشور موجود نبوده مانند دستگاه «موشن كپچرز» براي تبديل بازي زنده هنرپيشگان به كاراكتر انيميشن‌شان، از خارج وارد شده است.
وي درباره بازيگران فيلم گفت: اين فيلم بلند سينمايي، 7 نقش اصلي شامل 3 زن و4 مرد دارد كه 13 بازيگر معروف براي اين نقش‌ها مد نظر هستند.
منبتي در ادامه اظهار داشت: اين فيلم با مشاركت 60 درصدي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران تهيه خواهد شد و هم اكنون مراحل پاياني پيش توليد را مي گذراند.
مدير عامل مؤسسه توسعه تصوير شهر خاطر نشان ساخت: 35 تا 40 انيماتور براي اين كار در نظر گرفته شده‌اند كه به علاوه آن با تعدادي از انيماتورهاي ايراني سرشناس شاغل در خارج از كشور هم براي حضور در اين پروژه مذاكره شده است.
وي در پايان گفت: سخت افزارهاي لازم ، فيلمنامه و ... آماده شده است. ضمن آنكه چندين شركت داخلي و خارجي براي تبديل فيلم به نسخه 35 ميليمتري اعلام آمادگي كرده‌اند.
«تهران1500» با فضايي طنز ، پايتخت را در 110 سال آينده به تصوير مي كشد. در آن سال‌ها دنيا پيشرفت كرده و ايراني‌ها با همان خلق و خوي خود از تكنولوژي روز دنيا استفاده مي‌كنند و البته با ذهنيت خود آنها را تغيير داده‌اند. در اين فيلم سعي در به تصوير كشيدن بسياري از مسائل شهرنشيني با زبان طنز شده است.

Fiona Liebe
15-10-2008, 22:14
گزارش دوبله داستان اردك‌ها
تولدت مبارك‌

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/20/100951424241.jpg


جام جم :امروز تصميم گرفته‌ام كه راه بيفتم و بروم جايي كه همه تو را دوست دارند؛ جايي كه آدم‌هاي زيادي براي تو زحمت مي‌كشند.
ساعت 9 صبح خودم را به واحد دوبلاژ صداوسيما مي‌رسانم. واحد دوبلاژ جايي است كه تعداد زيادي گوينده در استوديوهاي مختلف فيلم سينمايي، كارتون و سريال‌هاي مختلف را دوبله مي‌كنند.
يك ساعتي مي‌شود كه توي راهرو قدم مي‌زنم. انتظار كشيدن سخت است. به من گفته بودند، گويندگان و صداپيشگان دير مي‌آيند و بايد كمي صبر كنيم. نگاهم را اطراف استوديوها مي‌چرخانم، شايد آشنايي پيدا كنم؛‌ بالاخره آن آشنا از راه مي‌رسد. با آقاي منظمي سلام و احوالپرسي مي‌كنم.

منظمي از گويندگان واحد دوبلاژ است و كارهاي زيادي هم براي كودكان و نوجوانان انجام داده است. او بسيار گرم و خوش‌برخورد است. به اتفاق به استوديو 108 محل دوبله سريال كارتوني «داستان اردك‌ها» مي‌رويم.

داستان اردك‌ها، سريالي از مجموعه داستان‌هاي دانلد داك اثر والت‌ديسني است. صدابردار اين سريال، آقاي مصطفي سيمرغ از صدابرداران قديمي صداوسيماست. او از پشت شيشه دوجداره استوديو، تعدادي از گويندگان را به من معرفي مي‌كند. آقاي پزشكيان، آقاي همت، شيخ‌زاده، خانم حجت، خانم اميريان، شاهين مقدم و...

در همين موقع تعدادي از گويندگان، يكصدا دست مي‌زنند و شعر تولدت مبارك را مي‌خوانند. اول فكر كردم جشن تولد يكي از دوبلورهاست، ولي بعد متوجه شدم 3 جوجه اردك سبز و آبي و قرمز به اتفاق جمعي از سربازها جشن گرفته‌اند. از قرار معلوم توي اين جشن قرار است نمايش هم بدهند.

«آقايان و خانم‌هاي محترم و گرامي، با كمال افتخار شروع نمايش رو اعلام مي‌كنم. شما بياييد جلو. اطمينان دارم كه نقش‌تون را خيلي خوب بلديد. با اين حال اگه مشكلي پيش اومد، من از روي متن بهتون كمك مي‌كنم. امتحان مي‌كنيم؛ يك، دو، سه.»

از توي اتاق فرمان با خانم مهناز افشاري، سرپرست گويندگان سلام و احوالپرسي مي‌كنم. افشاري از بازيگران باسابقه واحد دوبلاژ صداوسيماست. او علاوه بر مديريت دوبلاژ، سال‌هاست كه گويندگي نيز مي‌كند. آخرين كار افشاري، دوبله فيلم 97 دقيقه‌اي «ناحيه» به سرپرستي ايرج سنجري است كه براي تلويزيون آماده مي‌شود.
افشاري در اين فيلم، نقش ميگوئل، يك جوان 16 ساله را بازي مي‌كند. در همين زمان خانم مژگان عظيمي،‌ يكي از دوبلورهاي اين مجموعه وارد استوديو مي‌شود. او بچه‌ها را خيلي دوست دارد.

خودش مي‌گويد: من چون صدايم شبيه صداي بچه‌هاست، آنها را دوست دارم. بچه‌ها را به خاطر سادگي و دنياي پاكشان دوست دارم. به نظر من، همه بچه‌ها مثل دريا، پاك و آبي و زيبا هستند.

عظيمي مي‌گويد: وقتي براي بچه‌ها كار مي‌كنم، احساس خوبي دارم. احساس مي‌كنم كه خود من هم بچه هستم. اين حال و هوا را دوست دارم. عشق مي‌ورزم در كنار پاك‌ترين موجودات خداوند باشم.

يكي از بازيگران با صداي بلند اعلام مي‌كند: «بلندگوم قطع شد. اينجا چه خبره. اينا هيچ كدوم توي متن نيست.»

ظاهرا همه خسته شده‌اند. مدير دوبلاژ استراحت كوتاهي به گويندگان مي‌دهد. دوبلورها هر كدام در گوشه‌اي از استوديو نقش‌هاي خود را تمرين مي‌كنند.

اون مك‌كواك نادون، داره چكار مي‌كنه؟

زود پاشيد اونارو بگيريد.

افراد سپاه جد بزرگ بزرگ بزرگ بنده، بدون هيچ مشكلي پيشروي كردند.

وايسا ببينم، بهت مي‌گم وايسا، مثل اين كه با اسب ديرتر از هواپيما زمين مي‌خورم. اوه، خدارو شكر، اينم يه جور پيشرفته.»

گويندگان در حال استراحت هستند و من بايد خداحافظي كنم.

Fiona Liebe
19-10-2008, 20:43
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/07/27/100952019087.jpg

جام جم :تازه‌هاي دوبله و گفتگوهاي كوتاه با مديران دوبلاژ درباره آثاري كه دوبله مي‌كنند مطالبي است كه قرار است بعد از اين در ستون «صداي تازه» بخوانيد. آثاري كه در اين ستون معرفي مي‌شوند، فيلم‌هايي هستند كه در كنداكتور پخش شبكه‌هاي مختلف تلويزيون قرار مي‌گيرند.

ادي و سوزاندن جنازه
فيلم خارجي «ادي» در آينده نزديك از تلويزيون پخش مي‌شود. اين فيلم به مديريت شروين قطعه‌اي به فارسي دوبله شده است.

«ادي» (EDY) محصول 2005 فرانسه به كارگرداني استفان گورين تيليه درباره ادي سايوويسي، صاحب يك شركت كوچك بيمه است در مترو گرفتار 3 جوان مزاحم مي‌شود. آنها اسلحه او را مي‌ربايند و وقتي دستگير مي‌شوند، اين اسلحه به دست پليس مي‌افتد. لويي رئيس و استاد ادي وي را به خاطر اين ماجرا بازخواست و مجبور مي‌كند كه جنازه ژان را از محل دفن آن بيرون بياورد و بسوزاند. در اين راه ماجراهايي براي آنها پيش مي‌آيد.

شروين قطعه‌اي، مدير دوبلاژ «ادي» درباره ويژگي‌هاي دوبله اين اولين ساخته بلند تيليه مي‌گويد: «خوشبختانه در دوبله اين فيلم، تمام دوبلورهاي اصلي و نوعي انتخاب اولم بودند. با توجه به ويژگي‌هاي شخصيت ادي، منوچهر اسماعيلي را براي گفتن اين نقش انتخاب كردم. براي فيليپ نواره بازيگر نقش لويي از حسين عرفاني دعوت كردم كه تاكنون چندين بار به جاي وي صحبت كرده و به نظر من فقط صداي او مناسب اين بازيگر است. نقش‌هاي سلين و كاترين در فيلم، حضوري كم اما موثر دارند، به همين دليل آنها را به 2 دوبلور حرفه‌اي و خوش‌صدا، فريبا رمضان‌پور و مريم شيرزاد سپردم. براي نقش ژان تابوت‌ساز هم سعيد مقدم منش را در نظر گرفتم. صداي وي گرفتگي‌ها و زير و بم‌هايي دارد كه كاملا براي اين نقش مناسب است.»

قطعه‌اي درباره دوبلورهاي نقش‌هاي ژرار (مقتول) و بازپرس نيز چنين مي‌گويد: «سعي مي‌كنم به جوانها بها بدهم و براي آن تعداد از آنها كه مستعد هستند و صداهاي مناسبي دارند، نقش‌هاي خوبي را مدنظر بگيرم. بر اين اساس اين 2 نقش را به مهرداد ارمغان و حسين نورعلي دادم و هر 2 نفر كارشان را خوب انجام دادند».

قطعه‌اي فيلم فرانسوي «جناب سرهنگ» را نيز دوبله كرده است كه چندي پيش از شبكه 4 پخش شد. وي درباره دوبله اين اثر مي‌گويد: «اين فيلم بيش از يك ماه نزد من بود و به دليل اشكالات متن آن رغبتي به تنظيم ديالوگ‌هايش نداشتم. درنهايت 31 شهريور آن را دوبله كردم. بازيگر نقش سرهنگ، خوب بازي نكرده بود و من با انتخاب حسين عرفاني براي گويندگي وي، سعي كردم اين نقيصه را جبران كنم. براي شارل آزناوور بازيگر نقش پدر روسي ‌ از ايرج رضايي دعوت كردم، ‌زيرا اين پدر پس از كشته شدن پسرش در هم شكسته مي‌شود و همواره بغضي در گلو دارد و اين ويژگي‌ها با صداي رضايي متناسب بود. براي نقش روسي عليرضا باشكندي را انتخاب كردم كه صدايش علاوه بر تناسب با چهره بازيگر، ويژگي‌هاي شخصيت را نيز در بر داشت. گويندگي ساير نقش‌ها را هم تركيبي از دوبلورهاي با سابقه، جوان و كارآموزان برعهده داشتند».

Fiona Liebe
20-10-2008, 04:28
http://media.farsnews.com/Media/8502/Images/jpg/A0185/A0185482.jpg
فيلم «دوازده يار اوشن» با مديريت «خسرو خسروشاهي» دوبله شد


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، دوبله فيلم سينمايي «دوازده يار اوشن» با حضور دوبلورهاي بسياري به پايان رسيد.
بنابر اين گزارش، در دوبله اين فيلم سينمايي «بهرام زند» به جاي «جرج كلوني»، «سعيد مظفر» به جاي «براد پيت»، «شكوفنده» به جاي «كاترين زتاجونز» و «مينو غزنوي» به جاي «جوليا رابرتز» سخن گفته‌‌اند.
احمد رسول‌زاده، افشين زينوري، وحيد منوچهري، محمد علي جان پناه و نظامي از جمله گويندگان ديگري هستند كه در دوبله اين اثر حضور داشته‌اند.
فيلم سينمايي «دوازده يار اوشن» محصول كمپاني هاليوودي برادران وارنر در سال 2004 است كه به كارگرداني «استيون سودربرگ، تهيه‌كنندگي«جري وينتراب» و نويسندگي«ديويد لوين» و «برايان كوپلمن» ساخته شده است.
بازيگراني چون جرج كلوني، براد پيت، مت دمون، اندي گارسيا، دان چيدل، برني مك، كيسي آف لاك، كاترين زتا جونز و جوليا رابرتز نيز در اين فيلم سينمايي 125 دقيقه‌اي ايفاي نقش كرده‌اند.
در خلاصه فيلم سينمايي «دوازده يار اوشن» آمده است: سه سالي است كه از سرقت موفق، متهورانه و پرسود دني اوشن و گروهش راستي ريان (پيت)، لينوس كالدول (ديمون)، باشر تار (چيدل) (متخصص مواد منفجره)، فرانك كاتن (مك) (متخصص باز كردن گاوصندوق) در لاس وگاس مي‌گذرد. پس از تقسيم سهم‌ها، هريك از افراد گروه اوشن تصميم گرفتند كه زندگي قانوني و بدون دردسري براي خود داشته باشند. اما بنديكت آنها را پيدا كرده و 160 ميليون دلار خود را با سودش طلب مي‌كند. گروه اوشن متوجه مي‌شوند كه بنديكت...

Fiona Liebe
01-11-2008, 20:39
«بهرام زند» اواخر آبان دوبله «فرزند صبح» را آغاز مي‌كند


«محمود سماك‌باشي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: نسخه تدوين شده فيلم «فرزند صبح» هم اكنون در استوديو تك فيلم است و «فرامرز اباصدق» صداگذاري اين فيلم را آغاز كرده است.
وي افزود: منتظر آماده شدن دوبله كار هستيم تا بتوانيم ميكس نهايي فيلم را انجام دهيم.
«بهرام زند» مدير دوبلاژ فيلم «فرزندصبح» نيز در گفت‌وگو با فارس در مورد دوبله اين كار، گفت: پس از انجام برنامه‌ريزي‌هاي لازم و مشخص شدن جزئيات دوبله، اواخر آبان ماه دوبله «فرزند صبح» را آغاز خواهيم كرد.
به گزارش فارس، بخشي از مراحل فني فيلم «فرزند صبح» بايد در خارج از كشور (فرانسه يا كانادا) انجام شود.

Fiona Liebe
03-11-2008, 11:57
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/08/11/100953234623.jpg
موشك شيشه‌اي‌ با كمربند قرمز


جام جم:«موشك شيشه‌اي» و «كمربند قرمز» 2 فيلمي هستند كه ايرج سنجري در مهرماه براي تلويزيون دوبله كرده است.
«موشك شيشه‌اي‌»(BOTTLE ROCKET) درباره 3 جوان آمريكايي ناموفق است كه تصميم مي‌گيرند از يك خانه سرقت كنند، خانه‌اي كه بعدا معلوم مي‌شود خانه والدين يكي از آنهاست.‌ آنها در اين سرقت ناكام مي‌مانند اما از كارشان دست نمي‌كشند و نقشه سرقت از يك هتل را طرح مي‌كنند. 3 جوان باز هم شكست مي‌خورند و براي سرقت سوم از نقشه‌اي كه يك استاد بزهكاري طراحي كرده پيروي مي‌كنند اما دستگير مي‌شوند.
سنجري درباره انتخاب گويندگان اين فيلم مي‌گويد: «ناصر نظامي و منوچهر والي‌زاده علاوه بر اين كه صدايشان مناسب نقش‌هايشان بود، قبلا هم به جاي جيمزكان و لوك ويلسون صحبت كرده بودند. شروين قطعه‌اي و منوچهر زنده‌دل بسيار خوب شخصيت‌پردازي مي‌كنند به اين معني كه ابتدا سعي مي‌كنند نقش خود را بشناسند و بعد به جاي او صحبت كنند، به همين دليل آنها را براي نقش‌هاي باب و ديگنان انتخاب كردم.» سنجري گويندگي ساير نقش‌ها را به دوبلورهاي باسابقه‌اي چون سيامك اطلسي، ناصر خويشتندار، اسفنديار مهرتاش، زويا خليل‌آذر و جوان‌هايي چون عليرضا شايگان، امير عطرچي، سميه رهنمون، اميرعباس پيام و عاليه سادات جعفري سپرده است.

كمربند قرمزREDBELT ، محصول 2008 ماجراي زدوبندهاي مسابقات ورزش‌هاي رزمي و تلاش‌هاي جوان سياهپوستي به نام مايك است كه به افشاي اين
زد و بندها مي‌پردازد. سنجري درباره دوبله اين جديدترين ساخته ديويد ممت مي‌گويد: «در اين فيلم حدود 50 شخصيت حضور دارند و دوبله‌اش از اين جهت كار دشواري است.»

وي درباره علت انتخاب والي‌زاده 68 ساله براي گويندگي به جاي مايك 34 ساله مي‌گويد: «به نظر من انعطاف صداي والي‌زاده زياد است و از يك جوان 20 ساله تا يك ‌آدم 50 ساله را مي‌تواند بگويد علاوه بر اين مايك سياهپوست است و والي‌زاده معمولا نقش سياهپوست‌ها را خوب در مي‌آورد.» سنجري درباره ساير انتخاب‌هايش هم مي‌گويد: «مريم رادپور هم مي‌تواند نقش‌هاي جوان و مسن را بگويد. اميل مورتيمر با اين كه جوان است،‌ نقش يك وكيل‌40 ساله را بازي كرده است و به همين دليل، رادپور را براي گويندگي به جاي او انتخاب كرده‌ام.
كتايون اعظمي را هم به دليل استواري و وجاهت صدايش براي نقش سانه‌ را در نظر گرفتم. نقش برونو را در ابتدا مي‌خواستم خودم بگويم، اما به دليل تعداد زياد گويندگان ترجيح دادم كس ديگري كسري كياني بگويد تا بتوانم نظارت بيشتري بر كار داشته باشم.»

در «كمربند قرمز» فقط 3 دوبلور تازه‌كار حضور دارند و سايرين همگي از گويندگان باسابقه هستند. ناصر نظامي (چت)‌، ناصر احمدي (مارتي)‌، مريم صفي‌خواني، مهدي آريان‌‌نژاد، محمدعلي ديباج، بهرام زاهدي، محمد عبادي و... .

Fiona Liebe
03-11-2008, 11:58
طنيني از چهارسوي علم‌ و كارتون‌


در شماره گذشته به تاريخچه دوبله مستند در تلويزيون ايران و به عملكرد تعدادي از مستندگوهاي مشهور اين عرصه پرداختيم. در اين بين به نام گويندگاني اشاره شد كه مسير دوبله آثار مستند را جدي‌تر و به طور تخصصي ادامه دادند و در گذر زمان توانستند شيو